تبليغاتX
هفته نامه دانشجویی آریا

هفته نامه دانشجویی آریا

خبرنامه: سیاسی / اجتماعی / علمی / فرهنگی / هنری / اقتصادي / ورزشی

مصاحبه ای با دکتر عبدالکریم سروش

عصر دينداران معيشت انديش

«سياست و عدالت» عنوان گفت وگويى مفصل با «عبدالكريم سروش» است كه خبرنامه داخلى جبهه مشاركت در تازه ترين شماره خود منتشر كرده است. سروش در اين مصاحبه به بحث درباره موضوع عدالت و نيز بنيادگرايى پرداخته است. بحثى كه در پى تحولات اخير سياسى پرداختن به آن رونق گرفته است. متن اين گفت وگو در پى مى آيد.
•••
•اگر موافقيد  بحث را از انتخابات رياست جمهورى شروع كنيم. آنچه كه پيش آمد با دو تحليل به بحث هاى شما ارتباط جدى پيدا مى كند؛ يكى بحث عدالت است كه بعضى ها معتقدند دولتى كه از اين انتخابات بيرون آمده به خاطر تشنگى مردم نسبت به عدالت است، فارغ از آنكه چه قدر اين انتخابات سالم بوده، يا نه. يكى ديگر هم بحث درباره آن قرائت از دين است كه متكى بر احساسات است. البته قصد ما اين نيست كه بحث را به صورت بحثى سياسى دنبال كنيم.
من هم رغبتى ندارم كه وارد بحث هاى سياسى محض شوم. سخنان شما اشارات خوبى بود. اگر من بخواهم مقايسه اى بكنم ميان رئيس جمهور فعلى و رئيس جمهور قبلى مى توانم چنين بگويم كه با پيروزى آقاى خاتمى در سال
۱۳۷۶ يك نوع ديندارى پيروز شد كه من آن را «ديندارى معرفت انديش» ناميده ام. ديندارى معرفت  انديش اوصاف و مشخصاتى دارد. يكى از مشخصات مهمش اين است كه به دنبال صدق و كذب است. مخاطبش عقل مردم است و خود را چندان محتاج ديگرى نمى بيند و به جاى تقليدى بودن، تحقيقى است.بد نيست به اين نكته هم اشاره كنم كه اين نوع ديندارى، از سئوال، از نقد، از شك تغذيه مى كند و انتقاد را برتر از انقياد مى نشاند؛ اما دوران كنونى را بايد دوران پيروزى ديندارى «معيشت انديش» يا «مصلحت انديش» ناميد كه به گمان من تمام علامت هايش به نيكى و وضوح ظاهر شده است. يعنى ديندارى كه شعار اصلى اش آبادكردن اين دنيا به همراه آبادكردن آخرت است. پرداختن به شعائر حتى در سطح بسيار پايين آن، بر ميدان آوردن روحانيان و دور شدن از مسائل تحقيقى و تكيه بر امور تقليدى و برترى دادن انقياد نسبت به انتقاد و علامت هاى ديگرى كه در نوشته هاى ديگرم به آن اشاره كرده ام. از همه بالاتر اينكه مخاطب اين ديندارى، احساسات و عواطف است نه عقل.
•اما آقاى دكتر من فكر مى كنم تفاوت هايى بين اين ديندارى و ديندارى سنتى وجود دارد. ديندارى سنتى، ديندارى معرفت انديش نيست، ولى در همين انتخابات مرزبندى اش با ديندارى كه پيروز انتخابات است، مشخص شده است. برخى روحانيون سنتى كه حالا حتى سياسى هم هستند حاميان ديندارى سنتى هستند، اما آنها هم در برابر اين نوع ديندارى كه الان تقويت شده و برآمده است، مقاومت هايى نشان دادند.
من اگر سخن شما را به درستى فهميده باشم، «ديندارى معيشت انديش» و «ديندارى مصلحت انديش» كه اكنون بر سر كار آمده است و دولت را از آن خود كرده است، از ديانت استفاده ابزارى مى كند؛ در حالى كه ديندارى سنتى چنان نبوده است. دين اگر هم براى آنها ابزار بوده است، ابزار اخروى بوده است نه ابزار غلبه دنيوى. اين ديندارى مصلحت  انديش متأسفانه اين صفت دوم را با خود حمل مى كند و همين سبب عدم انسجام و عدم سازگارى درونى آن مى شود و باعث مى شود كه بعضى از امور مقدس چنان قداست زدايى شوند و مركب وار مورد استفاده و تاخت و تاز قرار بگيرند كه حتى صداى بعضى از دينداران سنتى را هم در آوردند و آنان را وادار به اعتراض كنند.على ايحال اگر بخواهيم مقايسه اى صورت دهيم، مى توانيم بگوييم چنين چيزى وجود دارد و البته من مى توانم آن را به شكل ديگرى بيان كنم.از مشخصات ديندارى سنتى ما اين است كه با پاره اى از مفاهيم بسيار كلى و مبهم به راحتى كنار مى آيد، مثل مفهوم عدالت. اين مفهوم را همه كس مى تواند به دست بگيرد و پرچمش را بلند كند و براى آن اظهار فداكارى و علاقه كند، اما مفاهيم مشخص به كار اينها نمى آيد. شايد ما دوران آقاى خاتمى را بتوانيم دوران شعار آزادى و دوران كنونى را بتوانيم دوران شعار عدالت بدانيم؛ اينكه كدام يك از اين شعارها محقق شده است، حرف و بحث ديگرى است؛ اما تفاوت در اينجا است كه شعار آزادى، شعارى است كه به نظر من از عدالت بسيار مشخص تر است، چون كه معنايش اين است كه مثلاً مطبوعات بايد آزاد باشد، وقتى شما مطبوعات را به راحتى تعطيل كرديد، معنايش اين است كه آزادى را از ميان برده ايد و محدود كرده ايد؛ اما با شعار عدالت مى توان همه كار كرد. شما مى توانيد افراد را شكنجه كنيد و باز هم بگوييد ما داريم عدالت را اجرا مى كنيم. اين اتفاقاً و دقيقاً وضعى بود كه ما در كشورهاى كمونيستى هم شاهد آن بوديم.من مقاله اى با عنوان «اخلاق خدايان» نوشته ام و كتابى چاپ شد از من كه نام اين مقاله را بر پيشانى خود داشت. در «اخلاق خدايان» يكى از نكته هاى مهمى كه بر آن انگشت گذاشتم، دقيقاً همين بود كه عدالت نام هيچ فعلى نيست، لذا هر فعلى را مى توان ملقب به اين لقب كرد. «خنديدن» نام يك فعل مشخص است، به «راه رفتن» و «نوشتن» كه خنديدن نمى گويند. خنديدن يك كار تعريف شده معينى است. «راست گفتن» يك كار تعريف شده معينى است. «آدم كشتن» تعريف معينى است. همه اينها تعريف معينى است، به خوب و بدها كار ندارم، اما روشن است به چه كارى مى گويند آدم كشى، اما عدالت اسم هيچ كار مشخصى نيست و به همين دليل مى تواندصفت هركارى قراربگيرد.
•اما به صورت سلبى قابل تعريف است، به هر حال مى دانيم كه عدالت مخالف چيزهايى مثل تبعيض است.اين توتولوژى است. تبعيض يعنى بى عدالتى.
•به هر حال به صورت سلبى عدالت را مى شود تعريف كرد.
عدالت نه جلوى چيزهايى را به صورت سلبى مى گيرد، نه چيزهايى را به صورت ايجابى به وجود مى آورد. بحث من در آن مقاله دقيقاً همين است كه عدالت مفهومى است آن قدر انتزاعى، جامه اى است آن قدر فراخ، كه عملاً بر تن هر چيزى مى توانيد آن را بپوشانيد. به همين خاطر عدالت در فلسفه اخلاق بحث دشوارى است. اگر تكليف شما معين بود و يك مبحث حل شده بود، آن قدر غوغا و سر و صدا نداشت.عدالت مبحثى است به غايت انتزاعى و دشوار كه جهاد عقلانى نيرومندى لازم است كه انسان آن را بجا و درست به كار ببرد، ولى ما مفاهيم خرد ترى داريم مثل آزادى. من يادم مانده، هنگامى كه آقاى خاتمى مبارزات انتخاباتى خود را آغاز كردند، يكى از رقباى ايشان مهندس سحابى بودند. ايشان هم مى خواستند وارد ميدان شوند كه بعد از طرف شوراى نگهبان ردصلاحيت شدند. در همان موقع كه ايشان به دنبال آغاز مبارزات بودند، يكى از دوستانشان پيش من آمد و گفت دنبال شعار مى گرديم. من پيشنهاد كردم كه شعار ايشان اين بيت حافظ باشد «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا». گذشت و ايشان هم رد صلاحيت شدند، ولى الان مى خواهم عرض كنم كه اگر يك رئيس جمهور شعار خودش را اين قرار دهد، بسيار شعار عالى، انسانى و حتى اسلامى است و خيلى شعار مشخصى است. يعنى واقعاً بايد دشمنان را تحمل كرد، دوستان را كه بايد روى چشم گذاشت، با مردانگى بايد با آنها روبه رو شد، بايد سپاسگزارشان بود. دشمنان را هم نبايد از ميان برد، بلكه بايد تحمل شان كرد، مدارا كرد و آنها را واجد حقوق برابر دانست. به نظرم اين شعارها به كار ما مى آمد، شعارهاى خيلى كلى به كار ما نمى آيد، چون تفسير بردارند. ما در عالم سياست به صراحت احتياج داريم و اگر از صراحت بيرون آمديم بايد بدانيم كه گوينده يا كسى كه شعار را مى دهد، يا خداى ناكرده نيت ناپاكى دارد و مى خواهد با اين كلمات پاك، نيت ناپاك خودش را بپوشاند و يا اساساً دچار حيرت است و تاريخچه مفاهيم و شناسنامه آنها و چگونگى به كار گرفتن و از كار افتادن آنها را نمى داند.
•آقاى دكتر اما عدالت در ديدگاه شيعه مفهوم با سابقه اى است و هميشه به كار رفته است و بحث هاى بسيارى پيرامونش شكل گرفته است و نمى توان آن را به اين راحتى كنار گذاشت.
اگر شما از من بخواهيد همين الان كه هيچ آمادگى قبلى ندارم درباره عدالت صحبت كنم، شايد بتوانم سه ساعت بدون توقف و يك نفس برايتان بگويم. مى دانيد درباره عدالت سخن بسيار مى توان گفت. فربه ترين مفهوم اخلاقى و سياسى است. من يك سخنرانى درباره نسبت سياست و اخلاق در لندن داشتم. اتفاقاً همان جا هم همين نكته را گفتم. اخلاق و سياست بسيار به هم مربوط اند، ارتباطشان هم، از طريق مفهوم كليدى «عدالت» است، زيرا عدالت، هم در صدر مفاهيم اخلاقى نشسته و هم در صدر مفاهيم سياسى. بنابراين اين دو تا بسيار طبيعى دستشان در هم است و همديگر را در آغوش مى گيرند.به همين خاطر عدالت از زمان افلاطون تا دوران ما، اين همه مورد بحث است، همان را كه مولا على(ع) در نهج البلاغه فرموده اند: «درباره حق بيش از هر مفهوم ديگرى مى توان سخن گفت، اما در مقام به كار بردن آن تنگ ترين مجال است.» درباره همين عدالت كه شما مى گوييد و من هم سينه چاكش هستم و مگر مى شود كسى به آن علاقه نداشته باشد؛ هم مى توانيم بگوييم. اين البته بستگى دارد شما مهم ترين، برجسته ترين و شناخته  شده ترين چهره عدالت را در چه ببينيد. من در برخى سخنرانى ها و نوشته هايم اين را آورده ام. براى اينكه ما عدالت را قدرى خرد كنيم، مشخص ترش كنيم و به اصطلاح امروزى ها بتوانيم پياده اش كنيم- هر چند من معتقدم بايد عدالت را سوار كرد- گفته ام بايد از همان اصل قديمى اخلاقى استفاده كنيم، اصلى كه در مسيحيت، يهوديت، اسلام و تقريباً در تمام فرهنگ هاى جهانى بوده است: «آنچه كه بر خود نمى پسندى بر ديگران روا مدار»من معتقدم اگر نگوييم اين جمله اساس، جوهر و ذات عدالت را مطرح مى كند، همان طور كه گفته ام قطعاً يكى از مهمترين چهره هاى عدالت را بيان مى كند. اين از آن حرف هايى است كه هر تفسيرى نمى توان از آن داشت. جلوى خيلى از چيزها را مى گيرد. اقلاً جوانب سلبى آن خيلى كم است. شما دوست نداريد آزادى هايتان را محدود كنيد، پس شما هم آزادى هاى ديگران را محدود نكنيد. دوست نداريد شما را شكنجه كنند، پس ديگران را شكنجه نكنيد. دوست نداريد مثلاً در مغازه شما را بى جهت ببندند پس بى جهت در مغازه ديگران را نبنديد. دوست نداريد بى جهت به شما دشنام دهند، اهانت كنند، پس به ديگران اهانت نكنيد. ببينيد تفسيرهاى عملى  مشخص پيدا مى كند و به راحتى نمى توان تاويل و توجيه اش كرد. من معتقدم كه به آقاى احمدى نژاد بايد اين پيشنهاد را كنيم و بگوييم ما با پيشنهاد عدالت ورزى و مهرورزى شما موافقيم. مگر مى شود موافق نبود؟ اما خواهش مى كنيم شما عدالتتان را تفسير كنيد، دست كم اين تفسير پيشنهادى ما را اگر مى پسنديد، اعلام كنيد كه «آنچه بر خود نمى پسندى، بر ديگران هم نپسند» اين جمله در نامه حضرت على (ع) به امام حسن (ع) هم هست. در تمام فرهنگ هاى جهان هم هست. يكى از متكلمان مسيحى آمده بود و بررسى كرده و ديده بود كه اين اصل اخلاق در تمام فرهنگ ها مشترك است.ما به آقاى رئيس جمهور مى گوييم شما تفسير مرضيه خودتان از عدالت را به ما بگوييد و يا اگر اين تفسير را مى پسنديد، اعلام كنيد و بر وفقش عمل كنيد و اجازه بدهيد براساس همين شما را نقد كنند و كارتان و شيوه هايتان را تصحيح كنند و همچنين عوامل زيردست شما و نمادهاى تابعه را. من فكر مى كنم ما يك قدم به جلو خواهيم رفت. در نامه اميرالمومنين به حضرت امام حسن(ع) آمده است: «خودت را ميزان قرار بده. ببين هر چيزى را كه دوست ندارى به ديگران هم روا مدار» چرا اين اصل اينقدر دلپذير است؟ من درباره اش فكر كرده ام. يكى از دلايلش اين است كه قدرى خودخواهى ما را ارضا مى كند. ما نمى توانيم از مردم بخواهيم كه به طور كامل و صد در صد گذشت كنند. شايد نوادرى اهل اين جور گذشت هاى متعالى باشند، ولى از همگان نمى توان چنين انتظارى داشت. هميشه توفيق وقتى است كه قدرى به اين خودخواهى مشروع آدميان پا بدهيد، قدرى از خودخواهى ها مشروع است. وقتى من بيمار مى شوم و پيش طبيب مى روم، مى خواهم بمانم، مى خواهم از زندگى لذت ببرم، اين خودخواهى است، اما خودخواهى مشروع و متعالى است. من وقتى كه طالب آبرودارى خودم هستم، اين خودخواهى است، اما خودخواهى درستى است. در اين جمله قدرى از خودخواهى مشروع ما هم ارضا مى شود، پسند و ناپسند ما هم به رسميت شناخته مى شود. اينكه شما براى خود چيزهايى را مى پسندى ملامت نمى كنيم، اما براى ديگران هم بپسند. اگر رفاه خوب است، اگر آبرو خوب است، فقط براى خودت نخواه، براى ديگران هم بخواه. اگر شكنجه بد است، براى ديگران هم نخواه. در آن واحد هم خودخواهى مشروع و معتدل ما را اشباع و ارضا مى كند و هم ميزان و ترازوى نسبتاً مشخصى را به دست ما مى دهد كه به راحتى مى توانيم پاره اى از رفتارها را با آن بسنجيم كه وزنش چقدر است. به اين معنا بنده با شما موافق هستم و فكر مى كنم شعار عدالت مى تواند شعار بسيار سودمند و كارايى باشد.
•اينجا مى توانيم بپرسيم آيا اصلاً عدالت بدون دموكراسى محقق مى شود؟ بالاخره در توزيع قدرت هم بايد عدالت رعايت شود. عدالت فقط در منابع اقتصادى كه نيست. نمى توان گفت كه در توزيع منابع اقتصادى عدالت بايد رعايت شود، اما قدرت در انحصار برخى باقى بماند.
اين حرف كاملاً درستى است. در واقع دموكراسى چهره سياسى عدالت است. عدالت چندين چهره دارد؛ يك چهره اقتصادى، يك چهره قضايى، اقلاً يكى هم چهره سياسى. البته يك چهره درونى هم دارد، يعنى اعتدال در درون نفس؛ همان كه علماى ما در گذشته بيشترين تاكيد را بر آن داشتند. به تعبير ساده تر ما هم آزادى درونى لازم داريم، هم آزادى بيرونى. اينكه مولانا مى گفت: اى شهان كشتيم ما خصم برون\هست خصمى زان بتر اندر درون.همين را مى گفت. براى تحصيل عدالت در درون، گذشتگان معتقد بودند اگر حاكم عادل باشد، اين عدالت را بر جامعه و يك يك افرادش بسط مى دهد و آنها را هم مشمول و قرين عدالت مى كند، اما هم تئورى هاى عدالت شناسانه دو سه قرن اخير و هم عمل سياسى حاكمان اعم از عادلان و ظالمان نشان داد به اين مقدار نمى توان اكتفا كرد كه فقط حاكم عادل باشد. بايد به دنبال شيوه ديگرى باشيم كه اين شيوه همان بود كه نامش «دموكراسى» شد. آمدند و گفتند تفكيك قوايى صورت بگيرد، قوه قضايى نيرومندى باشد، رأى مردم در انتخاب حاكمان دخيل باشد و آنطور كه گاهى گفته ام دموكراسى در سه قدم خلاصه مى شود؛ نصب حاكمان، نقد حاكمان و عزل حاكمان. اين سه قدم وقتى كه به دست مردم انجام شدنى بود، آن گاه مى توانيم بگوييم كه ما عدالت داريم.
•اين سه قدم هم كه بدون آزادى برداشته نمى شود، پس عدالت موكول به آزادى است.
كه اين بحث بعدى اش است. مردم براى اينكه بتوانند انتخاب كنند بايد آزاد باشند. براى اينكه نقد كنند بايد آزاد باشند. براى اينكه بتوانند عزل كنند بايد آزاد باشند. آدميان دربند، نه مى توانند اين كار را بكنند و نه اگر اين كار را بكنند، ارزش دارد. انسان هايى كه مختارند، مى توانند از اختيارشان بهره بردارى كنند و عقل خودشان را به كار ببرند و مسئولى را نصب مى كنند و عزل مى كنند.ما هم وقتى مى گوييم نصب كنند و نقد كنند و عزل كنند، در اين فضا يعنى كسى را اجاره مى كنند، يعنى يك نفر را نه تنها وكيل، بلكه اجير مى كنند. به او مزد مى پردازند و وظايفى را هم برعهده اش مى گذارند و مى گويند هرگاه اين وظايف را انجام ندادى، عذرت را مى خواهيم. به اين معنا عدالت و آزادى به هم گره مى خورند. من در نوشته هاى خودم هم آورده ام، آزادى زيرمجموعه عدالت است. اگر عدالت محقق شود، آزادى هم حتماً بايد محقق شود، چون آزادى از اجزاى عدالت است، اصلاً آزادى جلو و رو به روى عدالت قرار نمى گيرد كه بعضى ها قرار داده اند. اين تلقى واقعاً تلقى باطلى است. آزادى از اجزاى عدالت است. بدون آزادى، عدالت محقق نيست و با تحقق تام عدالت، آزادى حتماً محقق خواهد شد. عدالت يكى از تعريف هايش اين است كه همه حقوق را ايفا كنيم، يكى از حقوق هم آزادى است. بنابراين اگر شما با عدالت بخواهيد جميع حقوق را ايفا و استيفا كنيد ناچار به آزادى هم بايد برسيد و حق او را هم ادا كنيد، آزادى يكى از فربه ترين اجزاى عدالت است.در گذشته وقتى بحث عدالت درونى و عدالت نفسانى مى شد آزادى درونى را بخش مهمى از عدالت درونى مى دانستند و اكنون كه از عدالت اجتماعى سخن مى گوييم، آزادى از فربه ترين اجزاى عدالت است.مولوى مى گويد: چون به آزادى نبوت هادى است \مومنان را زانبيا آزادى است، پيغمبران اصلاً آمده اند كه آزادى بياورند. البته ما مى دانيم منظور مولوى آزادى سياسى به معناى امروزى نبود و همان آزادى درونى بود، اما يادتان باشد كلمه «آزادى» را به كار مى برد. همين مردى كه معتقد است: «عدالت و اعتدالى درونى بالاترين كمال نفس آدمى است»، وقتى مى خواهد از شئون نبوت سخن بگويد، آزادى و رهابخشى را مهمترين  شان نبوت مى داند. بنابراين آزادى چه در درون نفس چه در بيرون در عرصه اجتماع فربه ترين جزء عدالت است و بايد به دنبالش بود. آزادى هم همان طور كه عرض كردم يك مفهوم انتزاعى نيست، پيامدهاى مشخص در جامعه دارد كه اگر شما آنها را نداشتيد، به راحتى مى شود شما را نقد كرد كه چرا حق آزادى را ادا نكرديد.

