خبرنامه: سیاسی / اجتماعی / علمی / فرهنگی / هنری / اقتصادي / ورزشی
«سه تن از فعالان جنبش زنان دستگیر شدند» به گزارش سایت های اینترنتی «طلعت تقی نیا، منصوره شجاعی و فرناز سیفی، روزنامه نگار، فعال جنبش زنان و اعضای مرکز فرهنگی زنان روز شنبه هنگام خروج از ایران دستگیر شدند». در این گزارش ها آمده است که «این سه نفر برای شرکت در یک کارگاه آموزشی روزنامه نگاری عازم دهلی نو بودند». بنا به گزارش منتشر شده در سايت اينترنتی زنستان، اين سه نفر به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شده اند و ماموران اطلاعی و امنيتی به خانه های آنها رفته و وسايل شخصی آنان از قبيل دست نوشته ها و کامپيوترهايشان را ضبط کرده و با خود برده اند. دوماه پیش نیزعلی فرحبخش به هنگام بازگشت از کنفرانسی در خصوص جوامع مدنی که در تايلند برگزار شده بود، دستگير و سپس به زندان اوين منتقل شد. انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران از این قبیل بازداشت ها ابراز نگرانی کرده است. انجمن دفاع از آزادی مطبوعات خواهان آزادی بی قيد و شرط علی فرحبخش روزنامه نگار بازداشتی شده بود. این انجمن همچنین نسبت به وضعيت آقای فرحبخش که در بند ۲۰۹ اوين نگهداری می شود، ابراز نگرانی کرده است. خبر بازداشت علی فرحبخش، بدون اشاره به هيچ جزئياتی از سوی سهراب سليمانی، ریيس زندان های تهران تاييد شده بود. پیشتر ماشاءالله شمس الواعظین سخنگوی انجمن صنفی مطبوعات ايران، اعلام کرده بود که دستگيری و بازداشت روزنامه نگاران در پی شرکت در کنفرانس های خارجی، که پيشتر نيز نمونه های مشابه آن به قوع پيوسته بود، عملأ منجر به محدوديت بيش از پيش روزنامه نگاران می شود؛ «امری که گردش آزادانه اطلاعات را به شدت به مخاطره می اندازد». آقای شمس در گفت وگو با رادیو فردا گفته بود که « گرفتن افراد در خيابان يا فرودگاه بدون هيچ گونه اعلام قبلی، نوعی آدم ربايی تلقی می شود که نمونه های آن اخيرا زياد به چشم می خورد.» منبع:ر.ف
وکيل مدافع علی فرحبخش، روزنامه نگاری که چندی پيش در ايران بازداشت شد، از ارجاع پرونده موکلش به دادگاه انقلاب تهران خبر داد.
مرتضی عليزاده طباطبايی، گفت: علی فرحبخش به اتهام جاسوسی دستگير شده است. و در مورد زمان دادگاه موکلش، گفت: تاکنون وقت رسيدگی به اين پرونده به وکيل مدافع ابلاغ نشده است، اما اعلام شد که احتمالاً ظرف يک ماه آينده، دادگاه اين پرونده تشکيل میشود.
وکيل علی فرحبخش همچنين گفت که تاکنون موفق به مطالعه پرونده موکلش نشده است.
علی فرحبخش حدود ۵۰ روز پيش، هنگام ورود به ايران در بازگشت از يک کنفرانس اقتصادی، بازداشت شد.
منبع:ر.فردا
دو تن از فعالان سیاسی در ایران که قصد داشتند برای شرکت در یک کنفرانس علمی به آمریکا بروند ممنوع الخروج شدند. خبرگزاری کار ایران، ایلنا، گزارش داده است که هاشم آقاجري و عبدالله مومني صبح روز یکشنبه براي شركت در كنفرانسي با عنوان «گذشته و آينده اصلاحات» در دانشگاه MIT عازم آمريكا بودند كه پس از طي همه مراحل قانوني و درج مهر خروج از كشور در گذرنامه آنها در فرودگاه، از خروجشان جلوگيري شد. آقای آقاجری در این زمینه به ایلنا گفته است: « براي دو سخنراني با عناوين« دين و دموكراسي» و «گفتمان دموكراسي در تاريخ معاصر ايران» به كنفرانس دانشگاه MIT دعوت شدهام كه صبح امروز براي عزيمت به آمريكا به فرودگاه رفتيم و پس از طي همه تشريفات پرواز، مهر خروج نيز در پاسپورت ما قيد شد اما هنگامي كه براي سوار شدن به هواپيما در صف قرار گرفتيم، يك مامور لباس شخصي از سوار شدن ما به هواپيما جلوگيري كرد و به ما گفت كه ممنوعالخروج هستيم.» وي افزود: كساني كه از خروج ما جلوگيري كردند، نام هيچ مرجع مشخصي را نبردند و هيچ حكمي نيز به ما نشان ندادند و تنها به ما گفتند كه «شما ممنوعالخروج هستيد». آنها بليط و پاسپورتهاي ما را گرفتند، ضمن اينكه براي بازگرداندن بارهاي ما هواپيما را نيم ساعتي معطل كردند و در نهايت نيز ورقهاي به ما دادند كه در آن قيد شده است كه پس از هفتاد و دو ساعت به آدرسي در خيابان آفريقا مراجعه كنيم. در سربرگ اين ورقه «امور گذرنامه دفتر رياستجمهوري» قيد شده است. جلوگیری از سفر هاشم آقاجری و عبدالله مومنی تازه ترین برخورد با فعالان سیاسی است که در ماه های اخیر با فشارهای زیادی برای فعالیت مدنی روبرو شده اند. در ماه های اخیر موج برخورد با افرادی که در کنفرانس های علمی خارجی شرکت می کنند تشدید شده است. علی فرحبخش، روزنامه نگاری، که برای شرکت در کنفرانسی به تایلند سفر کرده بود هنگام بازگشت به کشور در فرودگاه بازداشت و از دو ماه پیش در سلول انفرادی به سر می برد. روز شنبه ۷ بهمن ۸۵ نیز نيروهای امنيتی در فرودگاه امام تهران، چند تن از روزنامه نگاران و فعالان حقوق زنان که به منظور شرکت در کارگاه روزنامه نگاری عازم هند بودند را بازداشت کردند. از ميان بازداشت شدگان، منصوره شجاعی، طلعت تقی نيا و فرناز سيفی به بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات در زندان اوين منتقل شدند. این افراد یک روز بعد آزاد شدند و قرار است که دادگاه آنها ظرف چند هفته آینده برگزار شود. آقای آقاجری به محدودیت های جدید اعمال شده اعتراض کرده و گفته است: « اين اقدام با هيچ منطقي سازگار نيست و هيچ كشور دومي در دنيا اينگونه عمل نميكند. در دنيا مجرمان تحت تعقيب، دزدان، سارقان يا قاتلان فراري جزو افراد ممنوعالخروج هستند و معلوم نيست چرا من و امثال من بايد ممنوعالخروج شويم.» براساس گزارش خبرگزاری ایلنا، عبدالله مومنی ، سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) نیز از جمله دعوت شدگان به کنفرانس دانشگاه MIT آمریکا بود که هنگام سوار شدن به هواپیما ممنوع الخروج شد. آقای مومنی گفته است: خروج از كشور بر مبناي قانون اساسي و حقوق بشر حق طبيعي هر فردي است و هر كس حق دارد در هر زمان كه ميخواهد هر كشوري يا كشور خود را ترك كند يا به آن بازگردد و اين حق طبيعي شهروندان است كه آزادانه رفت و آمد كنند اما صبح امروز در فرودگاه از خروج ما جلوگيري شد، پاسپورتهاي ما توقيف شد و به سوالات ما در خصوص مرجع دستوردهنده هيچ اعتنايي نشد. سابقه برخوردهای فرودگاهی این نخستین بار نیست که فعالان سیاسی ایران برای خروج از کشور با محدودیت روبرو بوده و از خروج آنها از کشور جلوگیری می شود. فرودگاه مهرآباد و در ماه های اخير فرودگاه تازه تاسيس امام در جنوب تهران از جمله مراکز خاص نيروهای امنيتی در تهران است که در سال های اخير به کرات شاهد بازداشت، توقيف پاسپورت، و منع سفر بسياری از روزنامه نگاران، نويسندگان، و فعالان سياسی- اجتماعی بوده است. جلوگيری از سفر محمد ملکی و تقی رحمانی، و توقيف پاسپورت آنها در فرودگاه هنگام عزيمت به خارج از کشور برای شرکت در کنفرانس های جداگانه از جمله موارد ديگری است که در ماه های اخير اخبار آن منتشر شده است. عرفان قانعی فرد، زبانشناس، نیز که تصمیم داشت برای شرکت در کنفرانسی علمی به خارج از کشور برود در آذرماه سال جاری از سوی دادگاه انقلاب اسلامی ممنوع الخروج شد. منبع:ر.فردا
روزنامه «سياست روز»، چاپ تهران، روز شنبه، از سوی هيات نظارت بر مطبوعات، وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، توقيف موقت شد.
