تبليغاتX
هفته نامه دانشجویی آریا

هفته نامه دانشجویی آریا

خبرنامه: سیاسی / اجتماعی / علمی / فرهنگی / هنری / اقتصادي / ورزشی

در پی توقیف هواپیمای حامل هیئت همراه رئیس جمهور رخ داد

احضار سفير تركيه به وزارت خارجه
 
در پي اقدام غير قانوني كشور تركيه مبني بر عدم اجازه عبور هواپيماي ايراني و توقف آن در فرودگاه استانبول سفير كشور تركيه در تهران بامداد امروز به وزارت امور خارجه احضار شد.


محمدرضا باقري معاون عربي آفريقاي وزارت امور خارجه كه خود مسافر اين پرواز است در گفت و گو با خبرنگار فارس در هواپيماي توقيف شده گفت: ساعتي پس از اقدام غير قانوني كشور تركيه سفير اين كشور به وزارت امور خارجه احضار و اعتراض شديد كشورمان به اين اقدام خلاف عرف ديپلماتيك كشور تركيه ابلاغ شد.

مسئولان وزارت خارجه از سفير تركيه خواستند تا با اقدام موثر و رفع موانع و دلجويي از مقامات ارشد ايراني حامل اين پرواز مراتب جبران اقدام غير قانوني خود را فراهم آورند.

اين چندمين بار است كه تركيه اقدام به فرود اجباري هواپيماهاي كشورمان در فرودگاه‌هاي خود مي‌كند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 9:27  توسط شورای سر دبیری  | 

بابا عجب شیر تو شیریه ها

ترکيه و توقيف هواپيمای حامل هيئت همراه احمدی‌نژاد
 
هواپيماي جمهوري اسلامي ايران هنگام عبور از آسمان تركيه در فرودگاه استانبول متوقف شد.

به گزارش فارس اين هواپيما كه حامل هيئت همراه رئيس جمهور از جمله وزير صنايع، معاون وزير امور خارجه، دو تن از نمايندگان مجلس و خبرنگاران و ديگر همراهان رئيس جمهور كه در سفر دوره‌اي احمدي نژاد وي را همراهي مي‌كردند، هنگام بازگشت از ونزوئلا و در هنگام عبور از آسمان تركيه پس از آن كه مسئولان برج مراقبت فرودگاه استانبول اجازه عبور از آسمان تركيه را ندادند، اين هواپيما با هشدار از سوي برج مراقبت فرودگاه استانبول، در اين فرودگاه بر زمين نشست.

اين هواپيما از ساعت 30/20دقيقه به وقت تركيه در فرودگاه استانبول توقيف شده است و تاكنون اجازه پرواز به سوي ايران به اين هواپيما داده نشده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 9:25  توسط شورای سر دبیری  | 

خانم ها و تلاشی دوباره برای احیای حقوق زنان در ایران

تلاش براي فرستادن شش زن به خبرگان

جامعه زينب به همراه هفت تشكل و گروه زنان با آيت‌‏الله مصباح يزدي ديدار و پيرامون انتخابات مجلس خبرگان رهبري گفت‌‏وگو مي‌‏كند.

مريم بهروزي، دبيركل جامعه زينب در گفت‌‏وگو با ايلنا، با اعلام اين خبر گفت: قرار بود ايشان در همايش «رسول صبح» به عنوان سخنران افتتاحيه همايش شركت كند كه به دليل برخي مسائل، قرار شد ما به همراه هفت تشكل زنان در قم با ايشان ديدار كنيم.

وي تصريح كرد: اين ديدار در خصوص بررسي نقش ولايت فقيه در نظام مردم‌‏سالاري ديني، ولايت فقيه، مشروعيت و مقبوليت، آرايش سياسي و انتخابات خبرگان رهبري برگزار مي‌‏شود.

بهروزي با تاكيد بر اينكه ما شش زن مجتهده را براي حضور در انتخابات مجلس خبرگان رهبري سراغ داريم، گفت: در اين ديدار پيرامون حضور زنان در انتخابات مجلس خبرگان رهبري نيز صحبت خواهيم كرد.

منبع:بازتاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 3:26  توسط شورای سر دبیری  | 

در احوالات جهانگردی از نوع ایرانی

بيشترين سفر خارجي ايرانيان به كجاست؟

مديركل گذرنامه نيروي انتظامي گفت: 60 تا 70 درصد از صدور گذرنامه‌ها در كشور جهت حج است و بنابراين بيشترين سفرهاي ايرانيان به خارج از كشور را نيز سفرهاي زيارتي تشكيل مي‌دهد.

محسن صياديان در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس در نشست خبري خود گفت: هم اكنون به طور متوسط كار صدور و تحويل گذرنامه در تهران 3 روز، مراكز استان‌ها‌ 4 روز و شهرستان به 5 روز رسيده است.همچنين در گذشته حداقل زمان جهت صدورگذرنامه بين‌المللي در كشور 15 روز بود كه اين زمان به حداقل ممكن كاهش يافته است.

وي با اشاره به لزوم ارائه گذرنامه بين‌المللي جهت تشرف به حج گفت: در گذشته افرادي كه به حج مشرف مي‌شدند از گذرنامه‌هاي زيارتي استفاده مي‌كردند كه با توجه به اينكه اين اقدام در راستاي استانداردهاي بين‌المللي نبود بنابراين از سوي اداره گذرنامه طرحي مبني بر ارائه گذرنامه بين‌المللي هنگام تشرف به حج به ستاد گذرنامه مستقر در وزارت كشور ارائه شد كه اين طرح مورد موافقت قرار گرفت.

وي ادامه داد: مطابق بررسي‌هاي صورت گرفته در سال 84 از يكصد هزار نفري كه براي تشرف به حج از گذرنامه زيارتي استفاده كرده‌اند 34 هزار نفر گذرنامه بين‌المللي داشتند و لذا جهت يكسان كردن گذرنامه‌ها و حركت به سوي استانداردسازي و اجراي مقررات روز جهاني از سال 85 تمامي افرادي كه به حج مشرف مي‌شوند بايد داراي گذرنامه بين‌المللي باشند. كه در اجراي اين طرح نيز تمامي موارد مورد نظر سازمان حج و زيارت نيز مورد توجه قرار گرفت.

مديركل گذرنامه ناجا با بيان اينكه هم اكنون 47 مركز در تهران و 234 مركز در سراسر كشور كار ثبت‌نام از متقاضيان صدور گذرنامه را عهده‌دار هستند خاطرنشان كرد: هم‌اكنون صدور گذرنامه در كشور ما در مقايسه با كشورهاي ديگر كه از استانداردهاي روز دنيا نيز بهره‌مند هستند بسيار مطلوب است و حتي در گاهي مواقع از آنها جلوتر هستيم.

وي ادامه داد: از زمان صدور گذرنامه جديد در سال 83 تاكنون بيش از 2 ميليون و هشتصد هزار جلد گذرنامه صادر شده است كه با توجه به بالا بودن ضريب امنيتي آن تاكنون هيچ موردي از جعل درخصوص آن گزارش نشده است.
سرهنگ صياديان در پاسخ به سوالي در خصوص چگونگي خروج كودكان توسط مادران آنها از كشور گفت: كودكي كه سرپرستي آن با مادر باشد مي‌تواند با حكم دادگاه از كشور خارج شود ولي در صورتيكه هنوز حكمي صادر نشده باشد بايد به دفتر سرپرستي دادسرا مراجعه شود و چنانچه قاضي اجازه دهد فقط يكبار مهر خروج زده و اجازه خروج مي‌يابد.

وي در خصوص چگونگي خروج از كشور نظاميان و دانشجوياني كه در حال تحصيل هستند گفت: نظاميان جهت خروج از كشور بايد مجوز حفاظت اطلاعات محل خدمت خود را اخذ كنند ولي اين قانون جهت مشرف شدن به حج اجرا نمي‌شود.
وي ادامه داد: مشموليني كه داراي معافيت تحصيلي هستند نيز فقط جهت مشرف شدن به حج مي‌توانند گذرنامه اخذ كنند كه در گذرنامه آنها نيز فقط يكبار مهر خروج زده مي‌شود.

البته معلوم نیست این آمار شامل سفرهای چندین باره مسوولین به خانه خدا می شود یا خیر؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 3:19  توسط شورای سر دبیری  | 

خبری از ارتش آمریکا

آمارهاي وحشتناك از بي‌بندوباري و تجاوز جنسي در ارتش آمريكا

معضل امنيت و آرامش رواني و جسمي براي سربازان آمريکايي، خصوصا سربازان زن اين ارتش تبديل به يکي از جنجال برانگيزترين مسائل مربوط به امنيت سربازان آمريکايي به خصوص سربازان مستقر در عراق، در رسانه ها و دادگاه هاي اين کشور شده است.

به گزارش سرويس بين الملل بازتاب به نقل از واشنگتن پست، «سوزان سويفت» يکي از سربازان زن آمريکايي مستقر در عراق، زماني را پس از دومين بار به منزل مادرش بازگشت. به ياد دارد که در آخرين لحظه، تصميم گرفت كه ديگر به پايگاه عراق بازنگردد. اين كارشناس ارتش كه هم‌اكنون 22 سال دارد، ناراحتي جسمي را بهانه كرد، اما مادرش از اين ‌درد ناگهاني بسيار متعجب شد. او نمي‌توانست وقايع يك سال گذشته را دوباره تحمل كند. سوزان يك بار توسط مافوقش مورد تجاوز جنسي واقع شده و مجبور به انجام اين عمل با شخص ديگري نيز شده بود.

او هم‌اكنون قرار است در دادگاه نظامي محاكمه شود. سوزان در ژوئن گذشته به خاطر ترك ميدان جنگ بازداشت شد و جزييات سه تجاوز انجام شده را به مقامات ارتش فاش كرد. كه در اين باره شخص متجاوز مجازات شده است. اما جمعه گذشته، مقامات اعلام كردند كه دو مورد ديگر اثبات شدني نيست. آنان به زودي نيز تصميم خواهند گرفت كه «سويفت» را به خاطر پنج ماه غيبت مجازات كنند يا خير. او در صورت محكوم شدن به فرار از خدمت، دوره بلندي را به زندان محكوم خواهد شد.
ماجراي «سويفت» باعث شده است تا فعالان ضد جنگ و سازمان‌هاي زنان به شدت به اين موضوع اعتراض كرده و وارد عمل شوند. در حالي كه از سال 2001 تاكنون، بيش از 130 هزار نيروي زن استخدام شده‌اند. ماجراي «سويفت» نشان مي‌دهد كه چگونه تفاوت جنسيت در ارتش مي‌تواند مهم باشد.

بسياري از نظاميان زن آمريكايي هم‌اكنون بر اين باورند كه پرونده «سويفت» مي‌تواند نمونه‌اي از واقعيت موجود در زندگي نظامي باشد كه تجاوزات جنسي اتفاق افتاده در آن معمولا گزارش داده نمي‌شود. زنان جوان و با درجه پايين، بسيار آسيب‌پذيرند و آنهايي نيز كه مورد تجاوز واقع شده‌اند، از ترس رفتارهاي خصومت‌آميز سخني نمي‌گويند.

«كالين موسلينو»، مؤسس بنياد سربازان زن آمريكا مي‌گويد: «اين امر بيش از آنچه مردم گمان كنند، معمولي است. در حقيقت هزاران نظامي زن وجود دارند كه داراي شرايط مشابهي هستند».
پنتاگون اعلام كرده كه تاكنون پانصد مورد تجاوز جنسي از جمله در مورد نظاميان آمريكايي در عراق و افغانستان گزارش شده است، اما مقامات بر اين باورند كه اين آمار، بسيار بالاتر و اين روند نيز خطرناك است.
«راجر كاپلان»، سخنگوي پنتاگون، مي‌گويد: «تجاوز جنسي مهم‌ترين جرم خشونت‌آميز آمريكاست كه گزارش نمي‌شود و اين موضوع در ارتش نيز مطمئنا وجود دارد».

«سوزان سويفت» زماني كه نوزده سال داشت، در فوريه 2004 به كويت اعزام شد و در آنجا دوره شش هفته‌اي آموزش پليس نظامي را پشت سر گذاشت. او گفت كه مشكلات به تدريج در كويت آغاز در عراق به اوج خود رسيد.

«سويفت» هيچ شكايت رسمي را در مورد اتفاقات رخ داده، پر نكرده و تنها در مورد مسئله سوم كه در آمريكا نيز رخ داد، شكايت كرد؛ يعني در جايي كه او از مافوقش مي‌پرسد كه گزارش خود را كجا ارائه بدهد و او مي‌گويد: در رختخواب و اين مسئله را چند بار ديگر جلوي سربازان رده‌پايين‌تر نيز تكرار مي‌كند.
با توجه به توضيحات «سويفت»، مسائل جنسي جزيي از زندگي نظامي است. به گفته «سويفت» اين امر به ويژه در روابط مافوق و مأمور پررنگ‌تر مي‌شود.

«سويفت» پس از بازگشت به آمريكا به علت اختلالات روحي و رفتاري توسط مادرش به يك كلينيك روانپزشكي برده مي‌شود، ولي مقامات ارتش تنها اختلالات سطحي را در رفتار وي تأييد كرده‌اند.
مادر «سويفت» هم‌اكنون وكيلي را نيز براي دفاع از دخترش استخدام كرده ولي ارتش گفته است كه با فراريان گفت‌وگو نمي‌كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 3:16  توسط شورای سر دبیری  | 

خبر جالب

كمر مرد قدرتمند ، باند فرود بالگرد شد
يك مرد قدرتمند اتريشي توانست با تحمل وزن يك بالگرد 1.8 تني بر روي كمرش ركورد تازه اي را در جهان به نام خود ثبت كند.

به گزارش جام جم به نقل از پايگاه اينترنتي آنانوا فرانتس مولر در برابر ناظراني از كتاب ركوردهاي جهاني گينس وزن بالگرد را به مدت يك دقيقه بر روي دوش هايش تحمل كرد تا نام خود را در اين كتاب جاودانه سازد.

اين شيرين كاري بسيار نادر به مناسبت فرا رسيدن سالروز انتشار كتاب ركوردهاي جهاني وين در پرتر پارك وين ، پايتخت اتريش انجام شد.
بازتاب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 9:1  توسط شورای سر دبیری  | 

رويکرد تازه رسانه‌ملي به نخبگان ايراني مقيم خارج

مصاحبه اي با انوشه انصاري
 اولين زن فضانورد ايراني
توسط شبكه ۴ سيما
انوشه انصاري
 
میلیون ها نفر از ايرانيان، شب گذشته توانستند برای اولین بار با انوشه انصاری، زن موفق ایرانی که اولين مسافر زن فضايي است، به لطف حرکت موثر شبکه چهار سیما آشنا شوند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، دلیل این آشنایی برنامه آسمان شب شبکه چهار سیما بود که در اقدامی پسندیده و ابتکاری توانست ضمن ارتباط با این چهره، دقایق جالبی را با وی بگذراند.

اين برنامه اقدامي عملي در طرح نخبگان ايراني خارج از كشور و استفاده از ظرفيت آنهاست كه پيش از اين نيز در برنامه هايي با حضور دكتر سيد حسين نصر و پروفسور رضا آغاز شده بود.

این برنامه با توجه به رویداد بزرگ سفر این زن ایرانی به فضا براساس یک ارتباط تلفنی زنده در زمان مناسب برای انوشه انصاری، برنامه ای جالب را در قالب یک میزگرد خودمانی با وی ترتیب داده که ارزش رسانه ای آن به مراتب بیشتر از ساختار ساده آن بود.

به واقع آسمان شب و شبکه چهار برای اولین بار دست به ساده ترین روش ممکن برای تولید یک برنامه تلویزیونی زد که می تواند تولد این روش برای مدیران و گروه های برنامه ساز صداوسیما باشد. گرچه اندکی زمان بیشتر، می توانست ارتباط زنده تصویری برای این برنامه فراهم کند، اما در فاصله 4 روز تا پرتاب فضاپیمای سایوز، پیدا کردن انوشه انصاری و گفتگوی یک ساعته با او یک حرکت موفق و حرفه ای بود که توسط شبکه چهار ایران که شبکه علمی کشورمان است، انجام شد.

بی شک هیچ بیننده ای در ایران جز این روش های ساده ولی با کیفیت توقع بیشتری از شبکه چهار سیما ندارد و این اتفاق می تواند طلیعه ای برای بازنگری جدی در ساخت و تولید برنامه های علمی از سراسر جهان به جهت تقدیر و بزرگداشت از چهره های علمی ایرانی در داخل و خارج کشور باشد.

این شبکه در ادامه این فعالیت خود، قرار است تصاویر پرتاب موشک سایوز به فضا را برای هموطنان ایرانی پخش زنده کند و براساس اعلام برنامه آسمان شب، هر صبحگاهان ایستگاه بین المللی فضایی در آسمان ایران با چشم غیر مسلح قابل مشاهده است و گروه های نجومی حرفه ای و آماتوری بسیاری آماده شده اند تا در برنامه های مختلفی به تماشای گذر این ایستگاه از آسمان ایران بپردازند.

انوشه انصاری زن فضانوردی که کمتر از 3 روز دیگر راهی فضا می شود، در گفتگوی زنده تلفنی که بیش از یک ساعت طول کشید، از قرنطینه خود در ایستگاه بایکونور قزاقستان با رویی گشاده و کلامی ساده پذیرای نماینده تصویری کشورمان بود. وی در این مصاحبه از طی شدن دوره تحصیل، تحقیقات و برنامه های تجاری خود حرف های زیادی را برای هموطنان خود زد.

وي قرار است، دستاوردهای علمی خود از فضا را برای تولید یک برنامه آموزشی و یک دوره خاص علمی آماده کند، وی همچنین در طول مدت حضور در ایستگاه بین المللی فضایی قرار است با برخی مدارس و دانشگاه های جهان ارتباط زنده داشته و با آنها از شرایط و دریافت های خود به صورت زنده صحبت کند.
انوشه انصاري در مورد جوانان و رویاهای آنها گفت: فقط می خواهم بگویم که جوانان کشورم و دخترها به زندگی من و نوع تلاش من دقت کنند. من سال ها پیش که جوان بودم اگر می گفتم، رویایم سفر به فضاست، به من می خندیدند، اما حالا پس از سال ها تلاش، تحصیل و داشتن انگیزه رویای خودم را به واقعیت تبدیل کردم. 

وي اضافه کرد: باید باور کنیم که تلاش و انگیزه ماست که می تواند آینده را بسازد و به بشریت کمک کند، امیدوارم نتایج این سفر به عنوان پیشگامان سفر به فضا موجب افزایش اطلاعات ما از فضا کهکشان ها بشود.

اولين فضانورد زن ايراني در پایان اظهار امیدواری کرد: در زمان نوه ام هزینه سفر به فضا حداقل تا یک میلیون دلار کاهش پیدا کند و روزی هزینه این سفر به 10 تا 15 هزار دلار برسد.

استفاده شبکه چهار سیما از اين شخصیت زن ایرانی و تجلیل از او، در حالی است که مي توان با برنامه ريزي هاي بهتر و بيشتر در طول سال، مردم ايران با تعداد بيشتري از اين چهره ها آشنا کرد. ولي در همين حال هنوز سایر شبکه های داخلی یا بین المللی سازمان صداوسیما توجه لازمی به این موضوع نکرده‌اند و شایسته است در مدت زمان باقی مانده برای بهره گیری فرهنگی و علمی از حضور این فضانورد ایرانی فرصت را به نفع ايرانيان از دست ندهند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 6:36  توسط شورای سر دبیری  | 

عكس روز

پوستري از بوش
به مناسبت ۱۱ سپتامبر
كه از تصاوير سربازان كشته شده در جنگ افغانستان ساخته شده است
پوستري از بوش به مناسبت 11 سپتامبر
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 6:21  توسط شورای سر دبیری  | 

هنوز هم درگیری ادامه دارد...

 

پاسخ يك مرجع تقليد به انتقاد يك زن صوفي

چندي پيش، عده‌اي از مقلدان در اعتراض به فعاليت‌هاي آشکار و وسيع فرقه‌هاي مختلف و متعدد تصوف نامه‌اي به آيت‌الله فاضل لنکراني ـ مد ظله العالي ـ ارسال کردند و ايشان نيز فتواي صريحي را در اين زمينه صادر كردند که بازتاب گسترده‌اي هم به دنبال داشت و به دنبال اين فتوا، نامه‌اي از طريق اينترنت از طرف يک صوفي به سايت ايشان ارسال گرديد که در ذيل، سوال و جواب آورده مي‌شود.

