تبليغاتX
هفته نامه دانشجویی آریا

هفته نامه دانشجویی آریا

خبرنامه: سیاسی / اجتماعی / علمی / فرهنگی / هنری / اقتصادي / ورزشی

اطلاعیه ورزشی

برنامه کامل فوتبال جام ملت های آسیا

توضيح : ساعات ذیل به وقت تهران تنظيم شده است.

بازیهای گروه ۱

•(بازى شماره ۱) تايلند عراق (ساعت ۱۶ و ۵ دقيقه)
يكشنبه ۱۷/۴/۸۶ ، ورزشگاه راجامانگالا تايلند
•(بازى شماره ۲) استراليا عمان (ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه)
پنجشنبه ۲۱/۴/۸۶ ، ورزشگاه راجامانگالا تايلند
•(بازى شماره ۳) عمان تايلند (ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه)
جمعه ۲۲/۴/۸۶ ، ورزشگاه راجامانگالا تايلند
•(بازى شماره ۴) عراق استراليا (ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه)
دوشنبه ۲۵/۴/۸۶ ، ورزشگاه راجامانگالا تايلند
•(بازى شماره ۵) تايلند استراليا (ساعت ۱۶ و ۵ دقيقه)
دوشنبه ۲۵/۴/۸۶ ، ورزشگاه سوپاچالاسى تايلند
•(بازى شماره ۶) عمان عراق (ساعت ۱۶ و ۵ دقيقه)
بازيهاى گروه ۲
يكشنبه ۱۷/۴/۸۶ ،ورزشگاه ماى رينه ويتنام
•(بازى شماره ۷) ويتنام امارات (ساعت ۱۶ و ۵ دقيقه)
دوشنبه ۱۸/۴/۸۶ ، ورزشگاه ماى رينه ويتنام
•(بازى شماره ۸) ژاپن قطر (ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه)
پنجشنبه ۲۱/۴/۸۶ ، ورزشگاه ماى رينه ويتنام
•(بازى شماره ۹) قطر ويتنام (ساعت ۱۶ و ۵ دقيقه)
جمعه ۲۲/۴/۸۶ ، ورزشگاه ماى رينه ويتنام
•(بازى شماره ۱۰) امارات ژاپن (ساعت ۱۷ و ۵ دقيقه)
دوشنبه ۲۵/۴/۸۶ ، ورزشگاه ماى رينه ويتنام
•(بازى شماره ۱۱) ويتنام ژاپن (ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه)
دوشنبه ۲۵/۴/۸۶ ، ورزشگاه آرمى هوشى مينه ويتنام
•(بازى شماره ۱۲) قطر امارات (ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه)
بازيهاى گروه ۳
چهارشنبه ۲۰/۴/۸۶ ،ورزشگاه بوكيت جليل مالزى
•(بازى شماره ۱۳) مالزى.... چين (ساعت ۱۶ و ۵ دقيقه )
چهارشنبه ۲۰/۴/،۸۶ ورزشگاه بوكيت جليل مالزى
•(بازى شماره ۱۴) ايران.... ازبكستان (ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه)
شنبه ۲۳/۴/۸۶ ،ورزشگاه بوكيت جليل مالزى
•(بازى شماره ۱۵) مالزى... ازبكستان (ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه)
يكشنبه ۲۴/۴/۸۶ ، ورزشگاه بوكيت جليل مالزى
•(بازى شماره ۱۶) چين ايران (ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه)
پنجشنبه ۲۸/۴/۸۶ ، ورزشگاه بوكيت جليل مالزى
•(بازى شماره ۱۷) مالزى.... ايران (ساعت ۱۶ و ۵ دقيقه )
پنجشنبه ۲۸/۴/۸۶ ، ورزشگاه شاه عالم مالزى
•(بازى شماره ۱۸) ازبكستان... چين (ساعت ۱۶ و ۵ دقيقه )
بازيهاى گروه ۴
دوشنبه ۱۸/۴/۸۶ ، ورزشگاه گلورا بانگ اندونزى
•(بازى شماره ۱۹) اندونزى.... بحرين (ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه)
چهارشنبه ۲۰/۴/۸۶ ، ورزشگاه گلورا بانگ اندونزى
•(بازى شماره ۲۰) كره جنوبى.... عربستان (ساعت ۱۶ و ۵ دقيقه)
شنبه ۲۳/۴/۸۶ ، ورزشگاه گلورا بانگ اندونزى
•(بازى شماره ۲۱) عربستان... اندونزى (ساعت ۱۶ و ۵ دقيقه)
يكشنبه ۲۴/۴/۸۶ ، ورزشگاه گلورا بانگ اندونزى
•(بازى شماره ۲۲) بحرين.... كره جنوبى (ساعت ۱۶ و ۵ دقيقه)
چهارشنبه ۲۷/۴/۸۶ ، ورزشگاه گلورا بانگ اندونزى
•(بازى شماره ۲۳) اندونزى... كره جنوبى (ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه)
چهارشنبه ۲۷/۴/۸۶ ، ورزشگاه جاكابارينگ اندونزى
•(بازى شماره ۲۴) عربستان... بحرين (ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه)
بازيهاى مرحله يك چهارم نهايى
شنبه ۳۰/۴/۸۶ ، ورزشگاه ماى رينه ويتنام
•(بازى شماره ۲۵) تيم اول گروه (۲)- تيم دوم گروه (۱)ساعت ۱۳و ۵۰ دقيقه
شنبه ۳۰/۴/۸۶ ، ورزشگاه راجامانگالا تايلند
•(بازى شماره ۲۶) تيم اول گروه (۱)- تيم دوم گروه (۲) ساعت ۱۶ و ۵۰ دقيقه
يكشنبه ۳۱/۴/۸۶ ، ورزشگاه بوكيت جليل مالزى
•(بازى شماره ۲۷) تيم اول گروه (۳)- تيم دوم گروه (۴) ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه
يكشنبه ۳۱/۴/۸۶ ، ورزشگاه گلورابانگ اندونزى
•(بازى شماره ۲۸) تيم اول گروه (۴)- تيم دوم گروه (۳) ساعت ۱۶ و ۵۰ دقيقه
بازيهاى مرحله نيمه نهايى
چهارشنبه ۳/۵/۸۶ ، ورزشگاه بوكيت جليل مالزى
•(بازى شماره ۲۹) برنده بازى شماره (۲۶)- برنده بازى شماره (۲۷) ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه
چهارشنبه ۳/۵/۸۶ ، ورزشگاه ماى رينه ويتنام
•(بازى شماره ۳۰) برنده بازى شماره (۲۵)- برنده بازى شماره (۲۸) ساعت ۱۶ و ۵۰ دقيقه
بازى رده بندى
شنبه ۶/۵/۸۶ ، ورزشگاه جاكابارينگ اندونزى
•(بازى شماره ۳۱) بازنده بازى شماره (۲۹)- بازنده بازى شماره (۳۰)ساعت۱۶و ۵ دقيقه
بازى فينال
يكشنبه ۷/۵/۸۶ ، ورزشگاه گلورابانگ اندونزى
•(بازى شماره ۳۲) برنده بازى شماره (۲۹)- برنده بازى شماره (۳۰)ساعت ۱۶و ۵ دقيقه

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 14:0  توسط شورای سر دبیری  | 

خبر داغ ورزشي از انتقال ديويد بكهام

 بکهام از رئال به گالاکسی رفت

ديويد بکهام برای بازی در تيم لس آنجلس گالاکسی، رئال مادريد را ترک می کند تا رهسپار ليگ بزرگ فوتبالMajor League Soccer در ايالات متحده امريکا شود .

خبرگزاری فرانسه گزارش داد که کاپيتن ۳۱ ساله پيشين تيم ملی انگليس سعی خواهد کرد اين ورزش را در آمريکا به درجه های بالاتر و تازه تری برساند، در جايی که يک بار په له با حضورش تماشاگر آمريکايی را متوجه فوتبال کرد .

باشگاهی در کنار آکادمی بکهام

قرار داد بکهام با گالاکسی پنج ساله برآورد شده است و اين تيمی است که محل آن در نزديکی مدرسه ورزشی ( اسپورتس آکادمی ) کاليفرنيای جنوبی متعلق به بکهام قرار دارد.

بکهام در گفت و گو با  «يواس» گفت: «من تا حالا برای دو تيم از بزرگترين باشگاه های جهان بازی کرده ام . من ۱۵ سال در بالا ترين سطح فوتبال جهان توپ زده ام و حالا گمان می کنم به مبارزه در شکل ديگری نياز دارم».

قرار داد بکهام با رئال مادريد درپايان اين فصل فوتبال به پايان می رسد و مقامات رئال مادريد  برای نگاهداشتن بکهام تا سال ۲۰۰۹  در سانتياگو برنابو ( ورزشگاه اختصاصی رئال مادريد) در مورد عقد قرار دادی تازه، مذاکراکراتی را با او داشتند .

در روز چهارشنبه از سوی پريداگ مياتوويچ، مدير ورزشی رئال مادريد چنين نقل قول شد که او به شبکه اسکای ايتاليا اظهار کرده است قرار داد بکهام تمديد نخواهد شد .

اما باشگاه سپس با انکار اين که ستاره خط ميانی در آستانه رفتن است، بر اين پافشاری کرد که مذاکرات بر سر قرار داد تازه هنوز در جريان است .

طبق مقررات فيقا، بکهام از اول ژانويه امسال حق مذاکره با ديگر باشگاه ها را دارد زيرا او در شش ماه آخر مدت قراردادش بسر می برد .

 سايمون اوليويرا، سخنگوی بکهام هفته پبش گفت که بکهام در هنگام نقل و انتقالات ماه ژانويه رئال مادريد را ترک خواهد کرد . اما با توجه به اين که فصل فوتبال ام ال اس ( ليگ بزرگ فوتبال ) از ماه آوريل شروع می شود، خروج زود هنگام به او اجازه می دهد که وقتی مسابقه های فوتبال امريکا شروع شد او در زمين بازی باشد و نه دير تراز آن .

بکهام، که پبش از رئال همه عمرحرفه ای اش را در منچستر يونايتد گذرانده بود، پس از درگيری با مرد اول اولد ترافورد، سر الکس فرگوسن، در سال ۲۰۰۳ به رئال مادريد پيوست .

کهکشان ستارگان رئال

او به همراه زين الدين زيدان، رونالدو، روبرتو کارلوس و لوييس فيگو، يکی از شاخص ترين چهره هايی بود که مجموعه آنها به« گالاتيکوس» ( کهکشان ) شهرت يافت . اما درزمان بکهام رئال مادريد در اسپانيا به هيچ يک از جام های مهم دست نيافت و او خودش هم از تيم اول کنار ماند .

هنگامی که بکهام در تيم شروع کننده بازی جای نگرفت و بر روی نيمکت ذخيره ها نشست، او به يک فوق ستاره طلسم شده بدل شد .

حالا  او می خواهد تماشاگران امريکايی را متوجه ورزشی کند که در مقايسه با بيسبال، بسکتبال و فوتبال امريکايی، کمتر توجه به فوتبال از نوع ساکر داشته اند .

فعاليت های بيرون از زمين فوتبال 

اين انتقال امريکايی زمينه روشنی هم برای حمايت کنندگان حقوقی او خواهد بود که بنا بر گزارش برای يک سال، ۲۰ ميليون دلار بابت امضای طلايی او پرداخت کرده اند .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 2:47  توسط شورای سر دبیری  | 

خبر ورزشی

چرا بازى‌ ايران‌ - امارات‌ پخش‌ نشد؟
متسو اجازه‌ نداد دوربين‌ وارد ورزشگاه‌ شود!
تيمهاى‌ ملى‌ فوتبال‌ ايران‌ و امارات‌ شامگاه‌ ديروز مسابقه‌اى‌ دوستانه‌ با يکديگر برگزار کردند اما فوتبالدوستان‌ کشورمان‌ از تماشاى‌ اين‌ مسابقه‌ محروم‌ شدند و انتظارشان‌ براى‌ اينکه‌ شاهد نمايش‌ شاگردان‌ قلعه‌نوعى‌ باشند بيهوده‌ بود. در همين‌ ارتباط‌ با «مهدى‌ هاشمي» تهيه‌ کننده‌ برنامه‌ فوتبال‌ برتر و معاون‌ شوراى‌ ورزش‌ صدا و سيما تماش‌ گرفتيم‌ تا اصل‌ ماجرا را از زبان‌ او بشنويم. هاشمى‌ به‌ خبرورزشى‌ گفت: عدم‌ پخش‌ زنده‌ اين‌ مسابقه‌ ارتباطى‌ به‌ تلويزيون‌ ايران‌ نداشت‌ زيرا ما براى‌ روى‌ آنتن‌ فرستادن‌ بازى‌ مشکلى‌ نداشتيم‌ اما واقعيت‌ امر اين‌ بود که‌ «برونو متسو» سرمربى‌ تيم‌ملى‌ امارات‌ تنها در صورتى‌ با انجام‌ بازى‌ موافقت‌ مى‌کرد که‌ دوربين‌ هيچ‌ شبکه‌ تلويزيونى‌ وارد ورزشگاه‌ ملى‌ شهر ابوظبى‌ نشود به‌ همين‌ خاطر فدراسيون‌ فوتبال‌ امارات‌ هم‌ به‌ شبکه‌هاى‌ تلويزيونى‌ اين‌ کشور اجازه‌ نداد از بازى‌ تصويربردارى‌ کنند.
توضيح‌ خبرورزشي: باتوجه‌ به‌ اينکه‌ «جام‌ خليج‌ فارس» در آينده‌اى‌ نزديک‌ آغاز شده‌ و بازى‌ ديشب‌ آخرين‌ مسابقه‌ امارات‌ قبل‌ از شرکت‌ در اين‌ جام‌ محسوب‌ مى‌شد. متسو اين‌ کار را انجام‌ داد تا مانع‌ از آناليز بازى‌ شاگردانش‌ توسط‌ رقبا شود.
اين‌ حرکت‌ (عدم‌ صدور اجازه‌ فيلمبردارى‌ مسابقات‌ دوستانه) در کشورهاى‌ عربى‌ امرى‌ کاملاً‌ مرسوم‌ است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 1:9  توسط شورای سر دبیری  | 

دادکان در مصاحبه با شرق اعلام کرد:

به برکناری ام افتخار می کنم
 
 
 
خلاصه گفت و گو:

من باید از یك گروه از مسئولان تشكر ویژه بكنم.موظفم از آقای احمدی نژاد تشكر كنم. ایشان همیشه نسبت به فوتبال نظر مثبت داشتند. باید از مردم هم تشكر كنم چون همیشه حامی ما بودند. از آقای حدادعادل تشكر می كنم چون به ما آرامش داد. هدیه معنوی ایشان كه همان سفر مكه بود برای ما بسیار لذت بخش بود.
باید از آقای خاتمی و آقای مهرعلیزاده تشكر كنم چون به ما آزادی عمل داد. یك دوره ای می خواستند كه آقای مهرعلیزاده را هم بگذارند جلوی فدراسیون اما ایشان تدبیر داشت.
از جناب سردار طلایی به خاطر زحمات زیادی كه برای فوتبال كشیدند در طول این چهار سال، از جناب سردار كارگر در حوزه نظام وظیفه كه نگذاشت حتی یك بار بازیكنان در فرودگاه بمانند، از رئیس اداره گذرنامه كه حقیقتا یار ما بودند. ما چهار سال فقط به خاطر ارتباط خوبی كه داشتیم تعامل خوبی برقرار كردیم، در حالی كه هیچ كاری هم برای این سازمان ها نكردیم. واقعا از آنها ممنونم. همه این كارها را به خاطر عشق به ورزش كردند.از مدیران باشگا ه ها تشكر می كنم كه زحمت كشیدند.