به گزارش خبرگزاری های ايرانی، معاونت امور مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، علت توقیف این روزنامه را مطلبی به توصیف این معاونت «موهن» ذکر کرده است.
براساس اطلاعيه معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، با توقيف روزنامه سياست روز، پرونده اين نشريه به مراجع قضايی ارجاع شده است.
پيش از اين، محمد مهدی شيرمحمدی ، سردبير روزنامه سياست روز، به دلیل آنچه که «يک اشتباه تايپی» در آن روزنامه ناميده بود، از مردم و خوانندگان خود عذرخواهی کرده بود.
آقای شيرمحمدی به خبرگزاری فارس گفته بود: «در شماره هفتم بهمن ماه اين روزنامه، يادداشتی در خصوص نقش روابط ناسالم به عنوان عوامل بروز جنايت کربلا منتشر شد، که به علت اشکال تايپی، کلمه اموی از ادامه واژه خليفه دوم جا افتاد و در متنی به جای عبارت خلیفه دوم اموی، عنوان خلیفه دوم به تنهایی چاپ شده بود.»
سردبير روزنامه سياست روز در ادامه گفته بود: «اين امر، سوء برداشت هايی را برای مخاطبان داشت، که بدين وسيله، پوزش خود را از خوانندگان اعلام می کنيم.»
سردبير روزنامه سياست روز افزود: «مقاله مذکور کاملا راجع به حادثه عاشورا است، و اين مطلب راجع به خليفه دوم اموی عينا از کتاب لهوف، اثر سيد ابن طاووس، که به واقعه کربلا اختصاص دارد، نقل شده است.»
گزارش ها حاکی است، اعترض به این مطلب درباره عاشورا از جایی آغاز شد که با حذف کلمه اموی از ادامه واژه خليفه دوم، چنان به نظر می رسید که مطلب درباره خلیفه دوم راشدین، عمر بن خطاب است. این خلیفه اگر چه در میان شیعیان، هواداری ندارد، اما سنی ها، به وی احترامی ویژه می گذارند.
به باور برخی از تحليلگران مسايل ايران، توضيحات سردبير سياست روز، و نيز يادداشت توضيحی آن روزنامه در شماره بعدی، و عذرخواهی از آنچه که اشتباه تايپی خوانده بود، نمی تواند بی ارتباط با بروز نارضايتی سنی های ايران نسبت به مقاله مورد بحث باشد.
منبع:رادیو فردا
محمد خاتمي و جان كري
صادق خرازي - سفير سابق ايران در فرانسه گفت: سخنان سيدمحمد خاتمي، رييسجمهور سابق کشورمان در اجلاس داووس عليه سياستهاي جنگطلبانه جورجبوش در خاورميانه با استقبال «جان کري» نامزد سابق رييسجمهوري آمريکا مواجه شد.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از روابط عمومي موسسهي بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، رييس جمهور سابق كشورمان طي سخناني در اين اجلاس گفت: « ما بايد به صورت ريشهاي و اصولي به خاورميانه و بحرانهاي آن نگاه کنيم. خاورميانه به دليل وجود تمدنهاي کهن خاستگاه اديان الهي و نقطهي به هم پيوستن اديان و کانون همزيستي فرهنگها بوده است؛ ولي، سوال اين است که در 50 سال گذشته چرا خون، ترور، اختلاف و وحشت خود را به اين منطقه تحميل کرده است. هيچ قدرتي نميتواند در جهان مسلط باشد، بدون آن که در خاورميانه پايگاه و حضور داشته باشد. چرا همه جهان به سمت اتحاديه شدن پيش ميروند؛ اما، قدرتهاي بزرگ از اتحاديه شدن اين منطقه حمايت نميکنند.»
خاتمي با اشاره به معادلات ناپسندي که در خاورميانه شکل گرفته است، تاکيد کرد: «در صورتي که بخواهيم امنيت در جهان برقرار شود، معادله بايد به نفع دموکراسي، ثبات، نفت و توسعه بههم پيوند بخورد تا امنيت منطقه را داشته باشيم.»
رييسجمهور سابق کشورمان افزود:« بحران فلسطين و اسراييل و عدم توجه به حقوق فلسطينيان و سرزمينهاي پاک شده يک فاجعه بوده، چرا بايد وجود يک ملت نفي بشود و دولت قانوني حماس که از راه دموکراتيک به روي کار آمده به رسميت شناخته نشود. راهحل خاورميانه تنها و تنها احترام به آراي مردم، بازگشت آوارگان و احقاق حقوق مردم است. کساني که ميخواهند در خاورميانه کاري کنند بايد بيطرفي خود را ثابت کنند و هر طرحي در منطقه بايد بر پايه عدالت، حضور همه کشورهاي منطقه و جهان اسلام باشد تا فلسطين به حقوق حقه خود برسد.»
خاتمي با اشاره به بحرانهاي عراق گفت: «ما در عراق با فجايعي روبهرو هستيم و خشونت، ترور و وحشت ريشههاي خارجي دارد و جنگ ميان مذاهب پديده خارجي است.»
وي گفت: «آمريکا هنوز درگير غرور فتح عراق است، در صورتي که رفتار آمريکا و عدم برداشت از گزارش نسبي «بيکر- هميلتون» نشاندهنده اين است که هنوز حقايق درک نشده است.»
رييس موسسه بين المللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها افزود:« ما از حکومت يکپارچه در عراق حمايت ميکنيم و همه بايد به اين دولت براي حل بحرانها و امنيت کمک کنند تا امنيت فراهم شود و اقتصاد در عراق بازسازي شود و محور اين کمکها بايد دولت عراق باشد.»