با عرض سلام
من يک ايراني صوفي و شيعه هستم. مي‌خواهم بگويم فتواي شما مرا بسيار نااميد کرد. اميدوارم شما راجع به فتواي خود تجديد نظر کنيد. شما به علل و اسباب واقعي انحراف، بيگانگي و دوري مردم از اسلام نگاه کنيد چرا آنها بيش از پيش به معنويت و تصوف علاقه مند مي‌شوند؟ اين گونه فتاوا فقط مي‌تواند مردم را از اسلام دور کند چرا که از اين‌ها براي اهداف و مقاصد سياسي استفاده مي‌شود. تصوف روح و قلب اسلام است. تصوف به ما کمک مي‌کند که انسان‌هاي بهتري باشيم.
خانم آ. ن 51 ساله از آمريکا

بسمه تعالي
با سلام و تحيت
هيچ مقصود سياسي قطعا در اين فتوا نبوده است و چنين تصوري بيجاست. آيا مي‌توان گفت ائمه معصومين عليهم السلام که شديدا از فرقه صوفيه گلايه و ابراز انزجار نموده‌اند مقصود سياسي داشته‌اند؟ آيا فقهاء بزرگ اسلام که از ابتدا تا کنون نسبت به اين فرقه اظهارات و فتاواي بسيار تندي داشته‌اند مقصود سياسي داشته‌اند؟ شما در طول تاريخ اسلام کدام مرجع تقليد و مجتهد معتبري را سراغ داريد که نسبت به اين فرقه تاييدي داشته باشد؟

شما خانم محترم هيچ از خود سوال نموده‌ايد که اگر اين فرقه صحيح است چرا منجر به جايي مي‌شود که ضروريات اسلام را ناديده گرفته و حتي نماز و روزه را به بهانه وصل شدن به خدا ترک کنند؟ مگر امير المومنين عليه السلام که به ادعاي اين فرقه مورد توجه شديد آنان است در هنگام شهادت فرزندان خود را به نماز و عمل به قرآن توصيه نفرمود؟

مدعيان تفکيک طريقت از شريعت در کدام يک از متون ديني از قرآن و کلمات پيامبر (ص) و ائمه طاهرين شاهدي بر آن دارند؟ آيا شريعت و دين جز عمل نمودن به قرآن و سنت پيامبر و عترت اوست؟ اگر مقداري مطالعه دقيق و بدون تعصب در اسلام نماييد به اين نکته خواهيد رسيد که تصوف نه تنها روح اسلام نيست بلکه با روح اسلام کاملا مباينت دارد و قادر بر سيراب کردن انسان‌هاي تشنه معنويت نيست و سرابي است که گروهي را فريفته و به سوي خود جذب کرده است.

در خاتمه توجه شما را به برخي از روايات صادره از ائمه معصومين عليهم السلام جلب مي‌نمايم. اين روايات را مرحوم شيخ حر عاملي در کتاب اثني عشريه و مقدس اردبيلي در حديقة الشيعة و ميرزا حبيب الله خوئي در جلد سيزدهم شرح نهج البلاغه گردآوري نموده‌اند:

1 – از امام هشتم عليه السلام به سند معتبر رسيده است: کسي که در نزد او از صوفيه سخن به ميان آيد و با زبان و يا قلب به انکار و اعتراض برنخيزد از پيروان ما نيست و فردي که آنان را مورد نکوهش و اعتراض قرار دهد مانند کسي است که در رکاب رسول خدا با کفار مي‌جنگد.

2 – مردي به امام صادق عليه السلام عرض کرد در زمان ما گروهي به نام صوفي هستند شما چه نظري داريد؟ فرمود آنان دشمنان ما هستند و افرادي که به آنان تمايل نشان مي‌دهند از آنان به شمار مي‌آيند و با آنان محشور مي‌شوند... من از چنين افرادي بيزار هستم.

3 – امام‌ هادي عليه السلام با عده‌اي در مسجد نشسته بودند جماعتي از صوفيه داخل مسجد شده و حلقه وار نشستند و شروع به لا اله الا الله نمودند حضرت فرمود: به اين فريب کاران توجه ننماييد که جانشينان شيطان و ويران گران پايه و ارکان دين مي‌باشند و در دنباله همين روايت حضرت فرمودند والصوفية کلهم مخالفونا و طريقتهم مغايرة لطريقتنا. تمام فرقه‌هاي صوفيه مخالف با ما هستند و راه و روش آنان با راه و روش ما مغايرت دارد.

براي آگاهي بيشتر به کتبي که اشاره شد مراجعه نماييد.

من براي شما و همه فرزندان ديني خود دعا مي‌کنم که در سايه رعايت تقوي بتوانيم از سرچشمه زلال شريعت محمدي سيراب گرديم.

والسلام

****

فتواى حضرت آيت ‌الله العظمى فاضل لنکرانى دام ظله العالى پيرامون فرقه صوفيه
بسم الله الرحمن الرحيم
محضر مبارك مرجع عاليقدر شيعيان حضرت آيه الله العظمي فاضل لنكراني دام ظله
الحمدلله والصلوه والسلام علي رسول الله محمد و آله الطاهرين
سلام من الله عليكم و رحمه و بركاته

امروزه صوفيه براي فريب جوانان خانقاه‌ها را به نام حسينيه مي‌خوانند مع الاسف در اين درياي تاريك و طوفاني تبليغات صوفيان و دراويش، جوانهاي ما فانوس هدايت را پيدا نمي كنند و چند سالي است كه فرقه‌هاي مختلف و متعدد تصوف كه بسياري از آنها يكديگر را هم قبول ندارند مثل خاكساري، نعمت اللهي، گنابادي و امثال ذلك، فعاليت آشكار و وسيعي را براي جذب جوانان ايراني به سوي خانقاه‌ها، سامان داده‌اند. بعضي نماز و روزه و حج را از ضروريات دين مي‌دانند و بعضي هم از ضروريات دين نمي دانند و باعث ترك واجبات شده‌اند وجه اشتراك همه آنها در اين عقيده است كه امر دين را به دو بخش مجزا تجزيه كرده‌اند و مي‌گويند امر شريعت با مراجع تقليد است و امر طريقت يا تربيت روحي و راه و روش عمل صالح در زندگي با قطب و پير خانقاه است و بايد روحتان را به او بسپاريد تا همچون فقيري از شما دستگيري نمايد. حتي ادعا مي‌كنند مراجع تقليد هم ما را قبول دارند و تاييد مي‌كنند و دليلش ندادن فتوي بر عليه دراويش است.

اينك يك سؤال شرعي بزرگ و يك استفتا مهم براي بسياري از شيعيان اثني عشري، مطرح است كه «آيا شركت در خانقاه با عقيده به هدايت پير و قطب دراويش و پيروي از اعمال آنان شرعا جايز است " و آيا در مذهب حقه، شريعت و طريقت دو امر جدا از هم هستند. انشاالله با فتوا و رهنمود روشن حضرتعالي، شبهات موجود برطرف گردد و دل امام زمان (عج ) بيش از اين درد نيايد.

بسمه تعالي
صوفيه و همه مذاهب منسوب به آن از فرقه‌هاي باطل و غيرصحيح است و ائمه معصومين عليهم السلام شديدا از چنين مسلكي بيزاري جسته‌اند و اساسا تفكيك دو عنوان شريعت و طريقت از بدعتهائي است كه اينان احداث نموده‌اند و ما غير از شريعت كه همان كتاب و سنت و اجماع و عقل است چيز ديگري به نام طريقت نداريم و جعل اين عنوان براي تضعيف اصل شريعت و بي اعتنائي به آن است از اين جهت شركت در مكانهاي مربوط به اين گروه، خصوصا خانقاه جايز نيست و جوانان عزيز بدانند كه اسلام حقيقي و معرفت حق تعالي و قرب به او جز از طريق تمسك به قرآن و پيروي از ائمه معصومين عليهم السلام امكان ندارد و فهم اين دو منبع خود از طريق كساني كه آشنا به آن هستند و عمر خود را در فهم آن سپري نموده‌اند يعني علما و مجتهدين، ميسر نيست و از اين جهت است كه در زمان غيبت، مردم موظف شده‌اند به رجوع به علما و فقها تا گرفتار چنين مذاهب باطلي نشوند.

1/6/1385
محمد فاضل لنکراني

منبع:بازتاب 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 6:16  توسط شورای سر دبیری  | 

دستان پشت پرده

ثمرات نزديكي سران بهاييت با اسرائيل
ارتباطات نزديك سران سياسي بهاييت با مقامات رژيم اسرائيل، پيامدهاي جالبي در خريد و تصاحب زمين و ملك و املاك در ايران به وجود آورده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين گونه تحركات بهاييان، چند سال پيش، در استان اصفهان و با خريد دسته‌جمعي بسياري از زمين‌هاي شهرك بهارستان و تشكيل محلات مخصوص بهايي‌نشين، آغاز و به آزار و اذيت مسلمانان براي ترك دادن آنان از خانه و كاشانه‌شان منجر شد.
اما در جديدترين اقدامات بهاييان، شنيده شده است كه با همكاري انجام شده بين طرفداران اين فرقه و يك دانشگاه دولتي در غرب كشور، نزديك به چند صد هكتار از زمين‌هاي كشاورزي، تحت تملك بهاييان در آمده است. اين زمين‌ها در ميان زمين‌هاي كشاورزان مؤمن و معتقد اين منطقه واقع شده و از آنجا كه خريداران اين زمين‌ها، فرزند يكي از مبلغان سرسخت بهاييت است، از اين اقدام به شدت اظهار نگراني كرده‌اند.

گفته مي‌شود، از جمله اهداف اصلي بهاييان براي فعاليت‌هاي كلان اقتصادي و تجاري، تأمين منابع مالي مناسب براي تبليغ اين مسلك و به بيراهه كشاندن جوانان مسلمان است كه از آن جمله، مي‌توان به استفاده ابزاري از دختران بهايي براي به دام انداختن پسران مسلمان و نيز برگزاري مجالسي براي ارتباطات نامشروع با فرزندان مسلمانان اشاره كرد.
م:بازتاب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 6:14  توسط شورای سر دبیری  | 

رابطه جنسیت با یادگیری

تاثیر منفی معلمان با جنس مخالف
تحقيقات جديد در آمریکا نشان داده كه پسران، در صورتي كه معلم مرد و دختران در صورتي كه معلم زن داشته باشند، در دوران مدرسه عملكرد بهتري خواهند داشت.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از روزنامه «ديلي ميل» انگليس، پروفسور توماس دي مي‌گويد: جنسيت زماني كه مسئله يادگيري و آموزش پيش بيايد، بسيار مؤثر است.
اين تحقيق در زماني انجام مي‌شود كه نگراني از كاهش چشمگير معلمان مرد در مدارس آمريكا به شدت احساس مي‌شود.

پروفسور «دي» اقتصاددان و استاد دانشگاه استنفورد كاليفرنيا، با تحقيق بر آمار دولتي در مورد 25 هزار دانش‌آموز به اين نتيجه رسيده است كه داشتن معلمي از جنس مخالف، به شدت بر پيشرفت آموزشي فرد تأثير مي‌گذارد.

نتيجه تحقيقات وي كه ديروز در مجله «آموزش» منتشر شد، باعث اعتراض گروه‌هايي شده كه نماينده معلمان زن هستند.
حدود 80 درصد معلمان كنوني مدارس آمريكا زن بوده و مردها به علت اين‌كه دستمزد آنان براي زندگي خانوادگي كفايت نمي‌كند، به شدت در حال ترك اين شغل هستند.

به اين ترتيب، تحقيقات روي دانش‌آموزان هشت تا چهارده ساله انجام شده، اما پروفسور دي به همين آمار كفايت نكرده و با چندين معلم و دانش‌آموز هم از نزديك گفت‌وگو كرده است. او متوجه شد كه داشتن معلم زن به جاي معلم مرد، باعث بهبود عملكرد دختران و پسرفت عملكرد پسرها در علوم، مطالعات اجتماعي و انگليسي مي‌شود.

اين تحقيقات همچنين نشان داد زماني كه يك زن معلم باشد، پسرها بيشتر دوست دارند در كلاس اخلال ايجاد كنند، درحالي كه دخترها كمتر به اين كار تمايل دارند. در كلاسي كه معلم مرد است، دخترها بسيار علاقه‌مندند كه بگويند موضوع تدريس به درد آينده آنان نمي‌خورد و كمتر در بحث‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌ها شركت مي‌كنند.
منبع:بازتاب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 5:59  توسط شورای سر دبیری  | 

امنيت در دانشگاه ها به هم ريخته است

مفقود شدن يک دانشجوي دختر دانشگاه علامه طباطبايي
 
« طبق قوانين جديد خوابگاه از اين به بعد هيچ دانشجويي حق ندارد مانتوي کوتاه و تنگ با رنگ‌هاي زننده، شلوار کوتاه و شال‌هاي رنگي بپوشد. در صورت عدم رعايت و تکرار پوشش نامناسب، دانشجوي خاطي به کميته‌ي انضباطي معرفي مي‌شود. هيچ عذري هم از طرف دانشجويان پذيرفته نمي‌شود.»
مسئول خوابگاه دختران دانشگاه علامه طباطبايي در حالي قوانين جديد مربوط به نوع پوشش آن‌ها را که به در و ديوار خوابگاه هم چسبيده است، پشت بلندگو مي‌خواند که سال گذشته در پي انتصاب حجت‌الاسلام شريعتي به رياست دانشگاه علامه طباطبايي به جاي دکتر حبيبي، هر روز فضاي دانشگاه به جاي علمي‌تر شدن، به سمت امنيتي شدن پيش مي‌رود و روزي نيست که دانشجويان اين دانشگاه به دلايل اخلاقي، عقيدتي و رفتار سياسي به کميته‌ي انضباطي فراخوانده نشوند. اما موج جديد سخت‌گيري‌ها، فشارها و احضار دانشجويان به کميته انضباطي زماني آغاز شد که يکي از دانشجويان دختر اين دانشگاه که از خانواده‌ي شهدا بوده و با رتبه‌ي بسيار خوبي در يکي از رشته‌هاي اين دانشگاه تحصيل مي‌کرده است از تعطيلات نوروز تا به حال مفقود شده است. وي که تا اواخر سال 84 با خانواده خود تماس داشته و در خوابگاه زندگي مي‌کرده است در پي احضار به کميته‌ي انضباطي به دليل مصرف مواد مخدر، داشتن روابط نامشروع و سقط جنين ناپديد شده است و به گفته‌ي مسئولان دانشگاه از سرنوشت او هيچ خبري در دست نيست.

حال آن‌که برخي منابع مطلع از پيدا شدن جسد وي خبر مي‌دهند اما تا کنون اين خبر توسط مقامات رسمي تاييد نشده است. هم‌چنين برخي يکي از دلايل عارضه‌ي قلبي‌اي که براي شريعتي رييس دانشگاه علامه طباطبايي طي دو هفته‌ي گذشته به وجود آمد، فشار بيش از حد خانواده‌ي دختر دانشجوي مفقود شده به دانشگاه براي پاسخ‌گويي ذکر کرده‌اند، به ويژه زماني که طي افشاگري‌هاي دوستان دختر مذکور مشخص شد که گودرزي رييس حراست دانشگاه علامه طباطبايي نيز با آن دختر رابطه‌ي نامشروع داشته است و هم‌چنان که سرگرم محاکمه‌ي دانشجويان از نظر اخلاقي و اعتقادي و تصويب قوانين جديد براي نوع پوشش دانشجويان بوده به اغفال دختران دانشگاه نيز مي‌پرداخته است. اميد است که از اين طريق بتوان پيگير وضعيت دانشجوي مفقود شده و افشاي عاملان پيش آمدن چنين وضعيتي که موجب تباه شدن زندگي يک انسان مي‌شوند، باشيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 3:56  توسط شورای سر دبیری  | 

عشرت شايق بيان داشت:

 بدترين نوع پوشش براي آقايان همين کت و شلوار است
 
بدترين نوع پوشش بدحجابي براي آقايان همين کت و شلواري است که مي پوشند.من ديگر توضيح نمي دهم بدترين نوعش است.حتي شلوارهاي اسپورتي که آقايان مي پوشند بهترين نوع پوشش شان است.مگر اينجا فقط خانمها محکوم هستند؟ما محکوم نيستيم.حجاب اقتدار زن براي مرد و مرد سالاري است.اصلا کلمه حجاب يعني اينکه در جامعه کار کن،فعاليت کن،درس بخوان،تحقيق بکن،با مردان همگام،هم دوش ،همراه ولي دور از حالات زنانگي.اما دور از عشوه و ناز و کرشمه زنانگي ...

کانون زنان ايراني :در حالي که بحث "فصلي" حجاب در فضاي جامعه داغ است عشرت شايق نماينده مردم تبريز در مجلس هفتم مهمان دانشجويان انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم آذربايجان بود.آنچه در پي مي آيد متن کامل سخنراني او در سالن آمفي تاتر اين دانشگاه است:

در مورد مساله حجاب مباحث مختلفي وجود دارد.بنده با مساله حجاب در صحبتهايم معمولا سنخيتي ندارم.ما در اسلام کلمه اي به نام حجاب نداريم.مصطلح جامعه ايراني ما و بعضي از جوامع شرقي است.در اسلام چيزي که ما داريم بحث پوشش است .

من وارد اين مقوله مي شوم از دو ديدگاه.يک ديدگاه آيات شريفه قرآن است و ديگري اجتماعي عام در طول تاريخ.ديدگاه قرآن حجاب را در دو الگو مطرح کرده است.يکي در سوره مبارکه نور آيه 31 و يکي هم در سوره مبارکه احزاب.هر فردي با هر ساختار ذهني يک باورهاي مکتبي براي خودش دارد.ما به عنوان مسلمان داراي يک مکتب کاملا مشخص هستيم با چهارچوب و حريم مرزهاي مشخص.قبل از ورود به بحث اين را عرض کنم ، کساني که مي خواهند وارد فضاي بحث حجاب شوند حجاب و پوشش مناسب را در بخش اجتماعي قضيه مخصوص خانمها مي دانند .اينها انحرافي ترين قضيه را در پوشش و حجاب دارند.چون بعضي افراد دنبال اين هستند که عامل انحراف را در اجتماع زن بدانند.هر جاييکه ناهنجاري يا بزهي اتفاق مي افتد بگويند که نقطه شروعش خانمها هستند.

در بحث قراني در آيه 31سوره مبارکه نور پوشش خماري مطرح است.ما دو تا پوشش در اسلام داريم.يک پوشش خماري و يک پوشش جلبابي.سومي نداريم.قران در مساله پوشش زنان کاملا روشن و شفاف صحبت کرده است.اينکه تبين نکرده اند مشکل قران ومن و شما نيست مشکل تبيين کنندگان است مشکل کساني که غفلتا کوتاهي کرده اند يا عمدا دچار فراموشي شده اند.

در پوشش جلبابي که اولين حکم اسلامي است به همه زنان مسلمان يا زناني که در جامعه اسلامي هستند ولي مسلمان نيستند يعني در آن جامعه مسلمان قوانين آن را پذيرفته اند حکم جلبابي آمده است.حجاب جلبابي در ترجمه اش به فارسي سليس يعني روسري که بدن خانم را در قسمت بالا از مو و بدن مي پوشاند.اين لباس عامه است ولي در مدل هاي مختلف. زن ايراني يک پوشش دارد زن مالزيايي يک پوشش دارد و زن اسپانيايي يک پوشش.تنوع در انتخاب مصاديق ديگر حرفي نيست.انسان تنوع طلب است.ما که نمي توانيم فطرت و غرايز خودمان را نفي کنيم.ما آنجايي دچار شکست شده ايم که خواستيم غرايز را نفي کنيم يا فطرت را نفي کنيم.هر دو تاي اينها همپاي هم رشد کنند.اين حکم جاري و ساري براي زنان ما در حکم جلبابي است.يک پوشش خماري هم داريم که مال خواص است.در سوره احزاب خداوند به پيامبر که گل سرسبد و اکمل پيامبران است مي فرمايد که به خانمهايت بگو،به زنان خودت و به دخترانت و براي زنان مومن.سه قشر :همسران،دختران و زنان مومن وقتي مي خواهند خودشان را بپوشانند از خمار استفاده کنند.خمار يک عبايي است که از سر تا نوک زن را مي پوشاند.اما پرده نيست.بعضي از آقايان و متفکرين مي گويند حجاب يعني پرده نشين زنان.اشتباه مي فرمايند.