1من در مورد گروه تورهای ورزشی مستند و مستدل حرف می زنم. گفتند كه گروه تورهای ورزشی را من آورده ام اما حالا می بینید كه من نامه سازمان را اجرا كردم. در این نامه كه می بینید مدیركل حراست سازمان به آقای قدمی نوشته كه با گروه تورهای ورزشی قرارداد بسته شود و از هر نفر هم یك میلیون تومان فدراسیون بگیرد.
۲سازمان در جایی گفته كه ما به آقای دادكان گفتیم كه برانكو را عوض كند. این موضوع اصلا حقیقت ندارد. اصلا كسی به ما چنین چیزی نگفت. ما را صدا كردند گفتند كه یك نفر را بگذار كنار برانكو ما هم زیر بار آن كسی كه سازمان مطرح كرد و بعضی از مطبوعات هم دنبالش بودند نرفتیم.
۳ نه تنها به ما امكانات ندادند از ما پول هم گرفتند. ما با امضای سازمان ۴۹۰ میلیون دادیم به پرسپولیس و ۱۵۰ میلیون هم به استقلال. مسابقات چهارجانبه ما را به هم زدند و گفتند كه پولش را می دهند، ندادند. در مورد قرارداد با ایرانول هم مسائلی را به وجود آوردند.

حرف هایمان كه تمام شد، یاد این گفته بیلی وایلدر كارگردان بزرگ تاریخ سینما افتادیم: «همیشه اینطور نیست كه آدم درست بزند وسط خال، اگر اطراف آن هم بزند خوب است.» و محمد دادكان جزء این دسته از آدم ها بود. دوست داشت تیم ملی ایران در جام جهانی به دور دوم برود تا به همه ثابت كرده باشد برانكو چه انتخاب خوبی بوده، اما آن شكست ها و آن حذف تلخ از جام جهانی سبب شد عملكرد چهارساله او در فدراسیون فوتبال به یك باره زیر سئوال برود. دادكان دو ماه سكوت كرد و حرف نزد اما پس از درخواست گروه ورزش روزنامه شرق راضی شد تا به برخی مشكلات فراروی فدراسیون اشاره كند . گفت وگوی ما در دفتر شخصی دادكان در میدان كتابی برگزار شد، آن هم در شرایطی كه برخی از اعضای فدراسیون دادكان مثل رضا غیاثی و ناصر نوآموز و شهرام وزیری و همایون شاهرخی در اواخر مصاحبه به رئیس سابق شان پیوستند و هركدام به نوعی از كارهایی كه كرده بودند و دیده نشده بود و كارهایی كه نكرده بودند و دیده شده بود سخن گفتند.دادكان در این گفت وگو می كوشید از عملكرد خودش دفاع كند. تا آنجایی كه زمان اجازه می داد، دفاع هم كرد، اما فضا جوری بود كه نتوانستیم خیلی از سئوال هایمان را بپرسیم و البته با دادكان توافق كردیم كه خیلی از حرف هایش به امانت نزد ما بماند تا وقت دیگری آنها را منتشر كنیم. بقیه سئوال های ما هم ماند برای دفعه بعد كه در فضایی آرام تر از حالا روبه رویش بنشینیم و با او حرف بزنیم با مردی كه هدف گیری اش درست بود اما به اطراف هدف زد، نه به خود هدف.

حدودا دو ماه از حذف ایران در جام جهانی می گذرد و شما در این دو ماه سكوت اختیار كردید. اما حالا قصد دارید صحبت كنید. آیا دلیل خاصی برای انتخاب چنین زمانی داشتید اتفاق خاصی افتاده است
خوشحالم كه امروز قرار است درباره مسائل گذشته صحبت كنم و سكوت دوماهه خودم و همكارانم را بشكنم. البته دلیل خاصی كه وجود ندارد اما می خواستم از فضای احساسی بعد از جام جهانی دور شویم و در فضایی منطقی تر حرف بزنیم. ضمن اینكه موضع گیری ها و رفتارهای سازمان تربیت بدنی هم مزید بر علت شد. اگر سازمان شفاف عمل می كرد شاید من هیچ وقت دوست نداشتم صحبت كنم، چون اعتقاد دارم كه گذشت زمان بهترین چیز برای قضاوت مردم است. قاعدتا مردم هم قضاوت خودشان را نسبت به كار ما دارند،به همین خاطر این روز را گذاشتم برای گفت وگو با شما. بالاخره مردم باید واقعیت های ورزش و به خصوص فوتبال را از منظر ما بدانند و مسئولان هم بدانند كه كجا هستیم و كجا می خواهیم برویم. در این بحث هم حاضرم همه مسائل را برای همه شفاف بیان كنم.
فكر می كنید نقطه شروع این اختلاف ها كجا بود
خب ببینید، از همان روزی كه رئیس فعلی سازمان منصوب شد و حكم از ریاست جمهوری گرفت ما با ایشان جلسه داشتیم و بعد با هیات رئیسه رفتیم پیش ایشان. رئیس سازمان از ورزش اطلاعات كافی نداشتند بالطبع سخت بود برای ما. ایشان با ۱۲ نفر ارنج می كرد. وقتی گفتم كه تیم ۱۱نفره است بحث جدی بین ما شروع شد. ایشان می گفت شش تا لژیونر داریم و شش نفر دیگر هم كنار آنها می گذاریم. من كه متخصص این كار هستم، بازیكن ملی بودم، دكترای فیزیولوژی دارم و در بخش مدیریت ورزش كار كردم چطور می توانستم زیر نظر چنین مجموعه ای كار كنم، دیدید كه شش ماه قبل از مجمع كه به من اختیار و رای دادند گفتم تا جام جهانی هستم بعد می روم. از آنجا دخالت در فدراسیون آغاز شد.
خیلی ها آن موقع متوجه شدند كه مسائل كجاست و چطور من این تصمیم را گرفتم. بعد تغییراتی را خواستند كه من باید در هیات رئیسه ایجاد می كردم. یك دوره ای هم كه می گفتند برای جام حذفی دو تا بازی بگذارید یا سه تا بازی بگذارید. بعد گفتند كه اگر می شود یك مربی اضافه كنیم یا به جای سوئیس برویم اردبیل. من به خاطر اینكه به جایگاه رئیس سازمان و معاون رئیس جمهور خدشه وارد نشود خودم را كشیدم كنار.
مشكل سازمان با هیات رئیسه چه بود چون بعضی از اعضا در كابینه قبلی بودند.
بله صد درصد درست بود. حالا اسم حزب و این مسائل مطرح نیست اما من دوست دارم با واقعیت ها برخورد كنم. اما اینكه گفتند این افراد نباشند واقعیت داشته. اما من پافشاری كردم. درست مثل داستان مربی و هیات رئیسه پافشاری كردم. هیات رئیسه ما عبارت بودند از:
شریعتمداری وزیر بازرگانی، پل ارتباطی ما و دولت
آقای سازگارنژاد نماینده شیراز
آقای تاجرنیا مشهد
آقای شجاعی برهان
سردار یعقوبی كه رابط ما با نیروی انتظامی بودند.
جعفر كاشانی خبره فوتبال.
آقای آصفی سخنگوی وزارت خارجه.
آقای پورمحمدی معاون وزیر اقتصاد و بقیه.
اینها هیات رئیسه قوی ما بودند كه پیشنهاد من و آقای مهرعلیزاده بوده. حكم هیات رئیسه را باید رئیس سازمان امضا كند. این را باید بگویم كه از آقای مهرعلیزاده تشكر می كنم به خاطر صبر و تحمل ما و همه مسائلی كه به وجود می آمد. ایشان در طول سه سال همه جور همكاری كرد حتی ما مشكلاتی داشتیم اما از ما حمایت كرد و اگر مسئله ای پیش می آمد در اتاق دربسته حل كردیم. به ما گوشزد می كرد. باید از ایشان صمیمانه تشكر كنم. این هیات رئیسه بخش اعظمی از كار را انجام می داد، حالا كجا مشكل داشته نمی دانم اما از نظر فوتبالی هم كمك كرده.
ظاهرا بعضی از اعضای خود فدراسیون هم قرار بود نباشند
بله، آقای نوآموز، آقای دانشور، درودگر و زمان آبادی. نظر سازمان این بود كه اینها نباشند اما دلایلشان نه منطقی بود، نه كارشناسی. من هم پافشاری كردم كه انجام ندهم.
دلایلشان چه بود
غیرمنطقی و غیركارشناسی.
سازمان موقعیت نظارتی را برای خودش متصور است. به این فكر افتادید كه تغییراتی ایجاد كنید نگاه نظارتی سازمان را قبول داشتید
قطعا همین طور است. من خودم با سیستم كار كردم. قطعا من خودم قبول دارم كه سازمان باید نظارت كند چه در زمان آقای هاشمی طبا و مهرعلیزاده. چه در زمان فعلی. اما بحث از حالت نظارت و حمایت خارج شده بود و به دخالت تبدیل شده بود. سازمان مدعی بود كه ما از فدراسیون كارشناس تر هستیم. این بحث برای ما قابل قبول نبود. ما هم در مقابل بحث های كارشناسی مقاومت می كردیم.
مثال می زنید.
تعویض هیات رئیسه... یا مثلا آقای درودگر.
خدا را شكر كه حافظه خوبی دارم. آقای درودگر با یكی از نمایندگان مشكلی پیدا كرده بود. اما كار مربوط به فدراسیون نمی شد. آنها می گفتند درودگر را بركنار كن چون می خواستند نماینده را راضی كنند. بعد دیدم دلایل غیركارشناسی است. آقای درودگر زحمت كشیده. قاعدتا باید جور دیگری این مسئله حل می شد. مثلا درج در پرونده...
یا مثلا در مورد آقای نوآموز چه گفتند
می گفتند بچه هایش خارج هستند.
روز اولی كه رئیس فدراسیون شدید اهدافتان را چه گذاشتید. چه از نظر ساختاری، چه از نظر نتیجه.
وقتی مجموعه ما فدراسیون را تحویل گرفت بنا را بر این گذاشتم كه هیچ وقت به صورت فردی كار نكنم. همیشه دوست داشتم از افكار و نظرات همكارانم استفاده كنم تا به هدفم برسم.
دوست دارم اینها را بنویسید. این برنامه ها از مدت ها قبل در ذهن ما بود كه مهمترین آن سالم سازی محیط فوتبال بود. من هم فوتبال بازی كردم، مسئول ورزش و فوتبال دو وزارتخانه بودم بهداشت و علوم و اعزام هم به عهده خودم بود. می دانستم كه فوتبال چه مشكلاتی سر راه سالم سازی اش است. خدا را گواه می گیرم كه تمام تلاشم در این چهار سال این بود كه بتوانم آلودگی های محیط فوتبال را كمتر كنم و شاید خیلی از همین تركش ها را هم به خاطر رسیدن به هدف به جان خریدم. این را هم بگویم كه خوشبختانه این كار از زمان آقای صفایی فراهانی شروع شده بود و ایشان هم تلاش زیادی برای سالم سازی محیط فوتبال كرد. منتها ما آمدیم و كار را سرعت بخشیدیم. گفتیم هر كسی برای خودش یك جایگاه دارد و شترسواری هم دولا دولا نمی شود.
جایگاه هر كسی را تعریف كردیم. بگذارید از خود شما شروع كنیم. مثلا ما به هیچ یك از خبرنگاران بی احترامی نكردیم، اما برای سالم سازی باید جایگاه او را هم تعریف می كردیم. ببینید در طول چهار سال فعالیت ما ۲۳۰ خبرنگار به خارج اعزام شدند. در واقع سالی ۶۰ نفر. یك روز هم گفتیم كه ۱۰۰ خبرنگار را به جام جهانی بردیم. حالا همین خبرنگاران را كه بردیم برای خودمان دشمن درست كردیم اما باز هم قبول كردیم و گفتیم خبرنگاران هم باید در ورزش باشند اما در جایگاه مخصوص خودشان. كسی حق حضور در اردوی تیم ملی را ندارد. حتی دخالت نیست. گفتیم خبرنگاران برای ما عزیز هستند، در این چارچوب. جای ما جدا، جای شما جدا. یكی از دلایل مشكلات ما با خبرنگاران همین بود. خب قبلا بعضی از خبرنگاران بازیكن به تیم ملی معرفی می كردند. اما در این چهار سال فقط كادر فنی تصمیم می گرفت.
در بخش داوران هم همین طور. نمی توانستیم داورانی كه مورد داشتند را بگذاریم توی زمین. بعضی ها را چند هفته محروم كردیم، بعضی ها را هم برای همیشه. پس هدف اصلی ما سالم سازی بود.
دومین هدف تان چه بود
دومین هدف استقلال اجرایی و مالی فدراسیون بود. شما بروید فدراسیون های قبلی را ببینید كه چه مشكلاتی به خاطر مسائل مالی داشتند و فدراسیون ما را هم ببینید. در این چهار سال حتی یك بار نگفتیم كه نداریم و تیم اعزام نمی كنیم. یا كسی بگوید پولی از ما طلب دارد. درآمدزایی با فكر و برنامه پیاده كردیم تا فدراسیون را به استقلال مالی كافی رساندیم. البته یك بخش مهمی از این دعواها هم سر پول است. یك قسمتی از این مسائل به خاطر این است كه قرار است پول فیفا برسد و من نباید باشم. دعوا سر آن شش میلیون فرانك سوئیس است.فكر می كنید نمی توانستم رئیس فدراسیون بمانم. باور كنید به راحتی می توانستم دو دوره دیگر رئیس باشم.
كافی بود هرچه می گویند من هم جواب بدهم چشم یا بله قربان. دو تا بازی را سه تا می كنم یا اینكه اگر گفتید تیم را به جای سوئیس ببر اردبیل می گفتم چشم می برم عجب شیر. اما چطور باید جوابگوی این مردم می شدم. فوتبال در این مملكت بزرگ شد اما یك نفر باید سر این فوتبال را می زد. چون سازمان كوچك تر از فوتبال شده بود. دوست دارم این را ثبت كنید.
این واقعیت است و آینده در مورد من قضاوت خواهد كرد. من سازمان را خیلی راحت تر از فدراسیون اداره كنم. از خودم نمی گویم این فوتبال كه این همه مشكل داشت را ما چرخاندیم با این همه دشمن. همه ناراحت بودند كه چرا فدراسیون بزرگ شده.
دو تا اتاق شده یك ساختمان بزرگ. برای استقلال و پرسپولیس ساختمانی می خرد. ورزشگاه بم را در عرض ۹ ماه درست می كند. ما به همه قول هایمان عمل كردیم. گفتیم تیم را می بریم جام جهانی و بردیم، با برنامه و كمك همه. ما گفتیم می رویم و به بحرین نمی بازیم و نباختیم. من حتی یك بار هم نگفتم كه بحرین را می بریم. اما بعد موظف بودیم كه ژاپن را ببریم. چون می دانستیم ژاپن را كه ببریم كره شمالی را هم می بریم. بعد كه صعود كردیم به جام جهانی حاشیه ها شروع شد. مسئولان كمیته ملی المپیك گفتند كه تیم ملی مشكل دفاع و دروازه بان دارد. بعد هم مسئولان سازمان گفتند كه رفتن ما به جام جهانی حادثه بود. اینها هم برنامه بود چون می خواستند تیم را تخریب كنند. بعد هم به مدل مو و زیر ابروی بازیكنان گیر دادند.من حق ندارم به عنوان یك شهروند از ورزش دفاع كنم دوست دارم یك نفر تحلیل كند كه این همه مصاحبه به چه درد ورزش می خورد.
مگر از ما نخواستند كه پرتغال را ببریم. اما حكم بركناری ما را هم گذاشتند برای همان بازی. چطور باخت به پرتغال غرور ملی را جریحه دار كرد اما مساوی با سوریه حیثیت ملی را زیر سئوال نبرد و آن هم با خرد جمعی. حالا مساوی كردند و توجیه هم دارند.
حالا دوست دارم آقای رئیس جمهور و آقای رئیس مجلس به این موضوع بپردازند كه ما كجا می رویم.