رييسجمهور سابق کشورمان در خصوص مسايل ايران و آمريکا گفت:« بين روابط ايرن و آمريکا يک ديوار بلند بياعتمادي است؛ اگرچه در دولت کلينتون توجهات جدي به اين موضوع شد و اعتراف به رفتار ناهنجار 50 سال گذشته با ايران مثبت بود؛ اما، گامهاي بعدي عقيم ماند. ارتباط نياز به درک منطقي دوطرف دارد، نميشود ايران انعطاف نشان دهد و سياست طرف مقابل براندازي نظام سياسي ايران به عنوان دموکراتترين نظام سياسي منطقه باشد. نميشود دنبال اعتمادسازي بود و حساسيت اعراب را عليه ايران تحريک کرد.»
خاتمي تصريح کرد: « در حالي که من قبل از سقوط صدام براي برونرفت از بحران پيشنهاد نشستي بين پنج کشور عضو دايم شوراي امنيت، همسايگان عراق و مصر را دادم و مورد موافقت دبيرکل سازمان ملل متحد قرار گرفت؛ اما, آمريکا در غرور گير کرده بود. تنها راه امروز دولت عراق کمک به پروسه دموکراسي در اين کشور است. اگر تجربهي دموکراسي در عراق شکست بخورد, کشورهاي خاورميانه و کشورهاي اسلامي نميتوانند از تجربههاي دموکراسي خود براي حل مسايل استفاده کنند.»
وي افزود: «در عراق و لبنان مشکلات زيادي را ميبينيم که دستهاي زيادي در آن است.»
سخنران بعدي اجلاس جان کري، رقيب انتخاباتي جورج بوش بود.
نامزد پيشين رياستجمهوري آمريکا در اظهارات خود با حمايت از نظرات خاتمي گفت: «نظرات آقاي خاتمي و تلاشهايش براي منطقه و دنيا با اهميت بوده. آمريکاييها دنيا را خارج از کشورشان به گونهاي ميبينند که با واقعيتها و حقايق فاصله دارد. بايد عينک بدبيني را کنار گذاشته و عينک حقيقتبيني زد و دنبال ثبات بود.»
کري تاکيد کرد: «من حامي انزواي هيچ کشوري نيستم. سياست انزواي کشورهاي مختلف به ضرر تعادل و عقلانيت منطقه است. بايد از حساسيت کشورها نسبت به هويت و امنيتشان درس گرفت و لحنها را عوض کرد. ما گرفتار تعصب هستيم و براي شکست بنبستها بايد تعصبات را کنار گذاشت.»
جان کري در خصوص مسايل هستهاي ايران گفت: «انرژي صلحآميز هستهاي براساس NPT حق ايران است. بايد در مذاکرات سقفي تعيين کرد؛ اما، ايران براي اعتمادسازي بايد غنيسازي را به صورت موقت تعليق کند. ما پيششرط براي مذاکرات را قبول نداريم.»
وي در خصوص مسايل منطقه گفت: «در رابطه با اسراييل و فلسطين بايد به گونهاي آبرومند کارها را انجام داد و حل کرد. اکنون خشونت در منطقه زياد شده است، همان طور که خاتمي گفت، بعد از اشغال افغانستان و عراق «بنلادنيسم» زياد شده است؛ اما، بايد از اهانت پرهيز کرد.»
بنا بر اين گزارش گفتههاي خاتمي و تاييد کري به همراه خوش و بش کوتاه آنها به يکباره به خبر اول رسانههاي خبري جهان تبديل شد و عطش رسانههاي جهان براي رودررويي و گفتمان سياسيون ايران و آمريکا را براي لحظهاي مرتفع کرد.
موفقيت سخنان خاتمي آنچنان بود که تلاش براي ايجاد فضاي يهودي، عربي، آمريکايي برعليه جمهوري اسلامي ايران اجلاس داووس، شکسته شد و فضاي سياسي به نفع ايران ورق خورد.
ایسنا
ادوارنيوز: برگزاري مراسم بزگداشت شهيدان پاينده وطن، داريوش و پروانه فروهر که قرار بود امروز در خانه شخصي آنان برگزار شود، از سوي وزارت اطلاعات و با ابلاغ به پرستو فروهر، ممنوع اعلام شد .
پرستو فروهر فرزند فروهرها در گفتگويي با صداي آلمان گفت : ديروز وقتي به من چنين ابلاغي شد، گفتم من نميدانم، دو آدم را به آن شکل کشتند، آنچه از اسناد سياسي زندگيشان بود، دستنوشتههايشان بود از خانهيشان غارت کردند و بردند، هر چه من دوندگي کردم پس ندادند، پرونده قتلشان به چنان سرانجامي رسيد که هيچيک از عاملين قضيه معرفي نشدند، حتا، يک کتاب ما خواستيم در مورد زندگي اينها چاپ بکنيم، بعد از سانسورهاي متعدد آخرسرهم به ما مجوز ندادند. آخر نام اينها بايد پاک بشود از صحنهي تاريخ اين مملکت؟ اين آدمهايي که صرفا براي سربلندي و آزادي اين مملکت زندگي کردند و جانشان را دادند، حتا دو ساعت در طول سال حق اين را که در خانهي خودشان بزرگ داشته بشوند، ندارند. منهم واقعا نميدانم که در مقابل اين ظلم چه بايد بگويم.
وي افزود : اين مراسم طبق تمام سالهاي گذشته نه تنها از سوي ما وابستگان خانوادگي آن دو عزيز، بلکه از سوي چهرههاي سياسيـ اجتماعي اين جامعه اعلام شده و متاسفانه همانطور که در آن اطلاعيه شما خواندهايد، اينها صبر کردند تا ما اعلام عمومي بکنيم، در روزنامهها چاپ شد و بعد از آن اعلام ممنوعيت کردند. من نميدانم چرا قبل از آن نگفتند. من که از پانزدهم اين تقاضانامه را داده بودم! اگر قرار بود ممنوع بشود، خب، قبلش ميگفتند تا ما چارهي ديگري بيانديشيم. ولي بعد از اينکه دعوت انجام شد اظهار کردند و ممنوعيت را به صورت کامل به من ابلاغ کردند.
پرستو فروهر گفت : در سالهاي گذشته، در سالهاي اوليه به ما مکان عمومي در مسجد فخر در نزديکي خانهي پدر و مادرم ميدادند. پدر و مادرم در اين محلهي قديمي سالهاي سال بود که ساکن بودند. علاقه داشتند به اين محلهي قديمي هدايت و فخرآباد. ما ميخواستيم در همين محله مراسمشان برگزار بشود. بعد از آن ممانعت کردند. سالي در خانقاه صفيعليشاه گرفتيم که با هجوم نيروهاي فشار متاسفانه روبهرو شد. بعد از آن در حسينه ارشاد گرفتيم و در طي دو سال گذشته به ما مکان عمومي براي برگزاري اين مراسم ديگر ندادند و ما در خانه اين مراسم را برگزار ميکرديم که امسال اينهم حتا ممنوع شد.
پرستو فروهر همچنين صبح امروز در گفتگويي با خبرنگار ايلنا با اعلام اين خبر گفت : از امروز صبح ماموران نيروي انتظامي دو طرف كوچه منزل فروهر را بستهاند و حتي از ورود اقوام نزديك به كوچه جلوگيري ميكنند.