در لغت شناسي عرب خمار پرده نيست.حالا اگر بخواهيم بگوييم همين چادر يا چادرهاي عربي يا يک عبايي که معمولا زنان عربي استفاده مي کنند يا همان لباسي که زنان مالزيايي استفاده مي کنند.اين خمار است.حالا سوال اين است که با اين حجاب ظواهر را مي شود استفاده کرد.خوب طبيعي است که نه.چون اگر قرار بود ظواهر را استفاده کنند ظواهر طبيعي بدن که خيلي بهتر از ظواهر مصنوعي است.آقايان نشنوند.

بعضي خانمها آنقدر از ظواهر دل کنده اند که آقايان در رقابت آرايش و پيرايش و تزئينات و تجملات و طلا و نقره و پلاستيک و صنايع پتروشيمي دست شماها و ما را از پشت بسته اند.رقابت بسيار تنگاتنگ است.اين رقابت تنگاتنگ يک چيزي هم پشت سرش هست که در اين جمع ها اگر لازم شد بعدا عرض مي کنم.

اين پوشش مورد نظر دين و قران است.خوب الان بعض ها مي آيند و مي فرمايند زنان خانه نشين شويد.نمي شويم.دختران درس نخوانند مي خوانيم .زنان مدير نشوند مي شويم.زنان قانون گذاري نکنند مي کنيم.چه کسي مي تواند به يک انسان دستور بدهد؟
قران مي فرمايد عقل،تدبير،احساس،عاطفه و کلا همه چيز به همه مساوي داده شده است.اما شما هستيد که بايد از آن استفاده کنيد.زن و مرد ندارد که.من در جمع آقايان گفتم که گردن هايتان را خيلي بالا نبريد که يک جوري راه مي رويد که مديريد يا رئيس هستيد.شما دو تا عنصر پيشتان است.اگر اين دو تا عنصر با شما همراهي نکند صبح نمي توانيد از رختخواب بيرون بياييد.يک عنصر قوي به نام مادر در شما بوده است که عظيم ترين کار دنيا را انجام داده که هيچ مردي نمي تواند انجام دهد.زير مسوليت مادري هر مردي خرد مي شود.ده روز بچه را به پدرش بدهيد جنازه اش را تحويل مي دهد.نمي تواند همان طوري که کاري که آقا در بعضي جاها مي تواند ما نمي توانيم انجام دهيم.ما يک حلبي روغن نباتي را دو پله بالا مي بريم مثل جنازه دراز مي کشيم.آقا چهار تا برداشته بالا مي برد آدم نگاه مي کند که اين کجا مي رود.آدم مي فهمد چقدر فرق است از کجا تا به کجا.البته ما مسابقه وزن کشي بين آقايان و خانمها نداريم.

من در اين جمع همه را انسان مي بينم نه زن و مرد.اين مطلبي که گفتم در مورد پوشش زنان ما بود.اما در مورد مردان.اصلا کي گفته است در جامعه امروز ما هر جا که از حجاب و بگير و بند صحبت مي شود دختران دقيقا نقطه هدف قرار مي گيرند .کي گفته است پسران ما با هر شکلي و با هر مدل و لباسي بيايند بيرون.من به فرمانده نيروي انتظامي گفتم اشکالي ندارد شما با پديده بد حجابي که برخورد مي کنيد با پديده مزاحمين سر چهارراه ها هم برخورد کنيد.متلک پرانها،کنايه پران ها،بوق زن ها.اينها که جنس مونث نيستند انينها جنس مذکرند.

حالا از بحث پوشش بگذريم.اصلا من چيزي به اسم بدحجابي را قبول ندارم.در اسلام يا روزه داري يا نداري يا نماز مي خواني يا نمي خواني .آقا ما نماز مي خوانيم صبح را مي خوابيم ظهري را مي گيريم اين آخر شبي را هم وقتمان مي رود به فيلم سينمايي يادمان مي رود.نه،نداريم.نماز يا خوانده مي شود يا خوانده نمي شود.خمس يا داده مي شود يا داده نمي شود.ما حجاب داريم يا نداريم.پديده بد حجابي اصطلاحاتي است که در جامعه جديد مي شنويم.ما چيزي به اسم بد حجابي نداريم.يا بي حجابي داريم يا حجاب داريم.برخورد با حجاب کاملا مشخص است برخورد با بي حجابي هم.اما خوب اين حجاب چه مي خواهد به ما بدهد.خداوند چرا اين وسط آمده گفته خانمها! اين همه زيبايي را شما بپوشانيد.خوب اين سوال است که چرا خداوند اين اتفاق را براي ما انجام داده است.مگر گفته که آقايان شما همه زيبايي هايتان را بيرون بريزيد.کجا اين آيه هست؟کجا گفته شده است که خانمها خودشان را بپوشانند آقايان هر جور که دلشان خواست ظاهر شوند.

بدترين نوع پوشش بدحجابي براي آقايان همين کت و شلواري است که مي پوشند.من ديگر توضيح نمي دهم بدترين نوعش است.حتي شلوارهاي اسپورتي که آقايان مي پوشند بهترين نوع پوشش شان است.مگر اينجا فقط خانمها محکوم هستند؟ما محکوم نيستيم.حجاب اقتدار زن براي مرد و مرد سالاري است.اصلا کلمه حجاب يعني اينکه در جامعه کار کن،فعاليت کن،درس بخوان،تحقيق بکن،با مردان همگام،هم دوش ،همراه ولي دور از حالات زنانگي.اما دور از عشوه و ناز و کرشمه زنانگي.دور از تمام مسائل زنانگي.دو تا انسان با هم کار مي کنيد.تحقيق مي کنيد.قانون گذاري مي کنيد اما به دور از تمام جلوه هاي غريزه و نفساني.حجاب يعني حضور زن در جامعه.اگر قرار بود ما در جامعه نباشيم که حجاب اصلا خلق نمي شد.حجاب اقتدار زن است.شما براي حجاب جلسه مي گذاريد،مهريه کمر ما را شکسته است.بازي با مهريه مردان ما را مجرد و دختران ما را مجرد نگه داشته و خانواده هاي ما را از هم پاشيده کرده است.مگر درد امروز ما پوشش است.

من در پوشش دغدغه اي نمي بينم.جامعه ما يکي از بهترين وسالم ترين و زيباترين جلوه هاي انساني جوامع بشري است اما در مورد مسائل اجتماعي ما يک اجتماع داريم کوچکترينش خانواده است.بزرگترينش روستا و شهر و کشور است.وقتي برخورد با يک سري پديده ها مظرح مي شود آيا عموميت دارد؟نه خير.اصلا کي گفته است برخورد.چرا وظايف بر جا مانده وزارت فرهنگ و ارشاد،وزارت آموزش عالي،وزارت آموزش و پرورش،سازمان تبليغات،رسانه ملي با آن عريض و طويلي و شبکه هاي مختلف،رسانه هاي مکتوب همه اينها مثل اينکه وظايفشان را انجام داده اند درست هم انجام داده اند،آنها رفته اند در حاشيه امنيت فقط يک گروه مانده به نام زنان بد حجاب يک گروه هم به عنوان ماموران انتظامي.حالا برويد و بگيريد.اصلا چنين چيزي وجود ندارد.اگر قرار به بگير و ببند باشد بايد مسولين اين وزارتخانه ها را هم ببريد تنبيهشان کنيد.شما بايد اول تنبه شويد.عرصه فرهنگ عرصه تلاش است.چه تغذيه فرهنگي ما براي بچه هايمان داشته ايم؟چه فضاي ورزشي برايشان درست کرده ايم؟فضاي فرهنگي درست کن،فضاي ورزشي درست کن برنامه هاي پر کننده جهت دار هدفمند عميق ريشه دار فراگير که بتوانند همه از آن استفاده کنند داشته باش.ببين آن وقت کسي آيا اصلا وقت مي کند که برود به خودآرايي بپردازد.من هيچکدان از اينها را ندارم وقتم هم خالي است مي آيم مي نشينم مقابل آينه.شما فرصت هاي شغلي ايجاد کن آن وقت کدام زن يا مرد فرصت مي کنند که بروند به آراستگي و پيراستگي برسند.آراستگي و پيراستگي در اين جنبه را عرض کردم.

هر کس در مورد پوشش ديدگاه ديگري دارد بيايد بگويد من مشکلم با آيات شريفه قران است.بعضي ها مي گويند حجاب امري فردي است.ببخشيد مگر در جامعه هم امر فردي انجام مي دهند.شما اگر به يک نفر مهندس مراجعه کنيد و بگوييد که يک عينک براي من بنويسيد مي گويند که عقلش ضايع شده است.در مورد آيات حجاب هم ما به هر کس اجازه تفسير نمي دهيم.يکي از علل افت جامعه ما اين است که مثلا يک رياضي دان آمده است در حوزه مسائل ديني دارد نظر مي دهد.بنده در مورد انديشه ديني دفاع مي کنم چون بيست و هفت سال است که دارم در اين حوزه کار مي کنم.تخصصم اين است و هرگز به خودم اجازه نمي دهم در حوزه مثلا جناب آقاي متخصص متافيزيک دخالت کنم.ما به هيچ کس اجازه نمي دهيم در حوزه زنان وارد شود مگر آنکه متخصص آن حوزه باشد.من تعجب مي کنم از صدا وسيما وقتي مي خواهند در مورد پوشش صحبت کنند آقايان آنجا رديف مي شوند و در مورد حجاب ما صحبت مي کنند.به چه حقي؟کي به اينها حق داده؟خيلي اشتباه کرده.سازمان صدا و سيما خيلي اشتباه کرده.اشکالي ندارد ما مي گوييم در مورد مفنگي بودن،معتاد بودن،و سرگيجه داشتن آقايان يک ميزگردي بگذاريد ما هم مي خواهيم بياييم صحبت کنيم.چرا در ميزگرد ايدز هشتاد درصد مصاحبه کنندگان زنان جامعه بودند؟دختران جوان بودند در حالي که آمار مي گويد در جامعه ما هفده درصد مبتلايان ايدز زنان هستند و بقيه مردان هستند.ما حتي اجازه نمي دهيم با حجاب ما بازي شود به رسانه ملي هم اولتيماتوم داده ايم.هر چي زن مجرم و متهم و نخاله و ندانم کار هست يک چادر مي اندازند سرش.اين هم رسانه ملي است.

حرف آخرم اين است که فطرت و غرايز را با هم خلط نکنيم.فطرت کارکرد خودش را دارد و غرايز کارکرد خودش را.انشاالله روزي فرا برسد که همه با کارکرد همه جانبه فطرت خودمان غرايز خودمان را آنجا که لازم است مهار کنيم و آنجا که لازم است بهره برداري کنيم تا جامعه اي سالم داشته باشيم.

در حاشيه

به گفته دبير انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم قرار بود که اين جلسه بصورت مناظره بين خانم شايق و يکي از زنان طيف اصلاح طلب برگزار شود که با مخالفت خانم شايق اين جلسه بصورت سخنراني منفرد برگزار شد.
به گفته مجري برنامه يک از سوالاتي که مکررا در پرسش هاي مکتوب دانشجويان از عشرت شايق پرسيده شده بود علت اطلاق بدترين نوع حجاب براي مردان در پوشش کت و شلوار بود که ايشان با تاکيد بر اينکه ((خود آقايان مي فهمند که من چه مي گويم )) جواب اين دانشجويان را دادند.
وقتي يکي از دانشجويان پسرسوالي در مورد حجاب مطح کرد شايق گفت که براي دختران اين دانشگاه متاسف است که اجازه مي دهند پسران در مورد حجاب اظهار نظر کنند که اين حرف با خنده دانشجويان همراه شد.
پس ازدقايقي از آغاز جلسه پرسش و پاسخ يکي از دانشجويان پرسيد که چرا شما عنوان مي کنيد که حجاب مساله اي اجتماعي است و ما به هيچ عنوان در حريم خصوصي و داخل خانه مردم دخالت نمي کنيم ولي در مجلس طرح ممنوعيت استفاده از ماهواره را تصويب مي کنيد و دستور مي دهيد که سايت هاي اينترنتي را فيلتر کنند.عشرت شايق بدون جواب دادن به اين پرسش قصد پاسخ گويي به سوالات ديگر را داشت که با اعتراض دانشجويان روبرو شد که در ادامه از طراح اين سوال پرسيد که شما به عنوان يک پسر چرا در مورد حجاب زنان اظهار نظر مي کنيد در حالي که تخصص نداريد که آن دانشجو نيز جواب داد که شما که تحصيل کرده حوزه هستيد مگر الان در مجلس دريک حوزه غير تخصصي که قانون گذاري است عمل نمي کنيد.در اين لحظه خانم شايق با گفتن اينکه من حاظر نيستم به اين دانشجوي ((بي ادب)) و ((بي تربيت ))جواب بدهم و با اظهار تاسف از اينکه انجمن اسلامي دانشجويان او را دعوت کرده اند به بهانه اينکه در يکي از روستاها جلسه دارد جلسه را ترک کرد.

منبع:سايت كانون زنان ايران
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 3:42  توسط شورای سر دبیری  | 

فيلتر مي شويم يا نمي شويم؟

اميدواريم كه سايت بلاگفا وبلاگ نشريه ما را به خاطر
انتشار اين كاريكاتور چاپ شده در روزنامه شرق كه باعث توقيف آن شد
فيلتر نكند
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 2:47  توسط شورای سر دبیری  | 

آخرين كاريكاتور

آخرين كاريكاتور چاپ شده در روزنامه شرق
مورخ ۲۰/شهريور/۱۳۸۵ روز دوشنبه
 
راه بوش
 
به اميد اينكه توقيف شرق به طولاني زمان توقيف روزنامه ايران نرسد
 
انشا الله
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 2:43  توسط شورای سر دبیری  | 

بازهم کاریکاتوری دیگر باعث توقیف یکی از بهترین روزنامه های ایران شد

شرق توقیف شد
 
كاريكاتوري كه باعث توقيف شرق شد
 
 
هيئت نظارت بر مطبوعات دليل توقيف روزنامه شرق را به ويژه انتشار يک کاريکاتور "توهين آميز" اعلام کرده است.

اگرچه هيئت نظارت بر مطبوعات مشخصا اعلام نکرده که کاريکاتور مذکور در کدام شماره روزنامه شرق منتشر شده است، اما به نظر می رسد کاريکاتوری که روز پنجنشنبه (8 سپتامبر) در صفحه آخر شرق به چاپ رسيد و در آن يک خر مقابل يک اسب در صفحه شطرنج قرار داشت، دليل توقيف اين روزنامه بوده است.

هيئت نظارت در نامه ارسالی خود به روزنامه شرق آورده که اين روزنامه به استناد تبصره ماده 12 و بر اساس بندهای 1، 2، 4 و به خصوص بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات توقيف کرده است.

اين هيئت در عين حال عدم معرفی مدير مسئول تازه برای روزنامه شرق را از ديگر موارد تخلف ياد کرده است.

بنابر گزارش خبرگزاری دانشجويان، ايسنا، در متن ارسال شده از سوی دبيرخانه هيئت نظارت بر مطبوعات آمده است که "صاحب امتياز شرق روز دوشنبه، 20 شهريور، با ارسال نامه ای به اين هيئت تقاضای دو ماه مهلت ديگر را کرده است. اما با توجه به تخلفات مکرر روزنامه و عدم اصلاح در يک ماه اخير و خصوصا با توجه به انتشار کاريکاتور توهين آميز در يکی از شماره های اخير آن نشريه هيئت نظارت بر مطبوعات به اتفاق آرا روزنامه شرق را توقيف کرده است."

يک ماه پيش هيئت نظارت بر مطبوعات ايران به روزنامه‌ شرق مهلتی سی روزه داده بود تا مدير مسئول خود را تغيير دهد.

هيئت نظارت گفته بود پس از سه بار بررسی پرونده‌ روزنامه‌ شرق و هفتاد بار اخطار و تذکر به اين نشريه به اين نتيجه رسيده است که مدير مسئول روزنامه شرق بايد تغيير کند و فردی جانشين او شود که دقت بيشتری در انتشار مطالب داشته باشد.

بنابر گزارش ها، مهدی رحمانيان، مدير مسئول شرق در اولين واکنش به خبر روز دوشنبه (11 سپتامبر) گفته نامه توقيف روزنامه شرق از سوی هيئت نظارت بر مطبوعات هنوز به دست وی نرسيده است.


روزنامه شرق که نشريه ای نزديک به اصلاح طلبان ميانه رو و حزب کارگزاران سازندگی به شمار می رود

توقيف موقت شرق

مدير مسئول روزنامه شرق در ارتباط با انتشار کاريکاتور "توهين آميز" به خبرگزاری ايسنا گفت: "در يکی از صفحات شماره های اخير روزنامه، صفحه ای شطرنجی کشيده شد که دو مهره سفيد و سياه در آن وجود داشت و برای ديده شدن و نمايان شدن مهره سياه بقيه خانه ها سفيد بود و هيچ مفهوم ديگری نداشت."

مهدی رحمانيان همچنين در ارتباط با روند توقيف نشريات در هيئت نظارت بر مطبوعات گفت که "واکنش در مورد کاريکاتور طبق قوانين جزو وظايف هيئت نظارت نيست و نمی تواند به اين دليل روزنامه ای را توقيف کند."

عليزاده طباطبائی، وکيل مدافع مدير مسئول شرق، گفت موکل وی به اين تصميم هيئت نظارت بر مطبوعات اعتراض می کند و دادخواست خود را برای لغو اين تصميم به ديوان عدالت اداری ارائه خواهد داد.

از عمر روزنامه شرق که نشريه ای نزديک به اصلاح طلبان ميانه رو و حزب کارگزاران سازندگی به شمار می رود سه سال می گذرد و در اين مدت مديرمسئول و صاحب امتياز آن مهدی رحمانيان بوده است.

آقای رحمانيان طی سالهای 1381 تا 1382 خورشيدی معاون سياسی و امنيتی استان گلستان در شمال ايران بوده است.

هيئت نظارت بر مطبوعات پيشتر گفته بود که روزنامه شرق طی عمر سه ساله اش و با مسئوليت آقای رحمانيان دست به انتشار مطالب الحادی و تفرقه ‌آميزی همچون توهين به شخصيتهای دينی، سياسی و ملی زده و از مصوبات شورای عالی امنيت ملی کشور سرپيچی کرده است.

آخرين مورد پيگرد قضائی اين روزنامه در ارتباط با چاپ مقاله ای درباره ستارخان - از رهبران مشروطيت ايران - در تاريخ 8 ژوئن (17 خرداد) بود که هيئت نظارت بر مطبوعات ايران آن را مصداق ايجاد اختلاف نژادی و قومی تلقی کرد.

روزنامه ايران، يکی از مهمترين نشريات چاپ تهران، به خاطر چاپ کاريکاتوری که ناآرامی های قومی در ايران را در پی داشت، در تاريخ 23 ماه مه سال جاری (دوم خردادماه 1385) توقيف شد.

روزنامه شرق همچنين پرونده ای در دادگاه دارد و تاکنون يک بار به جزای نقدی محکوم شده است.

روزنامه شرق همچنين يک بار به مدت هشت روز توقيف شده است.

از سايت حادثه 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 2:39  توسط شورای سر دبیری  | 

نکات جالب و شنیدنی

آیا می دانید که؟

نور خورشید تا عمق ۴۰۰ متری آب دریا نفوذ می کند.


روزانه حدود
۷۵میلیون شهاب وارد اتمسفر می شوند که فقط یک تا دو عدد آن به

زمین برخورد می کنند.
بیشتر از یک میلیون سیاره هم اندازه ی زمین را می توان در خورشید جای داد.


در هر جزر و مد وزن ما اندکی تغییر می کند.