آقای حداد آمدند سر زمین گفتند همین كه شما به جام جهانی رفتید برای ما بزرگترین افتخار است. از نظر ما نتیجه و امتیاز در آنجا خیلی مهم نیست. اگر بردید كه چه بهتر. حالا از آقای احمدی نژاد می خواهم كه همین الان ورزش ما را كالبدشكافی كنند ببینند كه مسئولان سازمان در یك سال اخیر چه كار كرده اند. كجا بودیم و به كجا می رویم. اما من از حالا به شما می گویم. دو ماه دیگر یا سال دیگر می گویند خداحافظ ما رفتیم. شما كجا دیدید كه رئیس فدراسیونی برود و بعد ذی حسابی، همه نهادهای نظارتی بریزند توی فدراسیون فوتبال بعد از ما. خب بیایند كالبدشكافی كنند. این خیلی خوب است.واقعیت ها را با مدرك به مردم نشان دهند. ما هم سرمان را بالا می گیریم و می گوییم كه كردیم یا نكردیم.
بحث شخصی را مطرح كرده اند و من هم به همین خاطر سكوت را شكستم. مجبور شدم جواب بدهم.

بارها اعلام كرده اند كه فدراسیون ۲۵۰ میلیون تومان در سوئیس هزینه كرده. به من گفتند بروید اردبیل كه ۲۵۰ میلیون هزینه نشود، اصلا چنین چیزی نیست. فدراسیون ۹۰ میلیون تومان برای اردوی سوئیس هزینه كرد. ضمن اینكه من باید تصمیم بگیرم یا سازمان فوتبال دست من، هیات رئیسه فدراسیون و كادر فنی است. ما هم تصمیم گرفتیم برویم سوئیس و رفتیم. مگر اختیار دست شماست كه بدون منطق و كارشناسی نظر می دهید و اصرار هم می كنید. بعد هم این حرف را منتسب می كنید به شخص آقای رئیس جمهور كه ایشان گفته تیم نرود سوئیس و برود اردبیل. من یك بار خدمت آقای احمدی نژاد رسیدم و قبل از هر چیز هم باید از ایشان تشكر كنم كه همیشه نسبت به فوتبال حساسیت داشته اند. وقتی در مورد اردوی سوئیس پرسیدم، گفت اتفاقا تنها كشوری كه دوست دارم تیم ملی برود همین سوئیس است. چون كشور بی طرفی است. حالا ببینید كه همه این حرف ها به خاطر این بوده كه فوتبال بخورد زمین. خب حالا شما شاخ و برگش را بزنید و كوچكش كنید...
ما استقلال مالی فدراسیون را رعایت كردیم. خدا شاهد است كه هیچ وقت نظر شخصی خودم را اعمال نكردم و خوشحالم كه با یك گروه قوی كار كردم.
ما برنامه محور بودیم و انضباط كاری داشتیم. دیدید كه چطور پنج دوره لیگ برگزار كردیم چون در دوره آقای صفایی من رئیس سازمان لیگ بودم.
ارتقای فوتبال در مجامع بین المللی هم هدف دیگر ما بود. روی فوتبال ما حساب باز كردند. آقای بلاتر از فوتبال دفاع كرد و گفت من كاری به سیاست ندارم. ایران باید در جام جهانی باشد. بیلد كاریكاتور كشید باز هم بلاتر گفت باید باشید. فوتبال ایران جایگاه پیدا كرد، نه من. فوتبال ما رشد كرد. در رنكینگ فیفا هم بالاتر از همه آسیایی ها قرار گرفتیم.
حكم من لغو شد اما باعث افتخارم بود. سازمان و كمیته ملی المپیك جلسه گذاشتند و گفتند كه دادكان كفایت ندارد. من به شما می گویم كه همه این جلسات كارشناسی به اندازه یك كمیته ما كار اجرایی فوتبال نكردند. نه توانایی اجرایی دارند و نه فنی. آن وقت اینها ما را بركنار می كنند.
اشكال ندارد من كنار می مانم و اینها ورزش را بچرخانند. حالا من شده ام خائن، اما اشكالی ندارد من دوباره به این چرخه برمی گردم.
من دوست دارم به جامعه خدمت كنم و كارم را هم بلدم. قوانین فوتبال اجازه دخالت نمی دهد. من هم هیچ كس را نمی گذارم رقابت كند. چرا باید اینقدر به دادگاه احضار شوم.
شرمنده آقای رازینی هستم. اگر دستور ایشان را اجرا نكردم عذرخواهی می كنم به خاطر شخصیت والای ایشان چون قوانین را رعایت كردم. الان هم كه كنار رفتم حكم دادگاه برایم آمده، مگر من چه گناهی كردم.
كمیته ملی المپیك در فرم ارزیابی اش همه فدراسیون ها را ارزیابی كرد و ما را هم جزء هفت تای اول گذاشت اما بعد سازمان گفت این طور نباشد و كمیته ملی المپیك هم قبول كرد و ما به جشن صدا و سیما دعوت نشدیم. باید بگویم كه وقتی كمیته ملی المپیك ارزیابی خودش را هم قبول ندارد، چطور برای ما جلسه می گذارد. آقایان تا حالا از اتاقشان بیرون نیامده اند چطور می توانند ورزش را بچرخانند. گفتند دادكان حصار كشیده بود و كسی را راه نمی داد. حالا با بعضی از آقایان جمع شده اند و اسمش را هم گذاشته اند خرد جمعی. من هم به عنوان یك شهروند افتخار می كنم اگر موفق بشوند. بروند كار كنند و برای فوتبال پیشرفت بیاورند. چطور وقتی جلوی سوریه مساوی كردیم گفتند بازیكنان این تیم تازه به هم رسیده اند. كجا این بازیكن ها تازه به هم رسیده اند. اینها كه همه در اردوی جام جهانی بودند. آوردن قلعه نویی را قبول دارم. ما خودمان هم با نظر كادر فنی موافقیم. اما قلعه نویی هم وسیله است. به خودش هم گفتم. گفتم تو را برای تیم ملی نیاورده اند. برای ساكت كردن یك عده ای آوردند. به او گفتم امیدوارم همان قدر كه من از نظر فنی قبولت دارم اینها هم تو را قبول داشته باشند. اما فكر می كنم این هم یك جریان است كه می خواهند استقلال و پیروزی پرسپولیس را از دست نفراتش خارج كنند. حالا شما آینده استقلال را ببینید.
كارشناس كسی است كه قبل از اتفاق حدس بزند. اصلا به همین دلیل خواستم پیش از بازی با سوریه صحبت كنم چون می دانستم كه چه چیزی در چنته تیم ملی است در برابر سوریه. همه فكر می كنند كه تیم ها فقط با كار فنی توی زمین برنده می شوند. نه، این طور نیست. اینها همه در دنیای امروز تعریف شده و سهم همه معلوم است. چند درصد كار فنی، چند درصد پشتیبانی و چند درصد بار روانی. اینها همه مشخص است. همه اینها یك مجموعه می شود.
قبل از جام جهانی را ببینید. روی سایت ها آمده بود كه بهترین مربی و بازیكن دنیا از طرف فیفا چه كسانی بودند آقای بروكنر و رونالدینیو. مربی چك را موفق ترین مربی دنیا معرفی كردند كه می تواند تیم را بیاورد جزء سه تای اول اما اولین تیمی كه اوت شد همین تیم چك بود. ضعیف ترین نمایش هم مال بهترین بازیكن دنیا یعنی رونالدینیو بود. چه اتفاقاتی افتاد
شما در نظر بگیرید كه همه این دوستان به اضافه كمیته ملی المپیك و معاونان سازمان را اگر بگذارید در یك كفه ترازو، چه از نظر فنی و چه از نظر مدیریتی به اندازه یكی از كمیته های ما نمی توانند در مورد فوتبال بحث كنند. همین جا اعلام می كنم كه بیایید بنشینیم و بحث مدیریتی و فنی بكنیم، ببینیم چه كسی توان بیشتری دارد. اما خب ابزار قدرت دست آقایان است می توانند عزل كنند، بیاورند یا ببرند.
بیش از ده نفر از روسای فدراسیون ها به من زنگ زدند و گفتند ما متاسف شدیم اما نمی دانستیم چه باید بگوییم. من هم گفتم چرا نمی توانید، خب حرفتان را بزنید. این میزها به كسی وفا نمی كند همان طور كه به ما وفا نكرد. تازه ما كه ورزشی هستیم و به قول معروف ریگ در جوی هستیم. اینها آب هستند، رد می شوند و می روند.
اما ما را در مجامع بین المللی كوچك كردند. غصه من فقط همین است. خدا شاهد است كه بركناری برای من افتخار بود. اما غصه من این است كه وقتی حكم بركناری من را زدند، آقای بلاتر به من گفت حزب سبزها، آمریكا و اروپا می خواستند نگذارند شما به جام جهانی بیایید. ما ایستادیم و اجازه ندادیم، اما داخل كشور خودتان از همه بدتر برخورد كرده است. شما فوتبالتان را كوچك كردید. خدا شاهد است بلاتر گفت در طول جام جهانی هیچ رئیس فدراسیونی عوض نشد جز فدراسیون شما. شده كه مربی یا ساختار فدراسیون عوض شده باشد اما رئیس فدراسیون عوض نشده. من دلم از این می سوزد. جایگاه فوتبال ما لطمه خورد نه من. من كه رفتم. شما بروید بسازید. شما ببینید آن نظمی كه ما راه انداختیم و برای خودمان هم دشمن درست كردیم به هم ریخته. تیم فوتسال استقلال پنج هفته از لیگ گذشته تازه می گوید كه می خواهیم بازی كنیم. می گویند بیا از اول بازی كنید. اگر من بودم محال بود بگذارم. یا مثلا گفتند لیگ ۳۲ روز عقب افتاد، برای چی شما فكر می كنید برای اینكه تیم ملی با سوریه بازی داشت این اتفاق افتاد، نخیر. حتما یادتان می آید در دوره ما، یكشنبه سخت ترین بازی ملی در برابر اردن بوده كه اگر نمی بردیم حذف می شدیم. ما یكشنبه لیگ برگزار كردیم، چهارشنبه با اردن مسابقه گذاشتیم و جمعه و شنبه اش هم بلافاصله دوباره لیگ را برگزار كردیم. فكر می كنید برای ما چه كار داشت كه بگوییم لیگ دوماه تعطیل برگزاری هفت ماهه لیگ مگر كار ساده ای است. حالا فكر می كنید این تعطیلی برای تیم ملی بود. والله كه اگر لیگ برگزار می شد وضع تیم ملی هم بهتر می شد، اما اینها می خواستند ساختارشان را تقویت كنند.
بروید بپرسید، در طول ۱۰ ، ۱۱ ماه مدیریت جدید سازمان حتی یك بار هم بازیكنان تیم ملی را نپذیرفتند. اینها درد است. به من نگفتند كه بازیكنان تیم ملی را قبل از جام جهانی بیاور، اما بوقچی ها و لیدرها دو بار در اتاق رئیس سازمان حضور پیدا كردند، آن هم خصوصی. چرا جایگاه معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی این است كه بوقچی ها را دعوت كند اما بازیكنان را دعوت نكند فوتبال دارد به این سمت می رود. یعنی آقایان به فكر بقای فوتبال نیستند. من در طول چهار سال یك بار هم با این گروه جلسه نگذاشتم با آنكه به آنها احترام هم می گذارم.
متاسفانه كار دارد كوچك می شود. من از رئیس محترم جمهور و رئیس مجلس خواهش می كنم كه دوران مدیریت جدید سازمان را بررسی كنند و كارشناسی كنند، نه سه سال دیگر. اگر ایشان درست می روند كه به من بگویند حرف نزن. جایگاه رئیس كمیته ملی المپیك هم طراز رئیس سازمان تربیت بدنی است اما شما ببینید كه امروز موقعیت كمیته ملی المپیك در چه حدی است ضعیف تر از ضعیف ترین فدراسیون تابعه سازمان اقدامی در جهت ورزش نمی كنند، فقط چه چه و به به. مگر من از پشت میز رفتم چه شد این افراد هستند كه به میزها شخصیت می دهند. ولی ما امروز سرمان را بالا می گیریم و به كارهایی كه كردیم افتخار می كنیم، این پایگاه استعدادیابی كه درست كردیم مایه افتخار است اما ببینید با تیم ملی جوانان و نوجوانان چه كار كردند. هم و غم همه شده بود كه سوریه را ببرند. نوجوانان و جوانان رها شدند، تیم هایی كه شانس داشتند بروند جام جهانی. تیم هایی كه سه سال برایشان زحمت كشیده شد. من برای آقای هاشمی كیومرث نامه نوشتم، البته ایشان را فرد مثبتی می دانم. درست است كه كارشناس فوتبال نیست اما هرچه هست فرد مثبتی است. به هر حال در نامه ای كه به ایشان تبریك گفتم نوشتم كه آقای هاشمی، به عنوان یك شهروند دو چیز را از شما تقاضا دارم. نگذارید از بین برود. یكی استقلال فدراسیون و دوم تیم های پایه ای كه برایشان سه سال هزینه شده. الان می بایست به هند و سنگاپور بروند، كو اگر ببازند كار ما است و اگر هم ببرند به حساب خودشان می گذارند. اما این تیم ها راحت می روند جام جهانی. سه سال برای آنها زحمت كشیده شده. اما مربی اش گفته كه سفر خارج خواستیم به ما گفتند بروید بندرانزلی با این تفكر می خواهیم برویم جلو خرد جمعی این است با كسانی كه چهار سال به دلیل سابقه ناموفق شان به مجموعه فدراسیون راه نداشتند. درد فوتبال ما این است خب در فدراسیون ما چند كرسی آسیایی و جهانی نصیب ایران شد. آقای نوآموز در برگزاری زیرگروه مسابقات، خود من در دو رده جوانان و پروفشنال حرفه ای ها، آقای درودگر عضو فوتسال، آقای بیگلری عضو كمیته انضباطی، آقای محمدپور عضو كمیته امنیتی و آقای غفاری عضو كمیته مسابقات شدند. هفت هشت پست در AFC گرفتیم و من هم كه در فیفا در بخش اتحادیه ملی Association) National عضویت پیدا كردم، می رفتم و می آمدم. مگر ما خارج از كشور رفتیم و آمدیم غیر از سربلندی مملكت مان بوده. ببینید هشت سال پیش در جام جهانی ایرانی های خارج از كشور با ما چه كار كردند و این دفعه با ما چه برخوردی شد. آن موقع ما را روبه روی خودشان می دانستند اما این بار چی ما طوری با آنها برخورد كردیم و مصاحبه كردیم كه همه به سمت ما برگردند. در همین اردوی سوئیس كه كلی هم ایرانی آمده بود من بلندگو را دستم گرفتم و گفتم ما فقط یك شعار اینجا داریم و آن هم تشویق تیم ملی است. هر ایرانی وطن پرستی هم كه تیم ملی را حمایت كند در جهت تقویت تیم اقدام كرده است. وجدانا همه ایرانی ها هم سنگ تمام گذاشتند. اینجا هم لازم است كه از همه آنها تشكر كنم چون خاطرات هشت سال پیش را پاك كردند. آیا این اقدام موثر در جهت بالا رفتن موقعیت ما در مجامع بین المللی نیست رفتار بازیكنان و مربیان و اعضای فدراسیون این مسئله را ایجاد كرد. آن وقت وسط مسابقات حكم ما را لغو كردند. البته من دو روز بعد را هم دلسوزانه تر كار كردم در حالی كه می توانستم بگویم دیگر به من ربطی ندارد. آقایان در سازمان و كمیته ملی المپیك به ادعای خودشان بعد از ۱۸۰۰ ساعت جلسه و كار كارشناسی به این نتیجه رسیدند كه دادكان نباشد. مصاحبه های ۱۰ماهه اخیر را مرور كنید تا ببینید درست می گویم. رئیس سازمان قبل از مسابقات گفته بود كه ما مكزیك را می بریم، با پرتغال مساوی می كنیم و بعد هم آنگولا را می زنیم و می رویم بالا و بعد رسانه ها هم این موضوع را منتشر كردند. اما شما یك مصاحبه از من بیاورید كه گفته باشم ما پرتغال را می بریم یا مكزیك را می بریم. من همیشه گفتم همان قدر كه آنها شانس دارند ما هم شانس داریم اما در فوتبال دنیا آنها از ما جلوتر هستند. اما پیش بینی نتایج ایران یك برنامه از پیش تعیین شده بود كه پایه های ما را سست كنند. بعد كه به پرتغال باختیم حكم بركناری ما را زدند، حالا امروز چه كسی باید استعفا بدهد با این نتیجه ای كه جلوی سوریه گرفتیم همه می دانند كه فوتبال را دارد سازمان می چرخاند نه قلعه نویی. نباید عذرخواهی می كردند از مردم، اما ما از طرف آنها و خودمان از مردم عذرخواهی كردیم.
یك مسئله ای كه انتقادات زیادی را به همراه آورد این بود كه انگار تیم ما فقط به قصد حضور در جام جهانی به آلمان رفت و هدفش رفتن به مرحله بعدی یعنی یك هشتم نبود. مثلا ما تغییری در كادر فنی در جهت تقویت آن نداشتیم یا این مسئله را ندیدیم كه تیم ملی انگیزه و باور صعود به مرحله بالاتر را داشته باشد.
ببینید رفتن به مرحله یك هشتم و ۱۶ تیم جام جهانی برای ما زود است. آن موقع نمی توانستیم این موضوع را بگوییم اما همیشه می گفتیم كه تمام تلاش مان را می كنیم تا در جام جهانی شرایط بهتری نسبت به گذشته داشته باشیم. اما واقعا بردن مكزیك و پرتغال به عقل سلیم كدام كارشناس می رسد. اما دوستان عمدا برای تیم ملی نتیجه پیش بینی می كردند. یا می گفتند كه دفاع چپ ضعیف است، دروازه بان ضعیف است. آقا شما كه می دانید فقط همان دروازه بان را دارید، پس می خواهید روحیه اش را خراب كنید. به نظر شما می شد كس دیگری را در دروازه گذاشت این هم مثل بقیه حرف ها این ۱۱ ماه بود. بهتر بود كه سازمان دنبال كارهای اساسی تری می رفت. یك نمونه برایتان مثال می زنم كه شاهدش هم آقای آصفی است. می خواهم دخالت دولت در ورزش را در جاهای دیگر دنیا برایتان بگویم. استادیوم بازل در سوئیس در كمتر از یك سال ساخته شد آن هم با كمك دولت. سردر باشگاه زده ۳۶۴ روزه این ورزشگاه ساخته شده یعنی كمتر از یك سال. من اگر رئیس سازمان بودم در این ۱۱ ماه هفتاد درصد كار ساخت یك استادیوم برای استقلال و یكی هم برای پرسپولیس را پیش می بردم، با كمك همین مردم.
در مورد گروه تورهای ورزشی
من در مورد گروه تورهای ورزشی مستند و مستدل حرف می زنم. گفتند كه گروه تورهای ورزشی را من آورده ام اما حالا می بینید كه من نامه سازمان را اجرا كردم. در این نامه كه می بینید مدیركل حراست سازمان به آقای قدمی نوشته كه با گروه تورهای ورزشی قرارداد بسته شود و از هر نفر هم یك میلیون تومان فدراسیون بگیرد. آقای قدمی نوشته اند كه آقای دادكان اقدام كنید و ما را هم مطلع كنید. من هم پاراف كرده ام كه «امور مالی محترم، با توجه به نامه ارسالی و پی نوشت معاونت محترم سازمان قرارداد منعقد شود به شكل اشاره شده. سقف قرارداد ۰۰۰۱۰۰۴ تومان.» این را من نوشتم حالا من نباید حرف می زدم
قرارداد فدراسیون با برانكو
بعضی از روزنامه ها نوشتند كه قرارداد برانكو را فدراسیون بسته اما من به شما مداركی نشان می دهم كه خلاف این را ثابت می كند. این هم قرارداد یك میلیون و صد و ده هزار دلار برای ۲۷ ماه. نوشته خطاب به بانك ملی شعبه حساب های دولتی كه نظر به قرارداد منعقد شده با برانكو ایوانكوویچ سرمربی تیم ملی ایران طبق این تاریخ ها مبالغ فوق به ایشان پرداخت شود... آن وقت ما پول برانكو را دادیم نامه خطاب به آقای كمانگر و همدانلو است كه ذی حساب سازمان بوده اند. چرا باید به ما شك كنند اینجا همه اقساط پرداختی و تاریخ آنها ثبت شده است. ما همه پرداختی ها را ثبت كرده ایم. اما بعدا گفتند كه آقای صفایی قبلا برانكو را آورده و شرایطش مناسب نیست، آقای دادكان هم به دروغ گفته كه ایشان مربی است نه، برانكو بدنساز است. این هم از مدرك مربیگری برانكو همه چیز اینجا هست. این هم دیپلم آقای برانكو در یوفا.
سازمان در جایی گفته كه ما به آقای دادكان گفتیم كه برانكو را عوض كند. این موضوع اصلا حقیقت ندارد. اصلا كسی به ما چنین چیزی نگفت. ما را صدا كردند گفتند كه یك نفر را بگذار كنار برانكو ما هم زیر بار آن كسی كه سازمان مطرح كرد و بعضی از مطبوعات هم دنبالش بودند نرفتیم.