مدير مسئول روزنامه آينده نو به دادسراي کارکنان دولت احضار شد
در حالي که تاکنون، ۷۵ شماره روزنامه آينده نو، منتشر شده است، عبدالرسول وصال، مديرمسوول اين روزنامه به دادسراي كاركنان دولت احضار شد. به گزارش خبرگزاري کار(ايلنا)،اتهام مديرمسوول روزنامه آينده نو، نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي، مبتني بر شكايت اداره كل حقوقي سازمان زندانها، عنوان شده است. در روزهاي گذشته،فعالان مطبوعاتي در ايران و سازمان هاي مدافع آزادي بيان در جهان، به روند فشار فزاینده بر مطبوعات توسط دولت جمهوري اسلامي اعتراض کرده اند.
دلیل برکناری و تعویض وزیر رفاه اعلام شد
يك مقام مسئول در وزارت رفاه گفت: عدم رعايت ميثاقنامه توسط وزير رفاه مهمترين دليل بركناري وي است.
به گزارش ايلنا، اين مقام مسئول در وزارت رفاه و تامين اجتماعي، افزود: يكي از دلايل بركناري وزير رفاه استفاده از افراد چندپستي در وزارت رفاه بود، به نحوي كه برخي از مديران كل وزارت رفاه، همزمان عضو چند شركت و موسسه ديگر نيز بودند.
به گفته اين مقام مسوول در وزارت رفاه، استفاده از افراد نالايق در وزارت رفاه يكي ديگر از دلايل بركناري وزير رفاه عنوان شده است.
وي تصريح كرد: در طول تصدي وزارت رفاه توسط مهندس كاظمي اين وزارتخانه خروجي خوبي نداشت و طبق تحقيقات صورت گرفته 50 درصد اخبار اين حوزه توسط سازمانهاي زيرمجموعه اين وزارتخانه اعلام ميشد و خود وزارت رفاه كمتر از 5 درصد حجم اخبار را به خود اختصاص داده است.
وي يادآور شد:خريد باشگاه استقلال توسط وزارت رفاه يك اشتباه محض بود و باعث شد وزير رفاه از بسياري از وظايف خود باز بماند.
نتیجه:یکی به نفع پیروزی(طرف پرسپولیسی بوده)![]()
اين مقام مسئول در وزارت رفاه، در مورد عدم ثبات مديريت وزير رفاه گفت: متاسفانه وي مشاوران خوبي را انتخاب نكرده بود و به همين دليل در اين وزارتخانه سابقه بسيار بدي از خود به جاي گذاشت.
وي در پايان يادآور شد:
مهمترين دليلي كه دولت براي بركناري وزير رفاه اعلام كرده، عدم رعايت ميثاقنامه است.
میثاق نامه یعنی چه؟ ![]()
تلاش براي فرستادن شش زن به خبرگان
جامعه زينب به همراه هفت تشكل و گروه زنان با آيتالله مصباح يزدي ديدار و پيرامون انتخابات مجلس خبرگان رهبري گفتوگو ميكند.
مريم بهروزي، دبيركل جامعه زينب در گفتوگو با ايلنا، با اعلام اين خبر گفت: قرار بود ايشان در همايش «رسول صبح» به عنوان سخنران افتتاحيه همايش شركت كند كه به دليل برخي مسائل، قرار شد ما به همراه هفت تشكل زنان در قم با ايشان ديدار كنيم.
وي تصريح كرد: اين ديدار در خصوص بررسي نقش ولايت فقيه در نظام مردمسالاري ديني، ولايت فقيه، مشروعيت و مقبوليت، آرايش سياسي و انتخابات خبرگان رهبري برگزار ميشود.
بهروزي با تاكيد بر اينكه ما شش زن مجتهده را براي حضور در انتخابات مجلس خبرگان رهبري سراغ داريم، گفت: در اين ديدار پيرامون حضور زنان در انتخابات مجلس خبرگان رهبري نيز صحبت خواهيم كرد.
منبع:بازتاب

اگرچه هيئت نظارت بر مطبوعات مشخصا اعلام نکرده که کاريکاتور مذکور در کدام شماره روزنامه شرق منتشر شده است، اما به نظر می رسد کاريکاتوری که روز پنجنشنبه (8 سپتامبر) در صفحه آخر شرق به چاپ رسيد و در آن يک خر مقابل يک اسب در صفحه شطرنج قرار داشت، دليل توقيف اين روزنامه بوده است.
هيئت نظارت در نامه ارسالی خود به روزنامه شرق آورده که اين روزنامه به استناد تبصره ماده 12 و بر اساس بندهای 1، 2، 4 و به خصوص بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات توقيف کرده است.
اين هيئت در عين حال عدم معرفی مدير مسئول تازه برای روزنامه شرق را از ديگر موارد تخلف ياد کرده است.
بنابر گزارش خبرگزاری دانشجويان، ايسنا، در متن ارسال شده از سوی دبيرخانه هيئت نظارت بر مطبوعات آمده است که "صاحب امتياز شرق روز دوشنبه، 20 شهريور، با ارسال نامه ای به اين هيئت تقاضای دو ماه مهلت ديگر را کرده است. اما با توجه به تخلفات مکرر روزنامه و عدم اصلاح در يک ماه اخير و خصوصا با توجه به انتشار کاريکاتور توهين آميز در يکی از شماره های اخير آن نشريه هيئت نظارت بر مطبوعات به اتفاق آرا روزنامه شرق را توقيف کرده است."
يک ماه پيش هيئت نظارت بر مطبوعات ايران به روزنامه شرق مهلتی سی روزه داده بود تا مدير مسئول خود را تغيير دهد.
هيئت نظارت گفته بود پس از سه بار بررسی پرونده روزنامه شرق و هفتاد بار اخطار و تذکر به اين نشريه به اين نتيجه رسيده است که مدير مسئول روزنامه شرق بايد تغيير کند و فردی جانشين او شود که دقت بيشتری در انتشار مطالب داشته باشد.
بنابر گزارش ها، مهدی رحمانيان، مدير مسئول شرق در اولين واکنش به خبر روز دوشنبه (11 سپتامبر) گفته نامه توقيف روزنامه شرق از سوی هيئت نظارت بر مطبوعات هنوز به دست وی نرسيده است.
روزنامه شرق که نشريه ای نزديک به اصلاح طلبان ميانه رو و حزب کارگزاران سازندگی به شمار می رود
توقيف موقت شرق
مدير مسئول روزنامه شرق در ارتباط با انتشار کاريکاتور "توهين آميز" به خبرگزاری ايسنا گفت: "در يکی از صفحات شماره های اخير روزنامه، صفحه ای شطرنجی کشيده شد که دو مهره سفيد و سياه در آن وجود داشت و برای ديده شدن و نمايان شدن مهره سياه بقيه خانه ها سفيد بود و هيچ مفهوم ديگری نداشت."
مهدی رحمانيان همچنين در ارتباط با روند توقيف نشريات در هيئت نظارت بر مطبوعات گفت که "واکنش در مورد کاريکاتور طبق قوانين جزو وظايف هيئت نظارت نيست و نمی تواند به اين دليل روزنامه ای را توقيف کند."