منبع:ر.شرق

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 15:55  توسط شورای سر دبیری  | 

خبری از شورای نگهبان قانون اساسی

اصلاح طرح ممنوعيت فعاليت شركت هاى هرمى

طرح ممنوعيت فعاليت شركت هاى هرمى براى جلب نظر شوراى نگهبان در كميسيون حقوقى و قضايى مجلس اصلاح شد. «محمد دهقان» مخبر كميسيون حقوقى و قضايى مجلس گفت: طرح ممنوعيت فعاليت شركت هاى هرمى شكل مانند گلدكوئيست به گونه اى تصويب شد كه موجب ممنوعيت شركت هاى شرعى و قانونى نشود.                                                                                    

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 15:42  توسط شورای سر دبیری  | 

ورود خواهران ممنوع !

       ممنوعیت ورود خانم‌ها به کافی‌نت‌ در مراغه

   به نقل از : سایت سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی

ادوارنيوز : پس از اقدام اداره اماکن مراغه در تعطیلی اکثر کافی نت های مراغه و سپس ممنوعیت حضور همزمان خانمها و آقایان در کافی نت ها در اوایل این هفته و پس از درج خبراین واقعه در اینترنت ، اداره اماکن از فشار خود بر کافی نت ها کاست.
ماموران این اداره فقط به این امر بسنده کردند که از حضور خانمها در کافی نت ها جلوگیری کنند.
هم اکنون تمام کافی نت های مراغه از قبول مشتریان زن منع گشته اند و بر روی درب تمامی آنهاعبارات "بنا به دستور اداره اماکن از پذیرش خواهران تا اطلاع ثانوی معذوریم" به چشم می خورد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 15:32  توسط شورای سر دبیری  | 

همزمان با تعطيلات چهارروزه صورت گرفت

 
قطع هفت هزار درخت پارك جنگلى لويزان
شهردارى تهران براى احداث و بازگشايى ادامه مسير بزرگراه شهيد زين  الدين در شرق تهران _ ادامه بزرگراه شهيد همت _ در نيمه شب تاسوعاى حسينى بيش از ۷ هزار اصله از درختان جنگل لويزان را قطع كرد. اجراى اين طرح به دليل عبور از منطقه فضاى سبز از بحث هاى داغ سال هاى گذشته بود و برخى معتقد بودند براى حفظ فضاى سبز بهتر است مسير بزرگراه تغيير كند. اما قطع شبانه اين تعداد درخت در حالى صورت گرفت كه مطابق اسناد موجود شهردارى فاقد هرگونه مجوزى براى اين اقدام خود بوده است. طبق لايحه قانونى حفظ و گسترش فضاى سبز در شهرها قطع هرگونه درختى در حريم شهرها بايد با مجوز كميسيون ماده هفت شهردارى تهران انجام شود. اين در حالى است كه اين كميسيون پيش از اين و بنا بر نامه اى كه در تاريخ ۲۳ اسفندماه گذشته به شهردارى وقت نوشته بود رسماً مخالفت اعضا با قطع درختان را اينگونه اعلام كرده بود: «شهردار محترم تهران، اعضاى كميسيون ماده هفت با قطع و انتقال درختان جنگل لويزان مخالفت كردند.» اما گذشته از اين اعلام موضع، شهردارى تهران براى هرگونه اقدامى در جنگل لويزان موظف به دريافت مجوز از اداره كل منابع طبيعى استان بود. كولانى مديركل منابع طبيعى استان تهران عصر ديروز در گفت وگو با «شرق» قطع درختان از سوى شهردارى را تاييد كرد و اين اقدام را بدون مجوز دانست. وى گفت: «شهردارى براى اقدام خود هيچ هماهنگى را با اداره كل منابع طبيعى انجام نداده بود.» اطلاع ندادن شهردارى به اداره كل منابع طبيعى به يقين ناشى از مخالفتى است كه اين اداره كل چندى پيش از خود بروز داده بود. فضل الله كولانى در دوم خردادماه امسال در نامه اى آورده بود: «پس از بررسى هاى لازم و بازديد از محل با توجه به اينكه بر اثر اجراى مسير پيشنهادى (قطع درختان جهت احداث بزرگراه) خسارت سنگينى بر جنگل لويزان وارد مى آيد و نظر به ارزش فزاينده زيست محيطى پارك و تاثيرات اجتماعى مطلوب آن اين اداره كل با اجراى پروژه مذكور در محدوده اراضى پارك لويزان موافقت نمى نمايد.» در چنين شرايطى شهردارى تهران توضيحى در اين زمينه ارائه نكرده است. محمد مختارى رئيس سازمان پارك ها و فضاى سبز و دبير كميسيون ماده هفت شهردارى كه در شب واقعه «شهردار شيفت» بوده است نيز از هرگونه توضيحى به خبرنگار شرق خوددارى كرد. اما با اين وجود يكى از حاضران در محل شب واقعه را اينچنين توضيح داد: «حوالى نيمه شب سه شنبه پيمانكاران شهردارى با چندين دستگاه خودروى سنگين اعم از لودر، گريدر و كاميون پس از ورود به محوطه پارك به تخريب مسيرى از پارك اقدام كردند كه اين مسئله با مقاومت عوامل اجرايى و نگهبانان پارك مواجه شد.» وى ادامه داد: «دقايقى پس از اين درگيرى، مسئولان شهردارى در تماس هاى تلفنى اقدام به مواخذه نگهبانان كردند و دستور ادامه كار را صادر مى كنند.» وى افزود: بنابراين صبح عاشورا عوامل پيمانكار با هماهنگى مديران شهردارى و با در دست داشتن مجوز به صورت مجدد وارد پارك  شدند و تا شب صبر كردند و شبانه كار خود را شروع كردند. گفته مى شود تا صبح جمعه حدود ۷ تا ۱۰ هزار اصله درخت قطع شد اما با اين حال ماموران شهردارى از ادامه كار در بامداد جمعه خوددارى كردند. گفته مى شود دريافت حكم توقف از سوى ماموران اداره كل منابع طبيعى استان تهران اصلى ترين عامل توقف بوده است. اما مديركل اين اداره هرگونه اظهارنظرى در اين رابطه را به آينده موكول كرد. همين امر اجازه برطرف نشدن اين ابهام را نداد و اين كه چگونه در شب اول ماموران اداره كل منابع طبيعى با وجود حضور در محل از هرگونه اقدامى خوددارى كرده اما در شب دوم مانع ادامه كار شدند. برخى از حاضران در محل حجم و وسعت عمليات را عامل اصلى چنين تغييرى اعلام مى كنند. در حاشيه اين خبر شنيده شده كه اين عمليات با دستور مستقيم محمدباقر قاليباف شهردار تهران انجام شده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 4:33  توسط شورای سر دبیری  | 

خبری از صندوق رفاه دانشجویی

خوشگفتار از صندوق رفاه وزارت علوم رفت
 
حميد خوشگفتار پس از ۱۱ سال از رياست صندوق رفاه دانشجويان وزارت علوم كنار رفته است و به جايش مهرداد فولادى نژاد منصوب شده است.
عصر روز سه شنبه جلسه توديع و معارفه روساى پيشين و جديد صندوق رفاه برگزار شد و در اين جلسه محمود ملاباشى معاون دانشجويى وزير علوم نيز حضور داشت. صندوق رفاه دانشجويى وزارت علوم مسئول پرداخت وام دانشجويى، وام اضطرارى، وام ازدواج و مهمتر از همه وام شهريه به دانشجويان است. چندى پيش برخى از روزنامه هاى كشور شروع به انتقادات وسيعى از خوشگفتار مسئول وقت صندوق كردند و حتى برخى اتهامات را به او نسبت دادند. با وجود چنين انتقادهايى مى شد پيش بينى كرد كه خوشگفتار نيز از صندوق رفاه رفتنى است؛ اتفاقى كه در روز سه شنبه افتاد و مراسم توديع و معارفه نيز مثل چند توديع و معارفه اخير،  به طور ناگهانى برگزار شد. صندوق رفاه دانشجويى وزارت علوم يكى از سه صندوق دانشجويى كشور- به همراه صندوق رفاه دانشجويى وزارت بهداشت و صندوق رفاه دانشجويى دانشگاه آزاد _ است كه براى دادن خدمات به دانشجويان وزارت علوم پيش بينى شده و از سال ۱۳۵۳ تاسيس شده است.
• ۱۶ نوع وام در ۳۰۰ مركز دانشگاهى
حميد خوشگفتار رئيس قبلى صندوق رفاه فرصتى يافته بود تا براى آخرين بار از عملكردش دفاع و كارنامه كارى اش را ارائه كند: «درخواست وام تا پرداخت آن ۶ ماه طول مى كشيد كه اكنون به يك ماه و نيم رسيده است. درآمد اختصاصى صندوق در سال ۷۳ معادل ۵۰۰ ميليون تومان بود اما حالا به يك ميليارد و ۲۰۰ ميليون تومان رسيده و با سرمايه گذارى هاى انجام شده به ۲۲ ميليون تومان هم مى رسد. در ابتداى كار تعداد خوابگاه هاى تحت پوشش صندوق رفاه مشخص نبود و تا حالا ساماندهى شده و يك سوم درآمد صندوق از همين خوابگاه هاى اجاره اى است.» به گزارش مهر او در ادامه گفت: «در سال ۷۳ صندوق تنها سه نوع وام مى داد اما حالا به ۱۶ نوع وام افزايش يافته است. در سال ۸۰ حدود ۱۲۰ مركز دانشگاهى تحت پوشش وام هاى صندوق رفاه بوده اند اما حالا ۳۰۰ مركز از اين وام ها استفاده مى كنند.»
• شفاف سازى امور صندوق
فولادى نژاد رئيس جديد صندوق رفاه نيز برنامه هاى آينده اش را شرح داد: «نظارت مستمر و بازديد سرزده از خوابگاه ها، تشكيل اتاق مشاوره و برنامه ريزى با حضور اساتيد، احياى سنت حسنه وقف براى ايجاد خوابگاه هاى دانشجويى و ارائه تسهيلات ويژه خوابگاهى.» به گزارش ايسنا فولادى نژاد گفت: «افزايش و ارتقاى سطح خدمت رسانى در امور رفاهى و اجراى برنامه هايى براى جلوگيرى از محروميت، دسترسى افراد به آموزش عالى به دليل نداشتن بضاعت مالى، جست وجو و شناسايى افراد بى بضاعت با هدف حمايت از آنان، بررسى تطبيقى خدمت به دانشجويان در ساير كشورهاى اسلامى برخى از اولويت هاى صندوق رفاه دانشجويان در آينده خواهد بود.» به گفته او دانشجويان خارج از كشور نيز زير پوشش خدمات صندوق رفاه دانشجويى قرار خواهند گرفت و نيز اين صندوق «ارجحيت متاهلين به خصوص زوج هايى كه هر دو دانشجو هستند» را در نظر خواهد داشت. فولادى نژاد در ميان حرف هايش به «شفاف سازى» و مكانيزه كردن امور وام ها هم اشاره كرد.
• صندوق ۳۰۰ ميليارد تومان بودجه مى خواهد
معاون دانشجويى وزير علوم محمود ملاباشى از خدمات و تلاش هاى حميد خوشگفتار رئيس سابق صندوق تقدير كرد. بيشتر سخنان او به طرح ساماندهى شهريه ها مربوط مى شد: «در صورتى كه سالانه ۳۰۰ ميليارد تومان به صندوق اختصاص يابد هيچ جوانى به دليل عدم بضاعت مالى از تحصيلات عالى محروم نمى شود.» او گفت: «طرح ساماندهى شهريه ها يك اغراق و غيرممكن نيست و با مطالعات صورت گرفته در صندوق رفاه دانشجويى پيشنهاد مى شود و در همين راستا در سال جارى دولت از بودجه سال گذشته تا امروز ۱۲۰ ميليارد تومان كنار گذاشته است، بنابراين اجراى آن غيرممكن نيست.»
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 4:25  توسط شورای سر دبیری  | 

استرس

خودمان جلوی بروز استرس را بگیریم
 
استرس‌ عبارت‌ است‌ از واكنش ‌هاي‌ فيزيكي‌، ذهني‌ و عاطفي‌ كه‌ در نتيجه‌ تغييرات‌ و نيازهاي‌ زندگي‌ فرد، تجربه‌ مي ‌شوند.
 تغييرات‌ مي ‌توانند بزرگ‌ يا كوچك‌ باشند. پاسخ‌ افراد به‌ تغييرات‌ زندگي‌ متفاوت‌ است‌. استرس‌ مثبت‌ مي ‌تواند يك‌ انگيزش‌ دهنده‌ باشد در حالي‌ كه‌ استرس‌ منفي‌ مي ‌تواند در زماني‌ كه‌ اين‌ تغييرات‌ و نيازها فرد را شكست‌ مي‌ دهند ايجاد شود.