هیچ جا عرف نیست كه مربی ای كه تیم را برده جام جهانی عوض كنند. مگر ژاپنی ها زیكو را عوض كردند. تازه آقای كاوابوچی ۲۰ میلیون دلار هم از سازمان ورزش گرفت و به تیم ملی تزریق كرد برای بازی های تداركاتی و حضور قوی تر در جام جهانی. عربستان و كره جنوبی هم ۲۰ تا ۲۵ میلیون دلار از دستگاه ورزش شان گرفتند، اما ما چی سازمان یك میلیون دلار برای ما گرفت اما به ما ندادند. این را هم مستند می گویم. نه تنها به ما امكانات ندادند از ما پول هم گرفتند. ما با امضای سازمان ۴۹۰ میلیون دادیم به پرسپولیس و ۱۵۰ میلیون هم به استقلال. مسابقات چهارجانبه ما را به هم زدند و گفتند كه پولش را می دهند، ندادند. در مورد قرارداد با ایرانول هم مسائلی را به وجود آوردند. این قرارداد ما با ایرانول است و همه پایش را امضا كردند. اما پول را نیاوردند به ما بدهند. با سازمان تامین اجتماعی هماهنگ كردند آنها هم شش ماه پول ما را ندادند.
مبلغ چقدر بود
تقریبا ماهی ۱۰۰ میلیون تومان. ما شش ماه برای ایرانول تبلیغ كردیم كه پولش را ندادند. چطور قبلا پیش پیش پول می دادند. برای تضعیف ما این كار را كردند. امكانات در حد صفر بود، ما رفتیم جام جهانی و خرج خودمان را خودمان دادیم. آن وقت رئیس سازمان در مصاحبه ای گفته اند كه ما یك میلیارد به فدراسیون پول دادیم. این یك میلیارد را كه دادند به سازمان و آقای مشایی، چه ربطی به ما داشت حتی یك قران به ما ندادند. دوباره گفتند كه صد هزار یورو به ما دادند اما ما صد هزار دلار یعنی ۷۷ هزار یورو آن هم از شخص رئیس جمهور كمك گرفتیم. در مورد ۲۳ هزار یوروی باقیمانده هم من چیزی نمی دانم.در مورد سكه هایی هم كه رئیس جمهور به ما مرحمت كردند سند دارم. فهرست همه كسانی كه سكه گرفتند را دارم. اگر اسم من را در این فهرست دیدید
در مورد آقای برانكو انتقادات زیادی مطرح شده بود. شما تلاش نكردید كه مربی بزرگتری داشته باشید
هركس دیگری غیر از برانكو بود ما همین نتیجه را می گرفتیم. بنابراین اگر پول بیشتری می دادیم آن را حیف و میل كرده بودیم. فوتبال ما همین است. فرض كنید ما مربی چك را می آوردیم كه بهترین مربی از دید فیفا بود. اگر فقط به مربی بود كه چك در جام جهانی می ماند. ما باید در فوتبال مان خیلی بیشتر سرمایه گذاری كنیم. نمی شود زمین و امكانات نداشته باشی و بخواهی در جام جهانی موفق باشی.
می گفتند آوردن آقای آری هان هم برای تیم ملی بوده بله، این هم جزء همان كارهایی بود كه ما را تضعیف كنند. اگر بخواهید مدیر برنامه های آری هان و بازاریابش هم شهادت می دهند. آنها گفتند كه در جلسه ای كه با مسئولان پرسپولیس داشتند به آری هان گفته شده كه شما برای پرسپولیس نیامدی، شما را آورده ایم كه سرمربی تیم ملی كنیم.

برای اثبات گفته هایم می گویم كه مسئولان مملكت ضعیف ترین فدراسیون را به من و همكارانم بدهند آن وقت ببینند كه ما چطور آنجا را می چرخانیم. نخواهند كه ما بیرون باشیم، ما دوست داریم خدمت كنیم. می توانند امتحان كنند. من اگر در فوتبال باشم باز هم مربی خارجی می آورم. البته در كنارش مربی داخلی خواهم گذاشت. این را هم بگویم كه ما سه گروه مربی در ایران داریم. یك سری از مربیان كاربلد و توانا هستند و خداترس. به خاطر مردم و باشگاهشان كار می كنند، اسم می برم مثل آقای پیروانی و كربكندی. یكسری هم مربی داریم كه هوچی هستند اسمشان را نمی برم. این گروه با مطبوعات هماهنگ هستند و با كمك رسانه ها از این باشگاه می روند به آن یكی. یك گروه هم هستند كه كاربلد هستند اما زبانشان تند است كه البته سرشان بی كلاه می ماند مثل آقای حجازی. اما دسته سوم كه از همه خطرناك ترند. مربیانی هستند كه آلت دست افراد سیاسی شده اند چه بعد و چه قبل از انقلاب. هر وقت لازم باشد می آیند توی تلویزیون یا مطبوعات حرف می زنند و بعد هم یك تیم می گیرند ساكت می شوند.افتخار ما این است كه مربیان خوب ایران كنار تیم ملی قرار گرفتند.