عليزاده طباطبائی، وکيل مدافع مدير مسئول شرق، گفت موکل وی به اين تصميم هيئت نظارت بر مطبوعات اعتراض می کند و دادخواست خود را برای لغو اين تصميم به ديوان عدالت اداری ارائه خواهد داد.
از عمر روزنامه شرق که نشريه ای نزديک به اصلاح طلبان ميانه رو و حزب کارگزاران سازندگی به شمار می رود سه سال می گذرد و در اين مدت مديرمسئول و صاحب امتياز آن مهدی رحمانيان بوده است.
آقای رحمانيان طی سالهای 1381 تا 1382 خورشيدی معاون سياسی و امنيتی استان گلستان در شمال ايران بوده است.
هيئت نظارت بر مطبوعات پيشتر گفته بود که روزنامه شرق طی عمر سه ساله اش و با مسئوليت آقای رحمانيان دست به انتشار مطالب الحادی و تفرقه آميزی همچون توهين به شخصيتهای دينی، سياسی و ملی زده و از مصوبات شورای عالی امنيت ملی کشور سرپيچی کرده است.
آخرين مورد پيگرد قضائی اين روزنامه در ارتباط با چاپ مقاله ای درباره ستارخان - از رهبران مشروطيت ايران - در تاريخ 8 ژوئن (17 خرداد) بود که هيئت نظارت بر مطبوعات ايران آن را مصداق ايجاد اختلاف نژادی و قومی تلقی کرد.
روزنامه ايران، يکی از مهمترين نشريات چاپ تهران، به خاطر چاپ کاريکاتوری که ناآرامی های قومی در ايران را در پی داشت، در تاريخ 23 ماه مه سال جاری (دوم خردادماه 1385) توقيف شد.
روزنامه شرق همچنين پرونده ای در دادگاه دارد و تاکنون يک بار به جزای نقدی محکوم شده است.
روزنامه شرق همچنين يک بار به مدت هشت روز توقيف شده است.
از سايت حادثه
تشكيل حلقههاي سوءاستفاده از مصوبات سفرهاي استاني
تعدادي از عناصر سودجو، حلقههايي براي بهرهبرداري از مصوبات سفرهاي استاني دولت، ايجاد كردهاند.
اين حلقهها با شناسايي مديراني كه قرار است، سفرهاي استاني به منطقه آنان انجام شود، با ارائه برنامههاي صوري و بدون مطالعات جديد، طرحهاي پيشنهادي خود را به عنوان بخشي از موارد تصويبي از سوي مديران استاني مطرح ميكنند.
مديران استاني نيز كه غالبا در مسابقه ارائه طرح و جذب اعتبار بيشتر در سفرهاي استاني قرار گرفتهاند، طرح را به تصويب هيأت دولت رسانده و پس از تصويب و تأمين اعتبار، به دليل فقدان كارشناسي، مجبور به عقد قرارداد با حلقههاي يادشده ميشوند.
گفته ميشود، اين حلقهها در آغاز با دادن رشوههايي چون اهداي لپتاپ، مديران استاني را به پافشاري بر طرح و تسريع و گرفتن مصوبه آن تشويق ميكنند.
در اين حال، برخي اخبار نيز از پيگيري فعاليت حلقههاي مذكور در دولت حكايت دارد.
بر پايه اين اخبار، براي جلوگيري از سوءاستفاده اين حلقهها، مقرر شده است تا اعتبارات مصوب طرحهاي استاني براي تسريع در پايان بخشيدن به طرحهاي جاري و يا آغاز طرحهايي كه كارشناسي آن به پايان رسيده است، استفاده شود.
در اين راستا، طي ماههاي اخير، سازمان مديريت و برنامهريزي با درخواستهاي برخي محافل مرتبط با مافياي دولت براي اختصاص مبالغي هنگفت از پولهاي سرگردان تحت پوشش سفرهاي استاني، مخالفت کرده است.
او ضمن اشاره به مقالاتي که درباره ايران، زندگي مردم و از جمله اعتصاب غذاي گنجي چاپ کرده است از گنجي سئوالاتي داشت درباره جوانان، دين و سياست در بين ايرانيان. وي خود به شدت از جورج بوش سياست خارجي وي و دولت اسرائيل انتقاد کرد و خطاب به گنجي گفت صداي ترا در اين جا بهتر از صداي من و چامسکي خواهند شنيد. لذا صداي صلح و دوستي و آزادي خواهي ودموکراسي حقوق بشر را بلند کن و به گوش جهان برسان. ما با شما خواهيم بود در جنبش شما حمايت خواهيم کرد .
گنجي از شان پن پرسيد آيا حاضري عضو جنبش دموکراسي خواهي ايرانيان شوي؟ وي دست هاي خود را بالا برد و گفت من هر کاري درباره اين جنبش حاضرم بکنم. تا آن جا که در توان دارم سعي خواهم کرد روشنفکران مترقي و آزادي خواه جهان با جنبش شما مرتبط و از آن باخبر باشند. شان پن در توصيف وضعيت حقوق بشر در آمريکا گفت اينجا اگر بيش از حد از اسرائيل انتقاد کني، حتي عده اي از روشنفکران از شما فاصله خواهند گرفت.
گنجي در تشريح نسبت جنبش دموکراسي خواهي ايران به مساله خاورميانه به شان پن گفت کيد کرد مساله ما رعايت حقوق انساني و سياسي فلسطيني هاست. ما به دنبال نابودي يهوديان نيستيم . آن چه اکنون اتفاق مي افتد نابودي مردم و کشور لبنان است. و اين چيزي است که ما خواهان محکوميت آن هستيم.
گنجي گفت سياست هاي بنياداگرايان مسيحي و يهودي باعث رشد بنيادگرائي اسلامي در منطقه خاورميانه شده است. ما خط سوم را دنبال مي کنيم نه سياست هاي دولت آمريکا و نه سياست هاي دولت ايران. ما خواهان صلحيم اما صلح از دموکراسي مي گذرد.
شان پن در اين ديدار چندين بار حمايت خود را از اين جنبش و مواضع آن اعلام داشت و با کمک وي قرارست در هفته جاري گنجي براي گروهي از هنرمندان مترقي هاليوود درباره جنبش صلح خواهي و دموکراسي طلبي ايرانيان به گفتگو بنشيند. شان پن تاکيد کرد رعايت حقوق بشر در ايران بسيار مهم است اما نبايد اجازه داد آمريکا از اين مساله براي حمله نظامي به ايران سوء استفاده کند.
نامه به کوفي عنان
اکبر گنجي در نامه اي به کوفي عنان دبير کل سازمان ملل متحد ضمن ابراز نگراني نسبت به جان زندانيان سياسي جمهوري از وي خواست نسبت به مرگ اکبر محمدي در زندان اوين واکنش نشان دهد. به دنبال اين نامه که در آغاز دومين هفته از سفر اکبرگنجي به آمريکا نوشته شد از گنجي دعوت به عمل آمد که در ديدار مجددي از کاخ شيشه اي با مديران اين سازمان گفتگو کند.
گنجي در نامه خود خطاب به عنان آورده است: "در روزهاي جاري ذهن شما به درستي متوجه کشتار و آوارگي مردمان غيرنظامي در لبنان است. اميدوارم تلاشهاي شما به سرانجام رسد و بمبارانها و درگيريهاي نظامي خاتمه يابند. در منطقهي خاورميانه و نزديک هم اين گونه جنگها جاري هستند و هم جنگهاي پنهان و آشکاري که برخي حکومتها عليه مردمان خود برپا کردهاند و بيوقفه آنها را پيش ميبرند. نمونهي بارز چنين ضديتي با آرامش و آزادي را ميتوان در ايران ديد."