چشمهای عقاب در دو طرف سرش قرار دارند ولی می تواند مستقیماً جلو را ببیند.
موشهای صحرایی کیسه دار هرگز آب نمی نوشند.آنها از هوایی که تنفس می کنند

و از غذایی که می خورند آب تولید می کنند.


حداکثر سرعت خزیدن لاک پشتهای غول پیکر ۴/۵ متر بر دقیقه است.

خرگوش این فاصله را در نیم ثانیه می پیمایید.
روغن ساعت، گرانبهاترین محصول نفت خام است.


یک قطره آب دارای یک صدمیلیارد میلیارد اتم است.


پروانه ۱۲ هزار چشم دارد.


یک پنجم اکسیژنی که مصرف می کنیم توسط مغز مصرف می شود.


خلبان در ارتفاع
۷۶۲۰ متری می تواند تا فاصله ی ۳۱۲ کیلومتری را ببیند.
انسانی با عمر متوسط بیش از
۱۶۳ میلیون لیتر هوا استنشاق می کند.


تعداد دهانه های آتش فشان سطح مریخ چهار برابر ماه است.


تمام طلای موجود در جهان را می توان به صورت یک شمش به اندازه ی ۱۵ متر مکعب در آورد.
ارزش غذایی دانه‌ی کدو تنبل با گذشت زمان بیشتر می شود.


بیش از
۱۵ هزار نوع برنج وجود دارد.
پر مصرف ترین دارو در جهان قرص آرام بخش «والیوم» است.


سی برابر مردمی که امروزه بر سطح زمین زندگی می کنند، در زیر خاک مدفون شده اند.


اسرائیل پست ریاست جمهوری را به آلبرت انیشتن پیشنهاد کرد ولی او رد کرد و گفت:

«من از مشکلات انسانی واهمه دارم.»


به طور ميانگين در غرب مردم معمولا هر ۷ سال یک‌بار خانه‌شان را عوض می‌کنند!


نصف جمعیت جهان زیر ۲۵ سال سن دارند.


خفاش به هیچ وجه نمی‌تواند راه برود و علت آن نازکی استخوان پاهایش است

و اگر راه برود پاهایش می‌شکند.

بچه نهنگ بلافاصله پس از تولد، در حدود شش تا هشت متر طول و بیش

از سه هزار کیلوگرم وزن دارد.


از هر ده نفر در جهان یک نفر در جزیره زندگی می‌کند.


ببشترین تماس تلفنی در امریکا در روز مادر انجام می‌شود!
تعداد انواع سوسک‌های روی زمین از دیگر انواع موجودات زنده بیشتر است.

چین بیشترین تعداد دستگاه تلویزیون را در جهان دارد. (۲۰۰ میلیون دستگاه)


امروزه نزدیک به یک بیلیون تلویزیون در جهان وجود دارد.
در امریکا تعداد تلویزیون‌ها از تلفن‌ها بیشتر است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 4:23  توسط شورای سر دبیری  | 

واكنش به اظهارات فاطمه رجبی

باهنر: تندروی ها كنترل شود
 
موضع گیری فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام سخنگوی دولت واكنش نمایندگان مجلس را نیز برانگیخت. این واكنش ها بیشتر نفی اظهارات فاطمه رجبی و دفاع از سفر خاتمی به آمریكا و نوع روابط دولت و مجلس بود. نمایندگان عضو فراكسیون های سه گانه اصولگرایان، وفاق و كارآمدی و اقلیت مجلس چنین مواضعی را نوعی اهانت به مقامات سابق و فعلی كشور قلمداد كردند و از همین رو خواستار اقدام مناسب برای جلوگیری از اهانت به مقامات كشور شدند. محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس و رئیس فراكسیون اصولگرایان شاخص ترین چهره مجلس بود كه به انتقاد تلویحی از فاطمه رجبی پرداخت و از سفر سیدمحمد خاتمی به آمریكا دفاع كرد و در عین حال خواستار كنترل تندروی ها در كشور شد. وی در گفت وگویی با ایسنا خاتمی را چهره ای شناخته شده و شخصیت برجسته نظام جمهوری اسلامی ایران معرفی كرد كه می تواند آینه ای از فرهنگ ملت ایران باشد. وی سفر سیدمحمد خاتمی به آمریكا را در راستای اشاعه طرح گفت وگوی تمدن ها در جهان بین المللی دانست و افزود: از آنجا كه جمهوری اسلامی ایران و شخص آقای خاتمی پایه گذار گفت وگوی تمدن ها است، به نتیجه رساندن آن افتخار بزرگ ملت ایران خواهد بود.رئیس فراكسیون اصولگرایان این گونه سفرها را مثبت ارزیابی كرد و گفت: اینكه فرهیختگان و فرهنگیان كشور بتوانند به بهانه های مختلف با ملت ها گفت وگو و رفت و آمد كنند هیچ ضرری نداشته و بسیار مثبت خواهد بود. باهنر تصریح كرد: رفت و آمد و صحبت های مقامات سابق و كسانی كه شخصیت سیاسی هستند، پسندیده ترین نوع ارتباط است.نایب رئیس مجلس در ادامه به وجود گروه های افراطی و تفریطی در كشور نیز اشاره كرد و گفت: هر زمانی كه تندروهایی در هر جناح و گروهی به متن تصمیم گیری ها نفوذ كرده اند، خسارت هایی به كشور وارد آمده است، لذا ضرورت دارد با توجه به وجود افراد تندرو در هر جناحی مجموعه عقلایی از تصمیم گیران و تصمیم سازان جمع شوند و این گونه تندروی ها را به حاشیه برانند. علی عسگری نماینده مشهد و نایب رئیس كمیسیون اصل نود مجلس هم از دیگر نمایندگانی بود كه به انتقاد از فاطمه رجبی پرداخت و از وجود یك جریان هدایت شده برای تخریب چهره های سرشناس كشور سخن به میان آورد. عسگری از جمله نمایندگان مدافع هاشمی رفسنجانی در مجلس به شمار می آید نماینده ای كه صراحتا این مسئله را بر زبان جاری می كند و از جریاناتی كه علیه هاشمی رفسنجانی سخن پراكنی می كنند انتقاد به عمل می آورد. عسگری در تازه ترین دفاعیه خود از هاشمی رفسنجانی به بخشی از یادداشت رجبی اشاره كرد و گفت: از وجود جریاناتی برای تخریب برخی شخصیت های مورد احترام از جمله هاشمی رفسنجانی متاسفم. عسگری تصریح كرد: امیدوارم خانم رجبی نماینده چنین جریاناتی نباشد هر چند در موارد قبلی كه ایشان اظهارنظرهایی كردند فكر می كردیم اشتباهی رخ داده و دیگر تكرار نخواهد شد اما ظاهرا این گونه نبوده و شاید قرار است فعالیت تخریبی علیه چهره های نظام باشیم. حسین آفریده نماینده شیروان و یك عضو فراكسیون اقلیت مجلس هفتم هم خاتمی را چهره ای شناخته شده در سطح جهان معرفی كرد كه تماما در راستای كمك به اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران حركت می كند. عضو كمیسیون انرژی خاتمی را شخصیتی با صحبت های دلنشین توصیف كرد كه طی ۸ سال ریاست جمهوری اش توانست اقتصاد كشور را رونق دهد و راه را برای سرمایه گذاری های خارجی باز كند. آفریده دولت فعلی را وارث دستاوردهای دولت خاتمی خواند و گفت: عده ای ناآگاه با ساده اندیشی درصدد تخریب چهره رئیس جمهور سابق بر آمده اند. وی افزود: دنیا به خاتمی اعتماد دارد به همین دلیل او می تواند با پیگیری سیاست تنش زدایی فشارها بر ایران را كاهش دهد. علی ریاض نماینده تهران و یك عضو دیگر فراكسیون اصولگرایان هم خاتمی را به خاطر طرح گفت وگوی تمدن ها شخصیتی مردمی، مقبول و موردپسند افكار عمومی جهانی توصیف كرد. وی به ایسنا گفت: باید از ظرفیت دیپلماتیك شخصیت خاتمی استفاده مثبت كنیم و همین كه وی در مسیر استراتژی كلی نظام گام برمی دارد، كافی است.
روزنامه شرق
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 5:46  توسط شورای سر دبیری  | 

خبری از وزارت ارشاد و صفار هرندی

نامه ابراهیم یزدی به وزیر ارشاد
 
دكتر ابراهیم یزدی در نامه ای به «حسین صفارهرندی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به عدم صدور مجوز كتاب خود با عنوان «روشنفكری دینی و چالش های جدید» انتقاد كرد.در این نامه آمده است: «بیش از ۱۵ماه است كه كتاب اینجانب تحت عنوان «روشنفكری دینی و چالش های جدید» توسط انتشارات كویر، به وزارت ارشاد برای صدور مجوز چاپ تحویل داده شده است. این كتاب مجموعه ای از مقالات و سخنرانی هایی كه در موقعیت ها و مناسبت های مختلف نوشته و یا ایراد شده اند و عموما در روزنامه ها و مجلات قبلا به چاپ رسیده، است.»یزدی در نامه خود افزوده است: «مسئولان مربوطه در وزارت ارشاد به رغم مراجعه مكرر مدیرعامل محترم انتشارات كویر از صدور مجوز چاپ خودداری كرده اند و حاضر نشده اند ایرادهایی كه به طور شفاهی به ایشان گفته اند به صورت مكتوب در اختیار ناشر قرار دهند.»یزدی در نامه سرگشاده خود از وزیر ارشاد خواسته است تا مجوز چاپ كتابش بعد از نزدیك به شانزده ماه صادر شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 5:41  توسط شورای سر دبیری  | 

چهره واقعی دولت بر دانشجویان مبرهن شد

آیین نامه حفظ حدود و آداب اسلامی در
دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی

مصوب یكصد و بیست و یكمین جلسه مورخ ۶۵۱۳۶۶ شورای عالی انقلاب فرهنگی
فصل اول
حفظ حدود اخلاق اسلامی در برخوردها و معاشرت ها:
۱ دانشجویان زن و مرد لازم است در كلاس های درس در دو ردیف جداگانه بنشینند.
تبصره : هرگاه در دانشگاهی جدا كردن كلاس های مخصوص زنان و مردان میسر باشد و مشكلی از لحاظ بودجه و كیفیت تحصیل به وجود نیاورد كلاس ها باید جدا باشد.
۲ در بیمارستان های آموزشی باید كوشش شود كه به تدریج بخش های بیماران زن و مرد از یكدیگر جدا باشد، و همچنین هر جا میسر است در اتاق های عمل از اختلاط زن و مرد خودداری شود و حتی المقدور از كادر پرستاری زن برای زنان و مردان استفاده شود و مسائل شرعی رعایت گردد.
۳ در آزمایشگاه ها و بخش های تزریقات هرگاه برای تزریق و پانسمان ، هم متخصص مرد بود و هم متخصص زن ، از متخصص مرد برای بیماران مرد و از متخصص زن برای بیماران زن استفاده شود.
۴ در محل های تردد و نصب اعلانات در دانشگاه ها، هرگاه احتمال ازدحام رود، باید محل های جداگانه برای زنان و مردان در نظر گرفته شود.
۵ لازم است كه دانشجویان زن و مرد از آزمایشگاه ها و كارگاه ها و سالن های تشریح و اتاق كامپیوتر و غیره حتی المقدور در نوبت های خاص و به طور جداگانه استفاده كنند.
۶ سالن های طراحی و مدل آتلیه ها و خود مدل ها باید منطبق با شئون اسلامی باشد و محیط كار حتی المقدور برای زنان و مردان جدا باشد.
۷ دانشجویان زن و مرد لازم است در گروه های مجزا به كارهای گروهی دانشجویی از قبیل انجام پروژه ها و طراحی و كارهای عملی و مانند آن بپردازند، مگر اینكه مجزا كردن زن و مرد منجر به مختل شدن كار تعطیلی آن گردد.(بدبخت بچه های پزشکی و مهندسی)
۸ دانشگاه ها باید تدابیری اتخاذ كنند تا در محیط های اداری با توجه به امكانات موجود از اختلاط غیرضروری زن و مرد تا جایی كه منجر به اختلال و تعطیل كارها نشود جلوگیری به عمل آورند.
۹ مسئولان مرد باید از منشیان مرد استفاده كنند.(آره والا!!!)
۱۰ در آن قسمت از دانشگاه ها كه عموم مراجعه كنندگان مرد هستند از قبیل خوابگاه ها لازم است از كارمندان مرد استفاده شود و در آن قسمت كه مراجعه كنندگان زن هستند از كارمندان زن .
۱۱ اماكن عمومی مانند قرائت خانه، كتابخانه و خوابگاه ها و اتاق های غذاخوری باید از برای زنان و مردان جدا باشد یا برای هر جنس از نوبت جداگانه استفاده شود.
تبصره: برای اماكن ورزشی نوبت استفاده مردان باید جدا از نوبت زنان باشد.
۱۲ روابط میان استادان و دانشجویان و كارمندان باید مطابق با مقررات دانشگاهی و ضوابط اخلاق اسلامی باشد و هرگاه كسی خلاف آن را مشاهده كرد بنابر اصل نهی از منكر به متخلفان تذكر دهد و اگر تذكر او موثر واقع نشد مراتب را به مقامات مسئول دانشگاه اطلاع دهد.
۱۳ زنان در محیط كار و تحصیل باید از پوشش اسلامی استفاده كنند و از پوشیدن لباس های تنگ و زننده و آرایش و تبرج پرهیز كنند و مردان نیز نباید از لباس های زننده استفاده كنند.
۱۴ مسئول اجرای این آئین نامه روسای دانشگاه ها و مدارس عالی خواهند بود كه می توانند با كمك كمیته های انضباطی یا هیات های رسیدگی به تخلفات اداری به تخلفات رسیدگی نمایند.

تذكر: فصول بعدی این آئین نامه متعاقبا به تصویب شورای عالی خواهد رسید.
 
 ما که با بند ۹ این آیین نامه واقعا موافقیم البته اگر اجرایی بشه ها!!!
 
تا بعد
 
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 5:36  توسط شورای سر دبیری  | 

بابا عجب شیر تو شیریه(دزدی تو روز روشن اونم دکل نفتی)

در حالي كه برخي منابع آگاه در شركت ملي نفت از توافق‌نامهء ايران و اورنيتال اويل براي انتقال دكل «فورچونا» به منظور حفاري فازهاي 9 و 10 پارس‌جنوبي خبر مي‌دهند، اما اكبر تركان مديرعامل شركت نفت و گاز پارس هرگونه قرارداد و امضاي تفاهم‌نامهء اجاره دكل به گروگان گرفته شده فورچونا را براي حفاري در عسلويه تكذيب كرد.

تركان در گفت‌وگو با «سرمايه» گفت: ‌«شركت نفت و گاز پارس هيچ گونه قراردادي با «اورنيتال اويل كيش» و «جي.‌اس.‌پي» روماني (صاحب دكل‌هاي گروگان گرفته شده پترو ايران در ميدان هنگام) نداشته و حتي قبلا هم مذاكره‌اي مبني بر استفاده از دكل‌هاي اين شركت در آب‌هاي خليج‌فارس و منطقهء عسلويه نبوده است.» برخي منابع آگاه در شركت نفت اعلام كردند: «با انتقال دكل‌هاي حفاري در ميدان نفتي هنگام به كشور امارات كه از سوي شركت «جي.‌اس.‌پي» روماني انجام گرفت قطعائ زمان حفاري در برخي فازهاي پيش‌بيني شدهء پارس‌جنوبي با تاخير مواجه خواهد شد». اما تركان، هرگونه خبرهاي مشاركت آتي با طرف رومانيايي در منطقه ‌ويژهء پارس را نادرست دانست.

تعليق قرارداد با دزدي دريايي

دكل حفاري فورچونا طي قراردادي سه ساله، ‌دو سال پيش از سوي شركت نفتي اورنيتال اويل به نيابت (واسطه) شركت رومانيايي «جي.‌اس.‌پي» به اجارهء شركت نفتي پترو ايران درآمد.

اجارهء روزانهء اين دكل حفاري بر اساس قرارداد 42 هزار و 500 دلار بوده است، اما به يك باره با افزايش بهاي جهاني نفت و از سوي ديگر، ‌قيمت فولاد در بازارهاي جهاني، اجاره دكل‌هاي حفاري چاه‌هاي نفتي نيز افزايش يافت.با افزايش قيمت‌ها، نمايندهء شركت رومانيايي «جي‌.اس‌.پي» مستقر در امارات اعلام كرد، به هيچ وجه حاضر به ادامهء همكاري با ايران براساس قرارداد اوليه نيست و خواهان افزايش سقف تعريف شدهء قرارداد است.اين ادعا، ‌اگرچه، به ظاهر از عدم‌النفع شركت رومانيايي خبر مي‌دهد، اما اين شركت طبق مفاد قرارداد ملزم به حضور و مشاركت تا پايان دورهء تعريف شده (يك سال ديگر) در ايران بوده است.

هنگامي كه جي.‌اس.‌پي با عدم همكاري طرف ايراني روبه‌رو شد، تصميم گرفت در اقدام غيرقانوني، دكل خود را از ايران خارج كند. اين در حالي است كه اساسائ شركت اورنيتال اويل با اين شركت طرف قرارداد بوده و پترو ايران با جي.‌اس.‌پي، هيچ‌گونه قراردادي نداشته است اما اين شركت به عنوان عامل سوم خارج از قرارداد دست به يك اقدام غيرقانوني زد.

توقيف دكل اورايزونت

در پي گروگان‌گيري دكل حفاريفورچونا در ميدان نفتي هنگام و نيز دو نفر از ايرانيان شاغل در اين حوزه، شركت اورنيتال به عنوان طرف قرارداد با پتروايران تصميم گرفت براي تحت فشار قراردادن جي‌اس‌پي و جلوگيري از اقدامات احتمالي مشابه براي دكل اورايزونت اين شركت در ميدان سلمان با ارايه شكايتي به مراجع قضايي، مجوز توقيف اين دكل را دريافت كند.

نيروي انتظامي، روز دوشنبه، براي اجراي دستور قضايي و مراقبت از دكل اورايزونت، بالگرد حامل ماموران خود را به منطقه اعزام كرد كه نيروهاي حاضر در محل با گذاشتن مانع روي باند و انداختن بشكه هايي روي سكوي حفاري مانع از فرود بالگرد شدند.در پي آن نيروي انتظامي براساس حكم توقيف مراجع قضايي كه در تاريخ 25 مردادماه صادر شد اقدام به مراقبت و كنترل كشتي‌ها و شناورها كرد و تحرك جي‌اس‌پي براي خروج دكل دوم از ايران ناكام ماند.

اين در حالي است كه شركت رومانيايي پس از عدم اجراي غيرقانونيطرح خود، اعلام كرده است كه در حوزه سلمان، تحركات نظامي در منطقه صورت گرفته كه موجب قطع ارتباط مخابراتي شده است.

افزايش قيمت دكل‌هاي حفاري از 50 هزار دلار به 150 هزار دلار در منطقهء خليج‌فارس يكي از عمده‌ترين عوامل اقدام غيرقانوني شركت رومانيايي در قبال قرارداد مشاركت با ايران بوده است.

ايراني‌‌هاي غيرايراني

مديرعامل شركت پتروايران در گفت‌وگو با «سرمايه»، اعمال تحركات جي‌.‌اس.پي روماني را در ايران نمونه‌اي از «دزدي دريايي» دانست و تاكيد كرد: «اين اقدام رومانيايي‌ها غيرحقوقي و متقلبانه بوده است.»

مصطفي خويي يادآور شد: «شركت اورينتال اويل كيش به عنوان طرف قرارداد ايران براي اجارهء دكل‌ها مراتب را جهت رسيدگي به داوري اتاق بازرگاني پاريس (ICC) گزارش كرده است.» وي از سوي ديگر رويكرد شركت متبوعش در قبال اورينتال اويل را تشريح كرد و گفت: _«پترو ايران رابطهء قراردادي با جي.اس.پي ندارد از اين جهت اورينتال را ملزم كرديم كه تعهدات قراردادي خود را با پتروايران انجام دهد.»خويي افزود: «ما همچنان تعهدات قراردادي خود را با اورينتال مطالبه مي‌كنيم.»وي همچنين تاكيد كرد: «عده‌اي در لباس وكالت به ايران پشت‌پا زده‌اند.»از سوي ديگر، برخي منابع آگاه، شركت پتروكيش را عامل شركت جي.اس.پي در ايران دانستند كه در اين جريان نقش عمده‌اي در كسب منافع طرف رومانيايي داشته است.