علايم‌ شايع‌ استرس
علایم شایع بیماری استرسبه سه بخش فیزیکی، عاطفی و رفتاری می شود که در زیر توضیح داده خواهد شد:
فيزيكي‌: گرفتگي‌ عضلاني‌، سردرد، درد قفسه‌ سينه‌، ناراحتي‌ معده‌، اسهال‌ يا يبوست‌، افزايش‌ ضربان‌ قلب‌، دست ‌هاي‌ سرد و مرطوب‌، خستگي‌، تعريق‌ شديد، بثورات‌، تنفس‌ سريع‌، لرز، تيك‌، تحريك‌ پذيري‌، كم ‌اشتهايي‌ يا بي ‌اشتهايي‌، ضعف‌، احساس‌ خستگي‌، گيجي‌.
عاطفي‌: عصبانيت‌، اعتماد به‌ نفس‌ پايين‌، افسردگي‌، بي ‌تفاوتي‌، تحريك ‌پذيري‌، ترس‌ و پاسخ ‌هاي‌ هراسي‌، اشكال‌ در تمركز، احساس‌ گناهكاري‌، نگراني‌، بي ‌قراري‌، اضطراب‌ و وحشت‌.
رفتاري‌: سوء مصرف‌ الكل‌ يا مواد مخدر، افزايش‌ مصرف‌ سيگار، اختلالات‌ خواب‌، پرخوري‌، كاهش‌ حافظه‌ و منگي‌.

علل‌ بروز استرس
بدن‌ در يك‌ موقعيت‌ پراسترس‌ با افزايش‌ توليد هورمون‌ هاي‌ خاصي‌ جواب‌ مي ‌دهد كه‌ باعث‌ تغييراتي‌ در ضربان‌ قلب‌، فشار خون‌، متابوليسم‌ و فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري فيزيكي‌ مي ‌گردد. تغيير در شيوه‌ زندگي‌ و اختلال‌ در امور روزمره‌ طبيعي‌ شخص‌ مي ‌تواند استرس‌ ايجاد كند. برخي‌ از علل‌ شايع‌ استرس‌ عبارتند از:
*مرگ‌ اخير فرد مورد علاقه‌ (همسر، كودك‌، دوست‌)
*از دست‌ دادن‌ هر چيزي‌ كه‌ براي‌ فرد ارزشمند باشد
*آسيب ‌ها يا بيماري ‌هاي‌ شديد
*اخراج‌ شدن‌ يا تغيير شغل‌
*نقل‌ مكان‌ كردن‌ به‌ يك‌ شهر يا استان‌ جديد
*مشكلات‌ جنسي‌ بين‌ فرد و شريك‌ جنسي‌ او
*ورشكستگي‌ مالي‌ يا مقروض‌ شدن‌ شديد مثلا به‌ خاطر خريد يك‌ خانه‌ جديد
*تعارض‌ مدام‌ بين‌ فرد و يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌، دوست‌ نزديك‌ يا همكار
*خستگي‌ دايمي‌ ناشي‌ از استراحت‌، خواب‌ يا تفريح‌ ناكافي‌

پيشگيري‌ از استرس
براي‌ كمك‌ به‌ پيشگيري‌ از استرس‌ منفي‌، به‌ آن‌ دسته‌ از امور زندگي‌ بپردازيد كه‌ مي‌ توانيد از عهده‌ آنها برآييد. از آنجا كه‌ هميشه‌ نمي ‌توان‌ جلوي‌ استرس‌ را گرفت‌ روش‌ هايي‌ را ياد بگيريد كه‌ براي‌ حفاظت‌ از سلامت‌ ذهني‌ و فيزيكي‌ خود سازگار شويد. با مطالعه‌ مقالات‌ و كتب‌ در مورد استرس‌ به‌ خود آموزش‌ دهيد.

عواقب استرس
این عارضه معمولا با درمان‌ توسط‌ خود يا درمان‌ تخصصي‌ بهبود مي‌يابد. استرس‌ مزمن‌ مي‌ تواند در بسياري‌ از مشكلات‌ مربوط‌ به‌ سلامت‌ شامل‌ حوادث‌، آرتريت‌، آسم‌، سرطان‌، سرماخوردگي‌، كوليت‌، ديابت‌، اختلالات‌ غدد درون‌ ريز، خستگي‌، سردرد، كمردرد، مشكلات‌ گوارشي‌، اختلالات‌ پوستي‌، بيماري‌ قلبي‌، فشار خون‌ بالا، بي ‌خوابي‌، درد هاي‌ عضلاني‌، اختلال‌ كاركرد جنسي‌ و زخم‌ ها نقش‌ بازي‌ كند.

درمان استرس
آزمون‌هاي‌ تشخيصي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ موارد زير باشند:
*مشاهده‌ علايم‌ توسط‌ خود شما
*شرح‌ حال‌ طبي‌ و معاينه‌ فيزيكي‌ به‌ وسيله‌ يك‌ پزشك‌ در صورت‌ لزوم. شما در عین حال برای درمان استرس می تواند فعالیت های زیر را انجام دهید:
*يك‌ روش‌ را ياد بگيريد و به‌ طور منظم‌ و در صورت‌ امكان‌ هر روز آن‌ را تمرين‌ كنيد. روش‌ هاي‌ بسياري‌ وجود دارند.
*به‌ مدت‌ كوتاهي‌ از هر وضعيت‌ پر استرسي‌ كه‌ در طول‌ روز به‌ آن‌ برمي ‌خوريد دور شويد.
*يك‌ روش‌ سفت‌ و شل‌ كننده‌ عضلات‌ را ياد بگيريد و آن‌ را تمرين‌ كنيد
*از آوردن‌ مشكلات‌ خود به‌ خانه‌ يا بستر خودداري‌ كنيد. در پايان‌ روز، دقايقي‌ را به‌ مرور تك ‌تك‌ تجارب‌ كل‌ روز اختصاص‌ دهيد به‌ طوري‌ كه‌ انگار يك‌ نوار را مجددا گوش‌ مي ‌دهيد. تمام‌ عواطف‌ منفي‌ را كه‌ متحمل‌ شده‌ ايد(عصبانيت‌، احساس‌ عدم‌ امنيت‌ يا اضطراب‌) از خود برهانيد. از كليه‌ انرژي‌ ها يا عواطف‌ خوب‌ (افكار عاشقانه‌، ستايش‌، احساسات‌ خوب‌ در مورد كار يا خودتان‌) لذت‌ ببريد. در مورد كارهاي‌ ناتمام‌ تصميمي‌ اتخاذ كنيد و تنش‌ ذهني‌ يا عضلاني‌ را رها كنيد. هم ‌اكنون‌ براي‌ يك‌ خواب‌ آرامش‌ بخش‌ و بهبود دهنده‌ عواطف‌ آماده‌ هستيد.
منبع:هموطن آنلاین
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 5:47  توسط شورای سر دبیری  | 

خبر اینترنتی

گوگل حال BMW را گرفت!
 
سایت آلمانی شرکت اتومبیل‌سازی BMW در فهرست سیاه موتور جست‌وجوی گوگل قرار گرفته است، زیرا گردانندگان آن سعی داشتند با دوز و کلک و به طور مصنوعی محبوبیت و رتبه سایت یاد شده را در گوگل بالا ببرند.
گردانندگان گوگل در وبلاگ رسمی این سایت خبر یاد شده را تایید کرده ‌اند.
بنابراین از این پس سایت BMW مشمول یکی از تحریم‌های گوگل موسوم به «مجازات مرگ گوگل» می‌شود که طبق آن اگر کاربری کلمه BMW یا BMW Germany را در گوگل جست‌وجو کند، لینک مستقیم وب سایت آلمانی BMW را مشاهده نخواهد کرد.
البته هنوز هم جست‌وجوی لغت BMW کاربران را به سوی سایت اصلی آن یعنی BMW.COM هدایت خواهد کرد.
 منبع:هموطن آنلاين
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 4:4  توسط شورای سر دبیری  | 

تدوین برنامه 4 ساله و سند جامع توسعه امور زنان

              نوع نگاه ما با اين رويكرد متفاوت است و در بعد

  ارزش‌ها قائل به«تساوي» و در بعد اجرايي قائل به «تفاوت» هستيم.

مديركل دفتر امور زنان وزارت كشور، ادبيات حاكم بر كنوانسيون رفع هر گونه اشكال تبعيض عليه زنان را «تشابه محور» و داراي نقش مساوي برابر زن و مرد دانست و گفت: نوع نگاه ما با اين رويكرد متفاوت است و در بعد ارزش‌ها قائل به «تساوي» و در بعد اجرايي قائل به «تفاوت» هستيم.
فرشته ساساني با اشاره به سفر خود به كشور مالزي به منظور شركت در نشست توانمندسازي زنان افزود: اين كنوانسيون در فضاي مدرنيته رشد كرده و قائل به آموزه‌هاي ثابت است و قصد دارد مدل واحدي را براي تمام فرهنگ‌ها طراحي كند؛ در حالي كه امروزه بحث پلولاريسم و قرائت‌ها مطرح بوده و فرهنگ‌هاي بومي و تنوع فرهنگ‌ها از جمله جاذبه‌هاي خلقت است كه اگر بخواهيم براي آنها مدل واحد ارائه كنيم، پسنديده به نظر نمي‌رسد.
مديركل دفتر امور زنان وزارت كشور ادامه داد: همچنين جريان پست مدرن با آموزه‌هاي ثابتي كه مدرنیته آنها را تزريق كرده مخالف مي‌كند.
ساساني همچنين نگاه حاكم بر كنوانسيون را نگاهي «مردسالارانه» دانست و بيان كرد: همواره در طول تاريخ قدرت و ثروت در دست مردان بوده و مرد را جنس برتر دانسته و در كنار اين سعي مي‌كردند كه زن را به نوعي با مرد برابر كنند؛ در حالي كه زنان، خود، دارايي‌ها و دانايي‌هاي فراواني دارند و با كمبودي روبه‌رو نيستند كه بخواهند مدل

 

" سند مشتمل بر 14 برنامه ملي است كه در مصوبه مرداد ماه امسال هيات وزيران اجرا، برنامه‌ريزي و سياستگذاري شده و6 برنامه آن به عهده مراكز امور زنان و خانواده گذاشته شده است... "

 
 

رفتارشان را شبيه مردان كنند.
وي جابجايي نقش‌هاي زن و مرد را به ضرر بشر دانست و اظهار كرد: كنوانسيون بازخورد خود را در كشورهايي كه به اجرا درآمده، نشان داده، به عنوان مثال سوئد با اجراي اين كنوانسيون در زمينه شرايط كاملا برابر آموزشي، با افت تحصيلي روبه‌رو شده است.
ساساني در ادامه در تشريح برنامه‌هاي دفتر امور بانوان وزارت كشور، با بيان اين كه در سياست‌هاي سابق، اشتغال زنان در اولويت بوده است، در طراحي‌هاي جديد، اشتغال اولويت اول نيست، اگر چه به اشتغال زنان سرپرست خانوار مي‌انديشيم، چرا كه معتقديم معاد و معاش به هم گره خورده و تا زماني كه افراد تامين نشوند، نمي‌توان براي آنها كارهاي فرهنگي انجام داد.
وي با اشاره به وجود 590 تشكل غيردولتي زنان و فعاليت بيشتر آنها در حوزه‌هاي فرهنگي ـ ‌اجتماعي گفت: 45 درصد اين فعاليت‌ها در حوزه فرهنگي، 21 درصد اجتماعي و 16 درصد در حوزه خيريه‌اي است، اما در كشورهاي توسعه يافته عمده فعاليت اين تشكل‌ها در امور مددكاري است.
وي از تدوين برنامه امور زنان تا سال 88 خبر داد و گفت: براي سال آينده برنامه‌اي با دو محور «تسهيل ازدواج» و «تحكيم خانواده» تهيه شده و پس از تدوين به فعاليت تبديل خواهد شد.
به گفته ساساني در حال حاضر اين برنامه سير تكميلي خود را طي مي‌كند كه در صورت تاييد نهايي، امكانات اجرايي آن فراهم مي‌شود.
همچنین رئیس مركز امور زنان و خانواده در مراسم ديدار اقشار مختلف زنان با رياست جمهوري از تدوين «سند جامع توسعه امور زنان و خانواده» خبر داد.
نسرين سلطانخواه در اين ديداربه سند چشم انداز 20 ساله نظام، سياست‌هاي كلي برنامه چهارم توسعه و ماده 111 قانون برنامه چهارم توسعه اشاره كرد و گفت: اين سند مشتمل بر 14 برنامه ملي است كه در مصوبه مرداد ماه امسال هيات وزيران اجرا، برنامه‌ريزي و سياستگذاري شده و6 برنامه آن به عهده مراكز امور زنان و خانواده گذاشته شده است.
وي از تشكيل 6 كميته راهبردي براي اجراي اين برنامه‌ها خبر داد و افزود: همچنين در اين راستا، 7 برنامه تقويت بنيان خانواده، تدوين نظام جامع حقوقي زنان، ساماندهي امور اقتصادي زنان، ساماندهي اوقات فراغت زنان و برنامه ملي توانمندسازي سازمان‌هاي مردمي زنان، حمايت از پژوهش‌هاي امور زنان و تقويت و گسترش فرهنگ عفاف تهيه شده است.

                                                                                                                     منبع:ر.ه.سلام

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 3:48  توسط شورای سر دبیری  | 

در پی اعتراضات گسترده مسلمانان علیه دانمارک

پيشنهاد دانمارك
به گزارش خبرگزارى فرانسه وزير امور خارجه دانمارك پيشنهاد داد براى پايان دادن به خشم مسلمانان، با مقامات سازمان كنفرانس اسلامى در جده ديدار كند.يك سخنگوى سازمان كنفرانس اسلامى گفت: «پراستيگ مولر» در نامه اى به «احسان الدين اكمل اوغلو» دبير كل اين سازمان اعلام كرد گفت وگو ها مى تواند اوضاع را آرام كند. اين سخنگو اعلام كرد احسان اوغلو از پيشنهاد اين مقام دانماركى استقبال كرد و گفت: مقدمات و تدابير ديپلماتيك براى سفر اين مقام دانماركى فراهم خواهد شد. به گفته اين سخنگو، احسان اوغلو با اشاره به خشم فزاينده مردم مسلمان كشورهاى مختلف جهان از اهانت رسانه هاى غرب به پيامبر اسلام(ص) و به خشونت كشيده شدن اين خشم و اعتراض در برخى كشورها مانند سوريه و لبنان گفت: واكنش هاى افراطى، عبور از اقدامات مسالمت آميز دموكراتيك است و اين اقدامات براى مشروعيت بخشيدن به امور مسلمانان جهان و به تصوير كشيدن تصوير حقيقى اسلام مضر، مخرب و خطرناك است. وى همچنين گفت: برخى از تندروهاى دينى در كشورهاى اسلامى خواهان گفت وگو بين غرب و مسلمانان نيستند. مولر افزود: رهبران عرب بايد خشونت هاى انجام شده از سوى آنها را متوقف سازند. همچنين «آندرس فاگ راسموسن» نخست وزير دانمارك يكشنبه شب در گفت وگو با رسانه ها از مسلمانان خواست در برخورد با اين مسئله خويشتندارى نشان دهند. از سوى ديگر سازمان كنفرانس اسلامى از اقدام تظاهركنندگان سورى در آتش زدن سفارتخانه هاى دانمارك و نروژ در دمشق انتقاد كرد. در بيانيه  اين سازمان آمده است: اين قبيل واكنش هاى تند از حدود اقدامات دموكراتيك و مسالمت آميز خارج است كه موجب از بين رفتن تلاش هايى مى شود كه در جهت دفاع از جهان اسلام صورت مى گيرد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 3:43  توسط شورای سر دبیری  | 