وي ادامه داده است: "در زندان مخوف اوين بازهم يک زنداني سياسي به نحو مشکوکي درگذشته است. اين زنداني با نام اکبر محمدي در حال اعتصاب غذا به سرميبرده است. هدف وي از اعتصاب غذا اعتراض به بيحقوقي خود بهعنوانِ زنداني سياسي بوده است. اکبر محمدي جرمي جز فعاليت سياسي آزاديخواهانه در چارچوب مبارزات دانشجويي نداشته است. من سالهاي طولاني در زندانهاي جمهوري اسلامي اسير بودهام و ميدانم چه خطرهايي جان زندانيان سياسي را تهديد ميکند. اعتصاب غذايي که ما اخيرا در ايران و خارج از جمله در مقابل مرکز سازمان ملل متحد در نيويورک برپا کرديم، براي جلب توجه جهانيان به وضعيت زندانيان سياسي در ايران و فشار حکومت بر دگرانديشان بود."
در نامه اين روزنامه نگار ايراني تصريح شده است: "ما خواهان آن بوده و هستيم که جلوي فجايعي چون قتل زهرا کاظمي، خبرنگار ايراني– کانادايي در زندان اوين گرفته شود. اکنون بايستي در کنار زهرا کاظمي، که در ژوئيه ۲۰۰۳ به قتل رسيد، از اکبر محمدي نيز نام ببريم. رژيم در مورد اکبر محمدي، همچون مورد زهرا کاظمي اجازه بررسي نحوهي مرگ از سوي مراجع ذيصلاح غيردولتي و خانوادهي دانشجوي قرباني را نداده است. جسد او را با عجله و به صورتي مخفي دفن کردهاند."
اکبر گنجي در پايان تاکيد کرده است: "من نگران جان همبندان سابق خود و همهي زندانيان سياسي هستم. از شما ميخواهم به رژيم ايران در مورد اعمال فشاري که به مرگ اکبر محمدي منجر شد اعتراض کنيد و خواهان بازديد هيئتي جهاني از زندانهاي ايران شويد."


انجمن حمایت از حیوانات اصفهان - دکتر یوسف قریب - ماهنامه دهاتی - محمد آقازاده - انجمن پاسداران محیط طبیعی ایران - اعتماد ملی - پیام احتسابیان - کلک پیرا - زيست شناسي خوشاب (سبزوار) - مازیار ناظمی - خداحافظ میانکاله خداحافظ محیط بان - بلاگ نیوز - کیومرث سفیدی - دیده بان میانکاله - كانون مدافعان حقوق بشر - مژگان جمشیدی - زنده رود - گوناگون از زیست شناسی - صالح کامیابی - جواد داورپناه - همنهاد - منتقد اول - هومن روانبخش - لینکدونی - تارنوشت - مهندسی علوم خاک - دکتر محمد خسروشاهی - سنجش از دور - دنیای زاپاتا - کامیار مقدسی - اخبار مظلومیت - پندار نیک گفتار نیک کردار نیک - فراکافت - ملوک - حمید لواسانی - روایت - خبرخوان - اهورا - عصر اهانت - اندیشمندان جوان - کوماسی - اخبار ایران - فرزاد فضل پور - آونگ خاطره های ما - شبکه علمی کشاورزی و منابع طبیعی ایران - مجمع دانش آموختگان استان بوشهر - احمد - با طبيعت - کویر - انجمن حمایت از حیوانات - رضا شیرازی - تلاش براي حيوانات مشهد و شيندخت.
پیوست:
۱- گزارش مراسم نکوداشت شاه کوه محلی را در تهران از زبان پیام احتسابیان پی بگیرید تا دریابیم چرا از ماست که بر ماست؟!
۲- همچنین روزنامه اعتماد ملی در آخرین روز نخستین ماه تابستان ۸۵ خبر داد که سرانجام در مراسم ختم «شهید یحیی شاه کوه محلی» یکی از مسئولین سازمان حفاظت محیط زیست (آقاي مهندس نجفي - معاون محیط طبیعی سازمان) شرکت کردهاند.
3- كانون مدافعان حقوق بشر هم وارد ميدان شده و با موضعگيري شجاعانهاي خواستار توجه مسئولين به حقوق در مخاطره افتاده طبيعت و حاميان گمنام آن شد.
منبع:مهار بيابان زايي
|
اعلام غیر قانونی بودن فعالیت ماهواره های فارسی زبان
|
|
[ دپارتمان ، خبر ویژه ] در حالی که پس از مدت ها آغاز به کار شبکه های غیر مجاز ماهواره ای فارسی زبان در ایران ، امروز فعالیت ، هر نوع رابطه و آگهی دادن به این ماهواره ها از سوی مدیرکل دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی غیر قانونی تلقی گشته ، هنوز هیچ سیاست قضایی ای مبنی بر برخورد با کارگزاران این رسانه ها اتخاذ نشده است. مفسر حقوق رسانه های[ دپارتمان ] گفته که تحقیقات مراجع امنیتی حاکی از آن است که رابطان بسیاری از این شبکه ها که وظیفه تولید و پشتیبانی برنامه های آنان را عهده دارند ، آزادانه در ایران به سر می برند و اگرچه هویت آنان توسط وزارت اطلاعات شناسایی شده ، اما غیر از چند احضار و گفت و گو ، هنوز سیاست منسجمی که مبین اجماع آراء نهادهای قانونی مرتبط باشد به دست نیامده است. بر اساس آخرین اخبار [ دپارتمان ] طرحی برای توقیف تجهیزات و کارگزاران شبکه های ماهواره ای فارسی زبان در قوه قضائیه در دست بررسی است. بر پایه این طرح اغلب خوانندگان و سازندگان کلیپ های تصویری ( به مصداق کلیپ های پخش شده در شبکه ایران موزیک ) مرتکبین جرائم مندرج در قانون مجازات اسلامی شناخته شده اند. یکی از اعضاء این شبکه ها به خبرنگار [ دپارتمان ] اظهار داشته که ما فکر می کردیم همین روسری ای که سرمان است مشکلات قانونی مان را حل می کند!
در عین حال یک مقام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد : در حال حاضر هيچ شبكهي فارسي زبان ماهواره ای، از وزارت فرهنگ مجوز ندارد و هر نوع رابطه و دادن آگهي به آنها نيز تخلف محسوب ميشود.
مدير كل دفتر تبليغات و اطلاعرساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اين مطالب افزود: افراد و شركتهاي تبليغاتي كه براي اين شبكهها، برنامه تهيه ميكنند نيز از نظر ما و براساس آييننامهي تاسيس و نظارت بر نحوهي كار و فعاليت كانونهاي آگهي و تبليغاتي، متخلف محسوب ميشوند.
اين مطالب در نشست خبري دربارهي «فعاليت شبكههاي ماهوارهيي غير مجاز فارسي زبان»، صبح امروز - دوم مردادماه - در دفتر تبليغات و اطلاعرساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مطرح شد.