من باید از یك گروه از مسئولان تشكر ویژه بكنم.
از جناب سردار طلایی به خاطر زحمات زیادی كه برای فوتبال كشیدند در طول این چهار سال، از جناب سردار كارگر در حوزه نظام وظیفه كه نگذاشت حتی یك بار بازیكنان در فرودگاه بمانند، از رئیس اداره گذرنامه كه حقیقتا یار ما بودند. ما چهار سال فقط به خاطر ارتباط خوبی كه داشتیم تعامل خوبی برقرار كردیم، در حالی كه هیچ كاری هم برای این سازمان ها نكردیم. واقعا از آنها ممنونم. همه این كارها را به خاطر عشق به ورزش كردند. از مدیران باشگا ه ها تشكر می كنم كه زحمت كشیدند. با كمك آنها بود كه فوتبال را از حالت دوقطبی خارج كردیم. این هم شد جزء افتخارات ما.از آقای حدادعادل خواهش می كنم كه بعضی از مسائل فوتبال را همین امروز بررسی كند. فوتبال پله ترقی بعضی از مسئولین سیاسی نباید باشد. مدیریت در فوتبال هنر است. شما ببینید امروز فوتبال در دنیا وسیله ای برای وفاق ملی است.عاملی برای وفاق بین مردم و دولت ها برای وفاق بین ملت ها. اما در ایران این طوری است شما نگاه كنید ما را بعد از جام جهانی بركنار كردند آن وقت برای بازی با سوریه ۱۰ هزار نفر رفتند ورزشگاه.این طوری قرار بود وفاق ملی ایجاد شود جام جهانی را به كام همه مردم تلخ كردند درحالی كه آنجا جشن همه دنیا بود. اما مردم را نسبت به جام جهانی بی تفاوت كردند. شادابی را از جامعه گرفتند. رفتن به جام جهانی یعنی نشاط. همه را نسبت به كادر فنی مایوس كردند.وقتی ما سوار هواپیما شدیم و رفتیم به سمت آلمان، مدیریت پرواز لوفت هانزا از بلندگو گفت: «خوشحالیم كه تیم ملی ایران را می بریم آلمان... خوشحالیم كه لوفت هانزا این كار مهم را انجام می دهد.» همان موقع من برگشتم به سمت برانكو و آقای شاهرخی. برانكو به من گفت كه حالا واقعا فكر می كنم سرمربی تیم ملی هستم.حالا كه پرواز كردیم من ایمان پیدا كردم كه سرمربی هستم، سازمان ورزش شما تا حالا می خواست من را كنار بزند. ببینید سرمربی نسبت به مسئولان ورزش، چه تفكری پیدا كرده بود. آقای شاهرخی هم گفت كه من هم حالا باور می كنم كه مدیر تیم ملی هستم. ما با این ذهنیت رفتیم جام جهانی. خوب معلوم است كه بازیكن هم دیگر از برانكو نمی ترسد.پیش خودش می گوید این مربی را می خواهند بردارند. آن هم چه بازیكنانی، كسانی كه همه دنیا آنها را می شناسند.ما با این مجموعه رفتیم درحالی كه یك ریال بار مالی روی دوش سازمان و كمیته ملی المپیك نگذاشتیم، اگر داشتیم مستند بیاورند و ثابت كنند.
علی دایی برای این مملكت زحمت كشیدند. حق اش این نبود كه با او رفتار كردند. البته مردم این طور رفتار نكردند باز هم مسئولان چنین جوی را به وجود آوردند. با یك افتخار ملی رفتار بدی شد. همه جای دنیا به علی دایی و علی كریمی احترام می گذارند. حالا می گویند چرا كریمی لگد زد به ساك. زد كه زد. چطور این قدر برای زیدان دلتان سوخت برای علی كریمی خودتان نسوخت. به خدا علی كریمی قلب پاك و صافی دارد. هیچی توی دلش نیست. یك مقدار مشكل درست كرد البته، اما واقعا دل او هم برای مملكت می سوخت. از او یك هیولا ساخته شد. چه كسی گفت كه علی كریمی با پای مصدوم و عصا آمد توی فدراسیون و پایش خونریزی كرده بود. با همین پا خودش را به جام جهانی رساند.باید از آقای خاتمی و آقای مهرعلیزاده تشكر كنم چون به ما آزادی عمل دادند. یك دوره ای می خواستند كه آقای مهرعلیزاده را هم بگذارند جلوی فدراسیون اما ایشان تدبیر داشت.
ما با همین علی دایی و علی كریمی كه حرف می زدیم می گفتند اگر شما نبودید نظم و انضباط در اردو كمرنگ تر می شد. شما از این دو نفر نپرسیدید كه چه اتفاقی افتاد چرا تیم به هم ریخت
به خدا هیچ اتفاقی نیفتاد. هیچ كه می گویم اصلا در فوتبال محال است. هیچ كس نمی تواند بگوید كه در تیم های فوتبال مسئله ای پیش نمی آید. اینها جزء طبیعت فوتبال است. اما نسبت به دوران قبلی ما هیچ مشكلی نداشتیم. این بی حاشیه ترین تیم ملی سال های اخیر بود. اینكه بخواهیم بگوییم بازیكنان برای تیم ملی كم گذاشته اند محال است. مهدوی كیا اسپاسم عضلانی داشت، درد داشت اما با آمپول بازی كرد آن وقت من بگویم اینها كم گذاشته اند.ماحصل تلاش یك فدراسیون در طول چهار سال حضور در جام جهانی است، فقط. رفتن به جام جهانی برای جام جهانی یك آرزوی بزرگ است. استرالیایی ها جشن گرفتند كه بعد از ۳۴ سال می روند جام جهانی. ژاپنی ها كارناوال راه انداختند. زودتر از ما حذف شدند. اما در برگشت از آنها استقبال شد. آن وقت ما تند و تند باید برویم دادگاه.
موظفم از آقای احمدی نژاد تشكر كنم. ایشان همیشه نسبت به فوتبال نظر مثبت داشتند. باید از مردم هم تشكر كنم چون همیشه حامی ما بودند. از آقای حدادعادل تشكر می كنم چون به ما آرامش داد. هدیه معنوی ایشان كه همان سفر مكه بود برای ما بسیار لذت بخش بود.
شما در جریان كمبودها و فشارهای كمیته فرهنگی در جام جهانی بودید
اصلا مسائل فرهنگی به فدراسیون هیچ ارتباطی ندارد، صفر اختیارات فرهنگی را دولت واگذار كرد به وزارت ارشاد. دستور مستقیم دولت بود كه آقای مشایی پیگیر این مسئله باشند. ما اصلا خودمان را داخل این مسئله هم نكردیم.
پیش از جام جهانی عنوان شد كه فدراسیون قصد دارد یك دستیار ایرانی كنار دست آقای برانكو قرار دهد. صحبت از آقای فیروز كریمی بود و آقای قلعه نویی و بقیه... چه شد كه نهایتا این كار انجام نشد
ما به این جمع بندی رسیدیم كه آقای غلامحسین پیروانی می تواند مفید باشد. به آقای پیروانی هم زنگ زدیم اما ایشان گفت كه نمی توانم بیایم. امیر قلعه نویی هم دوست داشت مربی استقلال بماند و گفت در این برهه برای من خوب نیست. شاید بعضی از مربیان هم دوست نداشتند زیردست برانكو كار كنند. از خبرگزاری ها و روزنامه هایی كه دنبال درج حقیقت و واقعیت بودند تشكر می كنم. خوشحالم كه جامعه دارد بیدار می شود و همه دنبال واقعیت هستند. خوشحالم كه خیلی ها خودشان را در اختیار دیگران قرار ندادند. امیدوارم از این به بعد هم هر چیزی در مورد ما گفته می شود با سند و مدرك همراه باشد.
آقای فاضلی در جام جهانی گفتند كه من بازی با بایرن مونیخ را برای تیم ملی جور كردم اما آقای برانكو قبول نكرد. این صحت دارد
بله، ما خودمان قبول نكردیم چون زشت بود كه تیم ملی با یك باشگاه بازی كند. ما خودمان بازی با بایرن را دادیم به پرسپولیس. البته خودمان تقاضا داشتیم برای بازی اما بعد هر جور كه سبك سنگین كردیم دیدیم درست نیست كه تیم ملی با باشگاه بازی كند. ما هم به خاطر اینكه علی كریمی در پرسپولیس بود بازی را به آنها پیشنهاد كردیم.
اگر به گذشته برگردید، فكر می كنید بزرگترین اشتباه در دوران شما چه بوده
حتما ما هم اشتباه داشتیم، مگر كار بدون اشتباه می شود. اما خدا شاهد است كه همه همكاران من برای فوتبال زحمت كشیدند، آن هم با شرایطی كه هر روز با من جنگ و جدال داشتند. اشتباهات من را قاعدتا باید دیگران بگویند. این طور بهتر است. اما در مورد بعضی از اشتباهات همكارانم هم باید بگویم كه بعضی ها در این دوره پا به پای ما نیامدند و با یك اتفاق ساده جا زدند. روی هم رفته اما كار، كار خیلی سختی است. هفته ای صد و هفتاد، هشتاد تا مسابقه گذاشتن كار بسیار سختی است.
حالا چه لزومی داشت كه آقای علی آبادی ۱۰ روز كنار تیم باشد آن هم با توجه به مسائلی كه قبل از جام پیش آمده بود
خوب، خود ایشان آمدند. من تنها كاری كه می توانستم انجام دهم این بود كه حاشیه را از تیم ملی دور كنم. هر كسی كه می خواست به تیم ملی نزدیك شود، جلویش را می گرفتیم. اما بهتر است این سئوال را از خود ایشان بپرسید. این مسئله به ما هم مربوط نمی شود.
داستان جشن پرواز چه بود كه البته انجام نشد.
خوب این جشن مال خودشان بود. كسی با ما هماهنگ نكرده بود. فدراسیون در جریان نبود. هر مراسمی كه برگزار می شود قاعدتا باید با متولیان فوتبال هماهنگ شود. ما هم مطلع نبودیم و بالطبع كسی هم شركت نكرد. شعار جام جهانی را هم خودشان دادند و بعد هم خودشان عوض كردند در حالی كه قبلا شعار به فیفا گفته شده بود. می خواستند كارهایی را خارج از چارچوب و قواعد فیفا انجام بدهند كه قاعدتا فیفا زیر بار نمی رود. ما شعار «ستارگان پارس» را انتخاب كردیم و فرستادیم و همان هم روی اتوبوس حك شده بود. این طور نیست كه امروز یك تصمیمی بگیرید و فردا عوض كنید. مقررات اجازه نمی دهد.
ماجرای استعفا به كجا رسید گفته شد كه اگر شما بروید محرومیت شامل حال ایران می شود. شما هنوز رابطه ای با فیفا دارید
نه، اطلاعی از این مسائل ندارم. با فیفا هم رابطه غیرعادی ندارم. حرف و حدیثی ندارم. مطمئن هستم كه اگر بیشتر از سازمان دلم برای ورزش نسوزد كمتر هم نخواهد سوخت. در مورد استعفا هم بگویم كه اصلا چنین چیزی مطرح نیست. همه مشكلات را خود سازمان درست كرده و حالا هم انشاءالله با خرد جمعی این مشكلات را حل می كند.
فیفا به فدراسیون مهلت داده
قطعا فیفا به هر كشوری فرصتی می دهد كه در مورد دخالت های دولت دلایلشان را بیان كنند. حالا می گویند دادكان خودش نیامده در حالی كه ما در جام جهانی بودیم كه خبر بركناری در رسانه ها منتشر شد. خوب این خبر از كجا آمد.به گفته ریاست سازمان حكم بركناری در جلسه شورای معاونین، كمیته ملی المپیك و رئیس سازمان صادر شده است.
اگر الان هم به فوتبال برگردید باز هم همین قدر به برانكو اعتماد خواهید كرد
بله، برانكو به فوتبال ما خدمت كرده و گذشت زمان این مسئله را ثابت خواهد كرد.
در این مدت با علی دایی صحبتی نكردید مثلا بخواهید به او دلداری بدهید یا...
نه، استقامت علی دایی بیشتر از این حرف ها است. مگر همین یكی دو روز بوده كه در مورد او این طور جبهه گرفته باشند. ۱۰ سال است كه بعضی ها با او بد هستند. البته كسانی هم بودند كه انتقاد كردند اما بعضی ها تخریب شخصیت كردند.
اینكه می گفتند علی كریمی از تهران با برانكو مشكل پیدا كرده و بعد در جام جهانی گفته من بازی نمی كنم درست است می گفتند كه با بچه ها نمی جوشیده و خرجش را از بقیه جدا بوده...
اینكه می گویند با برانكو یك اختلاف كوچكی داشته درست است. قبل از جام جهانی قرار بود در یك جلسه شركت كنند كه علی كریمی لباس تیم ملی را نپوشیده بوده و برانكو هم می گوید كه همراه تیم نباشد. خوب علی كریمی هم تازه از سفر رسیده بوده و لباسش را فرستاده بود. هتل. به هر حال یك مقدار دلخوری پیش آمده... اما اینكه گفته بازی نمی كنم درست نیست.
در مورد آقای عنایتی و جواد كاظمیان چطور می گویند چند نفری به همراه این دو بازیكن خیلی با تیم همراه نبودند. مثلا میان نكونام و تیموریان پاس رد و بدل نمی شود. شما به این چیزها رسیدید
در مورد عنایتی، كاظمیان و دو سه نفر دیگر آقای برانكو و بگوویچ هم گفتند كه این چند نفر به خاطر اینكه بازی نمی كنند اخم و تخم می كنند. بله این مسئله بوده اما من با عنایتی و كاظمیان صحبت كردم و پرسیدم كه مگر آمده اید كه بازی كنید قرار است تیم ملی بازی كند. بله دلخوری داشته اند اما به تیم لطمه ای نزدند. چون دوست داشتند بازی كنند.
این روزها چه كار می كنید
خوب صبح ها می آیم اینجا در دفتر خصوصی خودم و انشاءالله از پاییز هم تدریس در دانشگاه شروع می شود. در دفتر خودم هم گاهی تست ورزشی می گیرم.
بزرگترین چیزی كه دوست داشتید در فدراسیون انجام دهید و نشد، چه بود
دوست داشتم سالم سازی در محیط فوتبال را با شدت بیشتری انجام دهم تا فوتبال را از آدم های نامناسب پاك می كردم.
آقای دادكان بزرگترین حسرتی كه در دلتان باقی مانده چیست
هیچی...
حال خودتان قضاوت كنيد
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 2:3  توسط شورای سر دبیری  | 

چند خبر ورزشی جدید

سرمربی تیم ملی ایران کشورهای عرب خلیج فارس را به برنامه‌ریزی برای نابودی
 فوتبال ایران متهم کرد 

بعد از مسابقه دوستانه تیم‌های ملی ایران و امارات، در تهران، که یک بر سه به سود تیم ایران خاتمه یافت، امیر قلعه نوعی سرمربی تیم فوتبال ایران در یک کنفرانس مطبوعاتی در باره حضور بازیکنان ایرانی در تیم‌های کشورهای عربی از جمله امارات متحده، هشدار داد. امیر قلعه‌نوعی از اینکه بازیکنان ایرانی از لحاظ قدرت بدنی و تاکتیکی به آمادگی لازم دست نیافته اند و از لحاظ سرعت در حد پائین قرار دارند، ابراز نگرانی و نارضائی کرد. وی امیرنشین‌های خلیج فارس را مسئول پائین بودن سطح کیفی بازیکنان ملی‌پوش ایرانی دانست. وی گفت این یک برنامه ریزی است که فوتبال ایران را که قطب آسیا است، نابود کنند.
وحید هاشمیان در مصاحبه با ایسنا علاقه چندانی برای صحبت درباره تیم ملی نشان نداد، اما گفت: تیم ملی نیاز به آرامش و بازنگری کلی دارد.
 
باشگاه پرسپولیس با آری هان و مربیان هلندی تیم قطع همکاری کرد

باشگاه پرسپولیس با آری هان و مربیان هلندی تیم پرسپولیس قطع همکاری کرد و اعلام کرد از این پس حمید استیلی تمرینات این تیم را تا معرفی سرمربی جدید زیر نظر خواهد گرفت.
 
خبری از بازار نقل و انتقال بازیکنان در اروپا
 
زلاتان ابراهیمویچ مهاجم سوئدی سابق تیم یوونتوس ایتالیا با انعقاد قراردادی چهارساله به اینترمیلان پیوست.
+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 6:25  توسط شورای سر دبیری  | 

چند خبر ورزشی داغ

باشگاه پرسپولیس برای ممنوع‌الخروج کردن کاظمیان تلاش می‌کند
 
معاون اقتصادی باشگاه پرسپولیس از بازیکن سابق جواد کاظمیان که دو روز پیش به تیم الشعب امارات پیوست، شکایت کرد و اعلام کرد که حکم جلب او را از قوه قضائیه دریافت کرده است ومقدمات کار برای ممنوع‌الخروج شدن او از کشور در حال پیگیری است. کاظمیان در مصاحبه با جراید ایران گفت معاون اقتصادی باشگاه پرسپولیس چک‌های تقلبی و بی‌اعتبار به او داده بود. ریموند دومینیک اعلام کرد چهره‌های جوان به تیم ملی فوتبال فرانسه وارد می‌شوند. فریبرز قریب، خبرنگار ورزشی رادیو فردا در آلمان، برگزیده آخرین اخبار از ورزش ایران و جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد.
 