در اعتراض به توهين روزنامه هاى اروپايى در تهران صورت گرفت

سفارت دانمارك در آتش
اعتراض مسلمانان به اقدام توهين آميز روزنامه هاى اروپايى به تهران نيز كشيده شد.پس از آنكه عصر ديروز بسيج دانشجويى به نشانه اعتراض مقابل سفارت اتريش تجمع كرد، سفارت دانمارك نيز در ساعات پايانى شب مورد حمله قرار گرفت.
به گزارش خبرگزارى مهر دانشجويان كه مقابل سفارت دانمارك تجمع كرده بودند از سيم هاى خاردار و جداره هاى فلزى گذشتند و با فرياد ياحسين وارد سفارت شدند، در حالى كه نيروى انتظامى به وسيله گاز اشك آور سعى داشت آنان را متفرق كند. در داخل حيات سفارت و محوطه آن نيز هيچ تجهيزاتى سالم باقى نماند. دانشجويان پس از ورود به سفارت دانمارك پژو ۴۰۵ استيشن نقره اى رنگ سفارت دانمارك را در داخل اين سفارتخانه به آتش كشيدند، پرتاب مواد آتشزا به داخل اين سفارتخانه نيز به آتش سوزى منتهى شد. به گزارش ايسنا بسيج دانشجويى دانشگاه هاى استان تهران در اعتراض به اهانت به ساحت مقدس پيامبر اكرم و گزارش پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت سازمان ملل بعدازظهر ديروز در مقابل سفارت اتريش (رئيس  دوره اى اتحاديه اروپا) تجمعى برگزار كرد. تجمع كنندگان معترض كه قصد ورود به سفارت را داشتند، با پرتاب سنگ به داخل محوطه سفارت اتريش كه موجب شكسته شدن تعدادى از شيشه هاى ساختمان سفارت شد، اعتراض خود را نسبت به اقدام اخير روزنامه هاى دانمارك و تائيد آن توسط روزنامه هاى اروپا نشان دادند. نيروهاى انتظامى براى جلوگيرى از ورود معترضان به داخل سفارت با آنها درگيرى هايى پيدا كردند. معترضان همچنين مواد آتش زا به درها و ساختمان سفارت پرتاب كردند كه اين امر موجب آتش گرفتن بخشى از تابلوى سفارت شد. به گزارش مهر سخنران مراسم كه با موج سنگ پرانى حضار مواجه شده بود، چندين بار از تجمع كنندگان خواست سنگ پرتاب نكنند ولى وقتى با بى توجهى جمعيت مواجه شد، گفت: «طبقه اول مغازه مردم است، به آن آسيبى نرسانيد، ولى در مورد طبقه دوم و سوم (محل سفارت) به تكليف شرعى خود عمل كنيد!» تابلوهاى نئون سردر سفارت اتريش و همچنين پرچم اين كشور قبل از برگزارى تجمع دانشجويان، جمع آورى شده بود، ساختمان سفارت هم خالى از سكنه به نظر مى رسيد.
منبع:ر.شرق
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 3:41  توسط شورای سر دبیری  | 

خبر داغ علمی

 
مسافرت در کهکشان‌ها از مسیر فضای فوق فضا!
 
جایزه سال ‪ 2005 در گروه پروازهای فضایی با استفاده از سوخت‌های هسته‌ای و مسافرت‌های فضایی آینده به مقاله‌ای تعلق گرفت که خواستار انجام آزمون‌های تجربی روی یک نوع موتور شگفت‌انگیر جدید شده است.
بر طبق این مقاله موتور جدید قادر است سفینه فضایی را از مسیر یک بعد تازه فضایی با سرعتی حیرت انگیز انتقال دهد. سفینه مجهز به این موتور می‌تواند زمین را ظهر ترک کند و برای شام در کره ماه باشد. تنها یک نکته ضعف در مورد این مقاله وجود دارد و آن این که از فیزیکی استفاده می‌کند که هنوز بخوبی شناخته نشده است.
سوال این است که آیا ایده مطرح شده در این مقاله کارایی دارد یا نه؟ به نوشته هفته‌نامه "نیو ساینتیست"، موسسه هوانوردی و فضانوردی آمریکا ‪ ‬از این مقاله استقبال کرده و ارتش آمریکا نیز توجهش به این نوع موتورهای فضایی جلب شد، یک محقق موتورهای سفینه‌های فضایی در وزارت انرژی آمریکا که در آزمایشگاه ملی ساندینا تحقیق می‌کند اعلام کرده که آماده است این ایده را مورد آزمایش قرار دهد.
با وجود آن که بسیاری از فیزیکدانان از نظریه‌ای که این ایده به آن متکی است چیزی سر در نمی‌آورند، اما پاولوس میکلیدیس مهندس هوافضایی که در دانشگاه ایالتی آریزونا تحقیق می‌کند و داور مقاله برنده بوده، تاکید دارد که به قضاوت خود در خصوص این مقاله پای بند است.
به گفته او هرچند ایده‌هایی شبیه به ایده این مقاله در گذشته نیز مطرح شده، اما موضوع مورد بحث این مقاله کاملا بی‌نظیر است. اگر ایده این مقاله مورد آزمایش قرار گیرد شیوه‌های تازه‌ای از نحوه تعامل میان نیروهای طبیعت را آشکار می‌سازد که بکلی آینده مسافرت‌های فضایی را دستخوش تغییر خواهد ساخت.
با این شیوه سفر به مریخ دیگر 6 ماه به طول نمی‌انجامد بلکه رفت و برگشت به سیاره سرخ تنها به 5 ساعت زمان نیاز دارد. به این ترتیب همه نگرانی‌های کنونی در این خصوص که طول اقامت فضانوردان در فضا موجب تحلیل رفتن عضلات و ماهیچه‌های آنان یا آسیب دیدن مولکول دی ان آ در سلول‌های بدنشان به واسطه برخورد پرتوهای کیهانی می‌شود، بکلی برطرف خواهد شد.
از همه مهمتر این که این دستگاه جدید سفر به ستارگان را نیز برای نخستین بار به امر عملی بدل می‌سازد، اما سوال این است که آیا حرکت در فضای فوق فضا به شیوه هایپر درایو ‪ ‬امکانپذیر است یا نه؟ برای پاسخ دادن به این پرسش باید با اندیشه‌های یک فیزیکدان گمنام به نام بورکهارد هایم ‪ ‬آشنا شد. هایم در دهه ‪ 1950 در مسیر تلاش برای حل تعارض میان مکانیک کوانتومی و نظریه نسبیت عام، شروع به بررسی ایده موتورهای پیشبرنده به شیوه هایپر درایو کرد.
مکانیک کوانتوم رفتار ذرات در جهان بسیار ریز را توضیح می‌دهد در حالی که نسبیت عمدتا با نیروی جاذبه اجرام بزرگ کیهانی سروکار دارد. این 2 نظریه هر یک در حوزه خود یعنی جهان صغیر و جهان کبیر بسیار موفقند، اما تعارض میان آن دو زمانی مطرح می‌شود که دانشمندان می‌کوشند تا بافتار خود فضا را مورد بررسی قرار دهند. بر حسب نظریه نسبیت
 

" پاولوس میکلیدیس مهندس هوافضایی که در دانشگاه ایالتی آریزونا تحقیق می‌کند و داور مقاله برنده بوده، تاکید دارد که به قضاوت خود در خصوص این مقاله پای بند است... "

 
 
پیوستار زمان-مکان یک بافتار فعال و قابل انعطاف است که دارای 4 بعد است. 3بعد مکان و یک بعد زمان.
این بافتار هرگاه جرم سنگینی در آن قرار داده شود نظیر یک صفحه لاستیکی که وزنه سنگینی روی آن قرار داده شود دچار انحنا می‌شود و ابعاد 4 گانه‌اش اعوجاج پیدا می‌کند.
اما نظریه مکانیک کوانتومی از سوی دیگر فضا را به صورت یک هستار ثابت که دارای موقعیتی انفعالی در نظر می‌گیرد. بر طبق نظریه کوانتومی خود فضا نیز به نحوی ساخته شده از اجزا غیر پیوسته کوانتومی است . هایم در دهه ‪ 1950اقدام به بازنویسی معادلات نسبیت در درون یک چارچوب کوانتومی کرد. او از ایده اینشتین در این خصوص که نیروی جاذبه از ابعاد 4 گانه فضا به وجود می‌آید استفاده کرد. اینشتین می‌گفت آنچه که نیروی جاذبه نامیده می‌شود در واقع عبارت است از انحنای فضا تحت تاثیر یک جرم معین.
اما هایم به این ایده این نکته را اضافه کرد که همه نیروهای بنیادین طبیعت از جمله نیروی الکترومغناطیس نیز مانند نیروی جاذبه از ابعاد فضا به وجود می‌آیند، هرچند که این ابعاد بالاتر از 4 بعد متعارف هستند.
او در ابتدا 4 بعد اضافی برای کیهان در نظر گرفت، اما بعد دو بعد را کنار گذارد و تعداد ابعاد کیهان را 6 تا به حساب آورد. در این جهان 6 بعدی هایم 2 نیروی جاذبه و الکترو مغناطیس به یکدیگر پیوسته و کوپله شده هستند. ما حتی در کیهانی که با آن آشنا هستیم نیز می‌توانیم نوعی ارتباط میان این 2 نیرو پیدا کنیم.
این ارتباط را می‌توان در رفتار ذرات بنیادین نظیر الکترون مشاهده کرد. یک الکترون هم جرم دارد و هم بار الکتریکی. زمانی که الکترون تحت تاثیر میدان جاذبه قرار گیرد بار الکتریکی آن در اثر به حرکت در آمدن یک میدان مغناطیسی بوجود می‌آورد و از ترکیب 2 میدان الکتریکی و مغناطیسی نیروی الکترومغناطیس تولید می‌شود. بر عکس اگر از نیروی الکترومغناطیس برای به حرکت در آوردن الکترون استفاده کنیم در آن صورت میدان جاذبه‌ای که همراه آن است نیز به حرکت در می‌آید.
در جهان 4 بعدی نمی‌توان با تغییر میدان الکترومغناطیس شدت میدان جاذبه را تغییر داد، اما در کیهان شش بعدی هایم این محدودیت برطرف می‌شود.
هایم مدعی شد که این امکان وجود دارد که انرژی الکترومغناطیس را به انرژی جاذبه تبدیل کرد و بالعکس و گمانه‌زنی کرد که یک میدان مغناطیسی گردنده می‌تواند تاثیر میدان جاذبه را روی یک سفینه فضایی آنقدر کاهش دهد که سفینه بتواند از زمین به هوا بلند شود.
زمانی که هایم در سال ‪ 1957 ایده خود را مطرح ساخت با استقبال زیاد روبه‌رو شد. ورنر فن براون مهندس آلمانی مسئول ساخت موشک‌های یو ‪ ۲‬در آلمان نازی که بعد از جنگ به آمریکا رفت و موشک‌های ساترن را برای ناسا طراحی و تکمیل کرد و با استفاده از آن موفق شد انسان را بر سطح کره ماه فرود آورد از هایم سوال کرد که آیا با توجه به ایده او، موشک پر هزینه ساترن ارزش ساخت دارد یا نه؟
در نامه‌ای که پاسکال جوردن فیزیکدان برجسته آلمانی و متخصص فیزیک نسبیت و همکار نزدیک فیزیکدانان سرشناسی مانند "ماکس بورن" و " ورنر هایزنبرگ" در سال ‪ 1964 برای هایم نوشت به او گفت که ایده‌اش آن اندازه حائز اهمیت است که آزمون موفق تجربی آن می‌تواند بدون تردید جایزه نوبل را برای وی به ارمغان آورد. خود جوردن در آن هنگام عضو کمیته‌ای بود که برندگان جوایز نوبل را تعیین می‌کرد.
اما همه این توجهات صرفا منجر به آن شد که هایم خود را از نظار عمومی کنار بکشد. یک علت این امر آن بود که وی از معلولیت شدید بدنی ناشی از یک انفجار شدید در دوران نوجوانی رنج می‌برد. اما هایم در عین حال اکراه داشت که نظریه خود را بدون یک محک تجربی محکم ارائه کند.
او هیچگاه زبان انگلیسی را فرانگرفت زیرا نمی‌خواست کارهای علمیش به زبان‌های دیگر عرضه شود. در نتیجه این امر تنها شمار اندکی از افراد از تحقیقات او مطلع بودند و هیچ یک از آنان نیز اقدامی برای تامین بودجه لازم برای انجام تحقیقات او
 

" مکانیک کوانتوم رفتار ذرات در جهان بسیار ریز را توضیح می‌دهد در حالی که نسبیت عمدتا با نیروی جاذبه اجرام بزرگ کیهانی سروکار دارد... "

 
 
صورت ندادند.
در سال ‪ 1958 یک شرکت هوافضای آلمانی به بولکو بودجه اندکی در اختیار هایم قرار داد، اما این پول برای انجام آزمون تجربی کفایت نمی‌کرد.
در دورانی که هایم منتظر تهیه پول لازم بود مدیر شرکت بولکو یعنی لودویگ بولکو ‪Ludwig B‬ن‪ lkow‬او را تشویق کرد که کار روی نظریه‌اش را ادامه دهد. هایم این توصیه را به کار بست و یکی از نتایجی که به دست آورد اثبات قضیه‌ای بود که منجر به رشته از فرمول‌ها برای محاسبه جرم ذرات بنیادین شد. نکته جالب آن که نظریه‌های متعارف مربوط به ذرات بنیادین نتوانسته بودند چنین فرمولی را پیدا کنند و در تعیین جرم ذرات با مشکل روبه‌رو بودند.
هایم دیدگاه کلی خود را در سال ‪ 1977 در نشریه علمی موسسه ماکس پلانک به چاپ رساند و این تنها مقاله داوری شده وی است که انتشار یافته. در این مقاله او با زبانی غامض و پیچیده که تعداد فیزیکدانانی که می‌توانند ادعا کنند آن را فهمیده‌اند زیاد نیست، راهی برای محاسبه جرم ذرات بنیادین با استفاده از مشخصه‌هایی مانند بار اکتریکی و اندازه حرکت زاویه‌ای آنها پیشنهاد کرده است.
اما با وجود زبان دشوار این مقاله، قضیه‌ای که هایم اثبات کرده بود با موفقیت فراوان همراه شد. مدل استاندارد مربوط به ذرات بنیادین که کم و بیش در میان همه فیزیکدانان به عنوان بهترین مدل در مورد ذرات بنیادین پذیرفته شده است، نمی‌تواند جرم این قبیل ذرات را پیش بینی کند.
حتی شیوه‌های پذیرفته شده تخمین زدن جرم این ذرات به صورت نظری، که از آن با نام "کوانتوم شبکه‌ای کرومودینامیک " ‪quantum chromodynamics‬ ‪ lattice‬یاد می‌شود تنها می‌تواند عددی برای جرم ذرات بنیادین بدست آورد که مقدارش بین یک تا ‪ 10 درصد مقداری است که در تجربه به دست می‌آید.
اما در سال ‪ 1982 زمانی که محققان آلمانی در مرکز الکترون سینکروترون در هامبورگ از قضیه هایم برای پیش بینی جرم ذرات بنیادین استفاده کردند جوابی که کامپیوتر ارائه داد با دقت زیاد معادل جوابی بود که از آزمایش به دست آمده بود.
تنها عاملی که اندکی دقت پیش بینی را کم می‌کرد کمیات مربوط به ثابت‌های بنیادین کیهان بود که مقادیر دقیق آن در دسترس فیزیکدانان قرار نداشت. 2 سال بعد از مرگ هایم در سال ‪ 2001 زمانی که همکار دیرینه او با استفاده از کمیت‌هایی دقیقتر مجددا جرم ذرات بنیادین را محاسبه کرد، نتایج بدست آمده با دقت بیشتری با نتایج تجربی تطابق داشت.
اما هایم پس از انتشار فرمول خود دیگر به موضوع فضای فوق فضا ‪ hyperspace‬و استفاده از نیروی پیشران در این فضا نپرداخت و تحقیق در مورد آن را پیگیری نکرد.
در عوض در پاسخ به درخواست‌ها درباره اطلاعات بیشتر درباره نظریه‌اش در خصوص تعیین جرم ذرات او وقت خود را صرف تالیف 3 کتاب به آلمانی کرد که در آن به تفصیل جزئیات نظریه خود را توضیح داد.
تنها در سال ‪ 1980 و هنگامی که کتابهای او نظر یک مسئول بازنشسته اداره ثبت اختراعات را در اتریش به خود جلب کرد ایده استفاده از نیروی پیشران در فضای فوق فضا در حیطه عمومی مطرح شد.
"والتر دروشر" بازنشسته، با نگاهی دوباره به ایده‌های هایم روایت بسط یافته‌ای از نظریه او را در مورد فضاهای شش گانه مطرح و دو بعدی را که هایم کنار گذارده بود نیز مجددا احیا کرد نتیجه این اقدام یک نظریه جدید موسوم به "فضای هایم- دروشر ‪ " scher space Heim-Dr‬بود که توصیفی ریاضی از یک کیهان هشت بعدی به شمار می‌رفت.
دروشر مدعی است که از این مدل می‌توان نیروهای شناخته شده در فیزیک مربوط به کیهان 4 بعدی را استنتاج کرد. این نیروهای 4 گانه عبارتند از نیروی جاذبه، نیروی الکترومغناطیس، نیروی بین هسته‌ای ضعیف و نیروی بین هسته‌ای قوی.
اما این نظریه حاوی نکات بیشتری است. به گفته دروشر اگر نظر هایم درست باشد در آن صورت ما ناگزیریم 2 نیروی بنیادی تازه
 