عليرضا كريمي در اين نشست با تاكيد بر اينكه فعاليت تمامي شبكههاي ماهوارهيي فارسي زبان غيرمجاز است، گفت: با غير مجاز بودن فعاليت آنها، بهطور طبيعي سفارش و انتشار هر نوع آگهي در شبكههاي ماهوارهيي مجاز نبوده و از نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ممنوع است.
كريمي با بيان اينكه بر حسب وظيفه در ابتدا به آنها تذكر ميدهيم، پس از آن، مراحل قانوني در مورد آنها طي خواهد شد؛ با بيان اينكه در مورد اينگونه شبكهها ايجاد پارازيت در شبكههاي فارسي زبان ماهوارهيي ممكن است، اظهار كرد: امكان دارد در نهايت، بعد از برخوردها و اقداماتي كه انجام داديم به اين نتيجه برسيم كه براي مقابله با آنها برروي اين شبكهها پارازيت انداخته و يا به جمعآوري ديشها بپردازيم.
مدير كل دفتر تبليغات و اطلاعرساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خاطر نشان كرد: تاكنون در اين مورد بيش از ۱۵۰ تذكر به متخلفان داده شده كه در اكثر موارد آگهيدهندگان به اين شبكهها، ضمن ابراز پشيماني از ميزان تاثير آگهي سفارش داده شده، متعهد شدند كه پس از اين به شبكههاي غير مجاز ماهوارهيي فارسي زبان آگهي ندهند.
وي با تاكيد بر اينكه در برخورد با متخلفان ابتدا از باب تذكر وارد شده اما در نهايت و در صورت استمرار تخلف از راهكارهايي از جمله قطع تلفن آگهيدهنده و ممنوع كردن انتشار آگهي آنها در رسانههاي داخلي هم استفاده ميشود، گفت: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با هر دستگاه و از هر صنفي كه مجوز فعاليت نداشته باشد، برخورد ميكند؛ تا امروز ارايهي طريق كرديم اما حالا به اين طرح رسيديم كه اين موضوع را از طريق رسانههاي خبري نيز مطرح كنيم و بعد از شناسايي و مكانيابي دقيق، تمام نمايندگيهاي آنها را مهر و موم خواهيم كرد.
وي در بخشي از سخنان خود تاكيد كرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي خود يك سياست اجرايي دارد و اين سياست حكم ميكند كه در هرجا كه نياز ديديم از مسوولان اين شبكهها سوال كنيم و آنها نيز به سوالات ما پاسخ دهند؛ اين سوال را از اين شبكهها ميپرسم كه مگر شما براي خانوادههاي ايراني خارج از كشور كار نميكنيد، پس محتواي فرهنگي و مطالبي كه به آنها ارايه ميكنيد، چيست؟ توان و تغذيهي فكري را چه كسي به شما ميدهد؟
كريمي همچنين ياد آور شد: صدا و سيما براي پخش تبليغات از كانالهاي خارجي هزينهاي در حدود ۵۰ ميليارد تومان را دريافت ميكرد كه از آنها خواستيم اين تبليغات را پخش نكنند؛ اين كار ما در حقيقت حمايت از محصولات و توليدات داخلي بود؛ صدا و سيما نيز پذيرفت اين ضرر و زيان را بپذيرد و اين مبلغ را دريافت نكند.
مدير كل تبليغات و اطلاعرساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در پاسخ به اين پرسش كه يكي از مديران اين شبكهها گفته بود وقتي براي فارسيزبانان خارج از كشور برنامه تهيه ميكنيم؛ بنابراين وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نبايد با ما برخورد كند، تصريح كرد: وقتي فعاليت آنها در داخل كشور صورت ميگيرد و از اين امكانات استفاده ميكنند؛ پس وظيفهي ماست كه بركار آنها نظارت و در صورت لزوم با آنها برخورد كنيم اما با شبكههايي مثل تپش يا جامجم كه در داخل كشور فعاليت نميكنند نميتواني برخورد و يا بر فعاليتشان نظارت كنيم.
كريمي همچنين خاطر نشان كرد: شخصيتهايي كه در كشور سمت اجرايي دارند نيز نبايد در اين گونه شبكهها حضور يابند و اساتيد دانشگاه اگر به استخدام وزارت علوم باشند نيز شامل همين مورد ميشوند.
مديركل دفتر تبليغات و اطلاعرساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در پايان به شبكههاي فارسي زبان ماهوارهيي اشاره و تاكيد كرد: آيا خرد جمعي كه در مجلس خبرگان يا مجمع تشخيص مصلحت نظام است، بيشتر ميفهمد يا متوليان و توليدكنندگان برنامههاي اينگونه شبكهها كه به جاي پخش برنامههاي اصالتدار و مطابق با فرهنگ عمومي كشور به پخش كليپ و برنامههايي بدون كيفيت و برخلاف فرهنگ عمومي و شرع كشور ميپردازند؟ |
لباسها را درآورده و در گوشه زمين رها كرده بودند. عبا، عمامه، قبا يا لباده و نعلينها در گوشه زمين قرار گرفته بود. آنان با پيراهن يقه بستهاي كه رفتهرفته آخرين دكمه آن از شدت هيجان بازي و گرما باز ميشد و شلوارهاي پارچهاي سفيدرنگ نازك كه جورابها بر روي آن قرار گرفته تا شلوار مانعي براي تحرك آنان نباشد، فوتبال بازي ميكرند. اكثراً پابرهنه به فوتبال پا ميزدند و برخي كتانيهاي چيني را برگزيده بودند. زمين، زمين چمن نيست، زمينخاكيهاي اطراف شهر قم است. فريادهاي حين بازي هم همان فريادهاي جوانهايي است كه لباس روحانيت را بر تن ندارند، هيچ فرقي نميكند.
همانطور كه بازي فوتبال ناگهان همچون آتشي در سراسر دنيا فراگير شد، طلبههاي جوان در آغاز دهه 50 با توجه به فضاي خاص آن دوران در شهر قم به سوي اين رشته ورزشي روي آوردند و گاهي «نيمهمخفي» با هم قرار ميگذاشته و در زمين خاكي ابتداي «زنبيلآباد» توپ را شوت ميزدند و از حال و هواي خشك درس و تحصيل بهدر ميآمدند.
قبل از اين طلبهها، فرزند عالم ديني ارشد منتقد و معترض رژيم پهلوي به «فوتبال» علاقهمند شده بود. او از دوران نوجواني و حتي كودكي توپ فوتبال را آنقدر دوست داشت كه به همراه خود «زيركرسي» ميبرد كه «بوي چرم و روغن ماليده شده بر روي آن» پس از مدتي ديگر اجازه تكرار اين كار را به او نداد. «احمد» به همراه يار و هممحلهاي خود «كاظم» فوتبال را دنبال ميكردند؛ احمد دفاع چپپا و كاظم راستپا. از تيم «شاهين قم» شروع كردند و احمد بازي فوتبال را نه همچون آن طلبهها كه سالها بعد فوتبال بازي ميكردند، بلكه به گونهاي حرفهاي دنبال ميكرد.