اين شخص آگاه گفت:«يك ايراني به عنوان نمايندهء بازرگاني شركت GSP معرفي شده است كه خود وي مدير شركت پتروكيش بوده است; اما اين‌كه شركت پتروكيش همچنان فعاليت دارد يا خير هنوز مشخص نيست.»همچنين به گفته وي «شركت كشتيراني «پويه‌سبز» هم در گروگان‌گيري دكل‌هاي مستقر در ايران به طرف رومانيايي كمك كرده است.»برخي ديگر از منابع مطلع در شركت نفت، يك دفتر وكالت را به عنوان عامل نفوذي شركت جي.اس.پي معرفي كردند كه تاكنون شكايت‌هايي را عليه شركت ملي نفت ايران به مراجع قانوني ارايه داده است.

با اين حال، كشمكش‌ها تا صدور راي داوري اتاق بازرگاني پاريس همچنان ميان ايران و شركت جي.اس.پي ادامه دارد.

منبع: روزنامه سرمايه

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 7:28  توسط شورای سر دبیری  | 

دادکان در مصاحبه با شرق اعلام کرد:

به برکناری ام افتخار می کنم
 
 
 
خلاصه گفت و گو:

من باید از یك گروه از مسئولان تشكر ویژه بكنم.موظفم از آقای احمدی نژاد تشكر كنم. ایشان همیشه نسبت به فوتبال نظر مثبت داشتند. باید از مردم هم تشكر كنم چون همیشه حامی ما بودند. از آقای حدادعادل تشكر می كنم چون به ما آرامش داد. هدیه معنوی ایشان كه همان سفر مكه بود برای ما بسیار لذت بخش بود.
باید از آقای خاتمی و آقای مهرعلیزاده تشكر كنم چون به ما آزادی عمل داد. یك دوره ای می خواستند كه آقای مهرعلیزاده را هم بگذارند جلوی فدراسیون اما ایشان تدبیر داشت.
از جناب سردار طلایی به خاطر زحمات زیادی كه برای فوتبال كشیدند در طول این چهار سال، از جناب سردار كارگر در حوزه نظام وظیفه كه نگذاشت حتی یك بار بازیكنان در فرودگاه بمانند، از رئیس اداره گذرنامه كه حقیقتا یار ما بودند. ما چهار سال فقط به خاطر ارتباط خوبی كه داشتیم تعامل خوبی برقرار كردیم، در حالی كه هیچ كاری هم برای این سازمان ها نكردیم. واقعا از آنها ممنونم. همه این كارها را به خاطر عشق به ورزش كردند.از مدیران باشگا ه ها تشكر می كنم كه زحمت كشیدند.

1من در مورد گروه تورهای ورزشی مستند و مستدل حرف می زنم. گفتند كه گروه تورهای ورزشی را من آورده ام اما حالا می بینید كه من نامه سازمان را اجرا كردم. در این نامه كه می بینید مدیركل حراست سازمان به آقای قدمی نوشته كه با گروه تورهای ورزشی قرارداد بسته شود و از هر نفر هم یك میلیون تومان فدراسیون بگیرد.
۲سازمان در جایی گفته كه ما به آقای دادكان گفتیم كه برانكو را عوض كند. این موضوع اصلا حقیقت ندارد. اصلا كسی به ما چنین چیزی نگفت. ما را صدا كردند گفتند كه یك نفر را بگذار كنار برانكو ما هم زیر بار آن كسی كه سازمان مطرح كرد و بعضی از مطبوعات هم دنبالش بودند نرفتیم.
۳ نه تنها به ما امكانات ندادند از ما پول هم گرفتند. ما با امضای سازمان ۴۹۰ میلیون دادیم به پرسپولیس و ۱۵۰ میلیون هم به استقلال. مسابقات چهارجانبه ما را به هم زدند و گفتند كه پولش را می دهند، ندادند. در مورد قرارداد با ایرانول هم مسائلی را به وجود آوردند.

حرف هایمان كه تمام شد، یاد این گفته بیلی وایلدر كارگردان بزرگ تاریخ سینما افتادیم: «همیشه اینطور نیست كه آدم درست بزند وسط خال، اگر اطراف آن هم بزند خوب است.» و محمد دادكان جزء این دسته از آدم ها بود. دوست داشت تیم ملی ایران در جام جهانی به دور دوم برود تا به همه ثابت كرده باشد برانكو چه انتخاب خوبی بوده، اما آن شكست ها و آن حذف تلخ از جام جهانی سبب شد عملكرد چهارساله او در فدراسیون فوتبال به یك باره زیر سئوال برود. دادكان دو ماه سكوت كرد و حرف نزد اما پس از درخواست گروه ورزش روزنامه شرق راضی شد تا به برخی مشكلات فراروی فدراسیون اشاره كند . گفت وگوی ما در دفتر شخصی دادكان در میدان كتابی برگزار شد، آن هم در شرایطی كه برخی از اعضای فدراسیون دادكان مثل رضا غیاثی و ناصر نوآموز و شهرام وزیری و همایون شاهرخی در اواخر مصاحبه به رئیس سابق شان پیوستند و هركدام به نوعی از كارهایی كه كرده بودند و دیده نشده بود و كارهایی كه نكرده بودند و دیده شده بود سخن گفتند.دادكان در این گفت وگو می كوشید از عملكرد خودش دفاع كند. تا آنجایی كه زمان اجازه می داد، دفاع هم كرد، اما فضا جوری بود كه نتوانستیم خیلی از سئوال هایمان را بپرسیم و البته با دادكان توافق كردیم كه خیلی از حرف هایش به امانت نزد ما بماند تا وقت دیگری آنها را منتشر كنیم. بقیه سئوال های ما هم ماند برای دفعه بعد كه در فضایی آرام تر از حالا روبه رویش بنشینیم و با او حرف بزنیم با مردی كه هدف گیری اش درست بود اما به اطراف هدف زد، نه به خود هدف.

حدودا دو ماه از حذف ایران در جام جهانی می گذرد و شما در این دو ماه سكوت اختیار كردید. اما حالا قصد دارید صحبت كنید. آیا دلیل خاصی برای انتخاب چنین زمانی داشتید اتفاق خاصی افتاده است
خوشحالم كه امروز قرار است درباره مسائل گذشته صحبت كنم و سكوت دوماهه خودم و همكارانم را بشكنم. البته دلیل خاصی كه وجود ندارد اما می خواستم از فضای احساسی بعد از جام جهانی دور شویم و در فضایی منطقی تر حرف بزنیم. ضمن اینكه موضع گیری ها و رفتارهای سازمان تربیت بدنی هم مزید بر علت شد. اگر سازمان شفاف عمل می كرد شاید من هیچ وقت دوست نداشتم صحبت كنم، چون اعتقاد دارم كه گذشت زمان بهترین چیز برای قضاوت مردم است. قاعدتا مردم هم قضاوت خودشان را نسبت به كار ما دارند،به همین خاطر این روز را گذاشتم برای گفت وگو با شما. بالاخره مردم باید واقعیت های ورزش و به خصوص فوتبال را از منظر ما بدانند و مسئولان هم بدانند كه كجا هستیم و كجا می خواهیم برویم. در این بحث هم حاضرم همه مسائل را برای همه شفاف بیان كنم.
فكر می كنید نقطه شروع این اختلاف ها كجا بود
خب ببینید، از همان روزی كه رئیس فعلی سازمان منصوب شد و حكم از ریاست جمهوری گرفت ما با ایشان جلسه داشتیم و بعد با هیات رئیسه رفتیم پیش ایشان. رئیس سازمان از ورزش اطلاعات كافی نداشتند بالطبع سخت بود برای ما. ایشان با ۱۲ نفر ارنج می كرد. وقتی گفتم كه تیم ۱۱نفره است بحث جدی بین ما شروع شد. ایشان می گفت شش تا لژیونر داریم و شش نفر دیگر هم كنار آنها می گذاریم. من كه متخصص این كار هستم، بازیكن ملی بودم، دكترای فیزیولوژی دارم و در بخش مدیریت ورزش كار كردم چطور می توانستم زیر نظر چنین مجموعه ای كار كنم، دیدید كه شش ماه قبل از مجمع كه به من اختیار و رای دادند گفتم تا جام جهانی هستم بعد می روم. از آنجا دخالت در فدراسیون آغاز شد.
خیلی ها آن موقع متوجه شدند كه مسائل كجاست و چطور من این تصمیم را گرفتم. بعد تغییراتی را خواستند كه من باید در هیات رئیسه ایجاد می كردم. یك دوره ای هم كه می گفتند برای جام حذفی دو تا بازی بگذارید یا سه تا بازی بگذارید. بعد گفتند كه اگر می شود یك مربی اضافه كنیم یا به جای سوئیس برویم اردبیل. من به خاطر اینكه به جایگاه رئیس سازمان و معاون رئیس جمهور خدشه وارد نشود خودم را كشیدم كنار.
مشكل سازمان با هیات رئیسه چه بود چون بعضی از اعضا در كابینه قبلی بودند.
بله صد درصد درست بود. حالا اسم حزب و این مسائل مطرح نیست اما من دوست دارم با واقعیت ها برخورد كنم. اما اینكه گفتند این افراد نباشند واقعیت داشته. اما من پافشاری كردم. درست مثل داستان مربی و هیات رئیسه پافشاری كردم. هیات رئیسه ما عبارت بودند از:
شریعتمداری وزیر بازرگانی، پل ارتباطی ما و دولت
آقای سازگارنژاد نماینده شیراز
آقای تاجرنیا مشهد
آقای شجاعی برهان
سردار یعقوبی كه رابط ما با نیروی انتظامی بودند.
جعفر كاشانی خبره فوتبال.
آقای آصفی سخنگوی وزارت خارجه.
آقای پورمحمدی معاون وزیر اقتصاد و بقیه.
اینها هیات رئیسه قوی ما بودند كه پیشنهاد من و آقای مهرعلیزاده بوده. حكم هیات رئیسه را باید رئیس سازمان امضا كند. این را باید بگویم كه از آقای مهرعلیزاده تشكر می كنم به خاطر صبر و تحمل ما و همه مسائلی كه به وجود می آمد. ایشان در طول سه سال همه جور همكاری كرد حتی ما مشكلاتی داشتیم اما از ما حمایت كرد و اگر مسئله ای پیش می آمد در اتاق دربسته حل كردیم. به ما گوشزد می كرد. باید از ایشان صمیمانه تشكر كنم. این هیات رئیسه بخش اعظمی از كار را انجام می داد، حالا كجا مشكل داشته نمی دانم اما از نظر فوتبالی هم كمك كرده.
ظاهرا بعضی از اعضای خود فدراسیون هم قرار بود نباشند
بله، آقای نوآموز، آقای دانشور، درودگر و زمان آبادی. نظر سازمان این بود كه اینها نباشند اما دلایلشان نه منطقی بود، نه كارشناسی. من هم پافشاری كردم كه انجام ندهم.
دلایلشان چه بود
غیرمنطقی و غیركارشناسی.
سازمان موقعیت نظارتی را برای خودش متصور است. به این فكر افتادید كه تغییراتی ایجاد كنید نگاه نظارتی سازمان را قبول داشتید
قطعا همین طور است. من خودم با سیستم كار كردم. قطعا من خودم قبول دارم كه سازمان باید نظارت كند چه در زمان آقای هاشمی طبا و مهرعلیزاده. چه در زمان فعلی. اما بحث از حالت نظارت و حمایت خارج شده بود و به دخالت تبدیل شده بود. سازمان مدعی بود كه ما از فدراسیون كارشناس تر هستیم. این بحث برای ما قابل قبول نبود. ما هم در مقابل بحث های كارشناسی مقاومت می كردیم.
مثال می زنید.
تعویض هیات رئیسه... یا مثلا آقای درودگر.
خدا را شكر كه حافظه خوبی دارم. آقای درودگر با یكی از نمایندگان مشكلی پیدا كرده بود. اما كار مربوط به فدراسیون نمی شد. آنها می گفتند درودگر را بركنار كن چون می خواستند نماینده را راضی كنند. بعد دیدم دلایل غیركارشناسی است. آقای درودگر زحمت كشیده. قاعدتا باید جور دیگری این مسئله حل می شد. مثلا درج در پرونده...
یا مثلا در مورد آقای نوآموز چه گفتند
می گفتند بچه هایش خارج هستند.
روز اولی كه رئیس فدراسیون شدید اهدافتان را چه گذاشتید. چه از نظر ساختاری، چه از نظر نتیجه.
وقتی مجموعه ما فدراسیون را تحویل گرفت بنا را بر این گذاشتم كه هیچ وقت به صورت فردی كار نكنم. همیشه دوست داشتم از افكار و نظرات همكارانم استفاده كنم تا به هدفم برسم.
دوست دارم اینها را بنویسید. این برنامه ها از مدت ها قبل در ذهن ما بود كه مهمترین آن سالم سازی محیط فوتبال بود. من هم فوتبال بازی كردم، مسئول ورزش و فوتبال دو وزارتخانه بودم بهداشت و علوم و اعزام هم به عهده خودم بود. می دانستم كه فوتبال چه مشكلاتی سر راه سالم سازی اش است. خدا را گواه می گیرم كه تمام تلاشم در این چهار سال این بود كه بتوانم آلودگی های محیط فوتبال را كمتر كنم و شاید خیلی از همین تركش ها را هم به خاطر رسیدن به هدف به جان خریدم. این را هم بگویم كه خوشبختانه این كار از زمان آقای صفایی فراهانی شروع شده بود و ایشان هم تلاش زیادی برای سالم سازی محیط فوتبال كرد. منتها ما آمدیم و كار را سرعت بخشیدیم. گفتیم هر كسی برای خودش یك جایگاه دارد و شترسواری هم دولا دولا نمی شود.
جایگاه هر كسی را تعریف كردیم. بگذارید از خود شما شروع كنیم. مثلا ما به هیچ یك از خبرنگاران بی احترامی نكردیم، اما برای سالم سازی باید جایگاه او را هم تعریف می كردیم. ببینید در طول چهار سال فعالیت ما ۲۳۰ خبرنگار به خارج اعزام شدند. در واقع سالی ۶۰ نفر. یك روز هم گفتیم كه ۱۰۰ خبرنگار را به جام جهانی بردیم. حالا همین خبرنگاران را كه بردیم برای خودمان دشمن درست كردیم اما باز هم قبول كردیم و گفتیم خبرنگاران هم باید در ورزش باشند اما در جایگاه مخصوص خودشان. كسی حق حضور در اردوی تیم ملی را ندارد. حتی دخالت نیست. گفتیم خبرنگاران برای ما عزیز هستند، در این چارچوب. جای ما جدا، جای شما جدا. یكی از دلایل مشكلات ما با خبرنگاران همین بود. خب قبلا بعضی از خبرنگاران بازیكن به تیم ملی معرفی می كردند. اما در این چهار سال فقط كادر فنی تصمیم می گرفت.
در بخش داوران هم همین طور. نمی توانستیم داورانی كه مورد داشتند را بگذاریم توی زمین. بعضی ها را چند هفته محروم كردیم، بعضی ها را هم برای همیشه. پس هدف اصلی ما سالم سازی بود.
دومین هدف تان چه بود
دومین هدف استقلال اجرایی و مالی فدراسیون بود. شما بروید فدراسیون های قبلی را ببینید كه چه مشكلاتی به خاطر مسائل مالی داشتند و فدراسیون ما را هم ببینید. در این چهار سال حتی یك بار نگفتیم كه نداریم و تیم اعزام نمی كنیم. یا كسی بگوید پولی از ما طلب دارد. درآمدزایی با فكر و برنامه پیاده كردیم تا فدراسیون را به استقلال مالی كافی رساندیم. البته یك بخش مهمی از این دعواها هم سر پول است. یك قسمتی از این مسائل به خاطر این است كه قرار است پول فیفا برسد و من نباید باشم. دعوا سر آن شش میلیون فرانك سوئیس است.فكر می كنید نمی توانستم رئیس فدراسیون بمانم. باور كنید به راحتی می توانستم دو دوره دیگر رئیس باشم.
كافی بود هرچه می گویند من هم جواب بدهم چشم یا بله قربان. دو تا بازی را سه تا می كنم یا اینكه اگر گفتید تیم را به جای سوئیس ببر اردبیل می گفتم چشم می برم عجب شیر. اما چطور باید جوابگوی این مردم می شدم. فوتبال در این مملكت بزرگ شد اما یك نفر باید سر این فوتبال را می زد. چون سازمان كوچك تر از فوتبال شده بود. دوست دارم این را ثبت كنید.
این واقعیت است و آینده در مورد من قضاوت خواهد كرد. من سازمان را خیلی راحت تر از فدراسیون اداره كنم. از خودم نمی گویم این فوتبال كه این همه مشكل داشت را ما چرخاندیم با این همه دشمن. همه ناراحت بودند كه چرا فدراسیون بزرگ شده.
دو تا اتاق شده یك ساختمان بزرگ. برای استقلال و پرسپولیس ساختمانی می خرد. ورزشگاه بم را در عرض ۹ ماه درست می كند. ما به همه قول هایمان عمل كردیم. گفتیم تیم را می بریم جام جهانی و بردیم، با برنامه و كمك همه. ما گفتیم می رویم و به بحرین نمی بازیم و نباختیم. من حتی یك بار هم نگفتم كه بحرین را می بریم. اما بعد موظف بودیم كه ژاپن را ببریم. چون می دانستیم ژاپن را كه ببریم كره شمالی را هم می بریم. بعد كه صعود كردیم به جام جهانی حاشیه ها شروع شد. مسئولان كمیته ملی المپیك گفتند كه تیم ملی مشكل دفاع و دروازه بان دارد. بعد هم مسئولان سازمان گفتند كه رفتن ما به جام جهانی حادثه بود. اینها هم برنامه بود چون می خواستند تیم را تخریب كنند. بعد هم به مدل مو و زیر ابروی بازیكنان گیر دادند.من حق ندارم به عنوان یك شهروند از ورزش دفاع كنم دوست دارم یك نفر تحلیل كند كه این همه مصاحبه به چه درد ورزش می خورد.
مگر از ما نخواستند كه پرتغال را ببریم. اما حكم بركناری ما را هم گذاشتند برای همان بازی. چطور باخت به پرتغال غرور ملی را جریحه دار كرد اما مساوی با سوریه حیثیت ملی را زیر سئوال نبرد و آن هم با خرد جمعی. حالا مساوی كردند و توجیه هم دارند.
حالا دوست دارم آقای رئیس جمهور و آقای رئیس مجلس به این موضوع بپردازند كه ما كجا می رویم.

آقای حداد آمدند سر زمین گفتند همین كه شما به جام جهانی رفتید برای ما بزرگترین افتخار است. از نظر ما نتیجه و امتیاز در آنجا خیلی مهم نیست. اگر بردید كه چه بهتر. حالا از آقای احمدی نژاد می خواهم كه همین الان ورزش ما را كالبدشكافی كنند ببینند كه مسئولان سازمان در یك سال اخیر چه كار كرده اند. كجا بودیم و به كجا می رویم. اما من از حالا به شما می گویم. دو ماه دیگر یا سال دیگر می گویند خداحافظ ما رفتیم. شما كجا دیدید كه رئیس فدراسیونی برود و بعد ذی حسابی، همه نهادهای نظارتی بریزند توی فدراسیون فوتبال بعد از ما. خب بیایند كالبدشكافی كنند. این خیلی خوب است.واقعیت ها را با مدرك به مردم نشان دهند. ما هم سرمان را بالا می گیریم و می گوییم كه كردیم یا نكردیم.
بحث شخصی را مطرح كرده اند و من هم به همین خاطر سكوت را شكستم. مجبور شدم جواب بدهم.