" در جهان 4 بعدی نمی‌توان با تغییر میدان الکترومغناطیس شدت میدان جاذبه را تغییر داد، اما در کیهان شش بعدی هایم این محدودیت برطرف می‌شود... "

 
 
را نیز وضع کنیم و وجودشان را بپذیریم. این 2 نیرو به نیروی جاذبه ارتباط دارند. یکی از این 2 نیرو یک نیروی دافعه است مشابه آنچه که اکنون فیزیک جدید از آن با عنوان انرژی تاریک ‪ ‬یاد می‌کند . این نیرو ظاهرا مسئول انبساط اجزای کیهان است. نیروی دیگر احتمالا نیروی است که می‌توان از آن برای به حرکت در آوردن موشک‌ها و سفاین فضایی بدون مصرف سوخت استفاده کرد.
این نیرو محصول تعامل میان دو بعد پنجم و ششم در کیهانی است که هایم توصیف می‌کند با دو بعد هفتم و هشتم که دروشر اضافه کرده است. این نیرو یک زوج فوتون گرانشی ‪ gravitophoton‬تولید می‌کند. اینها ذراتی واسطه تبدیل انرژی الکترومغناطیس به انرژی جاذبه و بالعکس هستند.
دروشر با همکاری "یواخیم هاوسر" فیزیکدان و استاد علوم کامپیوتر در دانشگاه علوم کاربردی در سالزیتگر در آلمان در تلاش است تا این مدل نظری را به مجموعه‌ای قابل آزمایش تجربی تبدیل کند.
مقاله‌ای که این 2 نفر مشترکا تولید کرده‌اند با عنوان "راهنمایی‌هایی برای یک دستگاه پیشران فضایی با تکیه به نظریه کوانتومی هایم" همان مقاله ای است که موسسه هوانوردی و فضانوردی آمریکا به آن جایزه داده است.
موسسه فضایی آمریکا (ناسا) در گذشته دعاوی مشابهی در خصوص "کاهش جاذبه" یا "ایجاد نیروی ضد جاذبه" را مورد بررسی قرار داده، اما به گفته دروشر این نظریه با نظریه‌های قبلی تفاوت دارد.
این نظریه درباره یک نیروی ضد حاذبه نیست بلکه درباره میدان‌هایی بکلی جدید با خواص تازه است و هاوسر مدعی شده که آزمایش می‌تواند این نظریه را تایید کند.
برای انجام آزمایش باید یک حلقه گردان بسیار بزرگ را در بالای یک سیم پیچ ابر-رسانا قرار داد تا یک میدان مغناطیسی بسیار قدرتمند بوجود آورد. اگر جریانی که در سیم پیچ برقرار است به اندازه کافی بزرگ و میدان مغناطیسی به اندازه کافی شدت داشته باشد، انگاه به ادعای دروشر میدان الکترومغناطیسی که از ترکیب ایندو تولید می‌شود، می‌تواند چنان از شدت میدان جاذبه بکاهد که حلقه گردان بالای آن به حال شناور در آید.
به گفته دروشر و هاوسر برای آن که بتوان تاثیر میدان جاذبه زمین را روی یک سفینه ‪ 150 تنی بکلی از بین برد، باید شدت میدان مغناطیسی در حدود ‪ ۲۵‬تسلا باشد.
چنین میدانی ‪ 500 هزار مرتبه قدرتمندتر از میدان مغناطیسی کره‌زمین است. در حال حاضر دانشمندان می‌توانند با استفاده از پالس‌های مغناطیسی بسیار کوتاه میدانی با شدت ‪ 80 تسلا تولید کنند.
دروشر و هاوسر پا را از این حد نیز فراتر گذارده‌اند و مدعیند اگر سرعت گردش حلقه گردان بیشتر و میدان مغناطیسی شدیدتری تولید شود ذرات فوتو گرانشی با میدان جاذبه متعارف یک نیروی پیش برنده از جنس ضد جاذبه تولید می‌کنند
دروشر معتقد است که سفینه‌ای مجهز به حلقه گردان و سیم پیچ می‌تواند در فضای فوق فضا به حرکت در آید. در این فضای فوق فضا احتمالا مقادیر ثابت طبیعت متفاوتند و حتی سرعت سیر اجسام نیز احیانا می‌تواند به چندین برابر سرعت سیر نور برسد. در چنین صورتی می‌توان در کمتر از 3 ساعت تا مریخ سفر کرد و به ستارگانی که 11 سال نوری از زمین فاصله دارند در فاصله ‪ 80 روز رسید.
حال سوال این است که آیا این سخنان همه بی‌پایه است یا آن که مبنای یک انقلاب تازه در علم را پی می‌ریزد.
اغلب فیزیکدانان اسمی از هایم به گوششان نخورده و او را نمی‌شناسند و درک نظریه هایم حتی با توضیحات دروشر نیز ساده نیست. مارکوس پوسل فیزیکدان نظری در موسسه ماکس پلانک می‌گوید که زمانی که سرگرم گذراندن دوره لیسانس خود بود با دقت نظریه هایم را مطالعه کرده و بخش اعظم آن را نامفهوم یافته است.
این فیزیکدان معتقد است که سازگار کردن دیدگاه‌های هایم با فیزیک امروز کار دشواری است. نظر اجماعی فیزیکدانان آن است نظریه دروشر و هاوسر در بهترین حالت هنوز ناکامل است و در عین حال در دشوار بودن آن تردیدی نیست.
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 4:56  توسط شورای سر دبیری  | 

خبر ورزشی

سه امتياز ناقابل روى اعصاب استقلال
 
باور اينكه منشاء همه اين مشكلات يك اشتباه سهوى از كربكندى بوده براى استقلالى ها سخت است. آنها اصلاً قبول نمى كنند سرمربى ذوب و همه آن آدم هايى كه روى نيمكت اين تيم در مسابقه با سايپا نشسته بودند متوجه اين نشدند كه با فرستادن لئون به زمين تعداد خارجى هاى تيم در آن واحد به چهار نفر برسد و به همين سادگى تيم اصفهانى در شرف باخت صفر-۳ قرار بگيرد. كربكندى كه اصرار مى كند هيچ تعمدى در كار نبوده: «بازيكن تعويضى خارجى فقط سى ثانيه براى تيم ما بازى كرد، آئين نامه هم تاكيد كرده كه فقط در صورت تعمدى بودن اين اشتباه بايد تيم متخلف را سه بر صفر بازنده كرد. ما واقعاًً خواستار اين هستيم كه هيات تصميم گيرى در اين مورد دقت نظر بيشترى داشته باشد.» آقارسول كه هفته ها است بد نتيجه مى گيرد و به شدت براى فرار از زير اين فشار تلاش مى كند اضافه كرد كه اين اشتباه، فقط اشتباه او نبوده و همه در اين ميان مقصرند.او به خبرگزارى «اسپادانا» گفته است: «نبايد از اشتباه پيش آمده فرار كرد. در اين مورد كل مجموعه مقصر است. نمى توان فرد خاصى را متهم كرد. البته اين مسئله يك استثنا است و همه از اين بابت شوكه شده ايم. مجموعه ما به تازگى تعداد بازيكنان خارجى اش را افزايش داده و همين امر باعث شد تا بدون توجه به اين نكته اين اشتباه را مرتكب شويم.»در عين حال دكتر بيژن از اين اتفاقاتى كه افتاده خيلى راضى است. شايد بشود گفت كه دارد با دمش گردو مى شكند. ذوالفقارنسب اما در گفت وگو با يكى دو خبرگزارى مثل ايسنا حرفى از خوشحالى نزد: «به هيچ وجه از اشتباه حريفان خود خوشحال نيستيم. اين اشتباهات مثل اشتباهات بازيكنان و داورها جزء ذات فوتبال است. ما براى كسب امتيازهاى لازم به لغزش هايى از اين دست نيازى نداريم. با اين وجود هر چه قانون در اين مورد تصميم بگيرد، مى پذيريم.» دكتر در حالى از بى علاقگى به اين سه امتياز حرف مى زند كه در مصاحبه اى قبل از آن گفته بود از كسب پيروزى ناخواسته در اين ديدار اطمينان دارد. گفت وگوى قبلى دكتر را بخوانيد متوجه اين تناقض مى شويد: «اين اعتقاد را دارم كه مسئولان محترم باشگاه ذوب آهن به عمد اين اشتباه را مرتكب نشدند، در عين حال شرايط حرفه اى و نياز مبرم ما به پيروزى، دليلى است تا از فدراسيون فوتبال تقاضا كنيم اين مسابقه را با نتيجه صفر-۳ به سود ما خاتمه دهد. با پيگيرى مسئولان سايپا خيالمان از بابت كسب سه امتياز راحت است و ما از الان به مسابقات حساس بعدى فكر مى كنيم.»اگر به فدراسيون باشد كه همه آنها مى گويند شواهد و قرائن بر شكست صفر-۳ ذوب حكايت دارد. قاضى شاه حسينى عضو شوراى عالى استيناف شايد منبع موثقى براى تاييد اين ادعا باشد: «براساس آيين نامه ليگ حرفه اى و مطابق بند يك،  ماده ۹ اين آيين نامه، هر تيم تنها مى تواند از سه بازيكن خارجى در يك ديدار استفاده كند و خلاف اين موضوع نقض مقررات بوده و بازيكن چهارم خارجى، غيرمجاز محسوب مى شود. ضمن اينكه عمدى يا غيرعمدى بودن اين حركت از سوى تيم متخلف هم وارد نيست. در عين حال حتى اگر در مواردى آيين نامه نسبت به مواردى سكوت كرده باشد، مى توان با استناد به مقررات فيفا و AFC اقدام به صدور راى كرد.»در كنار شاه حسينى، على كاظمى رئيس سازمان ليگ برتر هم مى گويد كار تمام است و شكست صفر-۳ ذوب به زودى اعلام خواهد شد: «هر چند كميته انضباطى بايد اين حكم را اعلام كند، اما تيم متخلف سه بر صفر بازنده خواهد شد.»
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 6:21  توسط شورای سر دبیری  | 

خودکشی دانشجو ها

                حراست حق برخورد با دانشجویان را ندارد

با هرگونه فعالیت‌های انقباضی و اقدامات محدودکننده که مانع از فعالیت شاداب دانشجویان باشد مخالفیم مدير كل حراست وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از اقدام به خودكشي 28 دانشجو طي 4 ماه گذشته خبر داد.
علي اصغر زارعي در سي و هشتمين نشست معاونان دانشجويي و فرهنگي دانشگاه‌هاي كشور، افزود: متاسفانه 2 مورد خودكشي منجر به فوت شد و مابقي دانشجويان با تلاش‌هاي صورت گرفته نجات يافتند.
وي با بيان این که از 28 دانشجويي كه اقدام به خودكشي كرده‌اند، 7 مورد مرد و 21مورد زن بودند، درباره علل خود كشي اين دانشجويان، اظهار كرد

 

 

 
 

بيشترين دليل خودكشي اين دانشجويان مسائل عاطفي و عشقي و پس از آن مشكلات خانوادگي بود.
زارعي با اعتقاد به این که دانشجويان بايد با نشاط و با انرژي فعاليت كنند، سياست وزارت علوم را «انبساطي» و « توسعه فعاليت شاداب دانشجويان» اعلام كرد و افزود: با هر گونه فعاليت‌هاي انقباضي و اقدامات محدود كننده كه مانع از فعاليت شاداب دانشجويان باشد، مخالفيم.
وي وظيفه حراست را توليد اطلاعات و كمك به مسئولان از طريق رساندن اطلاعات به موقع دانست و تصريح كرد: حراست حق برخورد با دانشجويان را ندارد، البته امر به معروف و نهي از منكر وظيفه عمومي است، اما ايجاد محدوديت از طريق انتظامات را قبول نداريم.
زارعي با تاكيد بر ايجاد فضاي اعتماد در دانشگاه‌ها گفت: اين فضا ابتدا بايد در خانواده‌ها تامين شود تا دانشجويان با پيشينه قبلي و مثبت به دانشگاه وارد شوند.
وي با انتقاد از آنچه استفاده از رانت در دانشگاه‌ها مي‌ناميد، ضمن تاكيد بر لزوم توقف اين امر، اظهار كرد: برخي دانشجويان كه 11 ترم مشروط مي‌شوند با استفاده از رانت هنوز در دانشگاه‌ها حضور دارند اما برخي ديگر با چهار ترم مشروط شدن از دانشگاه اخراج مي‌شوند.
زارعي از بازنگري در ساختار حراست وزارت علوم خبر داد و گفت: اين بازنگري به صورت شكلي و محتوايي است كه مقدمات اوليه آن در دولت طي شده و آماده ارائه به مجلس است و اميدواريم با تصويب قانون جديد دغدغه ما برطرف شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 3:7  توسط شورای سر دبیری  | 

کارت دانشجویان ایرانی جهانی می شود

            چگونگی صدور کارت دانشجویی بین المللی اعلام شد

مدير طرح صدور و توسعه خدمات كارت‏هاي بين‌المللي دانشجويي، چگونگي صدور كارت دانشجويي بين‌المللي در سال تحصيلي جديد را بيان كرد.
احسان چيت‌ساز، با بيان این که كارت بين المللي دانشجويي تنها كارت شناسایي است كه داراي

 

 

 
 

تاییدیه بين‌المللي براي دانشجويان تمام وقت است، گفت: اين كارت به دانشجويان و اعضاي هيات علمي امكان دسترسي و استفاده از مناطق مختلف جهان با تخفيف را مي‌دهد و دارندگان كارت ISIC مي‌توانند با استفاده از شماره ISIC خود براي خدمات ويژه‌اي ثبت‌نام كنند. وي افزود: دانشجويان و اعضاي هيات علمي مي توانند با مراجعه به نزديكترين دفتر پستي نسبت به درخواست كارت بين‌المللي خود اقدام كنند.
وي با بيان این که كارت دانشجويان و اعضاي هيات علمي كشور پس از 10 روز به نشاني پستي متقاضي ارسال مي‌شود، گفت: هم اكنون بيش از 50 هزار دانشجو و عضو هيات علمي كشور از خدمات اين كارت‏ها در داخل و خارج از كشور استفاده مي ‌كنند.
وي افزود: در حال حاضر با تمهيدات انديشيده شد، كليه دانشجويان و اعضاي هيات علمي مي‌توانند پس از 10 دقيقه انتظار كارت خود را دريافت کنند. در عين حال امكان ثبت‌نام اينترنتي براي دريافت كارت دانشجويي بين المللي و كارت بين المللي

 

 

 
 

اعضاي هيات علمي دانشگاه تهران نيز از ابتداي امسال فراهم شده است .
مدير طرح صدور و توسعه خدمات كارت‏هاي بين‌المللي دانشجويي بحث توريسم را عامل ديگري براي ايجاد اين خدمات در ايران دانست و اظهار كرد: صنعت توريسم امروزه به قدري در توسعه اقتصادي اجتماعي كشورها اهميت دارد كه اقتصاد دانان آن را به صادرات نامرئي نام نهاده‌اند و هزينه‌هاي اقتصادي و برنامه ريزي نامناسب زمانبندي فعاليت‏هاي اقتصادي اجتماعي باعث شده نه تنها در جذب توريست خارجي موفق نباشيم بلكه گردشگران داخلي نيز در فرصت‏هايي كه در اختيار دارند با تراكم جمعيت، كمبود هتل و اقامتگاه، نامناسب بودن سرويس هاي بين شهري و ... مواجهند و در مدت زمان زيادي از سال با هتل‏هاي خالي از گردشگر، اتوبوس‏هاي خالي از مسافر و بسياري ديگر از ناهمگوني‌ها مواجهيم، بنابراين در حال تدوين سند ملي گردشگري دانشگاهيان هستيم كه كارت دانشجويي بين‌المللي امكانات بي‌نظيري را براي دانشگاهیان فراهم مي‌كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 2:56  توسط شورای سر دبیری  | 

فرهنگ دانشگاهی و دانشجویی

اگر دانشگاهی بودجه فرهنگی خود را به درستی هزینه نکند
 بودجه آنها را کم یا قطع می‌کنیم
 
معاون فرهنگي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از ارائه پيشنهاد ايجاد درس 2 واحدي «ايرانشناسي» در دانشگاه‌ها، امكان نامگذاري بخش فرهنگي سال آينده دانشگاه‌ها با عنوان «خليج هميشه فارس»، انجام مكاتباتي براي معافيت از خدمت سربازي برگزيدگان
 

 

 
 