تیم کشتی آزاد پیش کسوتان ایران قهرمان پیکارهای کشتی آزاد پیش کسوتان جهان در سال 2006 شد 
 
تیم کشتی آزاد پیش کسوتان ایران قهرمان پیکارهای کشتی آزاد پیش کسوتان جهان در سال 2006 شد. رئیس کمیته فوتسال فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی اسامی مربیان جدید تیم ملی فوتسال را اعلام کرد. به درخواست کادر فنی تیم ملی فوتبال ایران، زمان برگزاری دیدار دوستانه تیم های ایران و امارات تغییر کرد و در ساعت 18 روز سه شنبه در ورزشگاه آزادی تهران انجام خواهد شد. عواید این مسابقه به مردم جنگزده لبنان اختصاص خواهد یافت. فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال روز دوشنبه فهرست برترین باشگاه های فوتبال جهان را اعلام کرد. تیم اینترمیلان ایتالیا با کسب 305 امتیاز، برترین تیم فوتبال دنیا است.
 
ماریا شاراپوا فاتح رقابت های تورنومنت تنیس زنان در آمریکا شد
  
ماریا شاراپوا تنیسور 19 ساله روسیه فاتح رقابت های تورنومنت تنیس یک میلیون و 340 هزار دلاری زنان در آمریکا شد. مسابقات قهرمانی دومیدانی زنان و مردان اروپا یکشنبه شب با برگزاری مراسم خاصی در سوئد گشایش یافت.
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 7:14  توسط شورای سر دبیری  | 

خبری از ورزش لبنان

لبنان در مسابقات فوتبال جام آسیا شرکت نمی کند
 
لبنان از شرکت درمسابقات جام آسیای 2007 خودداری کرد. فدراسیون فوتبال لبنان با ارسال نامه ای رسمی به کنفدراسیون فوتبال آسیا، علت این امر را «اوضاع فاجعه آمیز» ناشی از حمله اسرائیل به لبنان ذکر کرده است. به نوشته فدراسیون فوتبال لبنان چند تن از بازیکنان تیم لبنان هنوز مفقود الاثرند. قرار بود لبنان پانزده روز دیگر در بحرین در برابر تیم این کشور بازی کند و تیم بحرین نیز در ششم سپتامبر برای بازی با تیم لبنان به بیروت برود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 2:39  توسط شورای سر دبیری  | 

سايه سنگين محروميت

آخر هفته تكليف فوتبال ايران مشخص مى شود

اين روزها پيدا كردن محمد دادكان رئيس پيشين فدراسيون فوتبال كارى نشدنى است. موبايل او خاموش است و آدرسى براى ملاقات حضورى نيز وجود ندارد. حتى اگر اين دو كانال ارتباطى هم برقرار شود باز هم حرف كشيدن از دادكان غيرممكن به نظر مى رسد. رئيس پيشين فدراسيون فوتبال فعلاً سياست سكوت را پيشه كرده و منتظر عاقبت تحولاتى است كه بعد از جام جهانى رخ داده. تحولاتى كه به احتمال زياد منجر به محروميت فوتبال ايران از سوى فيفا خواهد شد مگر آنكه اتفاقى غيرعادى بيفتد. مهلت قانونى فيفا به زودى به پايان مى رسد اما هنوز هيچ اقدام موثرى براى به تعويق انداختن يا ابطال مجازات از سوى فدراسيون و سازمان تربيت بدنى انجام نشده است.
هرچند كه شنيده مى شود مجازات فوتبال ايران به خاطر اساسنامه عهد عتيق فدراسيون صورت مى گيرد و مهلت شش ماهه هم به همين منظور صادر شده اما به نظر مى آيد كه موضوع بركنارى دادكان و استعفاى هشت نفر از روساى كميته هاى فدراسيون هم مزيد بر علت شده و حساسيت فيفا و حتى شخص بلاتر را برانگيخته است. همين كه AFC نامه هاى رسمى مديريت فعلى فدراسيون را پس مى فرستد و آن را به رسميت نمى شناسد و اخطار فيفا هم براى شخص دادكان ارسال مى شود نشانگر اين نكته است كه اوضاع كمى از كنترل خارج شده.
از سوى ديگر شنيده مى شود كه سازمان هم سفت و سخت به دنبال استعفانامه رسمى دادكان است تا مدرك محكمه پسندى براى ارائه به فيفا ضميمه پرونده شود. حتى شنيده شده كه مسئولان عالى رتبه مملكت هم با دادكان تماس گرفته اند تا شايد به نحوى غائله ختم به خير شود. اما دادكان تنها به يك شرط حاضر به نوشتن استعفانامه شده و آن هم استعفاى موازى على آبادى از سازمان تربيت بدنى است. به اين ترتيب مذاكرات مقامات با دادكان به جايى نرسيده و رئيس پيشين فعلاً در سكوت به سر مى برد و در پى فرجام كار است. اگر حكم به محروميت فوتبال ايران داده شود كه  آن وقت دادكان حرفش را به كرسى نشانده و اگر هم مهلتى مجدد درخواست شود آن وقت بايد منتظر حرف هاى جديدى از دادكان بود. ظاهراً دادكان هنوز هم از بركنارى اش توسط سازمان ناگفته  هايى دارد و ناراحتى ناشى از برخورد على آبادى درون او را مى سوزاند.
دادكان در بازى با آنگولا درست كنار بلاتر نشسته بود و بحث كنار گذاشتن احتمالى او در همانجا بين طرفين مطرح شد و مطبوعات آلمان هم موضوع بركنارى دادكان را به قدر كافى منعكس كردند.
علاوه بر اين تعدادى از خبرنگاران آزاد كه با رسانه هاى خارجى و حتى AFC و فيفا هم ارتباط دارند در اين مدت اخبار اوضاع و احوال فوتبال ايران بعد از دادكان را به كرات منتشر كرده اند و با اين اوصاف چيزى پوشيده نمانده است.
شنيده مى شود كه نامه نگارى هاى فدراسيون فعلى چندان ثمربخش نبوده و حتى كسانى كه مى توانستند كارى براى تخفيف، استمهال و يا لغو محروميت ايران انجام دهند نيز چندان رغبتى براى همكارى با فدراسيون از خود نشان نداده اند. روابط داريوش مصطفوى با AFC به قدرت و قوت هشت سال پيش نيست و حتى مذاكرات مخفيانه سه سال قبل مصطفوى با بن همام و ولاپان كه در حين افتتاح آسيا ويژن و دور از چشم سران  پيشين فدراسيون صورت گرفت نيز كمكى به حل اوضاع نكرده است.
نامه رحيم مشاعى رئيس سازمان ميراث فرهنگى ايران براى سپ بلاتر هم افاقه نكرده و حتى مذاكره با سفير ايران در سوئيس براى مذاكره مستقيم با دبير كل يا رئيس فيفا هم به جايى نرسيده است. مسئله اينجا است كه روانچى سفير ايران در سوئيس هم رفيق قديمى دادكان است و تمايلى براى ميانجى گرى از خود نشان نمى دهد.
اوضاع در داخل هم چندان روبه راه نيست. برخوردهاى قهرآميز سازمان با فدراسيون باعث شده كه بسيارى از كسانى كه روابطى هرچند كوچك با فيفا دارند تمايلى براى حل اين موضوع نداشته باشند.
برخلاف روزهاى پيش ديگر خبرى از اخبار سازمان مبنى بر سركشى بازرس كل كشور بر دفاتر فدراسيون پيشين و پيدا كردن مسائل شك برانگيز ديده نمى شود و ظاهراً چيزى براى محكوم كردن دادكان و همكارانش پيدا نشده و همين موضوع باعث شده كه رغبتى براى همكارى با فدراسيون فعلى وجود نداشته باشد.
از طرف ديگر مصطفوى دبير جديد فدراسيون هم با اختيارات تام وارد ميدان نشده و بى ثباتى در رياست فدراسيون فوتبال هم عامل ديگرى براى دل بريدن بسيارى از صاحب نظران و اهالى فن از فدراسيون شده.
نامه بعدى فيفا احتمالا چهارشنبه به تهران ارسال خواهد شد.فيفا يكى دو روزى تعطيل است. با اين حال نامه حتما خواهد رسيد.
با اين اوصاف به نظر نمى رسد تا پايان قريب الوقوع مهلت فيفا واكنش تاثيرگذارى صورت بگيرد و بعيد نيست كه مثل يونان و كامبوج و نامزدهاى آتى يعنى آلبانى و پرو، ايران هم دچار محروميت فيفا شود. محروميتى كه قطعاً شامل مقدماتى جام ملت هاى آسيا و حتى جام باشگاه هاى آسيا براى استقلال هم خواهد شد.
اين محروميت البته شامل قراردادهاى بين المللى اسپانسرشيپ هم مى شود هرچند كه چيزى نمانده بود به خاطر پوشيدن لباس خارج از قرارداد در تمرينات اخير تيم ملى، شكايت جديدى به پرونده فوتبال ايران در فيفا اضافه شود. اوضاع راستى راستى دارد بحرانى مى شود.
منبع:روزنامه شرق-آرش راهبر
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 13:45  توسط شورای سر دبیری  | 

خبری از بحبوحه نقل و انتقالات در فوتبال اروپا

در معامله 19 میلیون دلاری، رود فان نیستلروی از تیم منچستر یونایتد به رئال مادرید
 منتقل شد

با نزدیک شدن فصل فوتبال باشگاهی در کشورهای اروپائی، بازار نقل و انتقال بازیکنان شتاب بیشتری به خود گرفت. رئال مادرید، با پرداخت 19 میلیون دلار، رود فان نیستلروی Ruud van Nistelrooy مهاجم هلندی تیم منچستر یونایتد را جذب کرد. این تیم قبلا فابیو کاناوارو Fabio Cannavaro از ایتالیا و امرسون ستاره برزیلی را جذب کرده بود. حبیب روشن‌زاده، کارشناس برجسته فوتبال جهان، آخرین اخبار جهان ورزش را مورد بررسی قرار می‌دهد.
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 3:16  توسط شورای سر دبیری  | 

خبری جدید از باشگاه های ایتالیا

با حکم دادگاه تجدید نظر ایتالیا دو تیم لاتزیو و فیورنتینا از سقوط به
دسته دوم نجات یافتند
 
تیم فوتبال پرسپولیس در دومین دیدار تدارکاتی خود در اتریش از تیم انگلیسی ویگان 4 بر 2 شکست خورد. پرسپولیس قبلا نیز از تیم لاتزیوی ایتالیا 4 بر یک شکست خورده بود. با حکم دادگاه تجدید نظر ایتالیا دو تیم لاتزیو و فیورنتینا از سقوط به دسته دوم نجات یافتند ولی یوونتوس که کانون اصلی فساد و تبانی باشگاه های ایتالیا بود همچنان دسته دومی شد. آث میلان نیز با هشت امتیاز منفی در دسته اول ماند. هیچیک از تیم های یاد شده حق شرکت در لیگ قهرمانان اروپا را نخواهند داشت.
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 3:6  توسط شورای سر دبیری  | 

خبری بد برای دانشجویان فوتبال دوست

تاريخ امتحانات تغيير نمى كند
 
ايسنا: معاون آموزشى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى با رد تغيير زمان برگزارى امتحانات پايان ترم دانشگاه ها به دليل برگزارى مسابقات جام جهانى فوتبال گفت: هيچ برنامه اى مبنى بر تغيير زمان برگزارى امتحانات پايان ترم به دانشگاه  ها ابلاغ نشده است. حسن خالقى با بيان اينكه برنامه زمانى امتحانات پايان ترم دانشگاه ها تغييرى نكرده است، گفت: وزارت علوم هيچ اطلاعيه اى مبنى بر تغيير زمانبندى امتحانات پايان ترم به مناسبت برگزارى مسابقات جام جهانى فوتبال به دانشگاه ها ابلاغ نكرده است. وى با بيان اينكه وزارت علوم برنامه اى براى تغيير زمان برگزارى امتحانات پايان ترم دانشگاه ها ندارد، تصريح كرد: امتحانات پايان ترم دانشگاه ها براساس تقويم آموزشى دانشگاه ها در زمان مقرر برگزار خواهد شد و قرار نيست كه هيچ تغييرى در اين برنامه حاصل شود. گفتنى است براساس مصوبه مديريت آموزشى دانشگاه فردوسى مشهد در روزهاى ۲۷ و ۳۱ خرداد كه تيم ملى فوتبال كشورمان در آلمان به مقابله با حريفان خود خواهد رفت امتحانات دانشجويان برگزار نخواهد شد. بنابر مصوبه برنامه جديد امتحانات پايان ترم، دانشجويان دانشگاه فردوسى مشهد از ۲۳خرداد تا هفتم تيرماه طى ۱۲ روز كارى در امتحانات شركت خواهند كرد. همچنين جمعى از دانشجويان دانشگاه هاى تبريز نيز خواستار تغيير زمان برگزارى امتحانات در ايام برگزارى مسابقات جام جهانى فوتبال شدند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 6:56  توسط شورای سر دبیری  | 

مصاحبه ورزشی

حجازى‌ در محاصره‌ مردم‌ در نمايشگاه‌ مطبوعات‌ برانکو در حدى‌ نيست‌ که‌ دستيار من‌ شود

 