بارها اعلام كرده اند كه فدراسیون ۲۵۰ میلیون تومان در سوئیس هزینه كرده. به من گفتند بروید اردبیل كه ۲۵۰ میلیون هزینه نشود، اصلا چنین چیزی نیست. فدراسیون ۹۰ میلیون تومان برای اردوی سوئیس هزینه كرد. ضمن اینكه من باید تصمیم بگیرم یا سازمان فوتبال دست من، هیات رئیسه فدراسیون و كادر فنی است. ما هم تصمیم گرفتیم برویم سوئیس و رفتیم. مگر اختیار دست شماست كه بدون منطق و كارشناسی نظر می دهید و اصرار هم می كنید. بعد هم این حرف را منتسب می كنید به شخص آقای رئیس جمهور كه ایشان گفته تیم نرود سوئیس و برود اردبیل. من یك بار خدمت آقای احمدی نژاد رسیدم و قبل از هر چیز هم باید از ایشان تشكر كنم كه همیشه نسبت به فوتبال حساسیت داشته اند. وقتی در مورد اردوی سوئیس پرسیدم، گفت اتفاقا تنها كشوری كه دوست دارم تیم ملی برود همین سوئیس است. چون كشور بی طرفی است. حالا ببینید كه همه این حرف ها به خاطر این بوده كه فوتبال بخورد زمین. خب حالا شما شاخ و برگش را بزنید و كوچكش كنید...
ما استقلال مالی فدراسیون را رعایت كردیم. خدا شاهد است كه هیچ وقت نظر شخصی خودم را اعمال نكردم و خوشحالم كه با یك گروه قوی كار كردم.
ما برنامه محور بودیم و انضباط كاری داشتیم. دیدید كه چطور پنج دوره لیگ برگزار كردیم چون در دوره آقای صفایی من رئیس سازمان لیگ بودم.
ارتقای فوتبال در مجامع بین المللی هم هدف دیگر ما بود. روی فوتبال ما حساب باز كردند. آقای بلاتر از فوتبال دفاع كرد و گفت من كاری به سیاست ندارم. ایران باید در جام جهانی باشد. بیلد كاریكاتور كشید باز هم بلاتر گفت باید باشید. فوتبال ایران جایگاه پیدا كرد، نه من. فوتبال ما رشد كرد. در رنكینگ فیفا هم بالاتر از همه آسیایی ها قرار گرفتیم.
حكم من لغو شد اما باعث افتخارم بود. سازمان و كمیته ملی المپیك جلسه گذاشتند و گفتند كه دادكان كفایت ندارد. من به شما می گویم كه همه این جلسات كارشناسی به اندازه یك كمیته ما كار اجرایی فوتبال نكردند. نه توانایی اجرایی دارند و نه فنی. آن وقت اینها ما را بركنار می كنند.
اشكال ندارد من كنار می مانم و اینها ورزش را بچرخانند. حالا من شده ام خائن، اما اشكالی ندارد من دوباره به این چرخه برمی گردم.
من دوست دارم به جامعه خدمت كنم و كارم را هم بلدم. قوانین فوتبال اجازه دخالت نمی دهد. من هم هیچ كس را نمی گذارم رقابت كند. چرا باید اینقدر به دادگاه احضار شوم.
شرمنده آقای رازینی هستم. اگر دستور ایشان را اجرا نكردم عذرخواهی می كنم به خاطر شخصیت والای ایشان چون قوانین را رعایت كردم. الان هم كه كنار رفتم حكم دادگاه برایم آمده، مگر من چه گناهی كردم.
كمیته ملی المپیك در فرم ارزیابی اش همه فدراسیون ها را ارزیابی كرد و ما را هم جزء هفت تای اول گذاشت اما بعد سازمان گفت این طور نباشد و كمیته ملی المپیك هم قبول كرد و ما به جشن صدا و سیما دعوت نشدیم. باید بگویم كه وقتی كمیته ملی المپیك ارزیابی خودش را هم قبول ندارد، چطور برای ما جلسه می گذارد. آقایان تا حالا از اتاقشان بیرون نیامده اند چطور می توانند ورزش را بچرخانند. گفتند دادكان حصار كشیده بود و كسی را راه نمی داد. حالا با بعضی از آقایان جمع شده اند و اسمش را هم گذاشته اند خرد جمعی. من هم به عنوان یك شهروند افتخار می كنم اگر موفق بشوند. بروند كار كنند و برای فوتبال پیشرفت بیاورند. چطور وقتی جلوی سوریه مساوی كردیم گفتند بازیكنان این تیم تازه به هم رسیده اند. كجا این بازیكن ها تازه به هم رسیده اند. اینها كه همه در اردوی جام جهانی بودند. آوردن قلعه نویی را قبول دارم. ما خودمان هم با نظر كادر فنی موافقیم. اما قلعه نویی هم وسیله است. به خودش هم گفتم. گفتم تو را برای تیم ملی نیاورده اند. برای ساكت كردن یك عده ای آوردند. به او گفتم امیدوارم همان قدر كه من از نظر فنی قبولت دارم اینها هم تو را قبول داشته باشند. اما فكر می كنم این هم یك جریان است كه می خواهند استقلال و پیروزی پرسپولیس را از دست نفراتش خارج كنند. حالا شما آینده استقلال را ببینید.
كارشناس كسی است كه قبل از اتفاق حدس بزند. اصلا به همین دلیل خواستم پیش از بازی با سوریه صحبت كنم چون می دانستم كه چه چیزی در چنته تیم ملی است در برابر سوریه. همه فكر می كنند كه تیم ها فقط با كار فنی توی زمین برنده می شوند. نه، این طور نیست. اینها همه در دنیای امروز تعریف شده و سهم همه معلوم است. چند درصد كار فنی، چند درصد پشتیبانی و چند درصد بار روانی. اینها همه مشخص است. همه اینها یك مجموعه می شود.
قبل از جام جهانی را ببینید. روی سایت ها آمده بود كه بهترین مربی و بازیكن دنیا از طرف فیفا چه كسانی بودند آقای بروكنر و رونالدینیو. مربی چك را موفق ترین مربی دنیا معرفی كردند كه می تواند تیم را بیاورد جزء سه تای اول اما اولین تیمی كه اوت شد همین تیم چك بود. ضعیف ترین نمایش هم مال بهترین بازیكن دنیا یعنی رونالدینیو بود. چه اتفاقاتی افتاد
شما در نظر بگیرید كه همه این دوستان به اضافه كمیته ملی المپیك و معاونان سازمان را اگر بگذارید در یك كفه ترازو، چه از نظر فنی و چه از نظر مدیریتی به اندازه یكی از كمیته های ما نمی توانند در مورد فوتبال بحث كنند. همین جا اعلام می كنم كه بیایید بنشینیم و بحث مدیریتی و فنی بكنیم، ببینیم چه كسی توان بیشتری دارد. اما خب ابزار قدرت دست آقایان است می توانند عزل كنند، بیاورند یا ببرند.
بیش از ده نفر از روسای فدراسیون ها به من زنگ زدند و گفتند ما متاسف شدیم اما نمی دانستیم چه باید بگوییم. من هم گفتم چرا نمی توانید، خب حرفتان را بزنید. این میزها به كسی وفا نمی كند همان طور كه به ما وفا نكرد. تازه ما كه ورزشی هستیم و به قول معروف ریگ در جوی هستیم. اینها آب هستند، رد می شوند و می روند.
اما ما را در مجامع بین المللی كوچك كردند. غصه من فقط همین است. خدا شاهد است كه بركناری برای من افتخار بود. اما غصه من این است كه وقتی حكم بركناری من را زدند، آقای بلاتر به من گفت حزب سبزها، آمریكا و اروپا می خواستند نگذارند شما به جام جهانی بیایید. ما ایستادیم و اجازه ندادیم، اما داخل كشور خودتان از همه بدتر برخورد كرده است. شما فوتبالتان را كوچك كردید. خدا شاهد است بلاتر گفت در طول جام جهانی هیچ رئیس فدراسیونی عوض نشد جز فدراسیون شما. شده كه مربی یا ساختار فدراسیون عوض شده باشد اما رئیس فدراسیون عوض نشده. من دلم از این می سوزد. جایگاه فوتبال ما لطمه خورد نه من. من كه رفتم. شما بروید بسازید. شما ببینید آن نظمی كه ما راه انداختیم و برای خودمان هم دشمن درست كردیم به هم ریخته. تیم فوتسال استقلال پنج هفته از لیگ گذشته تازه می گوید كه می خواهیم بازی كنیم. می گویند بیا از اول بازی كنید. اگر من بودم محال بود بگذارم. یا مثلا گفتند لیگ ۳۲ روز عقب افتاد، برای چی شما فكر می كنید برای اینكه تیم ملی با سوریه بازی داشت این اتفاق افتاد، نخیر. حتما یادتان می آید در دوره ما، یكشنبه سخت ترین بازی ملی در برابر اردن بوده كه اگر نمی بردیم حذف می شدیم. ما یكشنبه لیگ برگزار كردیم، چهارشنبه با اردن مسابقه گذاشتیم و جمعه و شنبه اش هم بلافاصله دوباره لیگ را برگزار كردیم. فكر می كنید برای ما چه كار داشت كه بگوییم لیگ دوماه تعطیل برگزاری هفت ماهه لیگ مگر كار ساده ای است. حالا فكر می كنید این تعطیلی برای تیم ملی بود. والله كه اگر لیگ برگزار می شد وضع تیم ملی هم بهتر می شد، اما اینها می خواستند ساختارشان را تقویت كنند.
بروید بپرسید، در طول ۱۰ ، ۱۱ ماه مدیریت جدید سازمان حتی یك بار هم بازیكنان تیم ملی را نپذیرفتند. اینها درد است. به من نگفتند كه بازیكنان تیم ملی را قبل از جام جهانی بیاور، اما بوقچی ها و لیدرها دو بار در اتاق رئیس سازمان حضور پیدا كردند، آن هم خصوصی. چرا جایگاه معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی این است كه بوقچی ها را دعوت كند اما بازیكنان را دعوت نكند فوتبال دارد به این سمت می رود. یعنی آقایان به فكر بقای فوتبال نیستند. من در طول چهار سال یك بار هم با این گروه جلسه نگذاشتم با آنكه به آنها احترام هم می گذارم.
متاسفانه كار دارد كوچك می شود. من از رئیس محترم جمهور و رئیس مجلس خواهش می كنم كه دوران مدیریت جدید سازمان را بررسی كنند و كارشناسی كنند، نه سه سال دیگر. اگر ایشان درست می روند كه به من بگویند حرف نزن. جایگاه رئیس كمیته ملی المپیك هم طراز رئیس سازمان تربیت بدنی است اما شما ببینید كه امروز موقعیت كمیته ملی المپیك در چه حدی است ضعیف تر از ضعیف ترین فدراسیون تابعه سازمان اقدامی در جهت ورزش نمی كنند، فقط چه چه و به به. مگر من از پشت میز رفتم چه شد این افراد هستند كه به میزها شخصیت می دهند. ولی ما امروز سرمان را بالا می گیریم و به كارهایی كه كردیم افتخار می كنیم، این پایگاه استعدادیابی كه درست كردیم مایه افتخار است اما ببینید با تیم ملی جوانان و نوجوانان چه كار كردند. هم و غم همه شده بود كه سوریه را ببرند. نوجوانان و جوانان رها شدند، تیم هایی كه شانس داشتند بروند جام جهانی. تیم هایی كه سه سال برایشان زحمت كشیده شد. من برای آقای هاشمی كیومرث نامه نوشتم، البته ایشان را فرد مثبتی می دانم. درست است كه كارشناس فوتبال نیست اما هرچه هست فرد مثبتی است. به هر حال در نامه ای كه به ایشان تبریك گفتم نوشتم كه آقای هاشمی، به عنوان یك شهروند دو چیز را از شما تقاضا دارم. نگذارید از بین برود. یكی استقلال فدراسیون و دوم تیم های پایه ای كه برایشان سه سال هزینه شده. الان می بایست به هند و سنگاپور بروند، كو اگر ببازند كار ما است و اگر هم ببرند به حساب خودشان می گذارند. اما این تیم ها راحت می روند جام جهانی. سه سال برای آنها زحمت كشیده شده. اما مربی اش گفته كه سفر خارج خواستیم به ما گفتند بروید بندرانزلی با این تفكر می خواهیم برویم جلو خرد جمعی این است با كسانی كه چهار سال به دلیل سابقه ناموفق شان به مجموعه فدراسیون راه نداشتند. درد فوتبال ما این است خب در فدراسیون ما چند كرسی آسیایی و جهانی نصیب ایران شد. آقای نوآموز در برگزاری زیرگروه مسابقات، خود من در دو رده جوانان و پروفشنال حرفه ای ها، آقای درودگر عضو فوتسال، آقای بیگلری عضو كمیته انضباطی، آقای محمدپور عضو كمیته امنیتی و آقای غفاری عضو كمیته مسابقات شدند. هفت هشت پست در AFC گرفتیم و من هم كه در فیفا در بخش اتحادیه ملی Association) National عضویت پیدا كردم، می رفتم و می آمدم. مگر ما خارج از كشور رفتیم و آمدیم غیر از سربلندی مملكت مان بوده. ببینید هشت سال پیش در جام جهانی ایرانی های خارج از كشور با ما چه كار كردند و این دفعه با ما چه برخوردی شد. آن موقع ما را روبه روی خودشان می دانستند اما این بار چی ما طوری با آنها برخورد كردیم و مصاحبه كردیم كه همه به سمت ما برگردند. در همین اردوی سوئیس كه كلی هم ایرانی آمده بود من بلندگو را دستم گرفتم و گفتم ما فقط یك شعار اینجا داریم و آن هم تشویق تیم ملی است. هر ایرانی وطن پرستی هم كه تیم ملی را حمایت كند در جهت تقویت تیم اقدام كرده است. وجدانا همه ایرانی ها هم سنگ تمام گذاشتند. اینجا هم لازم است كه از همه آنها تشكر كنم چون خاطرات هشت سال پیش را پاك كردند. آیا این اقدام موثر در جهت بالا رفتن موقعیت ما در مجامع بین المللی نیست رفتار بازیكنان و مربیان و اعضای فدراسیون این مسئله را ایجاد كرد. آن وقت وسط مسابقات حكم ما را لغو كردند. البته من دو روز بعد را هم دلسوزانه تر كار كردم در حالی كه می توانستم بگویم دیگر به من ربطی ندارد. آقایان در سازمان و كمیته ملی المپیك به ادعای خودشان بعد از ۱۸۰۰ ساعت جلسه و كار كارشناسی به این نتیجه رسیدند كه دادكان نباشد. مصاحبه های ۱۰ماهه اخیر را مرور كنید تا ببینید درست می گویم. رئیس سازمان قبل از مسابقات گفته بود كه ما مكزیك را می بریم، با پرتغال مساوی می كنیم و بعد هم آنگولا را می زنیم و می رویم بالا و بعد رسانه ها هم این موضوع را منتشر كردند. اما شما یك مصاحبه از من بیاورید كه گفته باشم ما پرتغال را می بریم یا مكزیك را می بریم. من همیشه گفتم همان قدر كه آنها شانس دارند ما هم شانس داریم اما در فوتبال دنیا آنها از ما جلوتر هستند. اما پیش بینی نتایج ایران یك برنامه از پیش تعیین شده بود كه پایه های ما را سست كنند. بعد كه به پرتغال باختیم حكم بركناری ما را زدند، حالا امروز چه كسی باید استعفا بدهد با این نتیجه ای كه جلوی سوریه گرفتیم همه می دانند كه فوتبال را دارد سازمان می چرخاند نه قلعه نویی. نباید عذرخواهی می كردند از مردم، اما ما از طرف آنها و خودمان از مردم عذرخواهی كردیم.
یك مسئله ای كه انتقادات زیادی را به همراه آورد این بود كه انگار تیم ما فقط به قصد حضور در جام جهانی به آلمان رفت و هدفش رفتن به مرحله بعدی یعنی یك هشتم نبود. مثلا ما تغییری در كادر فنی در جهت تقویت آن نداشتیم یا این مسئله را ندیدیم كه تیم ملی انگیزه و باور صعود به مرحله بالاتر را داشته باشد.
ببینید رفتن به مرحله یك هشتم و ۱۶ تیم جام جهانی برای ما زود است. آن موقع نمی توانستیم این موضوع را بگوییم اما همیشه می گفتیم كه تمام تلاش مان را می كنیم تا در جام جهانی شرایط بهتری نسبت به گذشته داشته باشیم. اما واقعا بردن مكزیك و پرتغال به عقل سلیم كدام كارشناس می رسد. اما دوستان عمدا برای تیم ملی نتیجه پیش بینی می كردند. یا می گفتند كه دفاع چپ ضعیف است، دروازه بان ضعیف است. آقا شما كه می دانید فقط همان دروازه بان را دارید، پس می خواهید روحیه اش را خراب كنید. به نظر شما می شد كس دیگری را در دروازه گذاشت این هم مثل بقیه حرف ها این ۱۱ ماه بود. بهتر بود كه سازمان دنبال كارهای اساسی تری می رفت. یك نمونه برایتان مثال می زنم كه شاهدش هم آقای آصفی است. می خواهم دخالت دولت در ورزش را در جاهای دیگر دنیا برایتان بگویم. استادیوم بازل در سوئیس در كمتر از یك سال ساخته شد آن هم با كمك دولت. سردر باشگاه زده ۳۶۴ روزه این ورزشگاه ساخته شده یعنی كمتر از یك سال. من اگر رئیس سازمان بودم در این ۱۱ ماه هفتاد درصد كار ساخت یك استادیوم برای استقلال و یكی هم برای پرسپولیس را پیش می بردم، با كمك همین مردم.
در مورد گروه تورهای ورزشی
من در مورد گروه تورهای ورزشی مستند و مستدل حرف می زنم. گفتند كه گروه تورهای ورزشی را من آورده ام اما حالا می بینید كه من نامه سازمان را اجرا كردم. در این نامه كه می بینید مدیركل حراست سازمان به آقای قدمی نوشته كه با گروه تورهای ورزشی قرارداد بسته شود و از هر نفر هم یك میلیون تومان فدراسیون بگیرد. آقای قدمی نوشته اند كه آقای دادكان اقدام كنید و ما را هم مطلع كنید. من هم پاراف كرده ام كه «امور مالی محترم، با توجه به نامه ارسالی و پی نوشت معاونت محترم سازمان قرارداد منعقد شود به شكل اشاره شده. سقف قرارداد ۰۰۰۱۰۰۴ تومان.» این را من نوشتم حالا من نباید حرف می زدم
قرارداد فدراسیون با برانكو
بعضی از روزنامه ها نوشتند كه قرارداد برانكو را فدراسیون بسته اما من به شما مداركی نشان می دهم كه خلاف این را ثابت می كند. این هم قرارداد یك میلیون و صد و ده هزار دلار برای ۲۷ ماه. نوشته خطاب به بانك ملی شعبه حساب های دولتی كه نظر به قرارداد منعقد شده با برانكو ایوانكوویچ سرمربی تیم ملی ایران طبق این تاریخ ها مبالغ فوق به ایشان پرداخت شود... آن وقت ما پول برانكو را دادیم نامه خطاب به آقای كمانگر و همدانلو است كه ذی حساب سازمان بوده اند. چرا باید به ما شك كنند اینجا همه اقساط پرداختی و تاریخ آنها ثبت شده است. ما همه پرداختی ها را ثبت كرده ایم. اما بعدا گفتند كه آقای صفایی قبلا برانكو را آورده و شرایطش مناسب نیست، آقای دادكان هم به دروغ گفته كه ایشان مربی است نه، برانكو بدنساز است. این هم از مدرك مربیگری برانكو همه چیز اینجا هست. این هم دیپلم آقای برانكو در یوفا.
سازمان در جایی گفته كه ما به آقای دادكان گفتیم كه برانكو را عوض كند. این موضوع اصلا حقیقت ندارد. اصلا كسی به ما چنین چیزی نگفت. ما را صدا كردند گفتند كه یك نفر را بگذار كنار برانكو ما هم زیر بار آن كسی كه سازمان مطرح كرد و بعضی از مطبوعات هم دنبالش بودند نرفتیم.