جشنواره‌هاي معتبر فرهنگي و قطع بودجه فرهنگي دانشگاه‌ها در صورت هزينه آن در ساير امور خبر داد.
محمد باقر خرمشاد، از پيشنهاد ايجاد درسي 2 واحدي اجباري عمومي با عنوان «ايرانشناسي» با هدف زنده كردن هويت در درون جوانان خبر داد كه هنوز تصويب نشده است.
وي در ادامه گفت: بخش فرهنگي دانشگاه‌ها در سال آينده «خليج هميشه فارس» نامگذاري شده است و در اين راستا كليه فعاليت‌هاي فرهنگي مجامع و كانون‌هاي فرهنگي و هنري دانشجويي بايد پيرامون اين موضوع طراحي و اجرايي شود.
خرمشاد در ادامه اظهار كرد: همچنين مكاتباتي صورت گرفته تا برگزيدگان جشنواره‌هاي معتبر فرهنگي نيز از خدمت نظام وظيفه معاف شوند.
محمد باقر خرمشاد، همچنين در جمع دبيران كانون‌هاي فرهنگي هنري دانشگاه‌هاي كشور با اشاره به انتقاد دبيران مجامع در خصوص انتقال بخش اداري دبيرخانه به ساختمان مركزي وزارت علوم، تصريح كرد: هدف از اين اقدام انتقال كل اين مجموعه به وزارت علوم و تخليه اين ساختمان
 

 

 
 
نيست، بلكه اعمال انسجام و نظارت بيشتر روي كارهاست، البته در همين راستا نظارت بر عملكرد معاونان فرهنگي دانشگاه‌ها نيز با هدف جلوگيري از خرج بودجه فرهنگي دانشگاه‌ها در ساير امور و افزايش كيفيت و بازده كارها تقويت شده است، بنابراين اگر دانشگاهي بودجه فرهنگي را به درستي هزينه نكند، درصدد كاهش يا قطع بودجه آن اقدام خواهيم كرد.
خرمشاد در خصوص انتقاد كانون ايرانشناسي دانشجويان مبني بر عدم آشنايي و همكاري مسئولان در اين زمينه، خاطرنشان كرد: متاسفانه در حال حاضر كشور دچار يك قوميت‌گرايي تصنعي شده است، ولي بايد بدانيم كه متعلق به هر قومي كه باشيم در اصل ايراني هستيم، بنابراين تقويت بحث ايرانشناسي در اولويت وزارتخانه قرار داد و فعاليت گروه‌هاي مختلف تئاتر، موسيقي، ادبي و غيره دانشگاه‌ها بايد در اين جهت سوق داده شوند.
وي افزود: برگزاري همايش‌هايي با عناوين «كردستان در آينه تاريخ ايران» يا «سيستان و بلوچستان در آيينه تاريخ ايران» و براي تقويت بحث ايرانشناسي در دانشگاه‌ها پيش‌بيني شده است.
وي در عين حال از پيشنهاد ايجاد درسي 2 واحدي اجباري عمومي با عنوان «ايرانشناسي» با هدف زنده كردن هويت در درون جوانان خبر داد. معاون فرهنگي وزارت
 

 

 
 
علوم در ادامه گفت: قرار است بخش فرهنگي دانشگاه‌ها در سال آينده به «خليج هميشه فارس» نامگذاري شود و در اين راستا بايد كليه فعاليت‌هاي فرهنگي در مجامع و كانون‌هاي فرهنگي و هنري دانشجويي با اين موضوع اجرا شود.
خرمشاد با اشاره به اقداماتي در خصوص حمايت‌هاي مادي و معنوي از كانون‌ها، تصريح كرد: تعريف يك مشاور فرهنگي براي هر يك از كانون‌ها به صورت قانوني و فني و ذخيره سازي بودجه‌هاي هر ساله براي سال آينده برخي از اين اقدامات است.
دكتر خرمشاد همچنين از بررسي راهكارهايي براي قانوني كردن عضويت دبيران مجامع در شوراي فرهنگي دانشگاه‌ها خبر داد و گفت: تشكيل شوراي مشاوران دانشجويي در دانشگاه‌ها از ديگر اقداماتي است كه در انتخابات آن تبعيض مثبت براي حضور زنان در اين شورا نيز اعمال خواهد شد.
وي از پوياسازي محيط‌هاي خوابگاهي و دانشگاه‌ها توسط مجامع كانون‌هاي فرهنگي و هنري از طريق اجراي طرح‌هاي هنرهاي تجسمي و تهيه سرودهاي محلي، حماسي محتوادار و تند توسط كانون‌هاي موسيقي استقبال كرد و گفت: رايزن‌هاي فرهنگي نيز براي آثار، فيلم و عكس دانشجويي در خارج از كشور استقبال كردند.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 2:49  توسط شورای سر دبیری  | 

حوادث - ایران

                آخرين اخبار از انفجار اهواز

رييس دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز نيز اعلام كرد:« تاكنون هشت نفر بر اثر انفجارهاي امروز اهواز كشته‌شده اند و 46 نفر زخمي گشته‌اند.»
دكتر سلطان‌زاده در خوزستان - با اعلام اين خبر اظهار داشت: « در بيمارستان امام خميني دو مورد قطع عضو داشته‌ايم.»
وي افزود: «تمام بيمارستان‌هاي اهواز براي خدمت‌رساني به مصدومان آمادگي كامل دارند و هيچ اعزامي به شهرستان‌ها نداريم.»
اين در حالي است كه فرماندار اهواز آخرين آمار كشته‌شدگان انفجار صبح روز سه‌شنبه در شهر اهواز را در آخرين تماس خبرنگار ايسنا شش نفر اعلام كرده بود.
صرامي با اعلام اين خبر به خبرنگار ايسنا، آخرين آمار مجروحان اين انفجارها را نيز بيش از 40 نفر اعلام كرده و افزوده بود:« درحال حاضر شرايط شهر كنترل شده است و مشكلي وجود ندارد و شناسايي عوامل حادثه درحال پي‌گيري است.»
همچنين رييس بانك سامان شعبه اهواز جزييات انفجار صبح امروز بمب در اين بانك را تشريح كرد.

 

 

 
 


صمد توكلي در گفت و گو با ايسنا اظهار داشت: « ساعت 10 صبح در حال خداحافظي با يكي از مشتريان بانك بودم كه برق بانك قطع و بانك تاريك شد. لحظاتي بعد انفجار شديدي رخ داد.»
وي افزود: « حدود 60 نفر در بانك حضور داشتند. شي منفجر شده در وسط محدوده سالن بانك قرار داشت.»
توكلي يادآور شد: « تمام كاركنان بانك مجروح شدند و سقف شعبه فرو ريخت.»
وي گفت: « معمولا برق شعبه قطع مي‌شود و گمان مي‌كرديم كه اين بار هم مثل هميشه باشد، اما پس از قطع شدن برق در جلوي چشمهايمان انفجاري رخ داد و شاهد زخمي شدن همكاران و مشتريان بانك بوديم.»
از سوي ديگر براساس گزارش خبرنگار ايسنا مشخص شد كه انفجار بمب اداره كل منابع طبيعي استان خوزستان در اداره مهندسي اين سازمان رخ داده است.
اين انفجار همزمان با انفجار بانك سامان اهواز رخ داده و تاكنون تلفاتي درپي نداشته است.
اسامي مجروحان انفجار بمب در اداره كل منابع طبيعي استان خوزستان به شرح زير است:
اسماعيل منشداوي،علي سواري،علي يلالي،احمد توفيق‌زاده،مسعود باوي،عليرضا جمشيديان،صادق ادريس،عبدالزهرا سنواتي ومحمود خليلي. همچنين رييس اورژانس خوزستان گفت:« چون مجروحان در پنج تا شش بيمارستان مختلف و تعدادي در بيمارستان‌هاي خصوصي هستند نمي‌توانيم آمار دقيقي اعلام كنيم.»
دكتر موسوي‌ اظهار داشت: « آمار دقيق مجروحان تا ساعت 13 امروز اعلام مي‌شود.»
همچنين تعدادي از مجروحان انفجارهاي امروز اهواز به بيمارستان رازي منتقل شده‌اند.
به گزارش

 

 

 
 

هموطن آنلآين از خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)‌- منطقه خوزستان - اسامي اين مجروحان(23 مجروح) به شرح ذيل است: مريم دانشيار،محمدرضا خراساني ،شهناز احمدي،لاله صداقت،مريم درازگان،كريم باوي،مهران زنگنه،فرامرز باسق،مهري خانم گويا،علي سياحي،اميد اژدري،تورج مخلص،مجيد رضاپور،حشمت سپندار،سيد رمضان سعيدي،نور‌الدين علوي‌زاده،سيامك سليماني،سعيد حمادي،سيما بابادي،سيدمسعود حسيني،صمد توكلي ( رييس بانك سامان اهواز)،سيدعبدالرضا موسوي ( اعزام به گلستان).
مجروح مجهول الهويه منتقل شده به بيمارستان رازي اهواز بر اثر شدت سوختگي جان باخت.
فرماندار اهواز در اولين گفت‌وگو خود با ايسنا پس از انفجارهاي اهواز گفت: « بر اساس آمارهاي اوليه چهار نفر در انفجارهاي صبح امروز اهواز كشته شده‌اند و 17 نفر زخمي(تا زمان انجام مصاحبه) به بيمارستانها منتقل گشته‌اند.»
محمد جعفر صرامي، فرماندار اهواز در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خوزستان - با اعلام اين خبر توضيح داد:« با توجه به وضعيت مجروحان احتمال افزايش كشته‌شدگان و همچنين اضافه شدن مجروحان حوادث امروز وجود دارد.»
وي درباره عوامل اين بمب گذاري‌ها گفت:« اين عوامل همان عوامل انفجارهاي ماه‌هاي گذشته اهواز هستند.»
صرامي توضيح داد:« بمب منفجر شده در مقابل ساختمان سازمان منابع طبيعي صوتي بوده است اما ماهيت بمب منفجر شده در بانك سامان هنوز مشخص نشده است.»
يك مقام مسؤول نيز در همين ارتباط به ايسنا گفته بود:«آمار ابتدايي از جان باختن چهار تن در اثر انفجارهاي امروز اهواز حكايت دارد.»
وي با بيان اين مطلب اظهار

 

 

 
 

داشت:« مجروحان انفجارها در حال انتقال به بيمارستان هستند.»
او يادآور شد: « حدود ساعت 10 صبح امروز بمبي در بانك سامان اهواز و يك بمب هم در سازمان منابع طبيعي منفجر شد.»
وي افزود: « بمب منفجر شده در سازمان منابع طبيعي صوتي بوده است.» ساعاتي پيش دو انفجار در مناطق كيانپارس و گلستان شهر اهواز رخ داد و درحال حاضر تعدادي از مجروحان اين انفجارها توسط آمبولانس‌ها درحال انتقال به بيمارستان رازي اين شهر هستند.
بر اثر يكي از اين انفجارها شعبه بانك سامان در اهواز اين شعبه در آتش سوخت.
انفجار شي‌اي در داخل بانك سامان شعبه‌ي اهواز روي داد و اين شعبه بر اثر آتش‌سوزي ناشي از اين انفجار به طور كامل در آتش سوخت.
هم‌اكنون نيروهاي آتش‌نشاني و انتظامي با كنترل اوضاع درحال جست‌وجو در داخل بانك براي يافتن مجروحان يا كشته‌شدگان احتمالي ديگر در داخل بانك هستند.
هم اكنون آتش‌سوزي در بانك كاملا خاموش شده و وضعيت منطقه آرام است. بر اثر اين حادثه شيشه‌ي برخي خودروهاي پارك شده در مقابل بانك نيز شكسته شده است.
درحال حاضر وضعيت خيابان‌هاي اطراف در شهر اهواز عادي است.
در همين ارتباط ملا هويزه ، يكي از نمايندگان استان خوزستان در مجلس، در جمع خبرنگاران پارلماني گفت:« اين انفجار ازسوي معاندان انقلاب و ورشكسته‌گان سياسي و كساني كه در آن سوي مرزها به دنبال تجزيه طلبي هستند هدايت مي‌شود و اخيرا شبكه ماهواره‌اي الاهواز به تحريك مسايل قوميتي و ناسيوناليستي دامن مي‌زند.»
ملاهويزه تصريح كرد:« مردم خوزستان به شدت اين تحركات را محكوم مي‌كنند و از آرمان هاي انقلاب دفاع خواهند كرد و اين تحركات هيچ تاثيري در آنها ايجاد نمي‌كند.»

روزنامه:ه.س

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 17:29  توسط شورای سر دبیری  | 

سیاسی

خاتمى: راه نجات گريز از تكنولوژى نيست
 
سيد محمد خاتمى رئيس جمهور سابق در جمع دانش آموختگان دانشكده فنى دانشگاه تهران و در جشن ساليانه اين دانشكده كه از سوى كانون فارغ التحصيلان دانشكده فنى برگزار شد، با تبريك فرا رسيدن عيد غدير، اظهار داشت: «۷۱ سال پيش دانشگاه تهران براى شناخت و انتقال دانش و فناورى جديد تاسيس شد و دانشكده فنى از اولين دانشكده هايى بود كه مجموعه كوچك دانشگاه هاى آن روز را تشكيل مى داد. در اين ۷۰ سال نقش اين دانشكده، استادان و فارغ التحصيلان در ساختن، نوسازى، انتقال دانش و تكنولوژى به نسل جديد بى بديل بوده است.» وى كه در مورد تكنولوژى سخن مى گفت: اظهار داشت: «تكنولوژى، استعمار نوينى آفريده و در دنياى مدرن تكنولوژى و نظامات فكرى امتداد وجود انسان است. حفظ استيلاطلبى آسان تر از گذشته گسترش مى يابد. راه نجات، گريز از تكنولوژى نيست. اگر ما بگريزيم او ما را رها نمى كند. اما در دنياى امروز هر كشورى براى استقلال خود بايد توليد كند و توليد اضافه را با ديگران مبادله كند. براى جلوگيرى از بروز زورگويى مى توان تكنولوژى را توام با زندگى انسانى داشت.»
+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 18:36  توسط شورای سر دبیری  | 