«سيداحمد خميني» با توجه به اينكه يكي از بازيكنان اصلي تيم «شاهين قم» بود و همه روي او حساب ميكردند، اما حاضر نشد در يك بازي كه به مناسبت «4 آبان» سالگرد تولد «محمدرضا» برگزار شده بود، شركت كند. اينجا بود كه رابطه «سياست» و «فوتبال» نمايان شد. او به همراه «كاظم رحيمي» به تهران رفت و در تيم معروف شاهين به تمرين فوتبال، آن هم به گونهاي حرفهاي مشغول شد. اما در همين حين «سياست» و «فوتبال» راه خود را از يكديگر جدا كردند. «سيداحمد» به دنبال اتفاقات پس از 15 خرداد 42 از «بازي فوتبال» به صورت حرفهاي فاصله گرفت و «كاظم» آن راه را ادامه داد. «كاظم نخستين كسي بود كه پس از تشكيل پرسپوليس و انشعابي كه در تيم پيكان روي داده بود، بازوبند كاپيتاني را در اين تيم به دست بست و همبازي علي پروين، برادران وطنخواه، معيني، كلاني، بهزادي و ساير مرداني بود كه پرسپوليس اوليه را در سالهاي آخر دهه 40 بنا كردند.» البته همچنان «سيداحمد» فوتبال را همچون برچسبي مادامالعمر در ميان روحانيوني كه به صورت رسمي علاقهاي به آن نداشتند، به نام خود زده بود، به گونهاي كه در آستانه انتخابات رياست جمهوري 76، يكي از روحانيون منتقد محمد خاتمي و هوادار علياكبر ناطقنوري در جلسهاي به طعنه به حاضران گفت: «خاتمي بهتر است به بازي فوتبال مشغول باشد همچون احمدآقا. نه اينكه شعارهايي همچون آزادي و... دهد.» چون كه خاتمي در دوران طلبگي به مباحث فوتبال و دنبال كردن اخبار ورزشي علاقه زيادي داشت. همچون خاتمي جوان، مصطفي درايتي روحاني عضو جبهه مشاركت و محمد شريعتي دهاقاني نيز در زمين فوتبال دوران طلبگي را گذراندند. البته بيان بازي فوتبال در اين جمله نقلشده از آن روحاني ارشد نشان از كوچك و بياهميت بودن اين بازي از ديدگاه برخي روحانيون بود كه حتي يكي از منبريان مشهور در يكي از سخنرانيهاي خود خطاب به طلبههاي جوان، ويژگيها و اخلاق مطلوب براي آنان را تشريح ميكند و در بندي از اين «راهنماي عمل طلاب» ميگويد: «طلبه بايد از گذران بيهوده وقت در امور غيرضروري بپرهيزد. مانند صرف وقت مفيد براي حل جدول، ديدن فيلم، بازي فوتبال و شركت در جلسات غيرضروري.» البته با وجود اين نگاه رسمي در حوزه، در اواسط دهه 60 بازي فوتبال در ميان طلبههاي جوان رونق خاصي گرفت، به گونهاي كه «محسن قرائتي» يكي از مدرسان قرآن، آن هم با لحن و شيوهاي خاص در بيان خاطرات خود در ايام جنگ ميگويد: «جبهه جنوب بودم. برادراني را در حال توپ [فوتبال] بازي كردن ديدم. خواستند بازي آنان را براي سخنراني من تعطيل كنند كه گفتم «نه» و اجازه ندادم. آنگاه خودم هم لباس را كنار گذارده [مراد همان عبا، عمامه و لباده است] و همراه آنان بازي كردم.»
پس از دوم خرداد 76، با تغيير غيرمحسوس فضاي حوزه حتي يك تيم فوتبال از حوزه علميه قم تشكيل شد و به بازي كردن با يكي از تيمهاي فوتبال قم پرداخت. اما پس از آن بار ديگر نگرش خاص و رسمي بر حوزه و مديريت حوزه واكنش نشان داد و اعلام شد كه اين تيم، تيم حوزه علميه قم نيست. اما همچنان اين «فوتبال» بود كه به نفوذ خود در ميان طلبههاي جوان ادامه ميداد. ارگان حوزه علميه قم به نام «پيام حوزه» در گفتوگوهاي خود با مديران مدارس علميه به گوشهاي از اين «نياز» اشاره ميكند. مدير مدرسه علميه فاطمي در پاسخ به يكي از سئوالات ميگويد: «در بعضي مدارس جايگاه تفريحي براي طلاب در نظر گرفته نشده است؛ از قبيل استخر شنا، زمين فوتبال و.... تنوع و تفريح براي طلاب بالاخص اينگونه برنامهها براي سنين سوم راهنمايي به بعد لازم است.»
جايگاه فعلي «فوتبال» در ميان حوزويان نهتنها در بازي غيرحرفهاي آنان در زمينهاي خاكي مشهود است، بلكه «تحليل فوتبال» را ميتوان در «حجرههاي» طلبههاي جوان ديد. همچنين امروز به دليل حضور اينترنت در فضاي مدارس علميه «وبلاگهاي» طلبهها هم اين تحليلها را دربرگرفته است. آنان در زمان جامجهاني فوتبال علاقهمندانه تحليلهاي خود را از بازي فوتبال در كنار برخي اخبار سياسي همچون «تنش در سخنراني هاشمي در قم» در وبلاگ خود منتشر كردند و «سياست» و «فوتبال» را درهم آميختند.
شايد «بازي فوتبال» همچنان در نگاه رسمي حوزه جايي ندارد، اما روحانيون ارشد مسلمان در ساير كشورها از اين ابزار براي ترويج نگاه خود سود ميبرند. به طوري كه در آستانه برگزاري جامجهاني فوتبال در آلمان، براي كاستن روحيه نژاديپرستي در اين كشور، به ابتكار مسلمانان مسابقه فوتبال ميان «كشيشها» و «امام جماعتها» برگزار شد. امام جماعتها «عمامهها» را برداشتند و كشيشها «لباسهاي كشيشي ارتدوكسي» خود را از تن درآوردند و به زمين رفتند تا به قول معاون 44ساله اسقف اعظم برلين «پيش از سوت شروع، همه مشكلات [نژادپرستي] حل» شود. البته در انگليس نيز مسابقه مشابهي ميان «روحانيهاي مسلمان» و «كشيشهاي مسيحي» برگزار شد كه داور آن بازي «يكي از اعضاي بنياد يهوديان» بود.2
اكنون «فوتبال» همچنان به راه خود ادامه ميدهد تا شايد مسير «سياسي» و «فرهنگي» خود را در جوامع مختلف بپيمايد و نقشي صلحطلبانه و مدافع اخلاق و كرامت انساني را در دنيا ايفا كند؛ همان نقشي كه دين، خواهان آن است.
پينوشتها
1 – ايران ورزشي شماره 1671، سهشنبه 27 اسفند 81، ص 3
2- منبع سايت اينترنتي بازتاب
برگرفته از شرق آنلاین- فريد مدرسي
در احوالات خبر های ضد ونقیض خبرگزاری های داخلی وخارجی
هرچه می دانید برای ما بفرستید تا با ناتم شما بر روی سایت قرار گیرد
برای مثال:
در مورد ساکنان روستاهای جنوبی لبنان که مورد حمله اسرائیل قرار گرفته
خبرگزاری های ایران می گویند هنوز در خانه هایشان هستند و مقاومت می کنند
اما رادیو فردا وبی بی سی می گویند در حال فرار هستند و خانه هایشان را رها کرده اند
فهمیدید اینطوری خبرایی اگر داریم ما حاضریم روی وبلاگ قرار دهیم
موفق باشید