هیچ جا عرف نیست كه مربی ای كه تیم را برده جام جهانی عوض كنند. مگر ژاپنی ها زیكو را عوض كردند. تازه آقای كاوابوچی ۲۰ میلیون دلار هم از سازمان ورزش گرفت و به تیم ملی تزریق كرد برای بازی های تداركاتی و حضور قوی تر در جام جهانی. عربستان و كره جنوبی هم ۲۰ تا ۲۵ میلیون دلار از دستگاه ورزش شان گرفتند، اما ما چی سازمان یك میلیون دلار برای ما گرفت اما به ما ندادند. این را هم مستند می گویم. نه تنها به ما امكانات ندادند از ما پول هم گرفتند. ما با امضای سازمان ۴۹۰ میلیون دادیم به پرسپولیس و ۱۵۰ میلیون هم به استقلال. مسابقات چهارجانبه ما را به هم زدند و گفتند كه پولش را می دهند، ندادند. در مورد قرارداد با ایرانول هم مسائلی را به وجود آوردند. این قرارداد ما با ایرانول است و همه پایش را امضا كردند. اما پول را نیاوردند به ما بدهند. با سازمان تامین اجتماعی هماهنگ كردند آنها هم شش ماه پول ما را ندادند.
مبلغ چقدر بود
تقریبا ماهی ۱۰۰ میلیون تومان. ما شش ماه برای ایرانول تبلیغ كردیم كه پولش را ندادند. چطور قبلا پیش پیش پول می دادند. برای تضعیف ما این كار را كردند. امكانات در حد صفر بود، ما رفتیم جام جهانی و خرج خودمان را خودمان دادیم. آن وقت رئیس سازمان در مصاحبه ای گفته اند كه ما یك میلیارد به فدراسیون پول دادیم. این یك میلیارد را كه دادند به سازمان و آقای مشایی، چه ربطی به ما داشت حتی یك قران به ما ندادند. دوباره گفتند كه صد هزار یورو به ما دادند اما ما صد هزار دلار یعنی ۷۷ هزار یورو آن هم از شخص رئیس جمهور كمك گرفتیم. در مورد ۲۳ هزار یوروی باقیمانده هم من چیزی نمی دانم.در مورد سكه هایی هم كه رئیس جمهور به ما مرحمت كردند سند دارم. فهرست همه كسانی كه سكه گرفتند را دارم. اگر اسم من را در این فهرست دیدید
در مورد آقای برانكو انتقادات زیادی مطرح شده بود. شما تلاش نكردید كه مربی بزرگتری داشته باشید
هركس دیگری غیر از برانكو بود ما همین نتیجه را می گرفتیم. بنابراین اگر پول بیشتری می دادیم آن را حیف و میل كرده بودیم. فوتبال ما همین است. فرض كنید ما مربی چك را می آوردیم كه بهترین مربی از دید فیفا بود. اگر فقط به مربی بود كه چك در جام جهانی می ماند. ما باید در فوتبال مان خیلی بیشتر سرمایه گذاری كنیم. نمی شود زمین و امكانات نداشته باشی و بخواهی در جام جهانی موفق باشی.
می گفتند آوردن آقای آری هان هم برای تیم ملی بوده بله، این هم جزء همان كارهایی بود كه ما را تضعیف كنند. اگر بخواهید مدیر برنامه های آری هان و بازاریابش هم شهادت می دهند. آنها گفتند كه در جلسه ای كه با مسئولان پرسپولیس داشتند به آری هان گفته شده كه شما برای پرسپولیس نیامدی، شما را آورده ایم كه سرمربی تیم ملی كنیم.

برای اثبات گفته هایم می گویم كه مسئولان مملكت ضعیف ترین فدراسیون را به من و همكارانم بدهند آن وقت ببینند كه ما چطور آنجا را می چرخانیم. نخواهند كه ما بیرون باشیم، ما دوست داریم خدمت كنیم. می توانند امتحان كنند. من اگر در فوتبال باشم باز هم مربی خارجی می آورم. البته در كنارش مربی داخلی خواهم گذاشت. این را هم بگویم كه ما سه گروه مربی در ایران داریم. یك سری از مربیان كاربلد و توانا هستند و خداترس. به خاطر مردم و باشگاهشان كار می كنند، اسم می برم مثل آقای پیروانی و كربكندی. یكسری هم مربی داریم كه هوچی هستند اسمشان را نمی برم. این گروه با مطبوعات هماهنگ هستند و با كمك رسانه ها از این باشگاه می روند به آن یكی. یك گروه هم هستند كه كاربلد هستند اما زبانشان تند است كه البته سرشان بی كلاه می ماند مثل آقای حجازی. اما دسته سوم كه از همه خطرناك ترند. مربیانی هستند كه آلت دست افراد سیاسی شده اند چه بعد و چه قبل از انقلاب. هر وقت لازم باشد می آیند توی تلویزیون یا مطبوعات حرف می زنند و بعد هم یك تیم می گیرند ساكت می شوند.افتخار ما این است كه مربیان خوب ایران كنار تیم ملی قرار گرفتند.

من باید از یك گروه از مسئولان تشكر ویژه بكنم.
از جناب سردار طلایی به خاطر زحمات زیادی كه برای فوتبال كشیدند در طول این چهار سال، از جناب سردار كارگر در حوزه نظام وظیفه كه نگذاشت حتی یك بار بازیكنان در فرودگاه بمانند، از رئیس اداره گذرنامه كه حقیقتا یار ما بودند. ما چهار سال فقط به خاطر ارتباط خوبی كه داشتیم تعامل خوبی برقرار كردیم، در حالی كه هیچ كاری هم برای این سازمان ها نكردیم. واقعا از آنها ممنونم. همه این كارها را به خاطر عشق به ورزش كردند. از مدیران باشگا ه ها تشكر می كنم كه زحمت كشیدند. با كمك آنها بود كه فوتبال را از حالت دوقطبی خارج كردیم. این هم شد جزء افتخارات ما.از آقای حدادعادل خواهش می كنم كه بعضی از مسائل فوتبال را همین امروز بررسی كند. فوتبال پله ترقی بعضی از مسئولین سیاسی نباید باشد. مدیریت در فوتبال هنر است. شما ببینید امروز فوتبال در دنیا وسیله ای برای وفاق ملی است.عاملی برای وفاق بین مردم و دولت ها برای وفاق بین ملت ها. اما در ایران این طوری است شما نگاه كنید ما را بعد از جام جهانی بركنار كردند آن وقت برای بازی با سوریه ۱۰ هزار نفر رفتند ورزشگاه.این طوری قرار بود وفاق ملی ایجاد شود جام جهانی را به كام همه مردم تلخ كردند درحالی كه آنجا جشن همه دنیا بود. اما مردم را نسبت به جام جهانی بی تفاوت كردند. شادابی را از جامعه گرفتند. رفتن به جام جهانی یعنی نشاط. همه را نسبت به كادر فنی مایوس كردند.وقتی ما سوار هواپیما شدیم و رفتیم به سمت آلمان، مدیریت پرواز لوفت هانزا از بلندگو گفت: «خوشحالیم كه تیم ملی ایران را می بریم آلمان... خوشحالیم كه لوفت هانزا این كار مهم را انجام می دهد.» همان موقع من برگشتم به سمت برانكو و آقای شاهرخی. برانكو به من گفت كه حالا واقعا فكر می كنم سرمربی تیم ملی هستم.حالا كه پرواز كردیم من ایمان پیدا كردم كه سرمربی هستم، سازمان ورزش شما تا حالا می خواست من را كنار بزند. ببینید سرمربی نسبت به مسئولان ورزش، چه تفكری پیدا كرده بود. آقای شاهرخی هم گفت كه من هم حالا باور می كنم كه مدیر تیم ملی هستم. ما با این ذهنیت رفتیم جام جهانی. خوب معلوم است كه بازیكن هم دیگر از برانكو نمی ترسد.پیش خودش می گوید این مربی را می خواهند بردارند. آن هم چه بازیكنانی، كسانی كه همه دنیا آنها را می شناسند.ما با این مجموعه رفتیم درحالی كه یك ریال بار مالی روی دوش سازمان و كمیته ملی المپیك نگذاشتیم، اگر داشتیم مستند بیاورند و ثابت كنند.
علی دایی برای این مملكت زحمت كشیدند. حق اش این نبود كه با او رفتار كردند. البته مردم این طور رفتار نكردند باز هم مسئولان چنین جوی را به وجود آوردند. با یك افتخار ملی رفتار بدی شد. همه جای دنیا به علی دایی و علی كریمی احترام می گذارند. حالا می گویند چرا كریمی لگد زد به ساك. زد كه زد. چطور این قدر برای زیدان دلتان سوخت برای علی كریمی خودتان نسوخت. به خدا علی كریمی قلب پاك و صافی دارد. هیچی توی دلش نیست. یك مقدار مشكل درست كرد البته، اما واقعا دل او هم برای مملكت می سوخت. از او یك هیولا ساخته شد. چه كسی گفت كه علی كریمی با پای مصدوم و عصا آمد توی فدراسیون و پایش خونریزی كرده بود. با همین پا خودش را به جام جهانی رساند.باید از آقای خاتمی و آقای مهرعلیزاده تشكر كنم چون به ما آزادی عمل دادند. یك دوره ای می خواستند كه آقای مهرعلیزاده را هم بگذارند جلوی فدراسیون اما ایشان تدبیر داشت.
ما با همین علی دایی و علی كریمی كه حرف می زدیم می گفتند اگر شما نبودید نظم و انضباط در اردو كمرنگ تر می شد. شما از این دو نفر نپرسیدید كه چه اتفاقی افتاد چرا تیم به هم ریخت
به خدا هیچ اتفاقی نیفتاد. هیچ كه می گویم اصلا در فوتبال محال است. هیچ كس نمی تواند بگوید كه در تیم های فوتبال مسئله ای پیش نمی آید. اینها جزء طبیعت فوتبال است. اما نسبت به دوران قبلی ما هیچ مشكلی نداشتیم. این بی حاشیه ترین تیم ملی سال های اخیر بود. اینكه بخواهیم بگوییم بازیكنان برای تیم ملی كم گذاشته اند محال است. مهدوی كیا اسپاسم عضلانی داشت، درد داشت اما با آمپول بازی كرد آن وقت من بگویم اینها كم گذاشته اند.ماحصل تلاش یك فدراسیون در طول چهار سال حضور در جام جهانی است، فقط. رفتن به جام جهانی برای جام جهانی یك آرزوی بزرگ است. استرالیایی ها جشن گرفتند كه بعد از ۳۴ سال می روند جام جهانی. ژاپنی ها كارناوال راه انداختند. زودتر از ما حذف شدند. اما در برگشت از آنها استقبال شد. آن وقت ما تند و تند باید برویم دادگاه.
موظفم از آقای احمدی نژاد تشكر كنم. ایشان همیشه نسبت به فوتبال نظر مثبت داشتند. باید از مردم هم تشكر كنم چون همیشه حامی ما بودند. از آقای حدادعادل تشكر می كنم چون به ما آرامش داد. هدیه معنوی ایشان كه همان سفر مكه بود برای ما بسیار لذت بخش بود.
شما در جریان كمبودها و فشارهای كمیته فرهنگی در جام جهانی بودید
اصلا مسائل فرهنگی به فدراسیون هیچ ارتباطی ندارد، صفر اختیارات فرهنگی را دولت واگذار كرد به وزارت ارشاد. دستور مستقیم دولت بود كه آقای مشایی پیگیر این مسئله باشند. ما اصلا خودمان را داخل این مسئله هم نكردیم.
پیش از جام جهانی عنوان شد كه فدراسیون قصد دارد یك دستیار ایرانی كنار دست آقای برانكو قرار دهد. صحبت از آقای فیروز كریمی بود و آقای قلعه نویی و بقیه... چه شد كه نهایتا این كار انجام نشد
ما به این جمع بندی رسیدیم كه آقای غلامحسین پیروانی می تواند مفید باشد. به آقای پیروانی هم زنگ زدیم اما ایشان گفت كه نمی توانم بیایم. امیر قلعه نویی هم دوست داشت مربی استقلال بماند و گفت در این برهه برای من خوب نیست. شاید بعضی از مربیان هم دوست نداشتند زیردست برانكو كار كنند. از خبرگزاری ها و روزنامه هایی كه دنبال درج حقیقت و واقعیت بودند تشكر می كنم. خوشحالم كه جامعه دارد بیدار می شود و همه دنبال واقعیت هستند. خوشحالم كه خیلی ها خودشان را در اختیار دیگران قرار ندادند. امیدوارم از این به بعد هم هر چیزی در مورد ما گفته می شود با سند و مدرك همراه باشد.
آقای فاضلی در جام جهانی گفتند كه من بازی با بایرن مونیخ را برای تیم ملی جور كردم اما آقای برانكو قبول نكرد. این صحت دارد
بله، ما خودمان قبول نكردیم چون زشت بود كه تیم ملی با یك باشگاه بازی كند. ما خودمان بازی با بایرن را دادیم به پرسپولیس. البته خودمان تقاضا داشتیم برای بازی اما بعد هر جور كه سبك سنگین كردیم دیدیم درست نیست كه تیم ملی با باشگاه بازی كند. ما هم به خاطر اینكه علی كریمی در پرسپولیس بود بازی را به آنها پیشنهاد كردیم.
اگر به گذشته برگردید، فكر می كنید بزرگترین اشتباه در دوران شما چه بوده
حتما ما هم اشتباه داشتیم، مگر كار بدون اشتباه می شود. اما خدا شاهد است كه همه همكاران من برای فوتبال زحمت كشیدند، آن هم با شرایطی كه هر روز با من جنگ و جدال داشتند. اشتباهات من را قاعدتا باید دیگران بگویند. این طور بهتر است. اما در مورد بعضی از اشتباهات همكارانم هم باید بگویم كه بعضی ها در این دوره پا به پای ما نیامدند و با یك اتفاق ساده جا زدند. روی هم رفته اما كار، كار خیلی سختی است. هفته ای صد و هفتاد، هشتاد تا مسابقه گذاشتن كار بسیار سختی است.
حالا چه لزومی داشت كه آقای علی آبادی ۱۰ روز كنار تیم باشد آن هم با توجه به مسائلی كه قبل از جام پیش آمده بود
خوب، خود ایشان آمدند. من تنها كاری كه می توانستم انجام دهم این بود كه حاشیه را از تیم ملی دور كنم. هر كسی كه می خواست به تیم ملی نزدیك شود، جلویش را می گرفتیم. اما بهتر است این سئوال را از خود ایشان بپرسید. این مسئله به ما هم مربوط نمی شود.
داستان جشن پرواز چه بود كه البته انجام نشد.
خوب این جشن مال خودشان بود. كسی با ما هماهنگ نكرده بود. فدراسیون در جریان نبود. هر مراسمی كه برگزار می شود قاعدتا باید با متولیان فوتبال هماهنگ شود. ما هم مطلع نبودیم و بالطبع كسی هم شركت نكرد. شعار جام جهانی را هم خودشان دادند و بعد هم خودشان عوض كردند در حالی كه قبلا شعار به فیفا گفته شده بود. می خواستند كارهایی را خارج از چارچوب و قواعد فیفا انجام بدهند كه قاعدتا فیفا زیر بار نمی رود. ما شعار «ستارگان پارس» را انتخاب كردیم و فرستادیم و همان هم روی اتوبوس حك شده بود. این طور نیست كه امروز یك تصمیمی بگیرید و فردا عوض كنید. مقررات اجازه نمی دهد.
ماجرای استعفا به كجا رسید گفته شد كه اگر شما بروید محرومیت شامل حال ایران می شود. شما هنوز رابطه ای با فیفا دارید
نه، اطلاعی از این مسائل ندارم. با فیفا هم رابطه غیرعادی ندارم. حرف و حدیثی ندارم. مطمئن هستم كه اگر بیشتر از سازمان دلم برای ورزش نسوزد كمتر هم نخواهد سوخت. در مورد استعفا هم بگویم كه اصلا چنین چیزی مطرح نیست. همه مشكلات را خود سازمان درست كرده و حالا هم انشاءالله با خرد جمعی این مشكلات را حل می كند.
فیفا به فدراسیون مهلت داده
قطعا فیفا به هر كشوری فرصتی می دهد كه در مورد دخالت های دولت دلایلشان را بیان كنند. حالا می گویند دادكان خودش نیامده در حالی كه ما در جام جهانی بودیم كه خبر بركناری در رسانه ها منتشر شد. خوب این خبر از كجا آمد.به گفته ریاست سازمان حكم بركناری در جلسه شورای معاونین، كمیته ملی المپیك و رئیس سازمان صادر شده است.
اگر الان هم به فوتبال برگردید باز هم همین قدر به برانكو اعتماد خواهید كرد
بله، برانكو به فوتبال ما خدمت كرده و گذشت زمان این مسئله را ثابت خواهد كرد.
در این مدت با علی دایی صحبتی نكردید مثلا بخواهید به او دلداری بدهید یا...
نه، استقامت علی دایی بیشتر از این حرف ها است. مگر همین یكی دو روز بوده كه در مورد او این طور جبهه گرفته باشند. ۱۰ سال است كه بعضی ها با او بد هستند. البته كسانی هم بودند كه انتقاد كردند اما بعضی ها تخریب شخصیت كردند.
اینكه می گفتند علی كریمی از تهران با برانكو مشكل پیدا كرده و بعد در جام جهانی گفته من بازی نمی كنم درست است می گفتند كه با بچه ها نمی جوشیده و خرجش را از بقیه جدا بوده...
اینكه می گویند با برانكو یك اختلاف كوچكی داشته درست است. قبل از جام جهانی قرار بود در یك جلسه شركت كنند كه علی كریمی لباس تیم ملی را نپوشیده بوده و برانكو هم می گوید كه همراه تیم نباشد. خوب علی كریمی هم تازه از سفر رسیده بوده و لباسش را فرستاده بود. هتل. به هر حال یك مقدار دلخوری پیش آمده... اما اینكه گفته بازی نمی كنم درست نیست.
در مورد آقای عنایتی و جواد كاظمیان چطور می گویند چند نفری به همراه این دو بازیكن خیلی با تیم همراه نبودند. مثلا میان نكونام و تیموریان پاس رد و بدل نمی شود. شما به این چیزها رسیدید
در مورد عنایتی، كاظمیان و دو سه نفر دیگر آقای برانكو و بگوویچ هم گفتند كه این چند نفر به خاطر اینكه بازی نمی كنند اخم و تخم می كنند. بله این مسئله بوده اما من با عنایتی و كاظمیان صحبت كردم و پرسیدم كه مگر آمده اید كه بازی كنید قرار است تیم ملی بازی كند. بله دلخوری داشته اند اما به تیم لطمه ای نزدند. چون دوست داشتند بازی كنند.
این روزها چه كار می كنید
خوب صبح ها می آیم اینجا در دفتر خصوصی خودم و انشاءالله از پاییز هم تدریس در دانشگاه شروع می شود. در دفتر خودم هم گاهی تست ورزشی می گیرم.
بزرگترین چیزی كه دوست داشتید در فدراسیون انجام دهید و نشد، چه بود
دوست داشتم سالم سازی در محیط فوتبال را با شدت بیشتری انجام دهم تا فوتبال را از آدم های نامناسب پاك می كردم.
آقای دادكان بزرگترین حسرتی كه در دلتان باقی مانده چیست
هیچی...
حال خودتان قضاوت كنيد
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 2:3  توسط شورای سر دبیری  | 