اجتماعی-فرهنگی

 
دين در عرصه عمومى

بخش اول
متن حاضر ترجمه سخنرانى هابرماس در تاريخ ۲۸ نوامبر ۲۰۰۵ (۷ آذر ۱۳۸۴) است. ترجمه آن توسط مجله چشم انداز ايران صورت گرفته و به زودى در همين مجله به چاپ خواهد رسيد.
•••
در رويارويى با وضعيت موجود، نخست اجازه دهيد احساسات متفاوت خود را- كه تركيبى از خشنودى و ناخشنودى است- براى حاضران شرح دهم. از يك سو، غيرممكن است بتوان به ارائه يك سخنرانى پرداخت كه در شأن والاى جايزه هولبرگ بوده، انتظارات متناسب با آن را برآورده سازد. از سوى ديگر، بسيار خوشحالم كه دوباره به نروژ بازگشته ام و خود را در يك فضاى آكادميك نسبتاً آشنا و در ميان همكاران برجسته و دوستان نزديك خويش و در مقابل اين جمع حاضر با دقت و فهميده مى يابم. محيط فرهنگى بى ريا و صميمانه اى كه من همواره در كشور شما با آن روبه رو مى گردم مرا تشويق مى نمايد كه بدون تكلف و با انجام كارهاى عادى خود، بر اين موقعيت منحصر به فرد غلبه كنم. من قصد دارم درباره موضوع حساسيت برانگيزى صحبت كنم كه ذهن بسيارى از ما را مى آزارد.
۱- بعيد است متوجه اين حقيقت نشويم كه سنت ها و اجتماعات دينى از اهميت سياسى تازه اى برخوردار شده اند كه تاكنون كاملاً غيرمنتظره بوده است. اين حقيقت، دست كم براى آن گروه از ما كه از منطق عرفى يا سكولار موجود در جريان اصلى علوم اجتماعى پيروى مى كرده اند و به اين فرض باور داشتند كه تجدد با سكولاريزه شدن به معناى كمرنگ شدن نفوذ عقايد و روش هاى دينى در عرصه سياست و در زمينه كلى اجتماع، ملازمه تام دارد، كاملاً دور از انتظار است. دست كم، كشورهاى اروپايى، با دو استثناى معروف لهستان و ايرلند، شواهد كافى براى كاهش تدريجى تعداد شهروندان با ايمان ارائه نموده اند، اعم از آنكه دينى بودن را از وجه نهادى آن نگاه كنيم يا از لحاظ معناى روحانى و اعتقادى آن. با اين حال، وجود برخى از شاخص ها ناظر بر اين واقعيت اند كه جوامع دينى در مورد استراتژى هاى ارتدوكس مبتنى بر مخالفت با مدرنيته عملكرد بهترى داشته اند تا در خصوص استراتژى هاى ليبرال مبتنى بر انطباق با مدرنيته. در صحنه بين المللى، جنبش هاى ارتدوكس و بنيادگرا در حال گسترش هستند. جداى از ملى گرايى هندوها، امروزه، اسلام و مسيحيت دو مورد از مهمترين منابع الهام بخش دينى را تشكيل مى دهند.
روند احياى اسلام، گستره جغرافيايى چشمگيرى را از شمال آفريقا و خاورميانه تا آسياى جنوب شرقى كه پرجمعيت ترين كشور اسلامى يعنى اندونزى در آن قرار دارد، در برگرفته است. نفوذ اسلام همچنين در منطقه جنوب صحرا در آفريقا نيز در حال رشد است و در آن منطقه با جنبش هاى مسيحى رقابت دارد. درپى افزايش مهاجرت ها ، اسلام در اروپا و كمتر در آمريكاى شمالى نيز در حال گسترش است. وقتى به كشورهايى مانند تركيه و مصر نگاه كنيم، بيش از پيش متوجه مى شويم كه احياى نقش دين به محافل تحصيلكرده و برخوردار از فرهنگ ممتاز نيز گسترش يافته است. در بيشتر اين كشورها اوج گيرى نقش دين مسلماً بر سياست داخلى تاثير داشته است. در بسيارى موارد، تشخيص ميان هسته واقعى اعتقاد دينى و كاربرد نهادى دين براى رسيدن به مقاصد سياسى، دشوار است. جنبش هاى بنيادگرا اغلب وارد عرصه درگيرى هاى ملى و قومى مى شوند و امروزه حتى بستر شبكه هاى نامتمركز نوعى از تروريسم را تشكيل مى دهند كه در عرصه جهانى به فعاليت مشغول است و با رفتارهاى تمدن غرب كه به زعم آنان تحقيرآميز است به مبارزه برمى خيزد.
با اين حال، حمله عليه برج هاى دوقلو و واكنش هاى عجولانه در برابر حملات ۱۱ سپتامبر، نبايد توجه ما را از اين حقيقت منحرف سازد كه گسترش اعتقادات دينى عيسوى از لحاظ دامنه و شدت، كم اهميت تر از رشد عقايد اسلامى در جهان اسلام نيست. پر برگر (Per Berger) هسته اصلى اين تحول را Pentecostalism توصيف مى كند كه جزميت انجيلى و سختگيرى اخلاقى را با شيوه هاى هيجان انگيز عبادت و تاكيد بر درمان روح تركيب مى نمايد. اين مسيحيان دوباره متولد شده، در مخالفت با تجدد فرهنگى و ليبراليسم سياسى با يكديگر مشترك هستند، ولى در برابر الزامات ناشى از مدرنيزاسيون اقتصادى، تبعيت بيشترى از خود نشان مى دهند. جنبش هاى عيسوى اغلب حاصل فعاليت مبلغان دينى در كشورهايى هستند كه اين نوع دين براى آنان تازگى دارد. هم اكنون بيش از ۵۰ ميليون نفر در آمريكاى لاتين دين خود را به پروتستان تغيير داده اند. جنبش هاى عيسوى گسترش خود را حتى به سمت چين، كره جنوبى، فيليپين و قسمت هايى از اروپاى شرقى ادامه داده اند.
هر دو عرصه گسترش اعتقادات دينى (اسلام و مسيحيت) داراى بازتاب هايى در زمينه سياست داخلى هستند. آنها در حال بازكردن مسير خود به طرق مختلف در عرصه بين المللى نيز هستند. اديان جهان كه تا به امروز بدنه تمام تمدن هاى مهم را شكل داده اند، برنامه روش هاى چندگانه رسيدن به مدرنيته همراه با كرامت فرهنگى را به جلو هدايت مى كنند. اما حرارت جنبش هاى دينى در بيشتر موارد برخوردهاى بين فرهنگ هاى مختلف را متاثر مى سازد. در سمت غربى اين مرزبندى، ادراك موجود نسبت به روابط بين المللى، در پرتو هراس آنها از برخورد تمدن ها تغيير يافته است. حتى روشنفكران غربى كه تا به امروز در اين زمينه خود را مورد انتقاد قرار مى دادند، مدتى است كه در واكنش به تصويرى كه ديگران از غرب ترسيم نموده اند، موضع تهاجمى اتخاذ كرده اند.
آنچه در اين زمينه بيش از همه تعجب برانگيز است، احياى نقش سياسى دين در قلب جامعه غرب است. اگرچه دلايل آمارى از شكل گيرى موج سكولاريزه شدن تقريباً در تمامى كشورهاى اروپايى- پس از جنگ دوم جهانى- حمايت مى كند، در ايالات متحده، تمامى داده هاى موجود حاكى از آن است كه بخش نسبتاً بزرگى از جمعيت كشور را شهروندان با ايمان و فعال از لحاظ دينى تشكيل مى دهند و ظرف شش دهه گذشته وضعيت به همين منوال باقى مانده است. در اينجا، وجود نوعى هماهنگى دقيقاً برنامه ريزى شده ميان مسيحيان عيسوى و دوباره متولد شده از يك سو و كاتوليك هاى آمريكايى از سوى ديگر موجب شكل گيرى يك ارزش افزوده سياسى از احياى دين در قلب تمدن غرب مى شود و اين وضعيت در سطح فرهنگى، موجب تفرقه سياسى در غرب مى گردد كه در اثر مسائل ناشى از جنگ عراق نيز تشديد شد. با لغو مجازات اعدام، با طرد نمودن بى قيد و شرط هرگونه شكنجه و به طور كلى با برترى دادن به حقوق فردى در مقابل منافع جمعى همچون امنيت ملى، چنين به نظر مى رسد كه كشورهاى اروپايى به تنهايى در حال حركت در مسيرى هستند كه در گذشته شانه به شانه ايالات متحده در آن حركت مى نمودند.با توجه به اوج گيرى نفوذ دين در سراسر جهان، تفرقه در غرب اين معنا را در پى دارد كه اروپا در حال جدا كردن خود از ديگر مناطق جهان است. از ديدگاه تاريخى، به نظر مى رسد كه خردگرايى غربى مورد نظر ماكس وبر (Max Weber)، علت اصلى انحراف است. به ظاهر تصوير مورد نظر غرب از مدرنيته، همانند يك تجربه روان شناختى، در حال تحمل يك تغيير اساسى است: آنچه تصور مى شد، الگوى طبيعى آينده تمام فرهنگ هاى ديگر باشد، ناگهان به يك سناريوى مختص يك حالت ويژه، تغيير ماهيت مى دهد. حتى اگر هم اين تغيير ظاهرى گشتالت گونه (Gestalt)، كاملاً با موشكافى هاى جامعه شناختى منطبق نباشد و حتى اگر بتوان با استفاده از روش هاى توضيحى معمول، دلايل مخالفى را مبنى بر رد موج سنگين سكولارزدايى نيز مطرح نمود، هيچ ترديدى در خصوص صحت شواهد ارائه شده و بالاتر از همه، در خصوص حقيقت شكل گيرى عواطف سياسى در اطراف محور اعتقاد دينى وجود ندارد. قطع نظر از چگونگى ارزيابى حقايق، هم اكنون يك موج فرهنگى در ايالات متحده سر برآورده كه زمينه اى را جهت مباحثات آكادميك درباره نقش دين در عرصه فعاليت هاى سياسى عمومى فراهم آورده است. در سطرهاى آتى، من اين مباحثات را پى خواهم گرفت. اجازه دهيد نخست مبانى ليبرال يك دولت مبتنى بر قانون اساسى را براى شما يادآورى نمايم و به نتايجى كه جان راولز (John Rawls) از مفهوم موسوم به «اخلاق شهروندى» استخراج مى كند اشاره كنم.
مشاجره بر سر اين موضوع كه يك دولت سكولار چه انتظاراتى مى تواند از سياستمداران و شهروندانش داشته باشد، بحثى است كه در عرصه نظريه هاى سياسى هنجارى دنبال شده است.
به دنبال اين بحث، من تلاش خواهم نمود تا از طريق بحث درباره ديدگاه هاى اصلاح طلبانه اى كه به مبانى خودشناسى دموكراسى هاى غربى مربوط مى شود، برداشت خود را در مورد آنچه شهروندان دينى و سكولار مى توانند متقابلاً از يكديگر انتظار داشته باشند عرضه كنم. از سوى ديگر اين تكاليف دشوار مدنى مبتنى بر پيش فرض وجود ذهنيت هاى شناخته گرايانه اى است كه شهروندان سكولار و دينى بايد در وهله اول آن را كسب نمايند. از آنجا كه «بايد» متضمن معناى «مى تواند» نيز هست، ما بايد توجه خود را از مباحث هنجارى به سمت معرفت شناسى معطوف كنيم و بر آن دسته از فرآيندهاى يادگيرى تاكيد نماييم كه بدون آنها يك نظام سياسى ليبرال نمى تواند انتظار احترام متقابل و همكارى لازم ميان شهروندان برخوردار از اعتقادات و سوابق گوناگون را داشته باشد. من اين تحول را به صورت نوعى آگاهى دينى توصيف مى كنم كه مى تواند به عنوان واكنشى در مقابل چالش هاى مدرنيته تلقى شود و اين در حالى است كه آگاهى سكولار نسبت به زندگى در جامعه پساسكولار در ساختار ذهنى پسامتافيزيك به شيوه پيچيده اى ابراز مى گردد. با اين حال دولت ليبرال نمى تواند با روش هاى حقوقى و سياسى خاص خود بر آن دسته از فرآيندهاى يادگيرى تاثير بگذارد كه تنها از طريق آن شهروندان دينى و سكولار مى توانند به نگرش هاى خود بازتابنده اى دست پيدا كنند كه اصول دموكراسى بر آنها استوار است. از آن بدتر مشخص نيست كه آيا ما مى توانيم در اين قالب از تمام «فرآيندهاى يادگيرى» صحبت كنيم ياخير.
۲- اجازه دهيد بحث را با توضيح مفهوم ليبرال شهروندى دموكراتيك آغاز نمايم. خودآگاهى دولت مبتنى بر قانونى اساسى در مقايسه با سنت قراردادگرايى كه صرفاً بر استدلال هاى عمومى متكى است- و فرض مى شود همگان به طور يكسان به آن دسترسى دارند- تحول يافته است. فرض وجود خرد مشترك انسانى مبناى معرفت شناختى توجيه دولت سكولار است اين امر به نوبه خود زمينه را براى جدايى ميان دولت و كليسا در سطح نهادين فراهم مى سازد. البته مسلم است اين برداشت ليبرال در زمينه اى تاريخى شكل گرفت كه عبارت بود از جنگ هاى دينى و اختلافات عقيدتى در عصر جديد.
شكل گيرى آزادى دينى، پاسخ سياسى مناسب در مقابل چالش هاى كثرت گرايى دينى به حساب مى آمد. با اين حال ويژگى سكولار دولت شرط لازم ولى نه كافى براى تضمين آزادى برابر در اعتقادات دينى براى همه افراد است. اتكاى صرف به حسن نيت مقامات كافى نيست. طرف هاى اختلاف خود بايد به توافق درباره مرزبندى هاى متغير ميان آزادى مثبت جهت داشتن دين خاص خود و آزادى منفى جهت مصون ماندن از احتمال سركوب دست پيدا كنند و سپس بايد براى تعريف آنچه كه مى تواند تحمل شود و آنچه قابل تحمل نيست، دلايل قوى پيدا شود، دلايلى كه تمامى طرف ها بتوانند به صورت برابر آن را بپذيرند. شيوه هاى عادلانه را تنها هنگامى مى توان پيدا كرد كه طرف هاى ذى ربط ياد بگيرند در عين حال، مسائل را از ديدگاه طرف ديگر نيز بنگرند و آئينى كه بيش از همه با اين هدف مناسبت دارد عبارت است از شيوه شكل دهى به اراده جمعى از طريق گفت وگوى دموكراتيك. به نظر طرفداران دولت سكولار حكومت به هر حال بايد بر مبانى خود استوار گردد و آئين دموكراسى قادر است اين مشروعيت سكولار را با استفاده از دو عنصر به وجود آورد.
اول مشاركت سياسى برابر همه شهروندان كه تضمين مى كند مخاطبان قانون بتوانند در عين حال خود را نويسندگان قانون نيز قلمداد نمايند.
دوم بعد معرفت شناختى تفكر كه مبناى پذيرش فرض نتايج پذيرفته شده عقلى است.
آنچه اخلاق شهروندى را تعريف مى كند، دقيقاً شرايط مشاركت موفق در اين فرآيند دموكراتيك است: شهروندان- صرف نظر از اختلاف نظرهاى هميشگى خود درباره مسائل مربوط به جهان بينى و دكترين هاى دينى- بايد به يكديگر به عنوان اعضاى برابر و آزاد جامعه سياسى احترام بگذارند و بر مبناى اين اتحاد مدنى هنگامى كه نوبت به مسائل سياسى مورد اختلاف مى رسد، شهروندان بايد براى اظهارنظرهاى سياسى خود دلايل مناسب ارائه نمايند. راولز در اين زمينه از «تكليف به مدنيت» و «استفاده عمومى از خود» سخن مى گويد. در يك دولت سكولار تنها آن دسته از تصميمات سياسى مشروع تلقى مى شوند كه بتوان با استفاده از «دلايل عقلى موجود» - و نه فقط دلايل موجود در اختيار شهروندان مذهبى يا شهروندان غيرمذهبى و يا پيروان مذاهب مختلف - آنها را توجيه نمود. اين محدوديت علت عدم امكان استفاده عمومى از دلايل غيرعمومى يعنى دلايل توجيهى دينى را توضيح مى دهد.اصل جدايى دولت كليسا سياستمداران و مقامات مسئول نهادهاى سياسى را وادار مى سازد كه قوانين، احكام دادگاه ها و تدابير دولتى را به زبانى تدوين و توجيه نمايند كه به طور يكسان براى همه شهروندان قابل دسترسى باشد. اما در اين ميان وظايف شهروندان در عرصه سياست عمومى چه مى شود؟ موضع راولز درباره اين موضوع چنين است: «نخست آنكه نظريه هاى عقلانى جامع- اعم از دينى و غيردينى- را مى توان در هر زمان وارد عرصه مباحثات سياسى عمومى نمود، مشروط بر آنكه در زمان مناسب دلايل سياسى صحيح ارائه گردند كه براى حمايت از اهداف نظريه هاى جامع مربوطه كافى باشد و نه صرفاً دلايلى كه ناشى از نظريه هاى جامع است.» در مباحثات اخير درباره استفاده عمومى شهروندان از دلايل عقلانى اين محدوديت  در خصوص ضرورت توجيهات سكولار با اعتراضات فراوانى روبه رو گرديده است.
جدى ترين اعتراض آن است كه بسيارى از شهروندان دينى دلايل مناسبى براى مرزبندى مصنوعى ميان مسائل سكولار و مسائل دينى در ذهن خود ندارند، زيرا نمى توانند اين كار را بدون برهم زدن ثبات شيوه زندگى خود به عنوان افراد زاهد انجام دهند. اين اعتراض مبتنى بر نقش يكپارچه اى است كه مذهب در زندگى افراد باايمان ايفا مى نمايد و به عبارت ديگر ناظر است بر جايگاه دينى در زندگى روزمره. يك فرد معتقد به دين اعمال روزانه خود را با مراجعه به اعتقاداتش انجام مى دهد. اعتقاد حقيقى نه فقط يك نظريه و مجموعه اى از اصول باور شده است، بلكه منبعى نيروبخش به شمار مى رود كه فرد باايمان در كارهاى عملى زندگى خود از آن بهره مى جويد. ايمان منبع تغذيه تمامى زندگى است. اين ويژگى تماميت گراى اعتقاد دينى كه به تمام جنبه هاى زندگى روزمره رخنه مى كند، با هرگونه تغيير اعتقادات سياسى ريشه دار در دين به سمت اعتقاداتى با مبانى ادراكى متفاوت مغايرت خواهد داشت. بر همين اساس نيكولاس والتر اشتورف نظر خود را اينچنين بيان مى كند: «براساس معتقدات دينى بسيارى از دينداران در جامعه ما موظفند تصميمات خود در مورد مسائل بنيادين مرتبط با عدالت را بر پايه اعتقادات دينى بنا نمايند. آنها اين موضوع را بسان يك حق انتخاب كه قابل عمل كردن يا كنار گذاشتن باشد، نمى بينند.»
اگر ما اين اعتراض نسبتاً قوى را بپذيريم، آن گاه دولت ليبرال كه صريحاً روش هاى زندگى دينى را مورد حمايت قرار مى دهد، نمى تواند در آن واحد از تمام شهروندان خود بخواهد كه اظهارنظرهاى سياسى خود را مستقل از باورها يا جهان بينى دينى خود شكل بدهند. ما نمى توانيم از اهميت سكولار دولت اين تكليف را براى تمام شهروندان استخراج كنيم كه تمامى مظاهر زندگى دينى عمومى خود را با معادل آنها به يك زبان قابل استفاده براى عموم تكميل كنند. دولت ليبرال نبايد جدايى نهادين دين و سياست را به يك بار سنگين ذهنى و روانى براى آن دسته از شهروندان كه از يك اعتقاد دينى خاص پيروى مى كنند، مبدل سازد. دولت در عين حال بايد از آنها انتظار داشته باشد كه اين اصل را مورد شناسايى قرار دهند كه هرگونه تصميم قانونى، قضايى يا ادارى الزام آور بايد در قبال جهان بينى هاى متعارض بى طرفى خود را حفظ كند، اما در عين حال دولت نمى تواند از آنها انتظار داشته باشد كه به هنگام مشاركت در مباحثات عمومى و كمك به شكل گيرى افكار عمومى هويت خود را به دو قسمت عمومى و خصوصى تقسيم كند.
در رويارويى با اعتراض والتر اشتورف ما بايد موضع سخت ليبرال ها را تا حدودى تعديل كنيم. مسلماً هر شهروندى بايد آگاه باشد كه فقط دلايل توجيهى سكولار مى تواند از آستانه نهادين جداكننده عرصه فعاليت هاى عمومى غيررسمى از پارلمان، دادگاه و دستگاه هاى ادارى عبور نمايد. اما اذعان به اين مطلب لازم نيست مانع شهروندان دينى از ابراز و توجيه آزادانه عقايد خود با استفاده از زبان دينى مخصوص خود شود. با شرايط خاص، شهروندان سكولار يا شهروندان داراى اديان متفاوت مى توانند از اين ابراز عقايد چيزهايى بياموزند و در حقيقت هنجارى عقايد دينى مختلف ابراز شده و جلوه هايى اشراقى از عقايد خود را بيابند كه به نحوى در گذشته سركوب شده يا روى آن سرپوش گذاشته شده است. قدرت سنت هاى دينى براى طرح مفاهيم اشراق گونه اخلاقى در رابطه با جلوه هاى اجتماعى زندگى توام با كرامت انسان باعث مى شود كه ابراز اعتقادات دينى درباره مسائل سياسى يك كانديداى جدى براى طرح حقايق احتمالى باشد كه مى تواند از واژگان خاص يك جامعه دينى به زبان قابل دسترس براى عموم ترجمه شود. دولت ليبرال در زمينه آزادسازى ابراز عقايد دينى در عرصه سياست عمومى منافع خاص خود را دارد؛ زيرا نمى تواند بدون استفاده از اين امر، آگاه شود كه آيا جامعه سكولار خود را از منابع كليدى ايجاد معنا و هويت جدا ساخته يا خير.
و با توجه به اين حقيقت كه قانونگذارى مدنى يك رويه مشترك است، الزام به ترجمه، حتى مبدل به يك فعاليت مشترك مى شود كه در آن شهروندان غيردينى نيز بايد مشاركت داشته باشند تا هموطنان دينى آنها دچار تحمل يك بار سنگين و نامتوازن نشوند. در حالى كه شهروندان معتقد به دين، تنها در صورتى مى توانند به زبان خاص دين خود به سياست هاى عمومى كمك كنند كه اين زبان ترجمه شود. شهروندان سكولار بايد ذهن خود را در برابر حقايق احتمالى اين اعتقادات دينى ابراز شده بگشايند و حتى وارد گفت وگويى شوند كه دلايل توجيهى دينى از درون آن مى تواند با ظاهر مبدل دلايل قابل دسترس براى عموم خارج شود. تعديل تعريف بسيار سختگيرانه بى طرفى در مقابل جهان بينى هاى متعارض در عين حال نبايد موجب از ميان رفتن آستانه نهادين ميان «حيات وحش» (Wild Life) عرصه فعاليت هاى سياسى عمومى و تشريفات رسمى نهادهاى سياسى شود. بهتر است ما اين وضعيت را به يك صافى تشبيه كنيم كه از ميان مجموعه صداهاى مختلف تنها ديدگاه هاى سكولار را از خود عبور مى دهد.
منتقدان اصلاح طلب همچون والتر اشتورف حتى قيد اين محدوديت مهم را نيز مى زنند. او خواهان آن است كه مجالس قانونگذارى سياسى بتوانند از استدلال هاى دينى استفاده بكنند. اگر در پارلمان ها بدين ترتيب به روى مباحثات دينى گشوده شود، ممكن است اقتدار حكومت به صورت آشكار مبدل به ابزارى براى تحميل اراده اكثريت پيرو يك دين خاص بر ديگران شود؛ به نحوى كه اين اراده آئين دموكراسى را زيرپا بگذارد. به خاطر داشته باشيد محتواى تصميمات سياسى كه مى تواند توسط دولت به اجرا درآيد، بايد به زبانى تدوين شود كه به شيوه يكسان براى همه شهروندان قابل دسترسى باشد و بايد بتوان تصميمات مزبور را با اين زبان توجيه كرد. بنابراين در صورتى كه اكثريت در جريان شكل گيرى عقيده و اراده دموكراتيك از عرضه دلايل قابل دسترس براى عموم- كه با استفاده از آن اقليت بازنده اعم از آنكه سكولار باشد يا پيرو يك دين متفاوت بايد بتواند طبق معيارهاى خود، خود را ارزشيابى و پيگيرى كند- خوددارى كند، آن گاه ممكن است حكومت اكثريت به سركوب مبدل شود.