ستارگان‌ ديروز و امروز فوتبال‌ ايران‌ الحق‌ که‌ شايستگى‌ ستاره‌ بودن‌ را دارند. آنها هميشه‌ و در هر حال‌ بى‌ريا و بى‌منت‌ به‌ عشق‌ هوادارانشان‌ به‌ ميان‌ مردم‌ مى‌آيند مثل‌ ديروز که‌ حجازى‌ و خداداد عزيزى‌ حدود 2 ساعت‌ پاسخگوى‌ ابراز احساسات‌ و سئوالات‌ ورزشدوستان‌ بودند. با ناصر حجازى‌ ساعت‌ 30/11 وعده‌ داشتيم‌ که‌ 15 دقيقه‌ زودتر در نمايشگاه‌ بين‌المللى‌ تهران‌ حاضر شد. در همين‌ لحظات‌ واعظى‌ آشتيانى‌ رئيس‌ فدراسيون‌ دوچرخه‌سوارى‌ و عضو محترم‌ شوراى‌ شهر تهران‌ نيز در غرفه‌ خبرورزشى‌ بود. او دقايقى‌ با حجازى‌ به‌ گرمى‌ سخن‌ گفت‌ و سپس‌ نوبت‌ مردم‌ شد تا از فاصله‌ 2 مترى‌ سؤ‌الاتشان‌ را بپرسند يا آنچه‌ دوست‌ دارند به‌ اين‌ چهره‌ دوست‌داشتنى‌ منتقل‌ کنند. در زير بخشى‌ از حرف‌هاى‌ ردوبدل‌ شده‌ ميان‌ ناصر حجازى‌ و مردم‌ را مى‌خوانيد:
ناصرخان! هزار ماشاالله‌ هر روز بهتر از ديروز مى‌شويد! به‌ ما بگوئيد رمز سلامتى‌ و خوش‌ تيپى‌تان‌ چيست؟
(سؤ‌ال‌ اول‌ غافلگيرکننده‌ بود) حجازى‌ هم‌ کلى‌ خنديد و گفت: با زحمت‌ نام‌ حلال‌ در آورده‌ام‌ و خورده‌ام، به‌ فکر نامردى‌ نبوده‌ام‌ و نگران‌ موقعيتم‌ نشده‌ام، حاشيه‌اى‌ هم‌ نيست‌ تمام‌ وقت‌ کنار خانواده‌ هستم‌ و چند ساعت‌ ورزش‌ مى‌کنم. شما هم‌ اينکارها را بکن‌ تا ان‌ شأا... سلامت‌ بماني!
چرا شما مثل‌ برخى‌ها باند درست‌ نکرديد تا در استقلال‌ بمانيد يا مربى‌ تيم‌ملى‌ شويد؟
با باندبازى‌ خيلى‌ کارها مى‌توان‌ انجام‌ داد اما هيچکس‌ با اين‌کارها دل‌ مردم‌ را بدست‌ نياورده‌ و اگر هم‌ مدتى‌ با رياکارى‌ موفق‌ به‌ فريب‌ اذهان‌ عمومى‌ شود بالاخره‌ دستش‌ رو مى‌شود. ماه‌ هيچوقت‌ پشت‌ ابر نمى‌ماند! قبول‌ دارم‌ که‌ اگر مثل‌ برخى‌ها مى‌خواستم‌ با کارهاى‌ غيراخلاقى‌ موقعيتى‌ بدست‌ آورم‌ يا حداقل‌ موقعيتم‌ را حفظ‌ کنم‌ مى‌توانستم‌ به‌ هدفم‌ برسم‌ اما هرگز و به‌ هيچ‌ قيمتى‌ اعتقاداتم‌ را زير پا نگذاشتم‌ و نخواهم‌ گذاشت.
اگر قلعه‌نوعى‌ از استقلال‌ برود شما را به‌ اين‌ تيم‌ مى‌آورند؟
متأسفانه‌ برخى‌ از مديران‌ استقلال‌ دوست‌ ندارند سر به‌ تن‌ من‌ باشد چه‌ برسد به‌ اينکه‌ بخواهند مرا به‌ استقلال‌ دعوت‌ کنند!
چرا با آنها خوب‌ رفتار نمى‌کنيد؟
مى‌توانيد از تمام‌ مديرانى‌ که‌ با من‌ همکارى‌ کرده‌اند در اين‌ مورد سؤ‌ال‌ کنيد. احترام‌ مدير باشگاه‌ واجب‌ و لازم‌ الاجراست‌ ولى‌ بعضى‌ از آنها انتظارات‌ نامعقول‌ دارند و اين‌کار از دست‌ عده‌اى‌ مربيان‌ عزيز برمى‌آيد که‌ بازيکن‌ را با نظر مدير جذب‌ کنند، تيم‌ را بنابر نظر مدير ارنج‌ نمايند، تعويض‌هايشان‌ هم‌ توسط‌ مدير انجام‌ بگيرد و... اما من‌ ناصر حجازى‌ هستم‌ و هرگز به‌ مديرى‌ که‌ پايش‌ به‌ توپ‌ نخورده‌ اجازه‌ نمى‌دهم‌ در مسائل‌ فنى‌ دخالت‌ کند. اين‌کار يعنى‌ توسرى‌ خوردن.
ناصرخان‌ چرا وقتى‌ سرمربى‌ استقلال‌ شديد تعدادى‌ از بازيکنان‌ را کنار گذاشتيد؟
ببينيد، هر مربى‌ بر اساس‌ سلايق‌ فنى‌ و انضباطى‌اش‌ به‌ هر تيمى‌ مى‌رود تغيير ايجاد مى‌کند. همانطور که‌ مصطفى‌ دنيزلى‌ پنج‌ نفر را کنار گذاشت‌ و همين‌ آرى‌هان‌ نيامده‌ هشت‌ نفر را اخراج‌ کرد! نمى‌دانم‌ چرا به‌ من‌ سر سه، چهار بازيکن‌ پيله‌ مى‌کردند ولى‌ همين‌ کار را بقيه‌ انجام‌ مى‌دهند و سؤ‌الى‌ پيش‌ نمى‌آيد. در 3 سال‌ اخير حدود 30 بازيکن‌ از استقلال‌ رفته‌اند که‌ چندتايشان‌ بازيکنان‌ خيلى‌ خوبى‌ بودند و حرفى‌ به‌ ميان‌ نيامد اما پس‌ از سالها مى‌گويند چرا من‌ چند نفر را کنار گذاشتم. من‌ اگر 10 تا بازيکن‌ کنار گذاشتم‌ 10 تا ستاره‌ مثل‌ مجيدي، نوازي، سهراب، اکبرپور، تيموريان‌ و...رو کردم.
چرا شما و قلعه‌نوعى‌ گاهى‌ با يکديگر مشکل‌ پيدا مى‌کنيد؟
امير شاگرد من‌ بوده‌ و اميدوارم‌ موفق‌ باشد اما هميشه‌ از زمان‌ قديم‌ تا به‌ امروز بيشتر شاگردها با استادشان‌ مشکل‌ داشته‌اند و کمتر ديده‌ايد يک‌ استاد با شاگردش‌ مشکل‌ پيدا کند که‌ اين‌ را بگذاريد روى‌ انرژى‌ بيش‌ از حد جوانى‌ و به‌ قول‌ معروف‌ داغى‌اش!
عملکرد منصوريان‌ در تيم‌ استقلال‌ در فصل‌ جارى‌ چطور بود؟
به‌ اعتقاد من‌ او نقش‌ مهمى‌ در موفقيت‌ استقلال‌ ايفا کرد. منظور من‌ صرفاً‌ مسائل‌ فنى‌ نيست‌ که‌ منصوريان‌ هر وقت‌ به‌ ميدان‌ رفت‌ خوش‌درخشيد اما گاهى‌ ديدم‌ عليرضا منصوريان‌ را به‌ عنوان‌ يکى‌ از بزرگان‌ استقلال‌ اول‌ نيمه‌ دوم‌ از زمين‌ بيرون‌ مى‌کشند و بدتر اينکه‌ در دقيقه‌ 89-90 او را مى‌فرستند داخل‌ زمين‌ که‌ تعويض‌ در اين‌ دقايق‌ براى‌ اتلاف‌ وقت‌ صورت‌ مى‌گيرد و خيلى‌ بد است. بازيکن‌ به‌ اين‌ بزرگى‌ که‌ 40 بازى‌ ملى‌ دارد و در جام‌جهانى‌ بازى‌ کرده‌ را براى‌ اتلاف‌ وقت‌ تعويض‌ کنند. کمتر بازيکنى‌ صبر و تحمل‌ اين‌ برخوردها را دارد و منصوريان‌ هم‌ اين‌ مسائل‌ را ناديده‌ گرفت‌ و هم‌ با جان‌ و دل‌ چه‌ روى‌ نيمکت‌ و چه‌ در زمين‌ براى‌ موفقيت‌ استقلال‌ تلاش‌ کرد و بايد به‌ او آفرين‌ گفت.
چرا شما را با اينکه‌ نايب‌قهرمان‌ آسيا شده‌ بوديد، کنار گذاشتند؟
تيم‌ من‌ با آن‌ جوان‌ها و شور و حال‌ نايب‌قهرمان‌ آسيا شد و مى‌دانستند اگر بمانم‌ قهرمان‌ آسيا هم‌ مى‌شوم‌ و ديگر نمى‌توانند کنارم‌ بگذارند و به‌ هر طريقى‌ بود براى‌ ضربه‌ زدن‌ به‌ من‌ تو کار تيم‌ استقلال‌ هم‌ گذاشتند و دل‌ هواداران‌ را شکستند تا حجازى‌ برود.
آقاى‌ حجازي! چرا مربيان‌ تيم‌ملى‌ اصرار به‌ استفاده‌ از ابراهيم‌ ميرزاپور دارند؟
در برهه‌ کنونى‌ مى‌ترسند شخصى‌ ديگر را درون‌ دروازه‌ بگذارند و مجبورند از ابراهيم‌ حمايت‌ کنند. در چهار سال‌ اخير عليرغم‌ حرف‌هاى‌ من‌ و ديگر فوتبالى‌ها حاضر نشدند به‌ دروازه‌بان‌ ديگرى‌ ميدان‌ بدهند و حالا چوبش‌ را مى‌خورند.
يعنى‌ اگر شما هم‌ مربى‌ تيم‌ملى‌ بوديد، ميرزاپور را درون‌ دروازه‌ قرار مى‌داديد؟
خير. مهدى‌ واعظى‌ را دروازه‌بان‌ فيکس‌ مى‌گذاشتم.
اما طالب‌لو آماده‌تر است!
وحيد امسال‌ بازى‌هاى‌ خوبى‌ انجام‌ داد اما براى‌ اينکه‌ يک‌ گلر ششدانگ‌ در حد تيم‌ملى‌ شود دو سال‌ ديگر کار دارد.
يعنى‌ از ميرزاپور هم‌ کمتر است؟
نمى‌گويم‌ کمتر است‌ اما براى‌ تيم‌ملى‌ مطمئن‌ نيست. يادتان‌ هست‌ اولين‌ بازى‌اش‌ را براى‌ تيم‌ملى‌ اميد چگونه‌ انجام‌ داد. سه‌ گل‌ خورد يکى‌ از يکى‌ بدتر چون‌ ميدان‌ بزرگ‌ نديده‌ و از لحاظ‌ جسمانى‌ و روحى‌ دو سال‌ کار دارد. همانطور که‌ گفتم‌ به‌ نظر من‌ واعظى‌ بهتر از سايرين‌ است.
اگر از شما مى‌خواستند دستيار برانکو در جام‌جهانى‌ باشيد، قبول‌ مى‌کرديد؟
حالا که‌ فضا خودمانى‌ است‌ به‌ شما خيلى‌ راحت‌ بگويم‌ برانکو حتى‌ در حدى‌ نيست‌ که‌ دستيار من‌ باشد اما به‌ خاطر تيم‌ملى‌ بايد از او حمايت‌ کرد. من‌ با برانکو خصومتى‌ ندارم‌ اما از نظر فنى‌ و شخصيتى‌ خيلى‌ کوچکتر از تيم‌ملى‌ ايران‌ است‌ و از دوستان‌ مطبوعاتى‌ مى‌خواهم‌ اين‌ قسمت‌ حرف‌هايم‌ را ننويسند تا قبل‌ از جام‌جهانى‌ تصور خاصى‌ ايجاد نشود. حتى‌ اگر تيم‌ملى‌ قهرمان‌ جام‌جهانى‌ شود، من‌ نظرم‌ را خواهم‌ گفت‌ اما الان‌ وقتش‌ نيست.
چرا قبلاً‌ نگفتيد؟
گفتم‌ اما براى‌ بعضى‌ ايرانى‌ها مرغ‌ همسايه‌ غاز است‌ و به‌ خاطر همين‌ خارجى‌ به‌ مصاحبه‌کنندگانى‌ نظير من‌ توهين‌ کردند. مى‌گويند چه‌ کار کرده‌اى‌ که‌ برانکو را زير سئوال‌ مى‌برى‌ که‌ بايد بگويم‌ باز من‌ فوتباليست‌ بوده‌ام‌ و مى‌توانم‌ از يک‌ فوتبالى‌ انتقاد کنم‌ ولى‌ کسى‌ که‌ به‌ من‌ به‌ خاطر برانکو توهين‌ مى‌کند در تيم‌ خاکى‌ هم‌ بازى‌ نکرده‌ و از روى‌ احساسات‌ و غرض‌ورزى‌ و داغى‌ حرف‌ مى‌زند.
آرى‌ هان‌ در پرسپوليس‌ موفق‌ مى‌شود؟
پروين‌ نه‌ بازيکن‌ داشت‌ نه‌ پول. اگر قرار باشد براى‌ آرى‌ هان‌ پنج‌ بازيکن‌ ملى‌پوش‌ و چهار تا خارجى‌ بياورند و کلى‌ پول‌ به‌ باشگاه‌ تزريق‌ کنند مسلماً‌ بايد قهرمان‌ شود که‌ پروين‌ با نصف‌ اين‌ امکانات‌ پرسپوليس‌ را قهرمان‌ مى‌کند و قبلاً‌ هم‌ با دست‌ خالى‌ اين‌ کار را کرده‌ است‌ ولى‌ پس‌فردا کلى‌ هاى‌وهوى‌ مى‌کنند که‌ آرى‌ هان‌ فلان‌ و بهمان‌ بود و پروين‌ هيچ! نمى‌گويند اگر همين‌ شرايط‌ براى‌ پروين‌ فراهم‌ مى‌شد او هم‌ پرسپوليس‌ را قهرمان‌ مى‌کرد. متأسفانه‌ باز برمى‌گردم‌ به‌ ضرب‌المثل‌ مرغ‌ همسايه‌ براى‌ آقايان‌ غاز است.
امسال‌ کجا مى‌رويد؟
منزل‌ هستم.
ر.خبر ورزشی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 15:56  توسط شورای سر دبیری  | 

خبر داغ

3 امتياز از هما کسر شده‌ است!