گفت وگو با علیرضا شیرازی مدیر سایت بلاگفا و جست وجوگر پارسیك

وبلاگ دیگر یك پدیده عجیب نیست
عليرضا شيرازي
 
روزانه ۷۵ هزار وبلاگ بر روی اینترنت ثبت می شود، كه این مسئله نشان دهنده آن است كه در هر ثانیه این دنیای مجازی شاهد تولد یك وبلاگ است. گرچه از تب وبلاگ نویسی سال ها سپری شده است اما هنوز این پدیده عصر ارتباطات همچنان مخاطبان بسیاری را از هر قشر و سنی به سوی خود جلب كرده است. همین امر باعث شده است كه بازار سرویس دهندگان وبلاگ، از نوع فارسی در كشورمان با خوش اقبالی مواجه شود. یكی از این سرویس دهندگان معروف بلاگفا نام دارد. بلاگفا یی كه اواسط آذر ۸۳ فعالیتش توسط علیرضا شیرازی كلید خورد. شیرازی كارشناس نرم افزار است و تخصص او در طراحی و برنامه نویسی سیستم های مالی و بانك های اطلاعاتی است. او قبل از آن كه به سراغ تاسیس یك سایت ارائه دهنده وبلاگ برود با سایت جست وجوگر پارسیك میان علاقه مندان شناخته شده بود. او جزء معدود مدیران سرویس دهنده وبلاگ است كه میانه خوبی با رسانه ها دارد. اوایل تاسیس بلاگفا با او گفت وگوی كوتاهی داشتیم. حالا بعد از گذشت ۲۰ ماه از فعالیت بلاگفا بار دیگر به سراغ علیرضا شیرازی رفته ایم تا برایمان از بلاگفا blogfa.com و پارسیك parseek.com بگویید. اگر تمایلی به دانستن اطلاعاتی در خصوص سایت بلاگفا و پارسیك دارید با این گفت وگو همراه شوید.
اولین وبلاگی كه در بلاگفا ثبت شد چه نام داشت و در حال حاضر این وبلاگ به روزرسانی می شود؟
چند وبلاگ اولی كه در بلاگفا به ثبت رسید توسط همكاران و دوستان برای آزمایش و بررسی سیستم بود كه عمر آنها بیش از چند هفته دوام نیافت. البته همسر یكی از دوستانم نیز در همان زمان وبلاگی را در بلاگفا ثبت كرد كه اگرچه به صورت منظم به روز نمی شود ولی همچنان وجود دارد.
آمار وبلاگ های ثبت شده در بلاگفا چه رقمی را نشان می دهد
در حال حاضر بیش از ۴۲۰ هزار وبلاگ ثبت شده در بلاگفا داریم كه البته تعداد كل وبلاگ های ثبت شده از زمان فعالیت سایت در بلاگفا بسیار بالاتر از این تعداد است كه با توجه به سیاست بلاگفا بسیاری از آنها به دلیل آزمایشی و غیرفعال بودن و یا اسپم بودن وبلاگ حذف شده اند. همچنین تعداد كل مطالب پست ثبت شده در وبلاگ های زیرمجموعه نزدیك به چهار میلیون است كه فكر می كنم از این نظر در رتبه ممتازی در بین دیگر سرویس های وبلاگ فارسی هستیم.
موضوع بندی در بلاگفا به چه صورتی است و كدام یك از موضوعات نزد كاربران به نوعی پرطرفدار محسوب می شود
ابتدا باید اشاره ای به این نكته داشته باشم كه امكان موضوع بندی وبلاگ ها به صورت كلی وجود ندارد. در واقع بسیاری از وبلاگ ها با توجه به ماهیت شخصی آنها الزاما به یك موضوع خاص نمی پردازند و ممكن است در بین مطالب تخصصی در مورد مسائل شخصی یا رویدادهای سیاسی و اجتماعی نیز نظر خود را بنویسند، همچنین ممكن است تعیین یك موضوع خاص برای مطالب وبلاگ باعث محدودیت نویسنده برای نوشتن در مورد دیگر موضوعات شود و یا انتظار بیشتری برای خوانندگان ایجاد كند. اما با این حال معمولا بحث غالب در مطالب یك وبلاگ معیاری برای تعیین موضوع آن است. در بلاگفا ابتدا امكاناتی برای موضوع بندی مطالب وبلاگ توسط نویسنده ایجاد شد بدین معنا كه نویسنده این امكان را دارد كه موضوعات متفاوتی برای مطالب وبلاگ خود تعریف كند و امكان دسترسی خوانندگان به مطالب مرتبط به یك موضوع نیز فراهم شده است. همچنین فهرست موضوعی وبلاگ های كاربران نیز در سایت در نظر گرفته شده است كه با توجه به مدت زمان فعالیت و تعداد مطالب امكان ثبت در فهرست توسط خود كاربران وجود دارد. موضوعات كامپیوتر، شخصی، هنر و ادبیات، سرگرمی و روزنامه نگاری و خبر را می توان موضوعات پرطرفدار دانست. با این حال درصد كمی از كاربران بلاگفا وبلاگ خود را در فهرست موضوعی وبلاگ ها ثبت كردند كه این بیشتر به دلیل عمومی بودن مطالب وبلاگ ها است. همچنین باید در نظر داشت كه در برخی موضوعات تخصصی اصولا وبلاگ های محدودی وجود دارند. اما همین تعداد نیز از اهمیت بالایی برخوردارند كه به طور مثال می توان به وبلاگ هایی كه به مباحث علمی و مهندسی یا فرهنگ و تاریخ می پردازند اشاره داشت.
زمانی تب وبلاگ نویسی بسیار شایع بود اما رفته رفته گویا از جذابیت آن كاسته شده است تا آنجا كه امروزه در هر سرویس دهنده ای با حجم وسیعی از وبلاگ ها روبه رو می شویم كه مدت ها از به روزرسانی آن گذشته است. شما در بلاگفا برای حل این مشكل چه تدبیری در نظر گرفته اید
با بخش اول نظر شما در مورد تب اولیه وبلاگ نویسی موافقم اما نمی توانم بپذیرم كه از جذابیت وبلاگ نویسی كاسته شده است. زمانی وبلاگ یك پدیده جدید بود كه بسیاری از افراد تحصیلكرده و كاربران اینترنت مایل به تجربه آن بودند اما امروز وبلاگ دیگر یك پدیده عجیب و جدید حداقل از دیدگاه كاربران اینترنت نیست. اما این بدین معنا نیست كه از جذابیت وبلاگ نویسی كاسته شده است. در حالی كه بسیاری از وبلاگ های اولیه فارسی دیگر فعالیت سابق خود را ندارند با این حال هزاران وبلاگ جدید نیز روزانه و در سرویس های وبلاگ فارسی ایجاد می شود و حداقل در بلاگفا هزاران مطلب جدید در طول روز و توسط كاربران در وبلاگ ها به ثبت می رسد. در جهان نیز براساس گزارش سایت های جست وجوگر وبلاگ مانند تكنوراتی همچنان شاهد افزایش تعداد وبلاگ ها و رشد كمی آنها هستیم. من این جریان را مشابه دیگر سرویس های جذاب اینترنت مانند ای میل می دانم، زمانی نه چندان دور داشتن یك ای میل جذابیت خارق العاده ای داشت و اكنون شاید دیگر اینچنین نباشد. اما با این حال همچنان میلیون ها نفر از ای میل استفاده می كنند و حتی تبدیل به ابزاری مورد نیاز جهت ارتباط شده است. در پاسخ به بخش دوم سئوال شما فكر می كنم قبلا تاثیر سرویس های وبلاگ فارسی را در ایجاد اشتیاق به وبلاگ نویسی در بین كاربران ایرانی دیده ایم. محیط ساده و فارسی سرویس های وبلاگ ایرانی خود یكی از دلایل مهم رواج وبلاگ نویسی فارسی است. در بلاگفا نیز این مسئله مورد توجه بوده و همانطور كه در بخش معرفی بلاگفا نیز ذكر شده سادگی ابزار و محیط كار سایت یكی از اهداف مهم و اولیه بلاگفا بوده است كه فكر می كنم در این زمینه تا حدودی موفق عمل كرده ایم. همچنین با توجه به اینكه یكی از انگیزه های اصلی در ادامه فعالیت وبلاگ ها مخاطب و بازدیدكننده است تلاش شده است كه امكاناتی برای معرفی وبلاگ ها در نظر گرفته شود و به طور مثال از همان ابتدای فعالیت سایت و تاكنون تمامی وبلاگ های به روز شده در صفحه نخست و صفحات وبلاگ های به روز شده نمایش داده شده است كه از جذابیت های سایت برای كاربران بوده است هرچند كه در مواردی و به دلیل سوءاستفاده برخی باعث مشكلاتی برای ما نیز شده است. سیاست دیگر بلاگفا حذف وبلاگ های غیرفعال و آزمایشی در دوره های زمانی خاصی است كه این شامل وبلاگ هایی با حجم مطالب بالا نخواهد بود و امیدواریم با این سیاست ضمن اینكه منابع سایت را حفظ می كنیم با آزاد كردن آدرس وبلاگ های غیرفعال امكان ثبت و فعالیت مجدد را با این آدرس ها برای دیگران امكان پذیر كنیم.
گفتید سیاست بلاگفا حذف وبلاگ های غیرفعال و آزمایشی است. این حذف به چه صورتی خواهد بود
وبلاگی كه تنها یك مطلب داشته باشد و ۴۵ روز نیز به روزرسانی نشده باشد خودبه خود آن وبلاگ غیرفعال محسوب خواهد شد و از لیست وبلاگ ها حذف می شود. در مورد وبلاگ های آزمایشی نیز همین مسئله صادق است چون یك سری صرفا برای تست كردن امكانات سرویس دهنده اقدام به راه اندازی وبلاگ می كنند و چون هیچ متنی در وبلاگ وجود ندارد و به نوعی در آن به روز رسانی معنا ندارد بنابراین طبق مرامنامه اولیه موجود در بلاگفا ما اجازه حذف این گونه وبلاگ ها را خواهیم داشت.
هرچند در گذشته كاربران برای داشتن یك وبلاگ با انتخاب محدود سرویس دهنده روبه رو بودند اما در حال حاضر تعدد سرویس دهندگان وبلاگ كاربران را با چندین انتخاب روبه رو كرده است. شما از میزان تقاضای هر سرویس دهنده اطلاعاتی در دست دارید
نه دقیقا، بسیاری از سرویس های وبلاگ آمار خود را ذكر نمی كنند و یا اینكه جنبه های تبلیغاتی را در ارائه آمار خود در نظر می گیرند و چه بسا كه گاهی این آمار با واقعیت تفاوت داشته باشد. با این حال روش های مختلفی وجود دارد كه بتوان از میزان استقبال و رشد كاربران یك سرویس دهنده به صورت تقریبی مطلع شد.
هر سرویس دهنده وبلاگ كم و بیش دارای یكسری امكانات ثابت است. شما در بلاگفا چه امكانات ویژه ای را تعبیه كرده اید تا بدین وسیله مخاطبان بیشتری را جذب كنید
معتقدم كه وبلاگ نویسی وابسته به امكانات زیاد سرویس دهنده یا ابزار مدیریت وبلاگ نیست. سایت هایی مانند بلاگ اسپات یا لایو ژورنال كه مورد استفاده و استقبال بالای كاربران هستند امكاناتی بسیار ساده دارند و حقیقت كاربران به دنبال ابزارهایی هستند كه به سادگی و با اطمینان وبلاگ نویسی را تجربه كنند. در بلاگفا نیز كیفیت سرویس، سرعت، سادگی كار و حفظ اطلاعات شخصی كاربران از اهداف مهم و اصلی بوده است و من شخصا معتقدم این كار به خصوص با توجه به حجم بالای كاربران بلاگفا كار بسیار سخت تری نسبت به برنامه نویسی و پیاده سازی یك امكان جدید است. در عین حال تلاش شده است كه امكانات سایت با توجه به انتظارات كاربران و مواردی كه وبلاگ نویسی یا خواندن مطالب وبلاگ را بهتر می سازد پیاده كنیم. البته باید محدودیت ها را نیز در نظر داشت چرا كه افزودن برخی امكانات نیازمند سرمایه گذاری و هزینه زیادی هستند. در حالی كه شیوه درآمدزایی مشخصی برای تامین این هزینه ها حداقل در كشور ایران وجود ندارد.
شما از معدود مدیران سرویس دهنده وبلاگ هستید كه حاضر شده اید به نوعی از سایه بیرون آمده و با مخاطبان در ارتباط باشید. آیا این كار دلیل خاصی دارد
دلیل اصلی اعتقاد شخصی من براین موضوع بوده است كه مدیر چنین سرویسی بایستی مسئولیت كار خود را بپذیرد. كاربران سایت نیز ساعت ها وقت و انرژی خود را در چنین سرویسی صرف می كنند و بسیاری از آنها انتظار دارند كه با هویت و شاید حتی طرز تفكر مدیران چنین سرویسی آشنا باشند. چنین مسئله ای كار ما را هم سخت تر می كند، چون در صورتی كه مشكلی برای سرویس یا اطلاعات كاربران پیش آید می تواند به هویت كاری ما لطمه بزند به خصوص آنكه من و همكارانم در بلاگفا همگی قبل از این نیز فعالیت چندین ساله در حوزه فناوری اطلاعات و وب داشته ایم. البته این به اصطلاح خروج از سایه چندان هم بی هزینه نبوده است. شكایت، رفتن به دادگاه و جلسات و فراخوانی توسط نهادهای به خصوص دولتی جهت مطالبی كه گاه و بی گاه در وبلاگ های زیرمجموعه بلاگفا منتشر می شود از هزینه هایی است كه بابت آن پرداخت كرده ایم.
وقتی سایت بلاگفا مترادف است با نام علیرضا شیرازی یعنی شما این ریسك را قبول كرده اید كه عواقب هر نوشته ای در بلاگفا را پذیرفته اید. آیا تاكنون برای شما در این خصوص مشكلی پیش آمده است
بله، همین گونه است. در واقع این خطر نه تنها من بلكه همكاران مرا نیز تهدید می كند و همانطور كه اشاره داشتم در مواردی به دلیل شكایت برخی نهادهای دولتی حتی به كلانتری و دادگاه هم رفته ام و یا اینكه توسط نهادهای قضایی یا سازمان های دولتی احضار شده ام. قاعدتا هیچ كس احساس خوبی ندارد وقتی احضاریه دادگاه به آدرس موجود در شناسنامه تلفن همراه وی ارسال شود و به خصوص آن كه چند باری احضاریه به منزل شخصی ام ارسال شد كه این اتفاق نگرانی شدیدی در خانواده ام ایجاد كرد.
در مورد شكایات آیا موردی پیش آمده كه سبب احضار نویسنده وبلاگ شود
چند مورد وجود داشت. به عنوان نمونه یكی متنی در وبلاگ باعث شد سازمان برنامه ریزی مازندران از من شكایت كند و در ادامه به شدت پیگیر برای معرفی نویسنده آن وبلاگ بود. از آنجا كه ما اطلاعات نویسندگان را ثبت نمی كنیم در این مورد قادر به همكاری نبودیم. جالب آن است كه در این مورد نویسنده وبلاگ به طور خودكار وبلاگش را غیرفعال كرده بود، اما با این حال این سازمان همچنان پیگیر برخورد با نویسنده این وبلاگ بود.
هیچ رسانه ای را همانند وبلاگ نمی توان یافت كه در آن بتوان با آزادی كامل اظهار عقیده كرد. اما همین آزادی گاهی اوقات باعث به وجود آمدن مشكلاتی می شود، می خواستم بدانم خط قرمز بلاگفا به چه صورتی است و شما به عنوان مدیر بلاگفا چگونه بر روی این حجم وسیعی از وبلاگ های ثبت شده نظارت دارید
اولین خط قرمز بلاگفا انتشار مطالب و تصاویر غیراخلاقی پورنو است. همانند بسیاری از سایت ها و سرویس هایی كه حتی در ایالات متحده یا اروپا فعالیت می كنند بلاگفا انتشار مطالب و تصاویر پورنو در وبلاگ های خود را تحمل نمی كند و به خصوص آنكه با توجه به فرهنگ و قوانین موجود در كشور ایران این حساسیت بیشتر نیز می شود.
در گام بعدی مواردی است كه به نوعی نیاز به بررسی دارد مانند توهین و فحاشی به افراد كه گاهی اوقات باعث ناراحتی شدید یك نفر یا خانواده او می شود و در نهایت نیز مواردی مانند تبلیغ گروه های تروریستی، توهین به مذاهب یا قومیت ها و مواردی مانند آن است كه نیاز به بررسی بیشتر دارد. در حال حاضر اصلی ترین ابزار بلاگفا جهت بررسی تخلف وبلاگ ها، گزارش كاربران است به خصوص آنكه این اواخر امكان جدیدی نیز در سایت پیاده سازی شده كه امكان گزارش تخلف توسط كاربران را ساده تر و سریع تر كرده است.
با مرور وبلاگ های ثبت شده در بلاگفا گاهی اوقات حتی با كلیك بر روی نام وبلاگ های تخصصی مثلا در حوزه كامپیوتر و اینترنت با وبلاگی با محتوای صددرصد مستهجن روبه رو می شویم اتفاقی كه در اكثر سرویس دهندگان وجود دارد. شما برای حل این مشكل چه كاری انجام داده ا ید
در حقیقت ما افراد فنی هستیم و نمی توانیم بیماری روانی برخی را درمان كنیم و این موردی را كه اشاره كردید از مواردی است كه باعث آزار ما می شود. چاره ای نداریم جز آنكه از كاربران بلاگفا بخواهیم در سالم سازی این محیط به ما كمك كنند. توجه داشته باشید كه حجم مطالب منتشر شده در بلاگفا حتی در طول روز نیز بسیار بالاست و امكان تشخیص تصاویر مستهجن نیز توسط برنامه نویسی كار بسیار پیچیده ای است.
همان طور كه می دانید بحث فیلترینگ خاص كشوری همچون ایران نیست و در اكثر كشورها بنا به موقعیت فرهنگی و سیاسی آن كشور در حال اجرا است. در مورد موضوعی چون وبلاگ نویسی در كشورهای دیگر وضع به چه صورتی است
من دقیقا نسبت به این موضوع اطلاعی ندارم و حتی نسبت به اینكه اكثر كشورها به خصوص كشورهای پیشرفته به شیوه ای مانند آنچه در ایران ، چین یا كشورهای عربی صورت می گیرد سایت های مخالف با سیاست های خود را فیلتر می كنند اطمینان ندارم.
بحث فیلترینگ همیشه صف طولانی از مخالفین و موافقین را تشكیل داده است. شما به عنوان مدیر بلاگفا نظرتان در مورد فیلترینگ چیست
اگر فیلترینگ به عنوان یك قانون برای حفظ حقوق شهروندی اجرا شود بسیار خوب است چرا كه همه ما دوست داریم اعضای خانواده مانند خواهر و برادر كوچكترمان كه نسبت به آنها به نوعی احساس مسئولیت داریم وقتی وارد محیط اینترنت می شوند دستیابی آنها به سایت های غیر اخلاقی مسدود شده باشد. اما اگر بخواهند از قانون سوءاستفاده كنند و در پوشش مبارزه با سایت های غیر اخلاقی مبادرت به فیلتر سایت های خبری كنند به نظر این كار یعنی خروج از قانون و نادیده گرفتن آزادی فردی است.
اواخر سال ۸۳ بلاگفا قدم به دنیای سرویس دهندگان وبلاگ گذاشت و شما به عنوان مدیر این سایت به تازگی یك وبلاگ شخصی راه اندازی كرده اید، آیا این تاخیر علت خاصی داشت
من قبل از راه اندازی بلاگفا در وبلاگ گروهی دیگر فعالیت داشتم وهمچنین وبلاگ شخصی دیگری نیز در بلاگفا داشته ام كه با توجه به نوع مطالب آن علاقه ای به معرفی آن نداشتم.
این اواخر تصمیم گرفتم كه وبلاگی شخصی ولی با دیدگاه متفاوتی نسبت به وبلاگ های سابقم را تجربه كنم كه این تصمیم در نهایت به راه اندازی وبلاگ com http://shirazi.blogfa. ختم شد.
وبلاگ شما فاقد هر نوع گرافیگ و به نوعی طراحی خاص است و خوانندگان تنها با نوشتار روبه رو هستند. این كار شما اتفاقی بوده است یا اینكه شما به نوشته بیشتر از گرافیك توجه دارید
فكر می كنم مهمترین چیزی كه مدنظر خوانندگان یك وبلاگ است مطالب آن است و گرافیك تنها در چند مراجعه اول برای خواننده جذاب است و بعد از آن محتوا و سرعت نمایش مطالب وبلاگ از اهمیت بیشتری برخوردار است. با این حال تلاش كردم كه المان هایی نیز در قالب وبلاگ در نظر بگیرم كه با قالب های پیش فرض سرویس دهنده نیز تفاوتی داشته باشد.
برگرفته از روزنامه شرق
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 1:0  توسط شورای سر دبیری  | 

این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید
 
تا معجزه ای شگفت انگیز را  متوجه شوید
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 21:6  توسط شورای سر دبیری  |