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 17:53  توسط شورای سر دبیری  | 

اجتماعی

همسرانی که آبروی خانواده را به خطر می اندازند

برخي حقوقدانان معتقدند طبق مفاد قانون مدني زنان نسبت به وضعيت پوشش و ظاهر خود در مقابل جامعه و همسرانشان حق و تکليف دارند تا جايي که گاهي سر باززدن از انجام اين تکاليف براي آنها دردسر آفرين است... منصور صانعي حقوقدان و وکيل دادگستري با بيان اين که نيازي به اصلاح قوانين مربوط به پوشش زنان و مردان و هتک حرمت ناشي از آن نيست در اين زمينه گفت: در اصول کلي حقوق چنانچه حکم قضيه‌اي در قانون تعيين نشده باشد به عرف مراجعه مي‌شود و عرف جامعه با توجه به شرع تعيين مي‌شود. در هر جامعه‌اي وقوع جرم به تناوب روي مي‌دهد اما اين مساله اصرار بر اجراي مجازات نيست. بلکه قصد مقابله کردن با افرادي است که به دنبال مواجهه با جامعه و هنجارهاي مورد قبول حاکم در جامعه هستند.
اين وکيل دادگستري با بيان اين که بسياري از افراد غرض ورزانه نوع پوشش خود را انتخاب نمي کنند تاکيد کرد: اجبار کردن افراد به پذيرش بعضي هنجارها سبب ايجاد تعارض و تناقض مي‌شود و چه بسا افراد به اين ارزش‌ها بدبين شده يا اعتقادات آنها کمرنگ شود. هدف از تعيين مقررات جزايي برخورد صريح و قاطع با مجرمين و غرض ورزان است.
عليرضا آذربايجاني استاد دانشگاه نيز در توضيح معضل بدپوششي با اشاره به تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامي تاکيد دارد: اين ماده به شکلي تنظيم شده که قابل تفسير وسيع است و در هيچ قانون يا آئين نامه تعريف ثابت و مشخصي از حجاب و پوشش ارائه نشده است. لذا ناچار هستيم که به عرف مراجعه کنيم و در حقيقت بايد نقص قانون را با توجه به عرف بر طرف کنيم. وي با بيان اين که عرف تابع مکان و زمان خاصي است تاکيد کرد: طبع زندگي و خاصيت بومي مناطق پوشش‌هاي متفاوتي در ميان شهروندان شمال و جنوب کشور پديد آورده است و نتيجه اين ناهمگوني اين است که قاضي در تعريف و انطباق مجازات مصرح در قانون براي جرايم و ناهنجاري‌هاي ناشي از بد پوششي بايد به عرف منطقه هم توجه کند. چنانچه در ارائه تفسير از قوانين ابهام ديگري وجود داشت از مصداق عمل فرد تفسير مضيق و به نفع او کند. اين حقوقدان تصريح کرد : برخورد با معضلات و ناهنجاري‌هاي ناشي از بدپوششي بايد فرهنگي و بر اساس زير ساخت‌هاي فرهنگي صورت گيرد. صرف کارهاي دستوري و عامرانه نه تنها مورد پذيرش جامعه نيست بلکه مي‌تواند مبارزه منفي هم به همراه داشته باشد.
آذربايجاني با اشاره به نقش موثر مسوولين و متوليان امور فرهنگي کشور گفت: وزارت ارشاد، مجلس شوراي اسلامي، ضابطين قضائی، نيروي انتظامي و رسانه‌ها در استحکام زيرساخت‌هاي فرهنگي کشور بايد هدفمند و همسو عمل کنند. در واقع امور فرهنگي و حل ناهنجاري‌ها نيازمند پايه‌ريزي مشخص و هدفدار است؛ والا صرف دستورالعمل، قانون و آئين‌نامه يا ارائه تعريف کارساز نيست.
اين وکيل دادگستري در خصوص رعايت نکردن پوشش مناسب در خودروهاي شخصي گفت : فضاي اختصاصي داخل اتومبيل 2 وجهي و دو پهلو است؛ يعني هم از مصاديق حريم خصوصي و هم عمومي است. از آن منظر که در اختيار فرد است و مي‌تواند در آن دخل و تصرف کند فضاي خصوصي است، اما در مورد رفتاري که در انظار عمومي است از حالت خصوصي خارج مي‌شود و چنانچه فرد مرتکب جرمي شود قابل پبگيري و برخورد است و نمي توان به بهانه شخصي بودن فضاي خودرو براي برخورد قضائی و اجتماعي مانع تراشي کرد.
محمد دهقان مخبر کميسيون حقوقي و قضائي مجلس شوراي اسلامي هم گفت: حساسيت‌هاي فرهنگي بايد با عناوين فرهنگي هدايت و راه‌اندازي شوند. اگر چه بسياري از معضلات جامعه و مشکلات فرهنگي مسائل امنيتي را در پي دارند اما نبايد صرفا به روش‌هاي انتظامي و تاميني عمل کرد. وي با بيان اين که برخورد با بدپوششي فقط يک موضوع پليسي نيست خاطرنشان کرد: برنامه برخورد و واکنش نسبت به ناهنجاري‌هاي جامعه به خصوص رواج پوشش و آرايش نامناسب نبايد به صورت ناقص و از سوي يک سازمان يا ارگان خاص هدايت شود.
نماينده چناران و طرقبه با بيان پيشنهاد تشکيل شوراي عملياتي تصريح کرد: همزمان با ضابطين قضائی و نيروهاي پليس، دستگاه‌هاي فرهنگي کشور همچون روحانيت، وزارت ارشاد، سازمان تبليغات اسلامي، حوزه علميه قم، دفتر ائمه جمعه و امور مساجد، مجلس شوراي اسلامي و بخصوص کمسيون فرهنگي بايد زمينه‌هاي فرهنگي امر برخورد و حل معضل و ناهنجاري‌هاي پوششي را فراهم کنند.
دهقان گفت: ناامني‌هاي جاني که براي افراد به واسط انحرافات جنسي ايجاد مي‌شود ناشي از انحرافات فرهنگي است؛ اما حتي اگر در برخوردهاي ضابطين نظر مثبت وجود داشته باشد باز هم تصور نامناسب در مردم ايجاد مي‌کند چرا که حل يک معضل فرهنگي نيازمند راه حل‌ها و ساختارهاي فرهنگي است.
ليلا سادات اسدي، معاون مجتمع قضائی خانواده نيز در خصوص حدود و تکاليف قانوني زن و شوهر نسبت به يکديگر و نوع پوشش و آرايش ظاهري آنها گفت: طبق تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامي، اگر زني بدون داشتن حجاب شرعي در معابر عمومي ظاهر شود به حبس از 10 روز تا 2 ماه يا از 5 هزار ريال تا 50 هزار ريال جزاي نقدي محکوم خواهد شد.
اين مدرس دانشگاه افزود: در قانون مدني، صرفا به حسن معاشرت و رفتار زوجين اشاره شده و هيچ سخن يا قانوني که شامل دخالت کردن يا امر کردن به تغيير و آرايش همسر باشد وجود ندارد. اما اگر زني بدون اجازه همسرش با پوششي نامناسب در معابر عمومي ظاهر شود، مرد مي‌تواند طبق قانون و مقررات مربوط به طلاق، از مراجع قانوني درخواست طلاق او را نمايد. معاون دادگاه خانواده، در مورد پوشش کامل زن و مرد و تاثير آن در استحکام خانواده گفت: به آنچه که در قانون اسلامي آمده بايد عمل شود. يعني پوشش کامل زنان با چادر به طوري که غير از دست‌ها از مچ و گردي صورت، جاي ديگري از بدن بيرون نباشد.
اسدي در مورد رابطه طلاق و نوع پوشش زنان و مردان گفت: مرد مي‌تواند از پوشش بد همسر خود به دادگاه شکايت نمايد اما اگر قرار باشد طلاق او را بدهد بايد نفقه زن را به طور تمام و کمال بپردازد. زيرا نفقه زماني از زن ساقط مي‌شود که او تمکين نکند.
در این میان نوع پوشش مردان نیز اگر نسبت به شئونات خانوادگي زن نامناسب باشد زن مي‌تواند به دادگاه و مراجع قضائی شکايت کند

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 17:43  توسط شورای سر دبیری  | 

تحصنی دوباره در اعتراض به افزایش شهریه دانشجویان شبانه

دومين تحصن در دانشگاه علم و صنعت
هنوز تحصن دانشجويان دانشگاه علم و صنعت در اعتراض به محدوديت هاى فرهنگى اين دانشگاه به پايان نرسيده بود كه خبر رسيد تحصن ديگرى در واحد بهشهر اين دانشگاه در اعتراض به افزايش شهريه ها شكل گرفته و به تجمع در مقابل مجلس شوراى اسلامى منجر شده است.
خبرگزارى فارس ديروز خبر داد: «جمعى از دانشجويان معترض به افزايش شهريه هاى دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر ظهر امروز (ديروز) مقارن ساعت ۱۳ در مقابل مجلس تحصن كرده و خواستار ديدار با نمايندگان شدند.» به گفته يكى از دانشجويان معترض علم و صنعت كه با شرق گفت وگو مى كرد «شهريه ترم جارى اين دانشگاه نسبت به شهريه ترم قبلى ۳۰۰ درصد افزايش داشته است.» دانشگاه علم و صنعت ايران دو واحد در شهرهاى بهشهر (مازندران) و اراك (مركزى) دارد و دانشجويان شبانه خود را به اين واحدها مى فرستد. در واحد بهشهر كه رشته رياضى، كامپيوتر و صنايع تدريس مى شود جمعاً هزار دانشجو تحصيل مى كنند. اما به گفته دانشجويان شهريه هاى ثابت اين سه رشته در نوع شبانه از ۶۰ هزار تومان در ترم پيش به ۱۸۰ هزار تومان افزايش يافته. به اين ترتيب براى ثبت نام ۱۸ واحد درس، دانشجويان مبلغى نزديك به ۸۵۰ هزار تومان مى پردازند. چندى پيش دانشجويان اين دانشگاه براى اعتراض به روند افزايش بيش از حد شهريه ها تحصنى برگزار كردند. به گفته دانشجويان معترض «مديران دانشگاه پس از روبه رو شدن با اعتراضات ۳۰ درصد از مبلغ شهريه ها كاسته اند و حدود ۹۹ ميليون تومان وام شهريه  براى دانشجويان ورودى سال ۸۴ اختصاص داده اند، در صورتى كه اين وام براى دانشجويان ورودى ۸۳ تصويب شده بود.»
اما ديروز دانشجويان متحصن بهشهرى به تهران آمده بودند تا مقابل مجلس تجمع و با نمايندگان مازندران گفت وگو كنند. آنها با احمد توكلى رئيس مركز پژوهش هاى مجلس نيز ديدارى داشتند. به گزارش فارس اين گروه كه با سر دادن شعار «شهريه مناسب حق مسلم ماست» خواستار تخفيف و بازگشت شهريه به مقدار قبل و ثابت خود بودند و اين افزايش قيمت را در شهريه هاى ثابت بى عدالتى دانستند. م. يكى از دانشجويان اين دانشگاه با ابراز ناراحتى از اين موضوع به فارس گفت: «زمانى كه به رياست واحد گفتيم شهريه ما زياد است و دانشجويان قدرت پرداخت آن را ندارند گفت «الزامى براى تحصيل نداريد انصراف دهيد و برويد سربازى.» اين دانشجوى معترض گفت: «اگر وزير علوم، تحقيقات و فناورى حرف از كاهش شهريه ها مى زند پس چرا يك دانشگاه دولتى ۳۰۰ درصد شهريه هاى خود را افزايش مى دهد.» اين جمع كه متشكل از ۴۰ دانشجوى اين واحد دانشگاهى هستند ابراز داشتند تا زمانى كه به خواسته هايشان رسيدگى نشود به تحصن خود ادامه خواهند داد.
+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 15:3  توسط شورای سر دبیری  |