هفته‌ قبل‌ و ساعاتى‌ پيش‌ از آغاز ديدارهاى‌ هفته‌ بيست‌ و يکم‌ دسته‌ اول‌ شايعه‌ شده‌ بود کميته‌ انضباطى‌ رأيى‌ را عليه‌ باشگاه‌ هما صادر کرده‌ که‌ به‌ موجب‌ آن‌ صعود اين‌ تيم‌ تهرانى‌ به‌ دور دوم‌ مسابقات‌ به‌ اماواگر خواهد افتاد! در آن‌ برهه‌ از زمان‌ باشگاه‌ هما به‌ صراحت‌ اين‌ خبر را تکذيب‌ کرد و اعلام‌ نمود استفاده‌ از افضلى‌ در ترکيب‌ تيم‌ قانونى‌ بوده‌ است‌ و از طرفى‌ عدم‌ واکنش‌ کميته‌ انضباطى‌ به‌ اين‌ موضوع‌ بيانگر شايعه‌ بودن‌ اين‌ خبر بود، اما ديروز خبرگزارى‌ ايپنا گزارش‌ داد باشگاه‌ هما تلاش‌ مى‌کند با ارائه‌ مدارک‌ مستند به‌ شوراى‌ عالى‌ استيناف‌ (تجديدنظر) رأى‌ کميته‌ انضباطى‌ را که‌ 3 امتياز از اين‌ تيم‌ کسر کرده‌ است‌ بازگرداند.
ظاهر امر اينکه‌ هما از افضلى‌ در يکى‌ از بازى‌هاى‌ فروردين‌ ماه‌ استفاده‌ کرده‌ که‌ کميته‌ انضباطى‌ اين‌ حرکت‌ را باتوجه‌ به‌ مشمول‌ بودن‌ بازيکن‌ خلاف‌ قانون‌ دانسته‌ و به‌ همين‌ خاطر 3 امتياز از هما کسر کرده‌ است.
اين‌ در حالى‌ است‌ که‌ شنيده‌ مى‌شود مديران‌ هما مدرکى‌ به‌ شوراى‌ استيناف‌ تسليم‌ کرده‌اند که‌ ثابت‌ مى‌کند در دفترچه‌ خدمت‌ عليرضا افضلى‌ غيبتى‌ قيد نشده‌ و زمان‌ اعزام‌ او نيز دو ماه‌ جلوتر بوده‌ است. استناد هما به‌ يکى‌ از مواد مقررات‌ اجرايى‌ مسابقات‌ فوتبال‌ است‌ که‌ در آن‌ با صراحت‌ اجازه‌ مى‌دهد بازيکن‌ در فاصله‌ دريافت‌ دفترچه‌ تا زمان‌ اعزام‌ به‌ خدمت‌ به‌ بازى‌ گرفته‌ شود و ظاهراً‌ اين‌ همان‌ کارى‌ است‌ که‌ هما انجام‌ داده.
ر.خبر ورزشی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 15:42  توسط شورای سر دبیری  | 

جشن قهرمانی استقلال

استقلال قهرمان لیگ برتر ایران شد

البته پس از ۴ سال ناکامی مستمر

جشن قهرمانی استقلال در استادیوم آزادی تهران

منبع:ر.شرق

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 15:56  توسط شورای سر دبیری  | 

دختران عاشق فوتبال در تهران

دختران و مهدي ناظمي در گفتگو در مورد محدوديت خانمها در ورود به  مسابقات فوتبال

دختران عشق فوتبال پشت در هاي بسته استاديوم آزادي

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 7:10  توسط شورای سر دبیری  | 

دو خبر ورزشی جدید

استقلال و سايپا دوئل قهرمانی
 
ديدار تيم‌هاي فوتبال استقلال و سايپا از هفته بيست و چهارم رقابت‌هاي فوتبال باشگاه‌هاي برتر ايران امروزشنبه در ورزشگاه آزادي تهران برگزار مي‌شود. تيم استقلال هم اكنون با كسب ‪ 46 امتياز در صدر جدول ليگ برتر قرار دارد. با توجه به اين كه 2تيم سايپا و استقلال در كورس قهرماني قرار دارند، اين ديدار تاثير زيادي در تعيين سرنوشت تيم قهرمان در پايان فصل خواهد داشت.
سرمربي تيم فوتبال استقلال تهران معتقد است كه اگر تيمش
 

" قلعه‌نويي گفت: «پرسپوليس در هفته‌هاي اخير حركتي رو به رشد داشته است، اما بازيكنان ما مي‌توانند اين تيم را به راحتي شكست دهند.... "

 
 
بتواند در هفته بيست چهارم ليگ فوتبال باشگاه‌هاي برتر ايران مقابل سايپا به پيروزي دست يابد، راه قهرماني را طي كرده است.
امير قلعه‌نويي افزود: «سايپا از همان ابتداي ليگ رقابتي سر سختانه با ما داشت. در ديدار رفت مقابل اين تيم مساوي كرديم و اميدواريم كه در ديدار برگشت بتوانيم سايپا را شكست دهيم. چرا كه ‪ 3 امتياز اين ديدار براي ما به اندازه ‪ 6 امتياز ارزش دارد و اگر بتوانيم آن را بدست آوريم بيش از ‪ 90 درصد راه قهرماني را طي كرده‌ايم.»
وي در خصوص وضعيت تيم سايپا نيز گفت: «در اردوي كيش كه بوديم چندين بار ديدارهاي اخير اين تيم را مرور كرديم و توانستيم تا حد زيادي به نقاط قوت و ضعف اين تيم پي ببريم. البته سايپا از يك مربي با دانش سود مي‌برد كه به سختي مي‌توان فكر آن را در زمين خواند. ولي ما اميدوار هستيم كه بازيكنان استقلال بتوانند در مقابل تاكتيك‌هاي آقاي ذوالفقارنسب مقاوت كرده و با رعايت دستورات كادر فني در اين ديدار به موفقيت دست يابند.»
سرمربي تيم فوتبال استقلال در پاسخ به اين سوال كه چه تمهيداتي براي ديدار حساس تيمش مقابل پرسپوليس در هفته بيست و پنجم انديشيده است؟ گفت: «براي ما ابتدا كسب ‪ 3 ‬امتياز بازي با سايپا مهم
 

" ذوالفقارنسب خاطرنشان كرد: «كاملا روي تيم استقلال شناخت دارم و نقاط ضعف و قوت اين تيم را به خوبي مي‌شناسم.... "

 
 
است و چندان فكر خود را معطوف به بازي با پرسپوليس نكرده‌ايم، اما چندان هم نسبت به آن ديدار بي‌توجه نيستیم و از چندين هفته قبل، حركت اين تيم را زير نظر گرفته‌ايم.»
قلعه‌نويي گفت: «پرسپوليس در هفته‌هاي اخير حركتي رو به رشد داشته است، اما بازيكنان ما مي‌توانند اين تيم را به راحتي شكست دهند.»
بيژن ذوالفقارنسب در خصوص ديدار2 تيم سايپا و استقلال گفت: «با توجه به اين كه 2تيم در كورس قهرماني قرار دارند و هر 2تيم قابليت تاكتيك پذيري بالايي دارند، بازي خوب و با كيفيتي را از سوي هر 2 تيم سايپا و استقلال خواهيم ديد.»
وي افزود: «فكر نمي كنم كه حساسيت اين بازي از نظر رواني حداقل روي بازيكنان سايپا تاثيرگذار باشد به طوري كه آنها نتوانند بازي طبيعي خود را در مقابل استقلال انجام دهند.»
ذوالفقارنسب خاطرنشان كرد: «كاملا روي تيم استقلال شناخت دارم و نقاط ضعف و قوت اين تيم را به خوبي مي‌شناسم.»
وي در پايان گفت: «با توجه به اين كه 2تيم سايپا و استقلال در كورس صدرنشيني و قهرماني قرار دارند، اين ديدار تاثير زيادي در تعيين سرنوشت تيم قهرمان در پايان فصل خواهد داشت.»
 
خداداد را می‌توان آدم خاصی دانست.او همیشه غیرقابل پیش بینی است و همیشه هم دوست ندارد ساز مخالف بزند. در نتیجه این بار قصد دارد نقش تازه‌ای را ایفا کند. 
 

 خداداد: با تجربه‌ام می‌توانم به تیم‌ملی کمک کنم
 
• وقتی از عقاب جدا شدی، شایعه شد که قصد داری به استقلال بروی؟
خب، حرف و حدیث‌های زیادی مطرح شد اما وقتی آقا فیروز با من تماس گرفت، نتوانستم نه بگویم و قبول کردم.

• یعنی علت پیوستن تو به راه‌آهن فقط فیروز کریمی بود؟
دقیقاً. من به خاطر رفاقت با فیروز کریمی به راه‌آهن آمدم وگرنه شرایط مالی چندان برایم مهم نبود. مدیران باشگاه عقاب نگذاشتند راحت باشم. در مورد حق و حقوق تیم بدقولی کردند.

•اما بالاخره به تعهداتشان عمل کردند. هر چند با تأخیر!
یک واقعیتی را به شما بگویم، این روش که چون ما با هم رفیق هستیم پس حق و حقوق را نادیده بگیر، دیگر کهنه شده است. از این گذشته من به خاطر خودم حرص نمی‌خوردم، بیشتر به خاطر هم‌تیمی‌هایم حرص و جوش می‌خوردم. هم‌تیمی‌های من تا یک جایی می‌توانستند خداداد را به جای پول قبول کنند.

•پس در باشگاه عقاب راحت نبودی؟
نه، من شده بودم چوپان دروغگو. به بچه‌ها تضمین می‌دادم و از طرفی مسئولان باشگاه بدقولی می‌کردند.

•در حال حاضر راه‌آهن را چطور می‌بینی؟
راه‌آهن تیم خوبی است. با این که مدت کوتاهی است که به راه‌آهن آمده‌ام، اما احساس راحتی می‌کنم. راه‌آهن تیم جوان و خوش‌آتیه‌ای دارد. البته این را هم بگویم که ما در بخش تمام کنندگی دچار مشکل هستیم و همین مسئله باعث شد تا مقابل ابومسلم، برق و بعضی از تیم‌ها امتیازات مفتی را از دست بدهیم. در هر حال به راه‌آهن خوشبین هستم.

• این روزها در مورد تیم‌ملی و برانکو حرف و حدیث‌های مختلفی مطرح می‌شود. بعضی‌ها می‌گویند این تیم‌ملی نمی‌تواند از آبروی فوتبال ما در جام‌جهانی دفاع کند و برانکو باید برکنار شود و تیم‌ملی یک مربی بزرگتر به خود ببیند. نظرت در این باره چیست؟
من به تیم‌ملی همیشه فکر می‌کنم. حتی وقتی که به تیم‌ملی دعوت نمی‌شوم هم باز یکی از دغدغه‌های فکری من را تشکیل می‌دهد. هر وقت که احساس کردم حرف‌هایم تأثیرگذار بوده، حرفم را زده‌ام و از هیچ کس هم واهمه‌ای نداشته‌ام، اما در این برهه که تیم‌ملی در آستانه حضور در جام‌جهانی است، فکر می‌کنم بیان نقطه نظرات صرفاً انتقادی به جایی نخواهد رسید. من فکر می‌کنم همان ظلمی که در حق مصطفوی و ویرا شد، در حال حاضر در حق برانکو و دادکان می‌شود.

• چه ظلمی؟
من نمی‌خواهم کسی را محکوم کنم. اگر نظر مرا درباره تیم‌ملی بخواهید باید بگویم الان شرایطی نیست که ما به دنبال مربی بزرگتری برای تیم‌ملی باشیم. اگر هم دنبال این قضیه بودیم، یک سال پیش باید اقدام می‌کردیم، نه حالا که برانکو برایش توقع ایجاد شده است. حق هم دارد، تیم‌ملی را به جام‌جهانی برده است. اصلاً مهم نیست که این تیم را چطور به جام‌جهانی برده، با خوش‌شانسی برده یا بدشانسی. مهم این است که برانکو در صعود ایران به جام‌جهانی نقش داشته است و همین کافی است تا ما این فرصت را به او بدهیم که در جام‌جهانی هم همراه تیم‌ملی ما باشد.

•پس نقطه نظر خداداد این است که برانکو باید در جام‌جهانی همراه تیم‌ملی ما باشد؟
بله، اما اگر بپرسید چرا اینطور فکر می‌کنم، بدون معطلی به شما می‌گویم چون وقت نداریم. ما زمان کوتاهی را تا شروع بازی‌های جام‌جهانی داریم. اگر واقعاً برانکو را کوچک می‌دانستیم باید از یک سال پیش به فکر کنار گذاشتنش می‌افتادیم.

• این که خداداد به حمایت از برانکو می‌پردازد کمی عجیب است. قبول کن خداداد!
منظورت را خوب می‌فهمم. می‌خواهی بگویی این شائبه پیش می‌آید که من به خاطر نزدیک شدن به تیم‌ملی است که در مورد برانکو و تیم‌ملی این حرف‌ها را می‌زنم....اما اینطور نیست. واقعاً این‌طور نیست. هر کس که درباره من چنین قضاوتی کند، معلوم است که خداداد را نشناخته است.

• اما شاید خداداد هم در گیر و دار بازی‌های این چنینی اسیر شود. چه تضمینی وجود دارد؟
چه تضمینی؟! من 4 سال از بهترین دوران زندگی حرفه‌ای را در تیم‌ملی نبودم. چرا؟! تا به حال به این مسئله فکر کرده‌اید؟ 6 ماه پیش من بودم که از دادکان انتقاد کردم. اگر چه بحث ITC آنقدر مهم نبود که آن حرف‌ها پیش بیاید اما بروید از خود دادکان بپرسید. به دادکان گفتم، آقای دادکان! عشق من این است که برای تیم‌ملی بازی کنم. اما نه برای وارد شدن به تیم‌ملی و نه برای ماندن در تیم‌ملی هرگز دست به چاپلوسی نمی‌زنم. شخصیت من و سابقه من به وضوح این ادعا را ثابت می‌کند که آدم واقع‌بینی بوده‌ام و به احدی تاکنون باج نداده‌ام. یک چیزی را به شما بگویم و خلاص؛ در تمام طول عمرم با آدم‌های کوچک طرف نشده‌ام، اگر دوستی بوده با بزرگان بوده و اگر دشمنی هم بوده و قرار به جنگ و دعوا بوده هم با بزرگان در افتاده‌ام نه آدم‌هایی که پادو هستند.

•از دیدن بازی‌های تیم‌ملی لذت می‌بری؟
بگذاریدراحت‌تر حرف بزنم. از تیم‌ملی توقع خیلی زیادی نداشته باشید. بهتر است افکار را آلوده نکنیم و نگوییم ما می‌توانیم از مرحله مقدماتی جام‌جهانی صعود کنیم و جزو 16 تیم یا 8 تیم باشیم. شاید هم باشیم اما آنچه که منطق می‌گوید این است که ما از این تیم‌ملی فقط باید توقع داشته باشیم که در مقابل پرتغال، مکزیک و آنگولا آبرومندانه بازی کند. اگر چه در فوتبال هر احتمالی وجود دارد اما این که بخواهیم خودمان را فریب دهیم کار درستی نیست. من آدم واقع‌بینی هستم.

• به نقطه خوبی رسیدیم. آیا در شرایط فعلی خداداد به درد تیم‌ملی می‌خورد؟
من تجربه دارم. با تجربه‌ام می‌توانم به تیم‌ملی کمک کنم. اما نکته مهمی را می‌خواهم گوشزد کنم. این را حتماً بنویسید که اگر خداداد به تیم‌ملی دعوت نشود هم ظلمی به او نشده است. می‌توانم کمک کنم، اما اگر نباشم هم احساس نمی‌کنم که مظلوم واقع شده‌ام. زمانی آنقدر خوب بودم که نمی‌توانستم دعوت نشدنم را تحمل کنم و چون به این مسئله اعتقاد داشتم که مظلوم ظالم را می‌سازد، اعتراض می‌کردم و حق خودم را فریاد می‌زدم، اما حالا اگر به تیم‌ملی دعوت نشوم هم مسئله‌ای نیست چون ظلمی صورت نگرفته است.

•هیچ وقت به پرسپولیس و استقلال نمی روی؟
نه، چون هیچ وقت نمی‌خواهم محبوبیتم را نصفه ببینم. گذشته از این در اواخر سال 79 به دنبال یک تیم بی‌حاشیه می‌گشتم. پرسپولیس و استقلال خیلی حاشیه داشتند. من بهترین دوران ورزشی‌ام را مدیون پرسپولیس یا استقلال نبودم که مجبور باشم در آن برهه یکی را انتخاب کنم. بی‌حاشیه‌تر از همه اینها پاس بود. الان هم که نیستم، برای پاس آرزوی موفقیت می‌کنم.
 
 
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 11:9  توسط شورای سر دبیری  |